تبليغاتX
پایگاه مقاومت بسیج مسجد الرضا ع

86/05/31

استاندار سيستان و بلوچستان:اشرار جاده چابهار به زودي تحويل ايران مي‌شوند

خبرگزاري فارس: استاندار سيستان و بلوچستان گفت: در خصوص تحويل اشرار و گروگانگيران حادثه جاده چابهار، رايزني‌هايي با طرف پاكستاني صورت گرفته كه به زودي آنان هم تحويل ايران خواهند شد.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهنود در 10:59 |  لینک ثابت   • 

86/05/31

تخریب سپاه هدف بعدی آمریکا پس از شکست در مبارزه با انرژی هسته ای

سید احمد خاتمي خطیب جمعه تهران با بيان اينكه سپاه پاسداران با پيروزي انقلاب اسلامي متولد شده است،گفت: در طول 28 سالي كه از انقلاب مي‌گذرد اين نهاد در عرصه مقابله با توطئه‌هاي خارجي و داخلي انصافاً خوش درخشيده است و در افتخار سپاه اين جمله از امام كافي است كه فرمود من از سپاه راضي هستم و به هيچ وجه از اين نظر خودم بر نمي‌گردم، اگر سپاه نبود كشور هم نبود،چشم من به شما است و شما هيچ سابقه‌اي جز ‌اسلام نداريد.
وي افزود: از اينكه سپاه محبوب امام است ترديد نداشته باشيد كه محبوب مردم هم هست و مردم سپاهيان را فرزندان فداكار خود مي‌دانند و از آنها حمايت مي‌كنند، بنابراين تصميم آمريكا در قرار دادن سپاه در ليست تروريست ها برگ زرين ديگري در پرونده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است، چون امام ما فرمود وقتي ديديد دشمنان شما از نهادي و كسي بد مي‌گويند نشان مي‌دهدكه آن نهاد تاثيرگذار است.
خطيب نماز جمعه تهران با اشاره به اين كه ما مي‌دانيم منافقين ذليل و فراري داده شده از جانب مردم اين كار را به آمريكايي‌ها پيشنهاد دادند، گفت: ضد آمريكايي‌هاي فراري استحاله شده‌اي كه نتوانستند آمريكا را تحمل كنند و ملت آنها را فراري داد به آمريكا گفتند كه مبارزه شما با بحث هسته‌اي آب در هاون كوبيدن است، لذا بياييد سپاه را تخريب كنيد.
وي افزود:آمريكايي‌ها بدانند كه اينها دوباره شما را در چاله و باتلاق مي‌اندازند، زيرا ملت ايران هيچ وقت فرزندان انقلابي خود را تنها نخواهند گذاشت و اگر آمريكايي‌ها بخواهند در اين عرصه هم ديوانگي كنند، باتلاقي براي آنها خواهند بود كه رفتن به آنجا با خودشان خواهند بود ولي آمدن از آنجا با خودشان نخواهد بود، زيرا در ايران شيرزنان و شيرمرداني هستند كه استكبار را به روز سياه نشاندند و همچنان هم به روز سياه خواهند نشاند.

نوشته شده توسط فرهنگی در 0:26 |  لینک ثابت   • 

86/05/30

بودجه 108 میلیون دلاری آمریکا جهت تضعیف دولت دکتر احمدی نژاد

نماينده مردم همدان گفت: در حالى كه در دولت آمريكا ۱۰۸ ميليون دلار صرفاً جهت تضعيف و ايجاد ناامنى در دولت دكتر احمدى نژاد اختصاص مى يابد ناگفته پيداست كه دولت اسلامى بيش از هر زمان ديگرى مورد هجوم، بغض و كينه دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامى است.
ابراهيم كارخانه اى با بيان اين مطلب كه بزرگ ترين افتخار دولت اسلامى جايگزين كردن گفتمان عدالت با گفتمان توسعه سياسى است، اظهار داشت: چنانچه برنامه هاى دولت اسلامى در اقصى نقاط ايران پياده شود و ساختار جمهورى اسلامى بر پايه عدالت كه ستون پايدارى نظام اسلامى است بيش از پيش مستحكم و شكوفا شود به يقين نه تنها توطئه هاى آمريكا در ايران اسلامى بى اثر و نقش بر آب خواهد شد، بلكه جمهورى اسلامى ايران با هويت دينى و اقتدار علمى به عنوان الگوى كشورهاى اسلامى و همه كشورهاى آزادى خواه جهان، منافع قدرت هاى سلطه جو را در منطقه به خطر خواهد انداخت.
وى تصريح كرد: اطاعت از رهبرى حكم مى كند بر اساس تأكيدات و رهنمودهاى رهبر حكيم و فرزانه انقلاب اسلامى، دولت اسلامى را يارى كرده و تضعيف آن را مغاير فرموده هاى مقام معظم رهبرى دانسته و با وحدت كلمه به عزت و عظمت ايران اسلامى بيفزاييم. كارخانه اى ادامه داد: اين كه رئيس جمهور محبوب ايران اسلامى در مدتى كمتر از ۲ سال توانسته به ۳۳۶ شهرستان سفر كرده و جلسه هيأت دولت را در اقصى نقاط ايران اسلامى تشكيل دهد و موجبات تصويب و اجرايى شدن صد ها پروژه را فراهم كند، انقلاب و تحولى بزرگ در عرصه خدمت رسانى به مردمى است كه جز به عدالت، سازندگى و معنويت و مجد و عظمت اسلام و ايران به چيز ديگرى نمى انديشند.
نوشته شده توسط بهنود در 10:54 |  لینک ثابت   • 

86/05/28

در ابتدای پیدایش

احمد بن محمد عیاش در کتابش به نام (مقتضب فی الائمه الاثنی عشر) به اسنادش که به سلمان میرسد از رسول خدا (ص) آورده که فرمود : ای سلمان خداوند مرا از درخشندگی  نورش آفرید پس مرا خواند، اطاعتش کردم  و از نور من علی را آفرید پس علی (ع) را طاعتش خواند علی نیز اطاعت کرد از نور من و علی(ع)، فاطمه را خلق کرد پس خداوند او را خواند و فاطمه او را اطاعت کرد و از من، علی و فاطمه، حسن(ع) و حسین(ع) را آفری‍‍‍‍‍د ایشان را خواند پس خدا را اطاعت کردند آنگاه خداوند ما را به پنج اسم از اسماء مبارکش نام گذاری فرمود : خداوند محمود است و من محمد. خداوند علی است و این هم علی ‍‍‍‍، خداوند فاطر و شکافنده است و این هم فاطمه است. خداوند احسان است و این هم حسن و خداوند محسن است و این حسین، پس از ما از نور حسین(ع) ائمه را آفرید پس ایشان را خواند و آنها نیز اجابت کردند و این پیش از آن بود که خداوند عزوجل آسمان بلند و زمین گسترده ، هوا ، آب ‍، فرشته و بشر را خلق نماید و ما به علم خداوند نورهایی که او را تسبیح می‏گفتیم و امر او را شنیده اطاعت و اجابتش می نمودیم.

نوشته شده توسط ریحانی در 22:30 |  لینک ثابت   • 

86/05/26

یامهدی

||||||||||||||*|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
||||||||||||||*|||||||||||||||***|||||||||***||||***|||||||||*||||||||||
||||||||||||||*|||||****||||*|||*|||||||*||||||||||||*||||||||*||||||||||
||||||||*****||||||*****************||||||||||||*||||||||*|||||||||
|||||||||||||||||||||****||||*||*||||||||***||||||**||||||||||*|||||||||
||||||||||*|*||||||||||||||||||***||||||||||||||||||*********||||||||||
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

تقدیم همه عاشقان آقا امام زمان

نوشته شده توسط ریحانی در 22:49 |  لینک ثابت   • 

86/05/26

داستانهایی از ظهور مهدی موعود(عج)

امام صادق (ع) فرمودند :

چون قائم قیام می کند با پای خود به میدان کوفه می آید و با دست خود اشاره به موضعی می کند و می گوید اینجا را بکنید . به دستور ایشان آنجا را می کنند و حفر می نماید و دوازده هزار زره و دوازده هزار شمشیر و دوازده هزار کلاه خود را بیرون می آورند ؛ آنگاه دوازده هزار نفر از غلامان و مردم عجم را می خواند و آن سلاح را به آنها می پوشاند و سپس خطاب به آنها می گوید : کسانی که این لباس را نپوشیده اند به قتل برسانید .

                                     بحار الانوار ج۵۲ ص ۳۷۷ / مهدی موعود : ص ۱۱۳۶

                           ای حجت زات پاک یزدان مهدی

                                                            ای منتقم خون شهیدان مهدی

                           ای درد تـمـام درد منـدان فـراق

                                                           با وصل رخ ماه تو درمـان مهدی

                              

نوشته شده توسط فرهنگی در 1:31 |  لینک ثابت   • 

86/05/25

اعمال روز سوم ماه شعبان

بسم الله الرحمن الرحیم

روز سوم روز مباركيست كه شيخ در مصباح فرموده در اين روز متولّد شد جناب حسين بن على‏(عليه السلام) و بيرون آمد توقيع شريف به سوى قاسم بن عَلاء همدانى وكيل حضرت امام حسن‏عسكرى‏عليه السلام كه مولاى ما حسين‏عليه السلام متولد شد روز پنجشنبه سيّم شعبان پس روزه بگير آن روز را و اين دعا را در آن روز بخوان:

 اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فى‏ هذَا الْيَوْمِ، الْمَوْعُودِ بِشَهادَتِهِ‏

خدايا از تو خواهم به حق مولود در اين روز آن مولودى كه به او وعده شهادت داده شده بود

 قَبْلَ اْستِهْلالِهِ وَوِلادَتِهِ، بَكَتْهُ السَّمآءُوَمَنْ فيها، وَالْأَرْضُ وَمَنْ‏

پيش از اينكه بانگش در اين دنيا بلند شود و به دنيا آيد آسمانها و هر كه در آنها است و زمين و هركه‏

 عَلَيْها، وَلَمَّا يَطَاْ لابَتَيْها قَتيلِ الْعَبْرَةِ، وَسَيِّدِ الْأُسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ

بَر آن است برايش گريستند پيش از آنكه قدم در اين جهان گذارد كشته اشك و آه و آقاى طائفه بشر آنكس كه در

 يَوْمَ الْكَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ اَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ، وَالشِّفآءَ فى‏

روز رجعت به يارى مدد شده و آنكه پاداش كشته شدنش اين بود كه امامان از نسل اويند و درمان در

 تُرْبَتِهِ، والْفَوْزَ مَعَهُ فى‏ اَوْبَتِهِ، والْأَوصِيآءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قآئِمِهِمْ‏

تربت او است و پيروزى در زمان رجعت با او و اوصياء از عترت او است پس از حضرت قائم‏

 وَغَيْبَتِهِ، حَتّى‏ يُدْرِكُوا الْأَوْتارَ، وَيَثْاَروُا الثَّارَ، وَيُرْضُوا الْجَبَّارَ،

و پس از دوران غيبتش تا اينكه انتقام گيرند و خونها را باز گيرند و خداى جبار را خوشنود سازند

 وَيَكُونُوا خَيْرَ اَنْصارٍ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّيلِ وَالنَّهارِ،

و بهترين ياران دين خدا باشند درود خدا بر ايشان در هر زمان كه رفت و آمد دارد شب و روز

 اَللّهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَيْكَ اَتَوَسَّلُ، وَاَسْئَلُ سُؤالَ مُقْتَرِفٍ مُعْتَرِفٍ مُسيئٍ‏

خدايا پس به حق ايشان به سوى تو دست نياز دراز كنم و از تو خواهم خواستن شخص گنه‏كار اعتراف كننده بدكردار

 اِلى‏ نَفْسِهِ، مِمَّا فَرَّطَ فى‏ يَوْمِهِ وَاَمْسِهِ، يَسْئَلُكَ الْعِصْمَةَ اِلى‏ مَحَلِ‏

به نفس خويش از كوتاهيهايى كه در امروز و ديروزش كرده و اكنون از تو پناه خواهد تا هنگام رفتن در

 رَمْسِهِ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَعِتْرَتِهِ، وَاحْشُرْنا فى‏ زُمْرَتِهِ،

گور خدايا پس درود فرست بر محمد و عترتش و ما را در زمره او محشور گردان‏

 وَبَوِّئْنا مَعَهُ دارَ الْكَرامَةِ وَمَحَلَّ الإِقامَةِ، اَللّهُمَّ وَكَما اَكْرَمْتَنا

و جاى ده ما را با او در خانه كرامت (بهشت) و جايگاه ماندن هميشگى خدايا چنانچه ما را به شناختنش‏

 بِمَعْرِفَتِهِ فَاَكْرِمْنا بِزُلْفَتِهِ، وَارْزُقْنا مُرافَقَتَهُ وَسابِقَتَهُ، وَاجْعَلْنا مِمَّنْ‏

گرامى داشتى هم چنان ما را به نزديك شدن با او گرامى دار و رفاقت و سابقه داشتن با او را روزى ما گردان و بگردان ما

 يُسَلِّمُ لِأَمْرِهِ، وَيُكْثِرُ الصَّلوةَ عَلَيْهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ، وَعَلى‏ جَميعِ اَوْصِيآئِهِ‏

را از كسانى‏كه تسليم دستور اويند و هنگام بردن نامش بسيار بر او درود فرستند و بر همه اوصياء

 وَاَهْلِ اَصْفِيآئِهِ الْمَمْدُودين مِنْكَ بِالْعَدَدِ الْأِثْنَىْ عَشَرَ النُّجُومِ الزُّهَرِ،

و خاندان برگزيده‏اش كه يارى شده‏اند از جانب تو به عدد دوازده، آن ستارگان درخشان‏

 وَالْحُجَجِ عَلى‏جَميعِ الْبَشَرِ، اَللّهُمَّ وَهَبْ لَنا فى‏ هذَا الْيَوْمِ خَيْرَ

و حجتهاى تو بر تمامى افراد بشر خدايا و ببخش به ما در اين روز بهترين‏

 مَوْهِبَةٍ وَاَنْجِحْ لَنا فيهِ كُلَّ طَلِبَةٍ، كَما وَهَبْتَ الْحُسَيْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِ،

بخششها را و برآور براى ما در اين روز هر خواهشى را چنانچه حسين را به محمد جدش بخشيدى‏

 وَعاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ، فَنَحْنُ عائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ، نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ‏

و فطرس به گهواره حسين‏عليه السلام پناه برد و ما پناهنده به قبر او هستيم پس از شهادت او بالاى تربتش‏

 وَننْتَظِرُ اَوْبَتَهُ، آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ. پس‏مى‏خوانى بعد از اين به‏دعاى حسين‏عليه السلام و

آمده و چشم به راه رجعت او هستيم اجابت كن اى پروردگار جهانيان  * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 اين‏آخر دعاى‏آنحضرت است‏در روزى‏كه بسيار شده بود دشمنان او يعنى روز عاشورا اَللّهُمَ‏

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *خدايا

 اَنْتَ مُتَعالِى الْمَكانِ، عَظيمُ الْجَبَرُوتِ، شَديدُ الِمحالِ، غَنِىٌّ َعنِ‏

تويى والامكان و بزرگ جبروت و سخت نيرو و بى‏نياز از

 الْخَلايِقِ عَريضُ الْكِبْرِيآءِ، قادِرٌ عَلى‏ ما تَشآءُ قَريبُ الرَّحْمَةِ،

خلائق و داراى بزرگى پهناور و تواناى بر هر چه خواهى نزديك مهر

 صادِقُ الْوَعْدِ، سابِغُ النِّعْمَةِ، حَسَنُ الْبَلاءِ، قَريبٌ إذا دُعيتَ، مُحيطٌ بِما

راست وعده فراوان نعمت نيكو آزمايش نزديك هرگاه خوانده شوى محيط به هر چه‏

 خَلَقْتَ، قابِلُ التَّوبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَيْكَ، قادِرٌ عَلى‏ما اَرَدْتَ، وَمُدْرِكٌ ما

آفريده‏اى توبه پذير براى آن كس كه به سويت توبه كند توانا بر هر چه اراده كنى و بدست آرنده آنچه‏

 طَلَبْتَ وَشَكُورٌ اِذا شُكِرْتَ، وَذَكُورٌ اِذا ذُكِرْتَ، اَدْعُوكَ مُحْتاجاً

بجويى و سپاس پذير هرگاه سپاس شوى و ياد كنى هنگامى كه يادت كنند مى‏خوانمت نيازمندانه‏

 وَاَرْغَبُ اِلَيْكَ فَقيراً، وَاَفْزَعُ اِلَيْكَ خآئِفاً، وَاَبْكى‏ اِلَيْكَ مَكْرُوباً،

و توجه كنم بسويت فقيرانه و پناه آرم بسويت خائفانه و گريه كنم به درگاهت از روى غمزدگى و ملولانه‏

 وَاَسْتَعينُ بِكَ ضَعيفاً، وَاَتوَكَّلُ عَلَيْكَ كافِياً، اُحْكُمْ بَيْنَنا وَبَيْنَ قَوْمِنا[بِالْحَقِ‏]،

كمك جويم بوسيله تو ناتوانانه و توكل كنم بر تو كفايت خواهانه خدايا حكم كن ميان ما و ميان قوم ما به حق‏

 فَاِنَّهُمْ غَرُّوناوَخَدَعُونا وَخَذَلُونا، وَغَدَرُوابِنا وَقَتَلُوناونَحْنُ‏عِتْرَةُ نَبِيِّكَ‏

زيرا كه ايشان ما را فريفتند و با ما نيرنگ زدند و دست از يارى ما كشيدند و با ما بى‏وفايى كرده ما راكشتند با اينكه ما عترت پيمبر تو

 وَوَلَْدُ حَبيبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ الَّذِى اصطَفَيْتَهُ بِالرِّسالَةِ، وَائْتَمَنْتَهُ عَلى‏

و فرزند حبيب تو محمد بن عبداللّه هستيم آن (بزرگوارى) كه او را به رسالت برگزيدى و بر

 وَحْيِكَ، فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَمَخْرَجاً، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ،

وحى خويش امينش ساختى پس در كار ما گشايش  و فرجى عطا فرما به رحمتت اى مهربانترين مهربانان‏

 ابن عَيّاش گفت شنيدم از حسين بن علىّ بن سفيان بزوفرى كه مى‏گفت‏حضرت‏صادق‏عليه السلام مى‏خواند اين دعا را در اين روز و فرموده كه اين دعا از دعاهاى روز سيّم شعبان است و آن روز ولادت حسين‏عليه السلام است شب سيزدهم اوّل لَيالى بيض است و كيفيّت نماز امشب و دو شَبِ بعد در ماه رجب گذشت.

 

نوشته شده توسط ریحانی در 22:31 |  لینک ثابت   • 

86/05/24

اعمال ماه شعبان

اعمال ماه شعبان

در فضيلت و اعمال ماه شعبان است‏

  بدانكه شعبان ماه بسيار شريفى است و منسوب است به حضرت سيد انبياءصلى الله عليه وآله و آن حضرت اين ماه را روزه مى‏داشت و وصل مى‏كرد به ماه رمضان و مى‏فرمود شعبان ماه من است هر كه يك روز از ماه مرا روزه بدارد بهشت او را واجب شود و از حضرت صادق‏(عليه السلام) روايتست‏ كه چون ماه شعبان داخل مى‏شد حضرت امام زين‏العابدين‏عليه السلام اصحاب خود را جمع مى‏نمود و مى‏فرمود اى گروه اصحاب من مى‏دانيد اين چه ماهى است اين ماه شعبان است و حضرت رسول‏صلى (الله عليه وآله) مى‏فرمود شعبان ماه من است پس روزه بداريد در اين ماه براى محبّت پيغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود بحقّ آن خدايى كه جان علىّ بن الحسين به دست قدرت اوست سوگند ياد مى‏كنم كه از پدرم حسين بن على‏(عليهاالسلام)شنيدم كه فرمود شنيدم از اميرالمؤمنين‏(عليه السلام) كه هر كه روزه دارد شعبان را براى محبّت پيغمبر خدا و تقرّب بسوى خدا دوست دارد خدا او را و نزديك گرداند او را به كرامت خود در روز قيامت و بهشت را براى او واجب گرداند و شيخ روايت كرده از صفوان جمال كه گفت فرمود به من حضرت صادق(‏علیه السلام) كه وادار كن كسانى را كه در ناحيه و اطراف تو هستند بر روزه شعبان گفتم فدايت شوم مگر مى‏بينى در فضيلت آن چيزى فرمود بلى بدرستى‏كه رسول خداصلى الله عليه وآله هرگاه مى‏ديد هلال شعبان را امر مى‏فرمود مُنادى را كه ندا مى‏كرد در مدينه اى اهل مدينه من رسولم از جانب رسول خدا9 به سوى شما مى‏فرمايد آگاه باشيد بدرستى كه شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه يارى كند مرا بر ماه من‏يعنى روزه بدارد آن‏را.

روز اوّل روزه‏اش فضيلت بسيار داردو در فضيلت شعبان و روز اوّل آن ذكر شده كه فوائد بسيار در آن مندرجست.

نوشته شده توسط ریحانی در 22:40 |  لینک ثابت   • 

86/05/23

نسبت ما با علي(ع)

نسبت ما با علي(ع)؟! واقعيت اين است که در بسياري جهات ـ که ذکر همه آنها از حوصله اين نوشته و خوانندگان آن خارج است ـ ما از قاموس علوي و خصائل مرتضوي گاهي به ظواهري بسنده کرده‌ايم و گاهي همين ظواهر را هم ملاحظه نکرده‌ايم.
اين واقعيت تلخي است که بايد با شجاعت به آن اعتراف کرد.

در عين حال اين هم يک واقعيت است که شخصيت منحصر به فرد علي(ع)، بزرگمردي که همه واژه‌هاي ارزشمند عالم وجود و همه خوبي‌هاي کونين به او مديونند، بسي فراتر از قدرت فکري و ظرف ذهني محدود همه عقلا و انديشمندان همه اعصار است. ولي آنچه واضح است اين‌که رفتار و منش علي(ع) به عنوان يک انسان کامل مي‌تواند و بايد که سرمشق همه ملّت‌ها و حاکمان، به ويژه در نظام‌هايي باشد که با نام مقدّس او شکل گرفته‌ و پرچم ولايت او را بر فراز قرار داده‌اند و مدّعي هستند که در مسير او گام برمي‌دارند. به ويژه در نظام اسلامي ما که از روز اوّل نهضت يکي از جذابيت‌ها و مؤلّفه‌هاي بي‌نظير آن شعار‌هاي پرشوري در برپايي «حکومت عدل علي(ع)» بوده و اکنون نيز هست.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 22:24 |  لینک ثابت   • 

86/05/23

آیا دکتر یا مهندس را میتوان عالم حساب کرد؟

در شرح چهل حدیث وارد شده که رسول خدا(ص) وارد مسجد شدند جماعتی بودند که دور مردی حلقه زده بودند فرمودند:این چیست: گفته شد:علامه.فرمودند:علامه چیست؟ جماعت گفتند:داناترین مردم به نسبهای عرب و تاریخش و به روزهای جاهلیت و به اشعار عرب.پیامبر فرمودند:آن علمی است که از ندانستنش کسی زیان نمی بیند و از دانستنش کسی بهره ای نمی برد.سپس فرمودند:همانا علم ۳ دسته است:آیة محکمة(اصول دین) فریضة عادلة(احکام) یا سنة القائمة(اخلاق) و غیر از این فضل(یا زیادی) است.

معنی این حدیث اینست که علمی که بسیار در دین به آن سفارش شده و خداوند درجات رفیع به صاحبان آنها عطا میکند و هدف بعثت نیز آموزش آن به مومنین است همین سه علم است و حکم فقهی که کسی که مسئله ای را لازم دارد واجبست که آن را یاد بگیرد شاهد این مدعاست.یکی از خیانتهایی که رژیمهای وابسته گذشته(اشاره به ذکاء الملک فروغی جاسوس انگلیسی- به ایران تعطیلی مکتبخانه ها بود که در آنها علوم قرآنی و حفظ قرآن تدریس می شد و اکنون که جمهوری اسلامی که علمدار و پرچمدار توحید در جهان است مناسب است دروس مکتبخانه ای از جمله حفظ کامل قرآن و سایر علوم قرآنی را در برنامه درسی مخصوصا در دوره ابتدایی -که در اسلام سفارش شده که ۷ سالگی تا ۱۴ سالگی دوران مناسب برای تعلیم و تربیت است-جای دهد و دروس احکام و اخلاق نیز در این سالها تدریس شود.این سه علمی که در حدیث به آن اشاره شد از ضروریات مسلمانی است و هر شخص حتی الامکان باید خود نیز در فراگیری آنها بکوشد.توجه به این مطلب که مقام معظم رهبری نیز در دیدار اخیر خود خواستار تحول در نظام آموزشی آموزش و پرورش شده بودند.البته از لحاظ عقلی هم قابل اثبات است که علمی که در عالم قبر و آخرت به درد ما میخورد و ما را به بهشت رهنمون می کند همین سه علم است نه علوم مهندسی و دکتری و ...چنانکه داریم هر سوره ای از قرآن که هر شخص حفظ می کند به صورت شخصی نورانی در عالم برزخ و در آخرت یار و یاور او خواهد بود.

در روایتی آمده که علم دو دسته است علوم دینی و علوم نظامی.بخصوص ما که منتظران ظهور هستیم باید به این رسیده باشیم که حضرت قائم(عج) برای قیام خود نیاز به نیروهای آموزش دیده از لحاظ نظامی دارند و از این لحاظ برای ما آموزش نظامی دو چندان اهمیت دارد.در حدیث بال هم اشاره شد که از ملاکهای علم بودن یا نبودن دانشها مفید بودن آنهاست و در هنگام جنگ علومی مثل فیزیک شیمی کامپیوتر مکانیک و.... بکار نمی آ یند و تنها علم مفید برای شخص در آن هنگام فقط علوم نظامی خواهد بود.

در روایت دیگری آمده علم دو دسته است:علم الادیان(علوم دینی) و علم الابدان(علوم پزشکی).با توجه به مطالب بالا توضیح این مطلب نیز آسان است که در هنگامی که خود یا اطرافیانمان دچار صدماتی میشوند تنها علوم پزشکی و امدادی است که به کارمان می آید.چنانکه قسمت اعظمی از روایات معصومین نیز به تبیین این علوم اختصاص دارد.در حدیثی نیز نیازهای یک جامعه را سه چیز می دانند:فقیه عالم زاهد فرمانروای خوب و صالحی که مردم از او حرف شنوی و فرمانبرداری داشته باشند و طبیب آگاه مورد اعتماد.

البته منظور این نیست که سایر علوم را نباید یاد گرفت بلکه منظور این است که هر شخص برای خیر دنیا و آخرت خود لازم است اینها را یاد بگیرد.چنانکه علامه طباطبایی خم در اصول فلسفه و رئالیسم خود علومی را که بشر برای رفع نیازهای زندگی خود یاد می گیرد را به رسمیت شناخته اند و خود ایشان نیز (احتمالا به خاطر حدیث امیر المومنین در نهج البلاغه به این مضمون کههر کس علم را به کار نبندد از یاد او خواهد رفت) به مطالعه علوم مکانیک و...... میپرداختند.همچنین در باب علم آموزی آمده است:دانشمندترین مردم کسی است که علم خود را با علم دیگران جمع کند.

نوشته شده توسط بهنود در 9:52 |  لینک ثابت   • 

86/05/22

قلب من محبت و مهر و ولاي فاطمه

دست من عنايت و لطف و عطاي فاطمه

                              قلب من محبت و مهر  و  ولاي  فاطمه

رشته مهر فاطمه  سوي خدا  كشيد  مرا

                              دل به  ولاش دادم تا به  كجا كشيد مرا

گربه زمين زند مرا وربه سماء كشيد مرا

                               پاي برون نمي نهم  از سركوي فاطمه

وا نشد  لبم  مگر  به  گفتگوي   فاطمه

                             منم  گداي  فاطمه  جانم  فداي  فاطمه

 

نوشته شده توسط ریحانی در 22:25 |  لینک ثابت   • 

86/05/21

نماز اول وقت

از مرحوم قاضي نقل شده است كه فرمودند : هر كس نماز اول وقتش را بخواند و به درجات عاليه نرسيد مرا لعن نمايد. براي رسيدن به درجه بزرگان در هيچ جاي اسلام وارد نشده است است كه عزلت نشيني و چله نشيني واعمال سخت ودشوار روبياوريم اصلا اسلام دين راحتي و آساني است. اسلام ديني است كه خدايش براي بندگانش آساني مي طلبد نه سختي. « يريد الله بكم اليسر ولايريدبكم العسر» (بقره/185) مرحوم قاضي كسي است كه شاگرداني همچون علامه طباطبايي پرورش داده اند. ايشان رسيدن به درجات عاليه را مرهون نماز اول وقت مي دانند. حضرت آيت الله دستغيب مي فرمايند: نمازي كه اول وقتش خوانده شود هرچند حضور قلب نباشد و نداني چه مي گويي از نماز كاملي كه كه آخر وقتش خوانده شود افضل است. بدانيم: «اول ما يحاسب به العبد الصلاه» اولين چيزي كه به حساب آن رسيدگي مي شود نمازاست .
نوشته شده توسط ریحانی در 22:26 |  لینک ثابت   • 

86/05/21

راه رشد (2)

نکاتی از مقاله قبلی مانده بود که اکنون به حضورتان میرسانم:

 خدا پر شما را ز جهد ساخته است              

چو زنده اید بجنبید و جهد بنمایید

به کاهلی پر و بال امید می پوسد            

چو پر و بال بریزد دگر چه را شایید

دیوان شمس مولوی

ب-حضرت علی (ع) میفرما یند:من فرمانروای مومنان هستم و مال فرمانروای کافران.در حدیث قدسی آمده :......خواب را برای مرگ بگذار و...........آسایش را برای آخرت و.........دنیای به اصطلاح متمدن غرب که تمام همت و کوشش خود را برای دنیا گذاشته و برای دین و خدا در زندگی خود جایگاهی قائل نیست و تنها به دنبال آسایش و راحتی در زندگی دنیوی است همانطور که بسیاری از متفکران آنها به این نتیجه رسیده اند (و اکنون دچار سرگردانی و سردرگمی شده اند) بنا بر آنچه گفته شد در دنیا به آسایش نرسیده و نخواهد رسید چون دنیا ظرفیت تامین آسایش انسان را ندارد و تلاش تامین آسایش در زندگی دنیا محکوم به شکست است.
ج-پس از مرگ یکی از فرزندان پیامبر وقتی عمر بن خطاب داشت سنگهای روی قبر فرزند پیامبر را میگذاشت پیامبر فرمودند سنگها را خوب سر جایش قرار بده.عمر گفت اینکه سنگها خوب یا بد بچینم چه اهمیتی دارد؟ پیامبر فرمودند:انسان هر کاری را که انجام می دهد باید خوب انجام دهد.

نوشته شده توسط بهنود در 8:34 |  لینک ثابت   • 

86/05/20

اهداف آمريكا ورژيم صهيونيستي از انحلال دولت دموكراسي

                     اهداف آمريكا ورژيم صهيونيستي از انحلال دولت دموكراسي

انحلال دولت منتخب اسماعيل هنينه توسط «ابومازن» و تشكيل دولت كودتايي «سلام الفيض»كه به تشكيل دو دولت جداگانه در كرانه باختري رود اردن و نوار غزه منجر شد با نتيجه يك سناريو سياسي و امنيتي چند مرحله اي جهت سركوب مقاومت و به انقياد در آوردن جنبش حماس بود.  

انحلال دولت دموكراسي حماس به عنوان يك تحول تاريخي معلول تلفيق سه عامل كلان تلاش غرب به محوريت آمريكا براي سركوب مقاومت، تلاش و اسرار منفعلانه كشورهاي عربي براي صلح با رژيم صهيونيستي و وابستگي عميق رئيس تشكيلات خود گردان به سازمانهاي اطلاعاتي سيا و موساد است.

 رژيم صهيونيستي در اجراي حلقه اول سناريو پيچيده آمريكا به ناچارغزه عقب نشيني  كرد تا بتواند با اين حركت، فلسفه وجود مقاومت را زير سوال ببرد اما اين هدف بدليل مديريت بحران از سوي حماس تأمين نشد.ائتلاف تل آويو، واشنگتن، ابومازن و اعراب را بر آن داشت تا حلقه دوم سناريو كه طرح مشاركت حماس در قدرت بودن را به اجرا بگذارند تا شايد به هدف ديرينه خود نايل آيند، اما پيروزي حماس در انتخابات پالرماني و تصديق نخست وزيري از سوي هنيئه باعث شد شرايط براي جبهه ضد مقاومت دشوارتر شد. زيرا آنها در اين مرحله از سناريو، تثبيت سلطه مطلق «ابومازن» بر غزه به عنوان كانون حماس و كاهش قدرت مانور مقاومت را دنبال مي كردند كه ناكام ماندند. ائتلاف ضد مقاومت زماني كه از حصول به خلع سلاح حماس و ادغام آن درارتش خودگردان و تحميل موجوديت رژيم صهيونيستي بر حماس بازماند، حلقه سوم سناريو كه هدايت به سمت يك جنگ فلسطيني بود را در دستور كار قرار داد.

در اين مرحله كه از آن به عنوان دوران فرسايشي قدرت فلسطيني ها ياد مي شود، حماس ناچار به پذيرش توزيع قدرت شد و با پذيرش نتايج توافقنامه مكه، سلطه مطلق حماس بر دولت منتخب شكسته خورد.در شرايط پس از توافقنامه مكه، درايت سياسي هنيئه در هدايت دولت وحدت ملي، باعث شد كه مثلث آمريكا، اسرائيل و اعراب به اضافه ابومازن، نتايج توافقنامه مكه را مطلوب خود بيند با تشديد فشارها تقويت جناح هاي وابسته فتح زمينه يك كودتاي سياسي در شرم الشيخ مصر را فراهم كنند.

در حلقه نيمه نهايي كه عملا به تشكيل دودولت فلسطيني در كرانه باختري دولت كودتايي سلام الفيض و در باريكه غزه دولت منتخب «هنيئه» انجاميد. سرزمين فلسطين براي نخستين بار به سه منطقه اشغالي صهيونيستي، منطقه نفوذ سازش كاران در كرانه باختري و منطقه مقاومت ملي اسلامي در غزه تقسيم شد. شرايط جديد برتشكيل دو دولت فلسطيني و ايجاد زمينه هاي رواني و سياسي جنگ فلسطيني، فلسطيني به عنوان تنها استراتژيكارآمد تل آويو، هگر جه بهترين فرصت براي تحقق اهداف جبهه ضد مقاومت به شمار مي آيد اما پيامدهاي اين تحول همه بازيگران درگير  را متأثر خواهد كرد. نكته قابل اشاره اينكه، فشارها عليه حماس ناپايدار است كه با تقليل آن فرصت بيشتري جهت مانور مقاومت فلسطين ايجاد خواهد شد.مناسبات ايجاد شده مبان فتح و تل آويو نيز موقتي و گذراست. تجربه فرايند تعامل تل آويو در دوران عرفات مؤيد اين نكته است، اسراييل هيچ گاه يك دولت قوي فتح را در كرانه باختري تحمل نخواهد كرد. نكته سوم اينكه، اشتباه استراتژيك اعراب اين بار هزينه هاي به مراتب سنگين تر از گذشته براي آنها خواهد داشت و شكاف دولتها و ملتهاي عربي تشديد خواهد شد.

بحران فلسطين درفرايند تكاملي خود نشان داده كه ماهيتي ناپايدارولي شاكله اي آسيب زننده دارد، اين آسيب در مركله نخست به ابومازن و گروه هاي فتح و در مرحله بعدي به كشورهاي عربي حامي تل آويو وارد مي شود.     

                      

نوشته شده توسط ریحانی در 22:32 |  لینک ثابت   • 

86/05/20

پیامبر اسلام

شخصيت روحي اخلاقي نبي مكرم اسلام

«نبي مكرم اسلام جداي خصوصيت معنوي و نورانيت و اتصال به غيب و آن مراتب و درجاتي كه امثال بنده از فهميدن آنها هم حتي قاصر هستيم، از لحاظ شخصيت انساني و بشري، يك انسان فوق العاده، طراز اول و بي نظير است. شما درباره اميرالمؤمنين مطالب زيادي شنيده ايد، همين قدر كافي است عرض شود كه هنر بزرگ اميرالمؤمنين اين بود كه شاگرد و دنباله رو پيامبر بود. يك شخصيت عظيم، با ظرفيت بي نهايت وبا خلق و رفتار و كردار بي نظير، در صدر سلسله ي انبياء و اوليا قرار گرفته است و ما مسلمانان موظف شده ايم كه به آن بزرگوار اقتدا كنيم، كه فرمودند:«ولكم في رسول الله اسوة حسنة».ما بايد به پيامبر اقتدا وتأسي كنيم، نه فقط در چند ركعت نماز خواندن، در رفتارمان ، درگفتارمان، در معاشرت و درمعامله مان هم بايد به او اقتدا كنيم، پس بايد اورا به شناسيم.

                                        بعثت،حركت عظيم براي نجات انسان ها
واعقه ي عظيم بعثت، با وجود گذشت قرنهاي متوالي و اظهار نظر متفكران و انديشمندان عالم، همچنان شايسته و درخور تدقيق و تامل از جوانب مختلف است.بعثت نبي اكرم يك حركت عظيم در تاريخ بشرو در راه نجات انسان ها و تهذيب نفوس و ارواحو اخلاق بشر و مقابله با مشكلات و مصايبي بود كه بشر در همه ي دوران باآن روبه رو بوده و هنوز هم هست. همه ي اديان، مقابل با شرف و فسادند و راه و صراط مستقيمي به سمت اهداف عاليه ايجاد مي كنند، ولي آيين مقدس اسلام اين خصوصيت را دارد كه يك نسخه ي هميشگي است. براي همه ي ادوار زندگي بشر، اين نسخه كارساز است.

                     اسلام و انبعاث به بعثت نبي اكرم، علاج مشكلات مسلمين

اكثر بلياتي كه آن روز دست جهالت و عصبيت بر زندگي مردم در جزيرة العرب حاكم بوده است، امروز بر زندگي ملتهاي اسلامي حاكم است. فقر و بي سوادي و عقب ماندگي علمي و استبداد داخلي وسلطه ي قدرت هاي استكباري و اختلافات داخلي در كشورهاي اسلامي هست. امروز بيش از يك ميليارد مسلمان در دنيا زندگي مي كنند كه مي توانند در حوادث عالم و مسائل عمده ي جهان، يك نظر و حرف تعيين كننده داشته باشند، اما با اين تشتت، با اين گرفتاري هاي داخلي، با اين مشكلات اولي انسانها و ملتها دست به گريبانند و اين كميت عظيم -كه بينشان دانشمندان و علما و شخصيت هاي بر جسته هم است- يك جيز بي خاصيت شده است! چرا؟ اين دردها را چه چيزي مي تواند علاج كند؟ اسلام و انبعاث به بعثت نبي اكرم(ص).

نوشته شده توسط ریحانی در 10:46 |  لینک ثابت   • 

86/05/19

عکس های ویژه مبعث حضرت محمد (ص)

                              
نوشته شده توسط ریحانی در 23:45 |  لینک ثابت   • 

86/05/19

اعمال روز مبعث

از جمله اعياد عظيمه است و روزى است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله در آن روز به رسالت مبعوث گرديد و جبرئيل به پيغمبرى بر آن حضرت نازل شد و از براى آن چند عمل است

اول غسل

دوم روزه

و آن يكى از چهار روزى است كه در تمام سال امتياز دارد براى روزه گرفتن و برابر است با روزه هفتاد سال

سوم بسيار صلوات فرستادن

چهارم زيارت حضرت رسول و امير المؤمنين عليهما السلام

پنجم

شيخ در مصباح فرموده از ريان بن الصلت مروى است كه: حضرت امام جواد عليه السلام در زمانى كه در بغداد بود روز نيمه رجب و روز بيست و هفتم را روزه گرفت و جميع حشم آن حضرت روزه گرفتند و ما را امر فرمود كه بجا آوريم دوازده ركعت نماز كه خوانده شود در هر ركعت حمد و سوره و بعد از فراغ از نمازها خوانده شود هر يك از حمد و توحيد و معوذتين چهار مرتبه و  لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ چهار مرتبه اللَّهُ اللَّهُ رَبِّى لا أُشْرِكُ بِهِ شَيْئا چهار مرتبه لا أُشْرِكُ بِرَبِّى أَحَدا چهار مرتبه

ششم

و نيز شيخ روايت كرده از جناب ابو القاسم حسين بن روح رحمة الله عليه كه فرموده بجا مىآورى در اين روز دوازده ركعت نماز مىخوانى در هر ركعت حمد و سورهاى كه آسان باشد و تشهد مىخوانى و سلام مىدهى و مىنشينى و مىگويى بين هر دو ركعتى الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِى الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيرا يَا عُدَّتِى فِى مُدَّتِى يَا صَاحِبِى فِى شِدَّتِى يَا وَلِيِّى فِى نِعْمَتِى يَا غِيَاثِى فِى رَغْبَتِى يَا نَجَاحِى فِى حَاجَتِى يَا حَافِظِى فِى غَيْبَتِى يَا كَافِىَّ فِى وَحْدَتِى يَا أُنْسِى فِى وَحْشَتِى أَنْتَ السَّاتِرُ عَوْرَتِى فَلَكَ الْحَمْدُ وَ أَنْتَ الْمُقِيلُ عَثْرَتِى فَلَكَ الْحَمْدُ وَ أَنْتَ الْمُنْعِشُ صَرْعَتِى فَلَكَ الْحَمْدُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْتُرْ عَوْرَتِى وَ آمِنْ رَوْعَتِى وَ أَقِلْنِى عَثْرَتِى وَ اصْفَحْ عَنْ جُرْمِى وَ تَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِى فِى أَصْحَابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِى كَانُوا يُوعَدُونَ پس چون فارغ شدى از نماز و دعا مىخوانى هر يك از حمد و اخلاص و معوذتين و قل يأيها الكافرون و إنا أنزلناه و آية الكرسى را هفت مرتبه و بعد مىگويى لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ هفت مرتبه و بعد مىگويى هفت مرتبه اللَّهُ اللَّهُ رَبِّى لا أُشْرِكُ بِهِ شَيْئا و مىخوانى هر دعا كه خواهى

هفتم

در اقبال و در بعض نسخ مصباح است كه مستحب است در اين روز اين دعا را بخوانند َیا مَنْ أَمَرَ بِالْعَفْوِ وَ التَّجَاوُزِ وَ ضَمَّنَ نَفْسَهُ الْعَفْوَ وَ التَّجَاوُزَ يَا مَنْ عَفَا وَ تَجَاوَزَ اعْفُ عَنِّى وَ تَجَاوَزْ يَا كَرِيمُ اللَّهُمَّ وَ قَدْ أَكْدَى الطَّلَبُ وَ أَعْيَتِ الْحِيلَةُ وَ الْمَذْهَبُ وَ دَرَسَتِ الْآمَالُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ إِلا مِنْكَ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ اللَّهُمَّ إِنِّى أَجِدُ سُبُلَ الْمَطَالِبِ إِلَيْكَ مُشْرَعَةً وَ مَنَاهِلَ الرَّجَاءِ لَدَيْكَ مُتْرَعَةً وَ أَبْوَابَ الدُّعَاءِ لِمَنْ دَعَاكَ مُفَتَّحَةً وَ الاسْتِعَانَةَ لِمَنِ اسْتَعَانَ بِكَ مُبَاحَةً وَ أَعْلَمُ أَنَّكَ لِدَاعِيكَ بِمَوْضِعِ إِجَابَةٍ وَ لِلصَّارِخِ إِلَيْكَ بِمَرْصَدِ إِغَاثَةٍ وَ أَنَّ فِى اللَّهْفِ إِلَى جُودِكَ وَ الضَّمَانِ بِعِدَتِكَ عِوَضا مِنْ مَنْعِ الْبَاخِلِينَ وَ مَنْدُوحَةً عَمَّا فِى أَيْدِى الْمُسْتَأْثِرِينَ وَ أَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ إِلا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَكَ وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ أَفْضَلَ زَادِ الرَّاحِلِ إِلَيْكَ عَزْمُ إِرَادَةٍ يَخْتَارُكَ بِهَا وَ قَدْ نَاجَاكَ بِعَزْمِ الْإِرَادَةِ قَلْبِى وَ أَسْأَلُكَ بِكُلِّ دَعْوَةٍ دَعَاكَ بِهَا رَاجٍ بَلَّغْتَهُ أَمَلَهُ أَوْ صَارِخٌ إِلَيْكَ أَغَثْتَ صَرْخَتَهُ أَوْ مَلْهُوفٌ مَكْرُوبٌ فَرَّجْتَ كَرْبَهُ أَوْ مُذْنِبٌ خَاطِئٌ غَفَرْتَ لَهُ أَوْ مُعَافًى أَتْمَمْتَ نِعْمَتَكَ عَلَيْهِ أَوْ فَقِيرٌ أَهْدَيْتَ غِنَاكَ إِلَيْهِ وَ لِتِلْكَ الدَّعْوَةِ عَلَيْكَ حَقٌّ وَ عِنْدَكَ مَنْزِلَةٌ إِلا صَلَّيْتَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَضَيْتَ حَوَائِجِى حَوَائِجَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ هَذَا رَجَبٌ الْمُرَجَّبُ الْمُكَرَّمُ الَّذِى أَكْرَمْتَنَا بِهِ أَوَّلُ أَشْهُرِ الْحُرُمِ أَكْرَمْتَنَا بِهِ مِنْ بَيْنِ الْأُمَمِ يَا ذَا الْجُودِ وَ الْكَرَمِ فَنَسْأَلُكَ بِهِ وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَجَلِّ الْأَكْرَمِ الَّذِى خَلَقْتَهُ فَاسْتَقَرَّ فِى ظِلِّكَ فَلا يَخْرُجُ مِنْكَ إِلَى غَيْرِكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّاهِرِينَ وَ تَجْعَلَنَا مِنَ الْعَامِلِينَ فِيهِ بِطَاعَتِكَ وَ الْآمِلِينَ فِيهِ بِشَفَاعَتِكَ اللَّهُمَّ وَ اهْدِنَا إِلَى سَوَاءِ السَّبِيلِ وَ اجْعَلْ مَقِيلَنَا عِنْدَكَ خَيْرَ مَقِيلٍ فِى ظِلٍّ ظَلِيلٍ فَإِنَّكَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ وَ السَّلامُ عَلَى عِبَادِهِ الْمُصْطَفَيْنَ وَ صَلَوَاتُهُ [صَلاتُهُ] عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ اللَّهُمَّ وَ بَارِكْ لَنَا فِى يَوْمِنَا هَذَا الَّذِى فَضَّلْتَهُ وَ بِكَرَامَتِكَ جَلَّلْتَهُ وَ بِالْمَنْزِلِ [الْعَظِيمِ] الْأَعْلَى أَنْزَلْتَهُ صَلِّ عَلَى مَنْ فِيهِ إِلَى عِبَادِكَ أَرْسَلْتَهُ وَ بِالْمَحَلِّ الْكَرِيمِ أَحْلَلْتَهُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ صَلاةً دَائِمَةً تَكُونُ لَكَ شُكْرا وَ لَنَا ذُخْرا وَ اجْعَلْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا يُسْرا وَ اخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَةِ إِلَى مُنْتَهَى آجَالِنَا وَ قَدْ قَبِلْتَ الْيَسِيرَ مِنْ أَعْمَالِنَا وَ بَلَّغْتَنَا بِرَحْمَتِكَ أَفْضَلَ آمَالِنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ مؤلف گويد كه اين دعا را حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام خواند در آن روزى كه آن جناب را به جانب بغداد حركت دادند و آن روز بيست و هفتم رجب بود و اين دعا از مذخور ادعيه رجب است

هشتم

سيد در اقبال فرموده بخواند اللهم إنى أسألك بالنجل الاعظم الدعاء و اين دعا به روايت كفعمى در اعمال شب اين روز گذشت

نوشته شده توسط ریحانی در 22:39 |  لینک ثابت   • 

86/05/19

بسیج مدرسه عشق

بسیج مدرسه عشق است . بسیج لشکر مخلص خداست . این دو جمله زیبا جزئی از عبارات بلند و پر محتوا و جذابیست که امام راحل (ره) در پاسخ به اخلاص ، جانفشانی ، ایثار ، مردانگی و جوانمردی کسانی بیان داشته اند که برای دفاع از اسلام و ایران در دوران سخت دفاع مقدس قیام کردند.
بسیج در بدو تشکیل ونیز در دوران  شکوفائی خود ، پیش و بیش از آنکه یک ازسازمان رسمی باشد ، یک فرهنگ و تفکر بود . فرهنک و تفکری بلند از ایثار و فداکاری و گذشت و اخلاص و... فدا کردن خود و همه دارائی و وجود خود، بدون هیچ چشمداشتی ، آنروزها بسجی نه تنها توقع تشکر هم نداشت بلکه اگر از او تشکر هم می شد خود را مغبون می دید ، آنان حتی از خداوند هم انتظار تشکر نداشتند . آنان منت خدا را می کشیدند که عمل شان را قبول فرماید و...
من هیچگاه توفیق بسیجی بودن را نداشته ام اما همواره در مقابل آنهمه بزرگی و عظمت روح بسیجیان خاضع بوده ام و معتقدم امروز برای جامعه و کشور ما حفظ فرهنگ و تفکر بسیجی ، یک ضرورت است و لذا چند نکته را به مناسبت هفته بسیج  و در جهت حفظ این فرهنگ یادآوری می کنم.
۱-در بسیج نباید کیفیت فدای کمیت شود ، آنچه که بسیج را مهم می کرد عده زیاد بسیجیان نبود بلکه کیفیت فوق العاده و کارائی آنان بود . امروز تکیه سازمان بسیج به افزایش کمی ، امری است که می تواند بسیج را از محتوای خود خالی کند .
 ۲- اوّلین شرط ورود به بسیج باید همانند گذشته، فداکاری و گذشت  باشد . ایجاد انگیزه های مادی و بعضا" غیر موجه برای جذب جوانان و بویژه دانش آموزان به بسیج ، باعث گسترش سازمان بسیج خواهد شد اما مشخص نیست با فرهنگ بسیجی چه خواهد کرد.
 ۳- استفاده از بسیج به عنوان یک حزب ، خیانتی بزرگ به بسیج و فرهنگ بسیجی خواهد بود . بسیجی نباید و نمی تواند موضع سیاسی نداشته باشد لیکن نباید سازمان بسیج به یک حزب سیاسی  تبدیل شود . آزادی رای و عقیده سیاسی باید بر بسیجیان حاکم باشد ، همانطور که در زمان دفاع مقدس چنین بود .
 ۴-  امر بسیج فراتر از امور نظامی است و اگر ضرورت های دوران دفاع ، وابستگی این نهاد به سپاه را توجیه می کرد ، امروز لازمه فرگیر شدن بسیج ، ایجاد طرحی نو در سازمان بسیج است  و اولین ضرورت آن استقلال بسیج از نیروهای مسلح است .
به امید روزی که فرهنگ گذشت و فداکاری بر ارکان جامعه ما حاکم شود انشاالله .

نوشته شده توسط فرهنگی در 12:17 |  لینک ثابت   • 

86/05/18

بسیج در بیان مقام معظم رهبری

سالگرد تشکیل بسیج مستضعفان، یادآور خاطره پرشکوه مجاهداتی است که در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی، زیباترین تابلوهای ایثار و فداکاری همراه با نجابت و فروتنی و توأم با شجاعت و رشادت را ترسیم کرده است. خاطره جوانمردان پاکدامن و غیوری که شیران روز و زاهدان شب بودند و صحنه نبرد با شیطان زر و زور را با عرصه جهاد با نفس اماره به هم آمیختند و جبهه جنگ را محراب عبادت ساختند. جوانانی که از لذات و هوسهای جوانی برای خدا گذشتند و پیرانی که محنت میدان جنگ را بر راحت پیرانه سر ترجیح دادند و مردانی که محبت زن و فرزند و یار و دیار را در قربانگاه عشق الهی فدا کردند؛ خاطره انسانهای بزرگ و کم ادعایی که کمر به دفاع از ارزشهای الهی بستند و از هیبت دروغین قدرتهایی که برای حفظ فرهنگ و ارزشهای جاهلی غرب به مصاف ارزشهای الهی آمده بودند، نهراسیدند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فرهنگی در 0:47 |  لینک ثابت   • 

86/05/16

ضربه ایران به تحریمهای آمریکا

مؤسسه بررسي امنيت جهاني آمريكا با ارائه گزارشي مفصل از روند مصرف انرژي در ايران، سوخت را پاشنه آشيل دولت ذكر كرده و آورده است: محمود احمدي نژاد كاملاً از پاشنه آشيل كشورش آگاه است و براي كاهش وابستگي كشورش به بنزين وارداتي از طريق يك استراتژي در سه محور، فعاليت هايي را در دست اجرا دارد.به گزارش «فارس» مؤسسه بررسي امنيت جهاني آمريكا (LAGS) اخيراً گزارشي تحت عنوان «طرح ايران براي براندازي و واژگون سازي تحريم هاي آمريكا» منتشر كرده و در آن به بررسي آخرين اقدامات ايران براي مبارزه و مواجهه با تحريم هاي آمريكا پرداخته است.در اين گزارش آمده است: پيشنهاد دهندگان تحريم ها، آسيب پذيري استراتژيك ايران را نشانه رفته اند. مسائلي همچون كسري ظرفيت پالايشگاهي براي تامين نياز داخلي به بنزين و ديگر محصولات نفتي پالايشي ضروري، افزايش جمعيت از سال 1980 ميلادي (1359 شمسي) تاكنون، كه نتيجه آن افزايش مصرف بنزين است كه براي ايران قطعاً مشكل ساز خواهد بود.

 ايران دومين واردكننده بنزين در جهان


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 23:51 |  لینک ثابت   • 

86/05/16

چرا خشم خدا گناهكاران را نمي‌گيرد؟

چرا خشم خدا گناهكاران را نمي‌گيرد؟

شايد شما هم جزء آن كساني باشيد كه اين سوال ذهنتان را مشغول كرده است كه چرا گناهكاران هيچ طورشان نمي‌شود.بياييد چشم‌هايمان را بشوييم و طور ديگري به اين موضوع بنگريم و به اين سوال پاسخ دهيم كه آيا خودم هم گناهكار هستم يا نه؟ خدا كند كه جوابتان مثبت باشد و اگر بود شما جزء آن انگشت شماريد، چرا كه بيشتر آدم‌ها بخاطر جهل و غرور و ... كم و بيش در خطايند و دچار معصيت هستند.حالا به سوال اول خود برمي‌گرديم اما اينبار اين گزاره را خبري مي‌بينم . خشم خدا گناهكاران را  نمي‌گيرد-البته فعلا-!!از شما مي‌پرسم بنظر شما اين خوب است يا بد ؟بايد گفت اين مسأله را مي‌توان نعمتي از نعمت‌هاي الهي ديد كه در عقوبت خود شتاب ندارد و هر خطاكاري فرصتي براي بازگشت داردحال بينيم اين نعمت را از صدقه سريِ چه كساني داريم:امام صادق عليه السلام از پيامبر اكرم نقل مي‌كند كه:هرگاه خداوند متعال به ساكنان شهري كه معصيت و گناه را گذرانده‌اند و در ميان آنان سه نفر مؤمن باشد بنگرد ، آنان را مورد خطاب قرار دهد كه : اي بندگان گناهكار من اگر در ميان شما نبودند اين مؤمناني كه دوستداران جلالت من هستند و زمين و مساجدم را به نمازشان آباد مي كنند و سحرگاهان از خوف من استغفار مي‌كنند، حتما عذاب خود را بر شما نازل مي‌كردم ، و هيچ تفاوت هم برايم نمي كرد!

 متن روايت :

حدثنا أحمد بن هارون الفامي رضي الله عنه قال : حدثنا محمد بن عبد الله ابن جعفر الحميري قال : حدثني أبي عن هارون بن مسلم عن مسعدة بن صدقة ، عن الصادق جعفر بن محمد ، عن أبيه عن آبائه عليهم السلام ان رسول الله صلى الله عليه وآله قال : إن الله عز وجل إذا رأى أهل قرية قد أسرفوا في المعاصي وفيها ثلاث نفر من المؤمنين ناداهم جل جلاله وتقدست أسماؤه يا أهل معصيتي لولا فيكم من المؤمنين المتحابين بجلالي العامرين بصلاتهم ارضى ومساجدي والمستغفرين بالاسحار خوفا منى لانزلت بكم عذابي ثم لا أبالي .(1)

1- علل الشرائع - الشيخ الصدوق - ج 1 - ص 246

نوشته شده توسط ریحانی در 23:18 |  لینک ثابت   • 

86/05/16

راه رشد

لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی

از معصومین(ع) روایت شده :(انسان)در دنیا به دنبال راحتی میگردد ولی در آخرت آن را می یابد.حضرت علی (ع) در نهج البلاغه میفرمایند:مومن همت و کوشش بلند است .خداوند به انسان میگوید در این بهشت نه سختی میبینی نه گرسنه میشوی و نه حزن و اندوه میبینی.منظور اینست که اینها در غیر بهشت واقع نمیشود و هر چه انسان تلاش کند که زندگی راحت و آسوده و بی دغدغه ای داشته باشد همانند چنین چیزی در دنیا ممکن نیست .در نهج البلاغه داریم که در دنیا باید برای آخرت کار کرد.این موارد را باید در آخرت جست.همچنان که روایت شده دنیا مزرعه آخرت است و ما برای اینکه در آخرت زندگی راحت و آسوده ای داشته باشیم باید در این دنیا تلاش کنیم و تمام کوشش و توان خود را بکار گیریم تا محصولی را در دنیا کاشته از آن در مقابل طغیان گناهان مواظبت و نگهداری کنیم و در آخرت آن را درو کنیم و از نتیجه و ثمره آن در جهت راحتی زندگی جاودان خود استفاده کنیم.بنا بر این راحتی و آسایش در این دنیا امکان ندارد و در دنیا انسان نمی تواند بهشت ایجاد کند(رجوع به داستان شهر ارم در سوره فجر).دنیا محل کار و تلاش است برای آسایش در آخرت.در این مورد نکاتی قابل قابل ملاحظه است:

الف-روایت شده که کار جوهره آدمی است.همچنین در احادیثی از کسی که در راه تامین معاش خانواده اش کار و تلاش می کند تکریم شده است.همچنین بنابر روایات سفارش شده که کار فرما قدری بیشتر به کارگر مزد بدهد و کارگر هم بیشتر کار کند و کمتر مزد بخواهد. از این روایات میتوان نتیجه گرفت کار و تلاشی که در ابتدای بحث بر آن تاکید شده شامل کار برای تامین معاش نیز میشود ولی کار برای پول نباشد بلکه برای اینکه جوهره و گوهر و ارزش وجودی انسان است انجام دهد و در نتیجه کار را برای خوب کار کردن و اینکه کار کردن به خودی خود دارای ارزش است انجام دهد.علاوه بر این هنگامیکه انسان کار می کند باید آن قدر زیاد و خوب کار کند که مزد کمتری که می گیرد در مقابل کاری که میکند بسیار کمتر باشد(از لحاظ مشتری مداری نیز این کار باعث جذب مشتری یا کار فرما میشود و به کار ما رونق میدهد.)

بقیه نکات در این مورد ان شاء الله "راه رشد" بعدی خواهد آمد. 

نوشته شده توسط بهنود در 8:57 |  لینک ثابت   • 

86/05/14

تحمیدیه(حمد و ستایش خداوند)

محمدت يكتاي يگانه اي را سزد كه نامش مصباح زجاجه روح ويادش مفتاح دريچه مفتوح.جلال وعزش آدميان را به نطق فضيلت و به عقل مزيت داد تا ازغلس برهند وگيتي رابه نور معرفت متلألئ سازند.                 الهي!آزاده نباشد آن كه آزاد تو نيست .

.

نوشته شده توسط ریحانی در 22:50 |  لینک ثابت   • 

86/05/13

زندگانی شهید مجید بقایی

روزهاي تلخ و شيرين هميشه وجود دارند. شيرين ترين روز براي خانواده بقايي تولد مجيد بود. مجيد بقايي در بهمن سال 1337درشهر بهبهان به دنيا آمد. هر دوست و آشنايي كه كودكي او را به ياد دارد، مي داند مجيد حتي در همان سنين 12-10 سالگي هم با هم سالانش متفاوت بود. آنچه بيشتر، ديگران را تحت تأثير قرار مي داد، رفتار اسلامي وادب اوبود. مجيد در دوران نوجواني مكبّر مسجد شد. اهل محل با صداي او آشنا بودند در ايام ماه مبارك رمضان اذان گفتن مجيد حال و هواي ديگري به روزه داران مي داد. مجيد هوش و استعداد سرشاري داشت. براي همين بود كه توانست كلاس پنجم وششم دبستان (نظام قديم) را در مدت يك سال بخواند و وارد دبيرستان شود.مجيد عاشق فكر كردن بود وهمين باعث شد كه در رشته رياضي ثبت نام كند. مجيد در رشته مهندسي دانشگاه اهواز پذيرفته شد، اماراضي به تحصيل در اين رشته نبود. وقتي اصرار ديگران را ديد، گفت:«دلم مي خواهد تحصيلاتم در جهت خدمت به مردم باشداو توانست با تلاش خود در رشته پزشكي قبول شود. در سالهاي54-53 مجيدبراي مبارزه با ظلم و ستمهاي شاه وارد ميدان شد . او رهبري مبارزات دانشجويي را به عهده داشت و از جمله كساني بود كه در سال56-55 يك رشته تظاهرات برعليه رژيم شاه را هدايت كرد. فعاليتهاي اين دانشجوي مبارز دامنه گسترده اي داشت. او حتي در روزهايي كه رژيم شاه به شدت مردم انقلابي ايران را سركوب مي كرد، توانسته بود دوره هاي چريكي نظامي را به خوبي طي كند. با پيروزي انقلاب، مجيد كه از گذشته هاي دور تجربه هاي زيادي داشت، دست به كار شد. آن روزها مجيد را در هر جا مي توانستي ببيني. همه كارها را هم فقط براي رضاي خدا و خدمت به مردم انجام مي داد. باآغاز جنگ تحميلي، مجيد كه نوجواني پر شور و معتقد بود خودش را آماده كارزار كرد. به توصيه سردار شهيد كلاهدوز او نماينده سپاه پاسداران استان در اتاق جنگ شد. مدتي بعد فرماندهي سپاه پاسداران شوش را به او سپردند. لياقت و كارداني اوباعث شد تامدتي بعد، فرماندهي قرارگاه فجررا به او بسپرند. اين قرارگاه درعمليات فتح المبين وآزادسازي بخش قابل توجهي ازميهن اسلامي ايران نقش داشت.براي مجيد ايستادن و توقف معنايي نداشت. او خودش را وقف عقيده اش كرده بود. اين روحيه از نگاه مسؤلان و فرماندهان پنهان نبود. براي همين، ابتدا او را سمت معاونت فرماندهي قرارگاه كربلا منصوب كردند وسپس فرماندهي قرارگاه (قواي يكم) كربلا رابه او سپردند. مسؤليت بزرگ وسنگيني بود، اما مجيد با توكل به خدا تا آخرين لحظات زندگي اش فرماندهي اين قرارگاه را (كه داراي چندين تيپ و لشكر حدود چهل و پنج هزار نيروبود) با مديرت خالصانه به عهده داشت. سردار دكتر مجيد بقايي سرانجام در ظهر نهم بهمن ماه سال1361 همراه با جمعي از فرماندهان بر اثر اصابت تركش گلوله توپ در منطقه فكه دعوت خدا را لبيك گفت. 

نوشته شده توسط ریحانی در 22:44 |  لینک ثابت   • 

86/05/13

عکسهای کوهنودی تپه نورالشهدا

عکسهای کوهنوردی بچه های پایگاه مقاومت بسیج الرضا (ع) به تپه نور الشهدا


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فرهنگی در 11:6 |  لینک ثابت   • 

86/05/12

عکسهای کوهنودی درکه

عکسهای کوهنوردی درکه


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فرهنگی در 23:21 |  لینک ثابت   • 

86/05/12

مناجات

خدايا به داده و نداده وگرفته ات شكر: كه داده ات نعمت است. نداده ات حكمت و گرفته ات امتحان

نوشته شده توسط ریحانی در 22:59 |  لینک ثابت   • 

86/05/12

غـم مـخـور ای دل که آخر مهدی دیـن می رسد

غـم مـخـور ای دل که آخر مهدی دیـن می رسد

                                 یـوسف گـمگـشـته با صد عِز و تـمکین می رسد

پــرچــم کــفـر و ضلالـت را نـمایــد سـرنـتــگـون

                                هــادم بـنـیـاد شــرک و فـتـنـه لـیـکن مـی رسد

آن امـیــر دادگــســتــر حــجــة یــکــتــای حـق

                                بــهر ویــران کــردن کــاج شـیـاطـیـن می رسد

مـهـدی دوران و پــرچــمــدار عــدل و اقــتــدار

                               عنقریب از لطف حق با چهره حق بین می رسد

از بــرای انــهــدام مــســنــد شــاهــان جــــور

                               صـاحـب تـخـت و کلاه و مسند و زین می رسد

ای دل افـسـرده از هـجـران مـهـدی غـم مـخور

                              عـاقـبـت از بـهـر قـلب خستـه تـسکین می رسد

نوشته شده توسط ریحانی در 22:49 |  لینک ثابت   • 

86/05/12

داستانهایی از ظهور مهدی موعود(عج)

امام صادق (ع) فرمودند :

هنگامی که قائم(عج) ما قیام می کند با مردم نادانی رو به رو می گردد که در نفهمی از جاهلهای زمان رسول الله (ص) بدترند . عرض کردم : چطور اینگونه است ؟ حضرت فرمودند : وقتی پیامبر (ص) به رسالت مبعوث شدند مردم بتهایی را که از سنگ و چوب بودند می پرستیدند ؛ اما در زمانی که قائم(عج) ما ظهور نماید مردم کتاب قرآن را آنگونه که خود می خواهند تفسیر نموده و استدلال می نمایند آگاه باشید به خدا قسم عدل قائم (عج) چندان گسترش می یابد و نافذ است که مانند گرما و سرما به داخل خانه های مردم رسوخ می کند .

ای مـظـهر رحـمت و عطـا و بـرکـات

                              سرچشمه فیض و قبله گاه حاجات

ای حجت ثانی عشر ای مهدی جان

                              بـر طلعت زیــبای تــو دائـم صلوات

نوشته شده توسط ریحانی در 16:47 |  لینک ثابت   • 

86/05/12

هدف از خلقت چیست ؟

یکی از سؤالات که همواره برای خدا پرستان مطرح شده این است که : هدف از خلقت جهان و موجودات چیست ؟ چرا خداوند به کار خلقت جهان دست زده است ؟ آیا نفع و فایده ای از این کار می برد ؟ اگر نفعی نمیبرد پس خلقت این جهان چیز بیهوده ای نیست ! پاسخ اینگونه مسائل و روشن شدن فلسفه آفرینش از جایگاه ویژه ای در مباحث اعتقادی برخوردار بوده است . این بحث نه تنها مفید و مهم بوده است بلکه تکلیف بسیاری از مسائل دیگر را نیز روشن می نماید . در صورتی که این مسئله بسیار مهم حل نگردد به هیچ عنوان نمی توان مسائل دیگری را باز گشود زیرا این بحث بنیان بسیاری از مباحث فلسفی است . حال به پاسخ سؤالات مذبور می پردازیم . هنگامی که هنگامی که هدف از ؛ فعلی را بررسی می کنیم در می یابیم که این هدف به دو گونه است :

1- گاهی هدف از یک فعل این است که نفعی نصیب فاعل آن شود . مثلاً زمانی که از کسی بپرسند هدف شما از درس خواندن چیست ؟ مقصود این است که شما از این امر چه فایده ای می برید ؟

2- اما اگر هدف یک فاعل از انجام فعل این است که بهره و فایده ای را به دیگران برساند بدون آنکه خود از آن نفع خاصی ببرد . مثلاً انسان زمانی که فرزند خود را برای درس خواندن میفرستد هدف او با سواد شدن دیگری است نه خود او . و یا مثلاً وقتی به فقیر کمک می کنیم قرض ما آن است که به دیگری سود برسانیم . حال آیا ما خود سودی می بریم ؟

حال ببینید در مورد هدف آفرینش کدامیک از دو معنی مزبور می تواند در مورد خداوند متعال صدق کند . هنگامی که می پرسیم «هدف خداوند از خلقت جهان چیست؟» اگر مقصود این است که «خداوند از این آفرینش چه نفعی می برد؟» پاسخ این است که هیچ نفعی نمی برد . چون ما این فلسفه هدف آفرینش را از دیدگاه معنای اول مشاهده نموده ایم . از آنجایی که خداوند به حکم واجب الوجود بودن هیچ نقصی و حدی در ذات پاکش نیست و کامل من جمیع الجهات است پس معنی ندارد که افعال او به قصد بهره بردن و تأمین خود صورت بگیرد چون در این صورت خداوند محتاج می شود که این امر از صفات صلبیه و دور از ذات باری تعالی می باشد . ما از افعال خود فایده می بریم زیرا ناقص هستیم و نیاز به رسیدن به کمال داریم . بنابراین هدف در معنای اول برای باری تعالی صادق نیست . حال با مشاهده این مطالب اگر خداوند با معنای دوم عالم را خلق کرده باشد قابل درک است .

نوشته شده توسط ریحانی در 16:45 |  لینک ثابت   •