86/06/31
امروز 31/6
امروز سیم و یکم شهریور مصادف با ده رمضان
1. آغاز هفته دفاع مقدس
2. وفات حضرت خدیجه (س) 3سال قبل از هجرت
3. آغاز جنگ تحمیلی 1359 هجری شمسی
حدیث روز
امام خمینی : عید واقعی آن وقتی است که انسان رضای خدا را بدست بیاورد ، درون خود را اصلاح کند.
86/06/30
امروز 30/6
امروز سیم شهریور مصادف با نه رمضان
1.روز گفت و گوی تمدنها
حدیث روز
خداوند به وسیله او (حضرت خضر) غربت مارا در دوران غیبتش به انس و دوستی و تنهایی او را به پیوند و آشنایی مبدل می سازد. منتخب الانوار المضیئه , ص40
86/06/30
زندگاني مقام معظم رهبري
بسم الله الرحمن الرحيم
زندگاني مقام معظم رهبري
ازميلادتامدرسه
رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنهای فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنهای ، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنهای مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.» امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام ـ تا چهارـ پنج سالگى من ـ يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنابراين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم.»
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر دوران تحصيل ابتدايى را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» گذراندند.
در حوزه علميه
ايشان پس از آشنايی با جامعالمقدمات و صرف و نحو در دبیرستان وارد حوزه علمیه شدند و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواندند. درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند:
«عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
ايشان کتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواندند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کردند. کتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواندند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم«آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواندند و دوره مقدمات و سطح را به طور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساندند. پدرشان مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشتند. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند.
آيت الله خامنهای که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس ازمدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.
آيت الله خامنهای به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگامي که نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنهای آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند:«همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد.»
در بهمن 1342 آيت الله خامنهای با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان به ويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.
بازداشت هاي متعدد
کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.
حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد:
«از سال 48 زمينه حرکت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، که به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بيمناک است و نمى تواند بپذيرد که فعاليّـت هاى فکرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به کنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و کلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا کرد.»
پس از پيروزي انقلاب
آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رئوس آنها مى پردازيم:
● پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
● معاونت وزارت دفاع در سال 1358. ● سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
● امام جمعه تهران، 1358. ● نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع. 1359
● نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358. ● ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
● حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق.
● رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنهای در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دومين بار به اين مقام و مسئوليت انتخاب شدند.
● رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360. ● رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366
● رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
● رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسئوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند
86/06/28
امروز 28/6
امروز بیست و هشت شهریور مصادف با هفت رمضان
1.وفات حضرت ابوطالب (ع) سال 10هجری قمری
حدیث روز
پیامبر اکرم (ص): خداوند رحمت کند پدری که فرزندش را بر نیکی کردن برخود کمک کند .
میزان الحکمه,ح22744
86/06/28
سلام به همه خوانندگان محترم با عرض تبریک ماه مبارک رمضان می خواستم بگم از امروز یه قسمت جدید به وبلاگمون اضافه کردیم .این قسمت شامل وقایع اتفاق افتاده در آن روز است همراه با یک حدیث . البته ممکن است در یک روز چند اتفاق به وقوع پیوسته باشد و یا در یک روز یک اتفاق به وقوع پیوسته باشد خلاصه اینکه می خواهم این قسمت را اضافه کنم . از بازدید کننده های محترم خواهش میکنم نظرتون را در این باره بگین. با تشکر (ریحانی)
86/06/28
ميهمانان افطاري وزير خارجه اسرائيل!
وزير خارجه اسرائيل در اقدامي تبليغاتي و نمايشي براي پوشاندن جنايات صهيونيستها، افطاري داد و خود نيز روزه گرفت. به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، اجابتكنندگان دعوت خانم «تزيپي ليوني»، تنها سفراي سه كشوري بودند كه با خيانت به ديگر كشورهاي اسلامي و عربي در اسرائيل سفارتخانه برپا كردهاند. علاوه بر سفراي مصر، اردن و موريتاني، «سلام فياض»، نخستوزير انتصابي «محمود عباس» نيز در اين افطاري شركت و روزه خود را در كنار خانم ليوني باز كرد. اين مراسم در هتل كينگ ديويد قدس اشغالي برگزار شد كه در آن، «سلام فياض»، نخستوزير حکومت خودگردان فلسطيني، «رياض المالکي»، وزير اطلاعرساني اين حکومت، «محمد عاصم ابراهيم- محمد» سفير مصر در اسرائيل، «علي الاياد» سفير اردن و «احمد اولد تگدي» سفير موريتانيا حضور داشتند.
ليوني به ميهمانان گفت: در اين روز، روزه گدليا گرفته است.
86/06/28
جنگ رواني جديد مطبوعات غرب
در حالي كه مقامات كاخ سفيد بار ديگر بر پيگيري حل ديپلماتيك موضوع ايران تأكيد كردهاند، روزنامهنگاران انگليسي در ادامه پيگيري اهداف راديكال خود از قول مقامات ارشد اطلاعاتي و دفاعي آمريكا مدعي شدند كه بوش و افرادش در دولت در حال پشت سر گذاشتن راهي هستند كه آمريكا را در راه جنگ با ايران قرار ميدهد. به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، ديلي تلگراف در حالي مدعي شد، طراحان پنتاگون با توجه به نااميدي از موفقيت تلاشهاي ديپلماتيك براي توقف غنيسازي اورانيوم در ايران، ليستي از دو هزار هدف براي بمباران در ايران تهيه كردهاند كه پايگاههاي سپاه قدس در ايران، اهداف اوليه آنها هستند، كه پيش تر مقامات كاخ سفيد و پنتاگون در پاسخ به برخي مطبوعات جنگ طلب و افراطي آمريكا طرح جنگ عيله ايران را رد كرده اند. به نظر ميرسد، طرح سناريوي حمله آمريكا به پايگاههاي نيروي قدس ايران، بيشتر براي جدي جلوه دادن و پذيرش تهمت همكاري سپاه قدس با نيروهاي عراقي از سوي افكار عمومي دنياست. اين روزنامه انگليسي افزود: افسران «سيا» و پنتاگون بر اين باورند كه كاخ سفيد، طرحي هوشمندانه براي افزايش تدريجي درگيريها با ايران دارد كه سرانجام به تقابل نظامي با ايران منتهي ميشود. بنا بر اطلاعات به دست آمده، رايس كه حامي حل ديپلماتيك بحران پرونده ايران بوده، هماكنون قصد حل اختلافات با چني را دارد. يكي از مقامات اطلاعاتي آمريكايي در اين زمينه ميگويد: نابودي مقرهاي ايراني در عراق، همزمان با حملات به اهدافي در آن سوي مرز عراق در ايران است. بنا بر اين گزارش، هدف اوليه پايگاه نظامي فجر، متعلق به نيروهاي قدس سپاه پاسداران ايران در جنوب ايران است كه به گفته منابع اطلاعاتي غربي، تسليحات استفاده شده در عراق عليه نيروهاي ائتلاف، در اين پايگاه توليد شده است. بر پايه اين تئوري كه در حال ريشه يافتن در واشنگتن است، حمله آمريكا با واكنش شديد ايران روبهرو شده كه احتمالا به صورت قطع جريان نفتي خليج فارس و مقابله با حملات هوايي به اهداف اتمي در ايران و حتي نيروهاي مسلح خود است. مقامات ارشد آمريكايي ميگويند: بوش نميخواهد بدون تضمين جلوگيري از ايران در دستيابي به بمب اتم، رياستجمهوري را واگذار كند. وي ادامه داد: درست مشخص نيست چه رخدادي در حال روي دادن است، اما بسياري از مقامات سيا به اين نتيجه رسيدهاند كه ديپلماسي در اين راه شكست خورده است و احتمالا حمله، نقطه پاياني روندي است كه در آن به تدريج تلاش ميشود تنشها با ايران افزايش يافته و شواهد بيشتري از فعاليتهاي ايران در عراق ارايه شود. به نظر ميرسد ايدههاي چني با توجه به بياعتباري بوش در نتيجه جنگ عراق، بيشتر مورد توجه مقامات سيا باشد كه از جمله آن، حمله با سلاحهاي نيمه اتمي به مراكز اتمي ايران و يا حمله هوايي به پايگاههاي شناسايي شده سپاه است كه در آنها به آموزش نظاميان شيعه ميپردازد. يلي تلگراف ميافزايد: اين روند با توجه به گزارش هفته گذشته پتريوس در كنگره، مبني بر نقش مخرب ايران در عراق و تصميم اخير آمريكا در ايجاد پايگاهي نزديك مرز ايران، قويتر ميشود. يك مقام وزارت امور خارجه هم ميگويد: رايس تحت فشار مسئولان خلع سلاح، احتمال دارد كه در چند هفته آينده، حمله به ايران را ضروري بداند. وي روابط كنوني رايس و چني را با روابط كالين پاول و دونالد رامسفلد پيش از جنگ عراق مقايسه كرد. خط مشي رايس اين است كه اگر دولت ميخواهد وارد جنگ شود، بايد به تدريج وارد اين روند شده و حمايت كامل كپيتال هيل را جلب كند. اين مقام اطلاعاتي ادامه داد: ارتش آمريكا، دو طرح عمده را براي حمله به ايران در نظر دارد: اولي تنها بمباران تأسيسات هستهاي ايران است و دومي، طرح حمله بزرگتري است كه در دو يا سه روز، همه نقاط حساس نظامي ايران را نيز آماج قرار ميدهد؛ اين طرح، حاوي دو هزار هدف تعيين شده در ايران است.
86/06/27
عزت نفس
بسم الله الرحمن الرحیم
عزت نفس
« بی ارزش دانستن خویشتن خطا و توهین به پروردگار است زیرا بر ما منت نهاده و خود باوری را به ما عطا نموده است » .
افراد جهت یک زندگی عالی و بی دغدغه و همراه با آرامش نیازمند سلامت روحی و روانی میباشنددر غیر این صورت هیچگاه احساس رضایت مندی و خشنودی در زندگی نخواهند داشت .
عزت نفس و رشد اجتماعی از جمله مسائل روحی و روانی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند زیرا نداشتن عزت نفس و رشد اجتماعی مناسب افرادباعث بروزمشکلات عاطفی وحتی میتوان گفت باعث بروز ناراحتی
های عصبی فراوان در زندگی همه افرادمیشود.
برای انسان هیچ حکم و ارزشی مهمتر از قضاوت و داوری اودر مورد نقش خویش نیست و ارزیابی فرد از خویشتن بهترین عامل در فرآیند رشد روانی است . این ارزیابی به شیوه داوری آگاهانه, صریح, شفاهی, کتبی, یا با شمردن صفات و توصیف حالات نیست , بلکه به صورت احساس میباشد, احساسی که جدا کردن و شناسایی آن مشکل است زیرا مدام توسط انسان تجزیه میگردد.
تعاریف مختلف از عزت نفس
ارزیابی فرد از خویشتن اثرات برجستهای در جریان فکری احساسات , تمایلات و کلیه فهم رفتار او میباشد. ارزیابیها و نگرشهایی که در مورد خود داریم , عزت نفس نامیده میشود.
عزت نفس از جمله مفاهیمی است که در چند دهه اخیر مورد توجه پژوهشکران روان شناسی و علوم تربیتی قرار گرفته است , برخی صاحب نظران از آن به عنوان نکتهای کلیدی که میتواند جوانب مختلف زندگی افراد را تحت تاثیر قرار میدهد یاد میکنند مقدار ارزشی که ما نسبت به خود میدهیم , مقدار ارزشی که ما فکر میکنیم دیگران برای ما به عنوان یک شخص قادل هستیم , عزت نفس نامیده میشود.
به اعتقاد براندن(پیش سکوت نظریه عزت نفس)سلامت روان انسانی , منوط به عزت نفس او است و بیماریهای روانی از کمبود "حس احترام به خود" ناشی میگردد.
وی معتقد است عزت نفس دارای دو جنبه وابسته به یکدیگر است. یکی حس سودمندی و یا اعتماد به نفس و دیگری حس ارزشمندی فرد و مجموع این دو حس است که دلالت بر لیاقت شخص برای زیستن میکند.
عزت نفس درجه تصویب , تاثیر , پذیرش و ارزشمندی است که شخص نسبت به خود احساس میکند و این احساس ممکن است در مقایسه با دیگران یا مستقل ار آنان باشد. همه افراد صرف نظر از سن , جنسیت ,
زمینه فرهنگی , نوع شغل نیازمند عزت نفس هستند.
به طور کلی افراد با عزت نفس پایین ناشاد هستندو معمولا در تشکیل روابط خوب با دیگران مشکل دارند , خود پنداره نسبتا ناپایدار دارند , بدین معنی که آنها فاقد یک چهار چوب مرجع ثابت هستند که تجربیاتشان را رد آن تلفیق نمایند. بیش از دیگران احساس تنهایی میکنند و آسیب پذیرترند و به عنوان افرادی حساس یا زود رنج توصیف میشوند.
نشانههای عزت نفس پایین در رفتارهای فردی
*آرزوی شخص دیگر بودن *احساس ناکامی و بی ارزشی
*اضطراب آشکار *گریستن مکرر
*ضعف و نداشتن نیرو *خود تخریبی
*ناتوانی در تحمل *نظرگاه منفی و بدبینانه به آینده
* و . . .
نشانههای عزت نفس پایین در رفتارهای اجتماعی
*اعمال پر خاشگرانه نسبت به دیگران *اشکال در درک دیدگاه دیگران
*اجتناب از نقشهای رهبری *آزادی طلب نبودن
*اغلب گوشه گیر و انزواطلب *بی ثباتی در رفتار
*تحقیر دیگران * و. . .
86/06/27
فينال برادعي و آمريکا در وين
۱۴۴عضو ناظر هستهاي سازمان ملل متحد روز دوشنبه در کنار محمد البرادعي، رئيس آژانس بينالمللي انرژي اتمي خواهند نشست تا از جمله درباره برنامه اتمي جمهوري اسلامي رايزني کرده و تصميمگيري کنند. اين نشست در حالي برگزار ميشود که محمد البرادعي در اوج انتقادها و حملات غرب در مورد ملايم بودن رفتار وي در مقابل ايران قرار دارد و احتمالا وي در نشست وين به دفاع از توافق اخير آژانس با تهران خواهد پرداخت. قرار است ساموئل بادمن، وزير انرژي ايالات متحده آمريکا، سرگئي کرينکو، رئيس سازمان انرژي اتمي روسيه و غلامرضا آقازاده، رئيس سازمان انرژي اتمي ايران و معاون رئيس جمهوري اسلامي نيز در نشت روز دوشنبه شرکت کنند. غرب از محمد البرادعي به خاطر توافق جديد وي با جمهوري اسلامي بر سر بازرسي از تاسيسات هستهاي ايران انتقاد کرده است. ايالات متحده معتقد است، تهران با اين توافق در پي وقتکشي و ادامه روند غنيسازي اورانيوم است. از اورانيوم غنيشده علاوه بر توليد برق و مصارف غير نظامي براي ساخت سلاح هستهاي نيز ميتوان استفاده کرد. هرچند البرادعي گفته است که در پي ايجاد فرصتي جديد براي ادامه روند ديپلماتيک براي رفع بحران هستهاي جمهوري اسلامي است، اما خبرگزاريها از لبريز شدن کاسه صبر ايالات متحده در قبال اين بحران خبر ميدهند. ايالات متحده در پي اعمال دور تازهاي از مجازاتها و تحريمهاي اقتصادي عليه جمهوري اسلامي است. وزارت خارجه آمريکا اعلام کرده است که روز بيست و يکم ماه سپتامبر/سيام شهريور ماه، شش کشوري که براي حل مسئله اتمي ايران رايزني ميکنند [پنج عضو دائمي شوراي امنيت سازمان ملل متحد به اضافه آلمان] در واشنگتن گرد هم خواهند آمد. قرار است که نمايندگان رسمي اين شش کشور در مورد پيشنويس قطعنامه جديدي براي مجازات و تحريم ايران در شوراي امنيت سازمان ملل متحد گفتوگو کنند.
سايه تحولات تازه بر نشست آژانس
به گفته کارشناسان و ناظران بين المللي، تحولات تازهاي بر نشست روز دوشنبه آژانس بين المللي انرژي اتمي، نيز سايه انداخته است. ده روز پيش، دمشق اعلام کرد که جنگندههاي اسرائيلي حريم هوايي سوريه را نقض کردهاند. گفته ميشود که اين کشور سرنخهايي در دست دارد که سوريه از کره شمالي براي خريد مواد اتمي کمکهايي گرفته است. از جمهوري اسلامي به عنوان ديگر خريدار مواد اتمي کرهاي نام برده شده است. مارک فيتزپاتريک، تحليلگر مسائل مربوط به منع گسترش سلاحهاي کشتار دسته جمعي به خبرگزاري فرانسه گفته است: «هرچند روشن نيست که حمله هوايي اسرائيل به سوريه در ارتباط با مسائل هستهاي باشد، اما شايد بتوان گفت که اسرائيل با اين حمله به جمهوري اسلامي اخطار داده است، اگر فعاليتهاي هستهاي در ايران متوقف نشود، هدف بعدي چنين حملهاي ايران خواهد بود.» اسرائيل بيست و شش سال پيش در حمله هوايي به تاسيسات اتمي در عراق، آن تاسيسات را به کلي نابود کرد.
86/06/24
فضيلت و اعمال ماه مبارك رمضان
فضيلت و اعمال ماه مبارك رمضان
شيخ صدوق به سند معتبره روايت كرده از حضرت امام رضاعليه السلام از پدران بزرگواران خود از حضرت اميرالمؤمنين عليه و على اولاده السلام كه فرمود خطبهاى خواند براى ما روزى حضرت رسولخداصلى الله عليه وآله پس فرمود اَيُّها النَّاس بدرستىكه رو كرده است به سوى شما ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش ماهى است كه نزد خدا بهترين ماهها است و روزهايش بهترين روزها است و شبهايش بهترين شبها است و ساعتهايش بهترين ساعتها است و آن ماهيست كه خواندهاند شما را در آن بسوى ضيافت خدا و گرديدهايد در آن از اهل كرامت خدا نَفَسهاى شما در آن ثواب تسبيح دارد و خواب شما ثواب عبادت دارد و عملهاى شما در آن مقبولست و دعاهاى شما در آن مستجابست پس سؤال كنيد از پروردگار خود به نيّتهاى درست و دلهاى پاكيزه از گناهان و صفات ذميمه كه توفيق دهد شما را براى روزه داشتن آن و تلاوت كردن قرآن در آن بدرستىكه شقى و بد عاقبت كسى است كه محروم گردد از آمرزش خدا در اين ماه عظيم و ياد كنيد به گرسنگى و تشنگى شما در اين ماه تشنگى و گرسنگى روز قيامت را و تَصدّق كنيد بر فقيران و مسكينان خود و تعظيم نمائيد پيران خود را و رحم كنيد كودكان خود را و نوازش نمائيد خويشان خود را و نگاه داريد زبانهاى خود را از آنچه نبايد گفت و بپوشيد ديدهاى خود را از آنچه حلال نيست شما را نظر كردن بسوى آن و بازداريد گوشهاى خود را از آنچه حلال نيست شما را شنيدن آن و مهربانى كنيد با يتيمان مردم تا مهربانى كنند بعد از شما با يتيمان شما و بازگشت كنيد بسوى خدا از گناهان خود و بلند كنيد دستهاى خود را به دعا در اوقات نمازهاى خود زيرا كه وقت نمازها بهترين ساعتها است نظر مىكند حق تعالى در اين اوقات به رحمت به سوى بندگان خود و جواب مىگويد ايشان را هرگاه او را مناجات كند و لبّيك مىگويد ايشان را هرگاه او را ندا كنند و مستجاب مىگرداند هرگاه او را بخوانند اى گروه مردمان بدرستىكه جانهاى شما در گرو كردههاى شما است پس از گرو بدر آوريد به طلب آمرزش از خدا و پشتهاى شما گران بار است از گناهان شما پس سبك گردانيد آنها را به طول دادن سجدهها و بدانيد كه حق تعالى سوگند ياد كرده است به عزّت و جلال خود كه عذاب نكند نمازگذارندگان و سجده كنندگان در اين ماه را و نترساند ايشان را به آتش جهنم در روز قيامت ايُّها النَّاس هر كه از شما افطار دهد روزهدار مؤمنى را در اين ماه از براى او خواهد بود نزد خدا ثواب بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته پس بعضى از اصحاب گفتند يا رسولالله همه ما قدرت بر آن نداريم حضرت فرمود بپرهيزيد از آتش جهنم به افطار فرمودن روزهداران اگرچه به نصف دانه خرما باشد و اگر چه به يك شربت آبى باشد بدرستىكه خدا اين ثواب را مىدهد كسى را كه چنين كند اگر قادر بر زياده از اين نباشد اَيُّها النَّاسُ هر كه خُلْق خود را در اين ماه نيكو گرداند بر صراط آسان بگذرد در روزى كه قدمها بر آن لغزد و هر كه سبك گرداند در اين ماه خدمت غلام و كنيز خود را خدا در قيامت حساب او را آسان گرداند و هر كه در اين ماه شرّ خود را از مردم باز دارد حق تعالى غضب خود را در قيامت از او باز دارد و هر كه در اين ماه يتيم بىپدرى را گرامى دارد خدا او را در قيامت گرامى دارد و هر كه در اين ماه صله و احسان كند با خويشان خود خدا وَصل كند او را به رحمت خود در قيامت و هر كه در اين ماه قطع احسان خود از خويشان خود بكند خدا در قيامت قطع رحمت خود از او بكند و هر كه نماز سنتى در اين ماه بكند خدا براى او برات بيزارى از آتش جهنم بنويسد و هر كه در اين ماه نماز واجبى را ادا كند خدا عطا كند به او ثواب هفتاد نماز واجب كه در ماههاى ديگر كرده شود و هر كه در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد خدا سنگين گرداند ترازوى عمل او را در روزى كه ترازوهاى اعمال سبك باشد و كسىكه يك آيه از قرآن در اين ماه بخواند ثواب كسى دارد كه در ماههاى ديگر ختم قرآن كرده باشد اَيُّها النَّاسُ بدرستىكه درهاى بهشت در اين ماه گشاده است پس سؤال كنيد از پروردگار خود كه بروى شما نهبندد و درهاى جهنّم در اين ماه بسته است پس سؤال كنيد از پروردگار خود كه بر روى شما نگشايد و شياطين را در اين ماه غُلّ كردهاند پس سؤال كنيد از خدا كه ايشان را بر شما مسلط نگرداند الخ و شيخ صدوق روايت كرده كه چون ماه رمضان داخل مىشد حضرترسولصلى الله عليه وآله آزاد مىكرد هر اسيرى كه بود و عطا مىنمود هر سائلى را مؤلف گويد كه ماه رمضان ماه خداوند عالميان است و شريفترين ماهها است و ماهيست كه درهاى آسمان و درهاى بهشت و رحمت گشوده مىشود و درهاى جهنّم بسته مىشود و در آن شبى است كه عبادت در آن بهتر است از عبادت هزارماهپستأمّلنماكهچگونهخواهىبوددرشبوروزخودوچگونهنگاهمىدارىاعضاء و جواح خود را از معصيتهاى پروردگارخودومباداشبها در خواب باشى و روزها غافل از ياد خدا همانا در خبر است كه در آخر هر روز از روزهاى ماهرمضاندروقتافطارحقتعالىهزارهزاركسرا ازآتشجهنّم آزاد مىكند و چون شب جمعه و روز جمعه مىشود در هر ساعتى هزار هزار كس را از آتش جهنم آزاد مىكند كه هر يك مستوجب عذاب شده باشند و در شب و روز آخر ماه به عدد آنچه در تمام ماه آزاد كرده است آزاد مىكند پس اى عزيز مبادا بيرون رود ماه رمضان و گناهان تو باقى مانده باشد و در هنگامى كه روزهداران مزدهاى خود را بگيرند تو از جمله محرومان و زيانكاران باشى و تقرب بجوى بسوى خداوند تبارك و تعالى به تلاوت كردن قرآن مجيد در شبها و روزهاى اين ماه و به ايستادن به نماز و جِدّ و جَهد كردن در عبادت و بجا آوردن نمازها در اوقات فضيلت و كثرت استغفار و دعا فَعَنِ الصَّادِقِعليه السلام:
اَنَّهُ مَنْ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ فى شَهْرِ رَمَضانَ، لَمْ يُغْفَرْ لَهُ اِلى قابِلٍ اِلاَّ اَنْ يَشْهَدَ عَرَفَةَ
امام صادقعليه السلام فرمود: هر كه در ماه رمضان آمرزيده نشود تا سال آينده آمرزيده نشود مگر آنكه در عرفات حاضر شود
و نگاه دارد خود را ازچيزهايى خدا حرام كرده است و از افطار كردن بر چيزهاى حرام و رفتار كن به نحوى كه مولاى ما حضرت صادقعليه السلام وصيّت نموده و فرموده كه هرگاه روزهدارى مىبايد كه روزه دارد گوش و چشم و مو و پوست و جميع اعضاى تو يعنى از محرّمات بلكه از مكروهات و فرمود بايد كه روز روزه تو مانند روز افطار تو نباشد و نيز فرموده كه روزه نه همين از خوردن و آشاميدن است تنها بلكه بايد در روز روزه نگاه داريد زبان خود را از دروغ و بپوشانيد ديدههاى خود را از حرام و با يكديگر نزاع مكنيد و حَسَد مبريد و غيبت مكنيد و مجادله مكنيد و سوگند دروغ مخوريد بلكه سوگند راست نيز و دشنام مدهيد و فحش مگوئيد و ستم مكنيد و بىخردى مكنيد و دلتنگ مشويد و غافل مشويد از ياد خدا و از نماز و خاموش باشيد از آنچه نبايد گفت و صبر كنيد و راستگو باشيد و دورى كنيد از اهل شرّ و اجتناب كنيد از گفتار بد و دروغ و افتراء و خصومت كردن با مردم و گمان بد بردن و غيبت كردن و سخنچينى كردن و خود را مُشْرِف به آخرت دانيد و منتظر فَرَج و ظُهور قائم آل محمّدعليه السلام باشيد و آرزومند ثوابهاى آخرت باشيد و توشه اعمال صالحه براى سفر آخرت برداريد و بر شما باد به آرام دل و آرام تن و خضوع و خشوع و شكستگى و مذلّت مانند بندهاى كه از آقاى خود ترسد و ترسان باشيد از عذاب خدا و اميدوار باشيد رحمت او را و بايد پاك باشد اى روزهدار دل تو از عيبها و باطن تو از حيلهها و مكرها و پاكيزه باشد بدن تو از كثافتها و بيزارى بجوى بسوى خدا از آنچه غير اوست و در روزه ولايت خود را خالص گردانى از براى او و خاموش باشى از آنچه حق تعالى نهى كرده است تو را از آن در آشكارا و پنهان و بترسى از خداوند قهار آنچه سزاوار ترسيدن او است در پنهان و آشكار و ببخشى روح و بدن خود را به خداى عزّوجلّ در ايّام روزه خود و فارغ گردانى دل خود را از براى محبّت او و ياد او و بدن خود را به كارفرمائى در آنچه خدا تو را امر كرده است به آن و خوانده است بسوى آن اگر همه اينها را به عمل آورى آنچه سزاوار روزه داشتن است به عمل آوردهاى و فرموده خدا را اطاعت كردهاى و آنچه كم كنى از آنها كه بيان كردم از براى تو به قدر آن از روزه تو كم مىشود از فضل آن و ثواب آن بدرستى كه پدرم گفت رسولخداصلى الله عليه وآله شنيد كه زنى در روز روزهاى جاريه خود را دشنام داد حضرت طعامى طلبيد آن زن را گفت بخور زن گفت من روزهام فرمود چگونه روزهاى كه جاريه خود را دشنام دادى روزه از خوردن و آشاميدن تنها نيست بدرستىكه حق تعالى روزه را حجابى گردانيده است از ساير امور قبيحه از كردار بد و گفتار بد چه بسيار كمند روزهداران و چه بسيارند گرسنگى كشندگان و حضرت اميرالمؤمنينعليه السلام فرمود كه چه بسيار روزهدارى كه بهرهاى نيست او را از روزه به غير از تشنگى و گرسنگى و چه بسيار عبادت كنندهاى كه نيست او را بهرهاى از عبادت به غير تَعَب اى خوشا خواب زيركان كه بهتر از بيدارى و عبادت احمقان است و خوشا افطار كردن زيركان كه بهتر از روزه داشتن بىخردان است و روايت شده از جابربن يزيد از حضرت امام محمد باقرعليه السلام كه حضرت رسولصلى الله عليه وآله به جابر بن عبدالله فرمود اى جابر اين ماه رمضانست هر كه روزه بدارد روز آن را و بايستد به عبادت پارهاى از شبش را و باز دارد از حرام شكم و فَرْج خود را و نگاه دارد زبان خود را بيرون رود از گناهان خود مثل بيرون رفتن او از ماه جابر گفت يا رسولاللّه چه نيكو است اين حديث كه فرمودى فرمود اى جابر و چقدر سخت است اين شرطهايى كه نمودم وبالجمله اعمال اين ماه شريف در دو مطلب و يك خاتمه ذكر مىشود.
86/06/24
تشديد تحريم و شکاف در ۱+۵
سخنگوي وزارت امورخارجه آلمان روز جمعه گفت در صورت همکاري ايران با سازمان ملل متحد، مذاکره درباره اعمال دور سوم تحريم ها بر ايران به دليل خودداري از توقف غني سازي، ضروزت نخواهد داشت. همزمان با واکنش آلمان به دور جديد تحريم ها عليه ايران، فردريک دزا ني يو، سخنگوي وزارت امورخارجه فرانسه گفت: «ما اميدواريم که به عنوان الويت تحريم هاي جديد عليه ايران در شوراي امنيت سازمان ملل متحد وضع شود.» به گفته سخنگوي وزارت امورخارجه فرانسه اقدامات ديگري براي تحريم ايران در «چارچوب اتحاديه اروپا» در حال پيگيري است. فرانسه تاکنون بارها خواهان اعمال تحريم هاي جديد عليه ايران به دليل سرپيچي از اجراي قطعنامه هاي شوراي امنيت شده است. به گفته سخنگوي وزارت امورخارجه فرانسه توافق ايران وآژانس بين المللي انرژي اتمي گامي در مسير درست است، اما اين توافق کافي نيست چرا که در خواست شوراي امنيت براي توقف فعاليت هاي حساس هسته اي در آن قيد نشده است. آمريکا خواهان اعمال دور جديد تحريم ها عليه ايران به دليل سرپيچي از اجراي قطعنامه هاي ۱۷۴۷ و ۱۷۳۷ است و در همين راستا واشنگتن ميزبان نمايندگان سياسي کشورهاي موسوم به گروه ۱+۵ در روزجمعه آينده، ۲۱ سپتامبر، خواهد بود. آلمان به همراه پنج عضو دايمي شوراي امنيت سازمان ملل متحد، روسيه، چين، فرانسه، بريتانيا و آمريکا، اعضاي گروه ۱+۵، تا کنون با طرح دو قطعنامه تحريم عليه جمهوري اسلامي و تاييد آنها در شوراي امنيت، کوشيده اند تا فشار بيشتري براي ايران وارد کرده و اين کشور را وادرا کنند تا فعاليت هاي حساس هسته اي خود را متوقف کند. توافق ايران وآژانس بين المللي انرژي اتمي گامي در مسير درست است، اما اين توافق کافي نيست چرا که در خواست شوراي امنيت براي توقف فعاليت هاي حساس هسته اي در آن قيد نشده است . برخي ديپلماتهاي غربي به خبرگزاري «رويترز» گفتهاند که اکنون آلمان مخالف طرح تحريمهاي جديد عليه تهران است و خواهان آن است که به توافق ايران و آژانس بينالمللي انرژي اتمي در سيام مرداد براي «رفع ابهام از برنامه هستهاي جمهوري اسلامي»، فرصتي داده شود. به گفته مارتين گايگر، سخنگوي وزارت امورخارجه آلمان، اين کشور «آماده است، در صورت لزوم، گامهاي ضروري عليه ايران بردارد». گايگر با اشاره به اينکه فعاليتهاي ديپلماتيک آلمان درباره ايران محدود به گفتوگو با گروه ۱+۵ نيست، گفت: «به عنوان يکي از اعضاي سازمان انرژي اتمي، ما با مساله آنچه سوالهاي بيجواب مواجهيم و ميخواهيم به ايران شانس داده شود تا اعتماد از دست رفته جامعه بينالملل را بار ديگر جلب کند». سخنگوي وزارت امور خارجه آلمان افزود: «اگر ايران آماده که اين کار را بکند (رفع ابهام از مساله هسته اي)، در اين صورت، من فکر مي کنم ما توانيم از بحث ها درباره تحريم هاي آينده خودداري کنيم». به گزارش خبرگزاري «رويترز»، ديپلماتها معتقدند آلمان خواهان به تعويق افتادن طرح پيشنويس قطعنامه جديد تا هنگام گزارش محمد البرادعي، مدير کل آژانس بينالمللي انرژي اتمي، درباره پيشرفت توافق ايران و آژانس در ماه نوامبر است. همزمان با اين تحولات، چين روز جمعه خواهان «همکاري کامل ايران با آژانس بينالمللي انرژي هستهاي» شد و از تهران خواست که هر چه سريعتر، ابهامات موجود درباره برنامه هستهاي خود را رفع کند. خبرگزاري دولتي چين ـ شين هوا ـ به نقل از يانگ جيه چي، وزير امور خارجه چين، نوشته است: «(چين) اميدوار است که طرف ايراني، همکاري کامل و جامعي را با آژانس بينالمللي انرژي هستهاي در پيش بگيرد و به سرعت، روند مثبتي را ايجاد کند.» وزير امور خارجه چين افزوده است: «طرف چيني، خواهان ادامه تلاش ها براي پيشبرد يک راه حل مسالمتآميز در مساله هستهاي ايراني ها است.» اظهارنظر تازه وزير امور خارجه چين، ساعتي پس از ديدار وي با مصطفي پورمحمدي، وزير کشور ايران که اکنون در پکن به سر ميبرد، منتشر شد.
86/06/23
بوش،اعلام خروج نيروها از عراق وحمله لفظی به ايران
جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، در یک سخنرانی کلیدی برای مردم کشورش درباره عراق عقب نشینی محدود نیروها از عراق را اعلام کرده اما این سخنرانی با انتقاد سیاستمداران حزب دموکرات مواجه شده است. به گزارش بازتاب به نقل از بی بی سی طبق برنامه بوش اگر شرایط خاصی تامین شود شمار نیروهای آمریکا تا تابستان آینده بار دیگر به 130 هزار بازخواهد گشت، یعنی همان تعدادی که تا 9 ماه پیش در عراق حضور داشتند. رئیس جمهور آمریکا در ابتدای سخنرانی خود گفت: "فرایض اخلاقی و استراتژیک ما در این لحظه یکی است: ما باید به عراق کمک کنیم تا کسانی را که آینده آن کشور و همچنین آینده ما را تهدید می کنند شکست دهد." وی با اشاره به اظهارات هفته جاری ژنرال دیوید پتریوس، فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق و رایان کراکر، سفیر این کشور در بغداد، گفت که هرچند آنها روشن کرده اند که آمریکا با چالشی ترسناک در عراق روبروست اما نتیجه گیری کردند که اوضاع عراق در حال بهبود یافتن است و طرح افزایش نیروها درحال موثر افتادن است.
ادامه مطلب
86/06/23
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبههاى نماز جمعهى تهران
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبههاى نماز جمعهى تهران
|
23/ 06/ 86 |
|
|
خطبهى اول
الحمدللَّه ربّ العالمين نحمده و نستعينه و نؤمن به و نستغفره و نصلّى و نسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه و حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشير رحمته و نذير نقمته سيّدنا و نبيّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيّةاللَّه فى الأرضين.
همهى برادران و خواهران نمازگزار و عزيز را و خودم را توصيه ميكنم به رعايت تقواى الهى، كه برترين محصول و نتيجهى اين ماه مبارك است. ماه مبارك رمضان با همهى بركاتش و همهى زيبائىهاى معنوىاش، بار ديگر فرا رسيد. از قبل از شروع ماه مبارك، پيامبر معظم اسلام مردم را آماده ميفرمود براى ورود در اين عرصهى خطير و والا و پربركت؛ «قد اقبل اليكم شهر اللَّه بالبركة و الرّحمة». در خطبهى روز جمعهى آخر ماه شعبان، بنا به روايتى اينطور فرمود: خبر داد، توجه داد به مردم كه ماه رمضان فرا رسيد. اگر بخواهيم در يك جمله ماه رمضان را تعريف كنيم، بايد عرض كنيم ماه فرصتها. فرصتهاى فراوانى در اين ماه در برابر من و شماست. اگر از اين فرصتها بتوانيم درست استفاده كنيم، يك ذخيرهى عظيم و بسيار ارزشمندى در اختيار ما خواهد بود. من دربارهى همين مطلب اندكى توضيح عرض ميكنم و خطبهى اول دربارهى همين مسائل مربوط به ماه رمضان و اين فرصتهاى بىنظير است.
در همين خطبهاى كه اشاره شد، رسول مكرم فرمودند كه «شهر دعيتم فيه الى ضيافة اللَّه»؛ اين يك ماهى است كه شما در اين ماه دعوت شدهايد به ميهمانى الهى. خود اين جمله در خور تدبر و تأمل است؛ دعوت به ميهمانى الهى. اجبار نكردند كه همهى افراد از اين ميهمانى استفاده كنند؛ نه، فريضه قرار دادهاند؛ اما تحت اختيار خود ماست كه از اين ميهمانى استفاده بكنيم يا نكنيم. بعضى هستند كه در اين ميهمانى عظيم اصلاً فرصت اين را پيدا نميكنند كه به اين دعوتنامه توجه كنند. غفلت آنها، فرورفتگى آنها در كار ماديت و دنياى مادى به قدرى است كه آمدن و رفتن ماه رمضان را نميفهمند. مثل همين كه كسى را براى يك ميهمانى بسيار با شكوه و پرخير و بركتى دعوت كنند و او فرصت نكند؛ غفلت كند از اينكه كارت دعوت را حتّى نگاه كند. اينها كه دستشان بكلى خالى ميماند. بعضى ميفهمند اين ميهمانى هست، اما به اين ميهمانى نميروند. كسانى كه خداى متعال به آنها لطف نكرده است و توفيق نداده كه با اينكه عذرى ندارند، روزه را نميگيرند يا از تلاوت قرآن يا از دعاهاى ماه رمضان محروم ميمانند، آنها همين افراد هستند. كسانى هستند كه وارد اين ميهمانى نميشوند، نمىآيند به اين ميهمانى؛ حساب اينها روشن است. جمع كثيرى از مردم مسلمان - امثال ما - وارد اين ميهمانى ميشويم، اما بهرهى ما از اين ميهمانى به يك اندازه نيست؛ بعضىها بيشترين بهره را از اين فرصت ميبرند.
رياضتى كه در ميهمانى اين ماه وجود دارد - كه رياضت روزه و گرسنگى كشيدن است - شايد بزرگترين دستاورد اين ضيافت الهى است. بركاتى كه روزه براى انسان دارد، به قدرى اين بركات از لحاظ معنوى و ايجاد نورانيت در دل انسان زياد است كه شايد بشود گفت بزرگترين بركات اين ماه همين روزه است. روزه را بعضى ميگيرند؛ پس اينها وارد ضيافت شدهاند و بهرهى از اين ضيافت را هم گرفتهاند. ليكن علاوهى بر روزه گرفتن - كه رياضت معنوىِ اين ماه مبارك است - اينها آموزش خود را هم از قرآن در حد اعلى تأمين ميكنند؛ تلاوت قرآن با تدبر. با حالت روزهدارى يا حالت نورانيتِ ناشى از روزهدارى، در شبها و نيمه شبها تلاوت قرآن، انس با قرآن، مخاطب خدا قرار گرفتن، لذت ديگرى و معناى ديگرى دارد. چيزى كه انسان در چنين تلاوتى از قرآن فرا ميگيرد، در حال متعارف و معمول نميتواند به چنين تلاوتى دسترسى پيدا كند؛ آنها از اين هم بهره ميبرند. علاوهى بر اينها، از مكالمهى با خداى متعال و مخاطبهى با خدا، راز و نياز كردن، دل خود را و اسرار درون خود را براى خدا به زبان آوردن هم بهرهبردارى ميكنند؛ يعنى همين دعاها. اين دعاى ابىحمزهى ثمالى، اين دعاهاى روزها، اين دعاهاى شبها و سحرها، اينها حرف زدن با خداست، خواستن از خداست، نزديك كردن دل به ساحت حريم عزت الهى است؛ از اين هم بهره ميبرند. بنابراين در اين ميهمانى، از همهى دستاوردهاى آن بهره ميبرند.
از اينها مقدمتر، شايد به جهتى بالاتر از اينها، ترك گناهان است؛ در اين ماه گناه هم نميكنند. در همان روايت خطبهى پيامبر اعظم، اميرالمؤمنين (عليهالصّلاةوالسّلام) سؤال ميكند از پيغمبر كه در اين ماه كدام عمل بافضيلتتر است. در جواب ميفرمايند: «الورع عن محارم اللَّه». اجتناب از گناهان و از محارم الهى، بر كارهاى اثباتى و ايجابى مقدم است؛ جلوگيرى از آلودگى و زنگار روح و دل است. اين افراد از گناه هم اجتناب ميكنند. پس هم روزهدارى است، هم تلاوت است، هم دعا و ذكر است، هم دورى از گناهان است. اين مجموعه، انسان را از لحاظ اخلاق و رفتار هم به آن چيزى كه مورد نظر اسلام است، نزديك ميكند. وقتى اين مجموعه كار انجام گرفت، دل انسان از كينهها خالى ميشود؛ روح ايثار و فداكارى در انسان زنده ميشود؛ كمك به محرومان و مستمندان براى انسان آسان ميشود؛ گذشت به نفع ديگران و به زيان خود در امور مادى براى انسان روان ميشود. لذا مىبينيد در ماه رمضان جرم و جنايت كم ميشود، كار خير زياد مىشود، محبت بين افراد جامعه بيش از اوقات ديگر ميشود؛ كه اينها به بركت همين ضيافت الهى است.
بعضى اينطور از ماه رمضان بهرهى كامل ميبرند، بعضى هم نه؛ از يك چيزى بهرهمند ميشوند، از چيز ديگرى خود را محروم نگه ميدارند. بايد تلاش مسلمان در اين ماه اين باشد كه حداكثر بهره را از اين ضيافت الهى بگيرد و دست پيدا كند به رحمت و مغفرت الهى، كه من تأكيد كنم بر روى استغفار؛ استغفار از گناهان، استغفار از خطاها، استغفار از لغزشها؛ چه گناهان كوچك، چه گناهان بزرگ. اين خيلى مهم است كه در اين ماه، ما خودمان را، دلمان را از زنگارها پاك كنيم؛ خودمان را از آلودگىها مصفا كنيم، شستشو بدهيم؛ و اين با استغفار امكانپذير است. لذا در روايات متعددى دارد كه بهترين دعاها يا در رأس دعاها، استغفار است؛ طلب مغفرت از پروردگار. براى همه هم استغفار هست. پيغمبر اكرم هم - آن انسان والا - استغفار ميكرد. حالا استغفار امثال ما از نوعى از گناهان است؛ اين گناهان متعارف و معمولى و گرايشهاى حيوانى در وجود ما و همين گناهانِ به تعبيرى ميگوئيم گناهان چاروادارى؛ گناههاى آشكار و واضح. بعضىها استغفارشان از چنين گناهانى نيست؛ از ترك اولى است. بعضى ترك اولى هم نميكنند؛ اما استغفار ميكنند، كه اين استغفار از قصور ذاتى و طبيعى انسانِ ممكن در قبال عظمت ذات مقدس پروردگار است؛ استغفار از عدم معرفت كامل، كه اين مال اولياء و مال بزرگان است.
ما بايد از گناهانمان استغفار كنيم. فايدهى بزرگ استغفار اين است كه ما را از غفلت نسبت به خود خارج ميكند. ما گاهى در مورد خودمان دچار اشتباه ميشويم. وقتى به فكر استغفار مىافتيم، گناهان، خطاها، خيرهسرىها، پيروى از هواى نفس كه كرديم، تجاوز از حدود كه انجام داديم، ظلمى كه به نفس خودمان كرديم، ظلمى كه به ديگران كرديم، جلوى چشم ما زنده ميشود و به يادمان مىآيد كه چه كردهايم؛ آن وقت دچار غرور، دچار نخوت، دچار غفلت نسبت به خود نميشويم. اولين فايدهى استغفار اين است. بعد هم خداى متعال وعده فرموده است كه آن كسى كه استغفار كند، يعنى به عنوان يك دعاى حقيقى از خداى متعال حقيقتاً آمرزش بطلبد و از گناه پشيمان باشد، «لوجد اللَّه توّاباً رحيما»؛ خداى متعال توبهپذير است. اين استغفار، بازگشت به سوى پروردگار است؛ پشت كردن به خطاها و گناهان است و خداوند ميپذيرد؛ اگر استغفار، استغفار حقيقى باشد.
توجه كنيد كه همينطور آدم به زبان بگويد: استغفراللَّه، استغفراللَّه، استغفراللَّه، اما حواسش اين طرف و آن طرف باشد، اين فايدهاى ندارد؛ اين استغفار نيست. استغفار يك دعاست، يك خواستن است؛ بايد انسان حقيقتاً از خدا بخواهد و مغفرت الهى و گذشت پروردگار را بطلبد: من اين گناه را كردهام؛ پروردگارا! به من رحم كن، از اين گناه من بگذر. اينطور استغفار كردنى نسبت به هر يك از گناهان، مسلماً غفران الهى را پشت سر خواهد داشت؛ خداى متعال اين باب را باز فرموده است.
البته در دين مقدس اسلام، اقرار به گناه پيش ديگران ممنوع است. اينكه در بعضى از اديان هست كه بروند توى عبادتگاهها، پيش روحانى، كشيش، بنشينند، اعتراف به گناه كنند، اين در اسلام نيست و چنين چيزى ممنوع است. پردهدرىِ نسبت به خود و افشاى اسرار درونى خود و گناهان خود پيش ديگران، ممنوع است؛ هيچ فايدهاى هم ندارد. اينكه حالا در آن اديان خيالى و پندارى و تحريف شده اينطور ذكر ميشود كه كشيش گناه را ميبخشد، نه؛ در اسلام بخشندهى گناه، فقط خداست. حتّى پيغمبر هم نميتواند گناه را ببخشد. در آيهى شريفه ميفرمايد: «ولو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفراللَّه و استغفر لهم الرّسول لوجد اللَّه توّابا رحيما»؛ وقتى گناهى انجام دادند، ظلم به نفس كردند، اگر بيايند پيش تو كه پيغمبر هستى، از خداى متعال طلب مغفرت و طلب بخشش كنند و تو هم براى آنها طلب بخشش كنى، خداوند توبهى آنها را ميپذيرد. يعنى پيغمبر براى آنها طلب بخشش ميكند؛ خود پيغمبر نميتواند گناه را ببخشد؛ گناه را فقط خداى متعال بايد ببخشد. اين استغفار است، كه اين استغفار حقيقتاً جايگاه مهمى دارد. از استغفار در اين ماه غفلت نشود؛ بخصوص در سحرها، در شبها. دعاهائى كه در ماه رمضان هست، اينها را با توجه به معانىاش بخوانيد.
بحمداللَّه جامعهى ما يك جامعهى معنوى است. دعا و توجه و توسل و ابتهال الىاللَّه در بين مردم ما رايج است و مردم دوست ميدارند؛ جوانهاى ما دلهاى پاك و نورانىشان به ذكر خدا متمايل است؛ اينها همه فرصت است. ماه رمضان هم كه يك فرصت الهى است، در اختيار ما قرار داده شده؛ استفاده كنيد از اين ماه مبارك، از اين فرصت بسيار بزرگ؛ دلها را به خدا نزديك كنيد، آشنا كنيد؛ با استغفار، دلها و جانها را پاكيزه كنيد؛ خواستههايتان را با خداى متعال مطرح كنيد. ارتباط معنوى ملت ما با خداى متعال كارهاى بزرگى انجام داده است، و ماه رمضان فرصت فوقالعادهاى است براى اين كار؛ از اين فرصت استفاده شود.
انشاءاللَّه خداوند متعال به همهى ما كمك كند تا بتوانيم در اين ماه رمضان جنبهى فرشتهگون وجود خود را بر جنبهى حيوانى خود غلبه دهيم. ما يك جنبهى ملكى و فرشتهاى داريم، يك جنبهى مادى و حيوانى داريم. هوىهاى نفسانى، جنبهى مادى را بر آن جنبهى ملكى و فرشتهاى غلبه ميدهد. انشاءاللَّه در اين ماه رمضان بتوانيم آن روحانيت را، آن نورانيت را بر جنبهى مادى غلبه بدهيم و اين را به عنوان ذخيرهاى نگه داريم و از ماه رمضان به عنوان تمرينى كه در طول سال اين تمرين به كار ما خواهد آمد، انشاءاللَّه استفاده كنيم.
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذين امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.
خطبهى دوم
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
الحمدللَّه ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما علىّ اميرالمؤمنين و سيّدة نساء العالمين و الحسن و الحسين سيّدى شباب اهل الجنّة و علىّبنالحسين و محمّدبنعلىّ و جعفربنمحمّد و موسىبنجعفر و علىّبنموسى و محمّدبنعلىّ و علىّبنمحمّد و الحسنبنعلىّ و الخلف القائم المهدىّ حججك على عبادك و امنائك فى بلادك و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين و استغفر اللَّه لى و لكم
در اين خطبه اولين مطلبى كه عرض ميكنيم، ياد نيك مرحوم آيةاللَّه طالقانى (رضواناللَّهتعالىعليه) است كه نماز جمعهى باشكوه تهران اول بار به امر امام بزرگوارمان به امامت ايشان برگزار شد. اين مرحوم يك عالم مجاهدِ بااستقامتِ پارسا و پاكيزهاى بود؛ امتحان خوبى هم داد. هم در دوران مبارزه، هم پس از پيروزى انقلاب و در اين معادلات پيچيده و بسيار دشوارى كه در زمينههاى سياسى و امنيتى بعد از انقلاب پيش آمد، مرحوم آيةاللَّه طالقانى امتحان خوبى داد. نماز جمعه هم نهاد بابركتى شد؛ چه در تهران، چه در ساير شهرهاى اين كشور. بتدريج نماز جمعه در شهرهاى كوچك و كوچكتر هم در سرتاسر كشور اسلامى در هر نقطهاى تبديل شد به كانونِ هم معنويت و هم مقاومت. نماز عبادى - سياسى كه تعبيرى بود كه آن روز ظاهراً از زبان امام بزرگوارمان صادر شد، به اين معناست؛ هم مركز عبادت است، هم مركز آگاهى معنوى و سياسى است؛ كه اين آگاهى موجب نلغزيدن، راه كج نكردن و به زانو در نيامدن يك ملت است. اغلب اين شكستهائى كه شما در صحنهى سياسى در دنيا براى ملتها مشاهده ميكنيد، منشأش ناآگاهىهائى است كه ضربههاى خود را در جاهاى گوناگونى زده است. آگاهى، يك ملت را ضد ضربه ميكند؛ او را آماده ميكند براى مقاومت. بنابراين اينجا، هم پايگاه معنويت است، هم پايگاه مقاومت. قدر اين نماز را، هم آحاد مردم بدانند، هم بخصوص جوانهاى عزيزمان بدانند، و هم آقايان ائمهى جمعهى محترم در سراسر كشور بدانند؛ آنها هم قدر اين نماز را بدانند؛ اين يك منبرى است كه نظير آن ديگر وجود ندارد. كارى كنند كه جاذبهى نماز جمعه، جوانها و دلهاى پاكيزه و مشتاق را به اين سمت بكشاند و اين كانون روزبهروز گرمتر شود.
يك مطلب ديگر كه عرض ميكنم و آن را مقدمه قرار ميدهم براى مطلب اصلىاى كه عرض خواهم كرد، مسألهى هفتهى دفاع مقدس است كه در پيش است. جنگى كه در سال 1359 عليه جمهورى اسلامى شروع شد، اگرچه از طرف صدام بدبخت و روسياه بود، اما پشت سر اين قضيه يك پروژهى بينالمللىِ استكبارى بود براى زمين زدن نهضت اسلامى و انقلاب اسلامى. تحليلگران غربى تحليل كردند و فهميدند و درست هم فهميدند كه اين انقلاب فقط اين نيست كه يك رژيم دستنشانده را در ايران از بين برده است و اين كشور عظيم و پربركت را از سيطرهى استكبار خارج كرده؛ بلكه اين حركت الهامبخش خواهد شد، دنياى اسلام را تكان خواهد داد، ملتها را به فكر خواهد انداخت. همين هم شد: فلسطين به فكر افتاد، كشورهاى شمال آفريقا به فكر افتادند، در تمام دنياى اسلام حركت و جنب و جوش هويتيابىِ اسلامى شروع شد كه تا امروز هم همچنان روبه توسعه و گسترش است. چون فهميدند كه اينجا كانون الهامبخش دنياى اسلام خواهد شد، گفتند جمهورى اسلامى را بايد ما به هر كيفيتى هست، از بين ببريم. لذا با اينكه منطقه، منطقهى خطيرى است، منطقهى نفت است و غربىها خيلى به مسألهى نفت و خليج فارس اهميت ميدهند و امنيتِ اينجا برايشان حياتى است، ليكن درعينحال وارد ميدان شدند، صدام را تقويت كردند، بلكه او را تشجيع كردند كه اين جنگ را شروع كند؛ او هم چون آدم نادانِ كلهشقِ قدرتطلبِ خامى بود، خيال ميكرد كه حالا مىآيد دو سه روزه يا چند هفتهاى مسأله را تمام ميكند و باقدرت برمىگردد سر جاى خود. لذا وارد اين جنگ شدند و هشت سال تمام ايران اسلامى فشارهاى همهجانبهاى را كه از سوى همهى قدرتهاى بزرگ دنيا بر ايران از كانال جنگ وارد شد، تحمل كرد؛ اين خيلى مهم است. شوروىِ سابق از اين كانال به ايران فشار آورد، امريكا فشار آورد، پيمان ناتو - اروپائىها - فشار آوردند، مرتجعين منطقه با انواع و اقسام طرق از اين كانال عليه جمهورى اسلامى فشار آوردند. يكى از اين فشارها هر انقلابى را، هر دولتى را به زانو درمىآورد و از پا مىانداخت؛ اما مجموع اين فشارها نه فقط جمهورى اسلامى را از پا درنياورد، بلكه ملت ايران را قوىتر و آگاهتر، و عزم و ارادهى آنها را راسختر كرد و جمهورى اسلامى را روزبهروز به سمت قوت اسلامى و الهى پيشتر برد. ايستادگى در ميدان دفاع، چنين اثرى را به وجود آورد.
ضربات فراوانى هم به جبههى مقابل زده شد. يعنى صدام و رژيم بعثى ضربهى اصلى را اينجا خوردند. امريكا به فكر افتاد كه ميتواند دست و پاى آنها را جمع كند. يعنى ديدند رژيمى است توخالى كه متكى به مردمش نيست؛ اين را فهميدند. در واقع ضربهى اصلى را ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى به اين متجاوز زد، كه آخرش به اينجاها منتهى شد كه ملاحظه ميكنيد. اما جمهورى اسلامى روزبهروز قوىتر شد. حالا ميشنويد ميگويند تحريم و محاصره و از اين حرفها. از اين محاصرهها و تحريمها بمراتب بدتر در دورهى جنگ بود. ما در ميان همان تحريمها بوده است كه نيروهاى نظامىِ دست خالى خودمان را امروز به اينجا رسانديم و از لحاظ توانائىهاى نظامى، جمهورى اسلامى در خط مقدم توانائى نظامى در اين منطقه است. امكاناتى كه جمهورى اسلامى توانسته است با قدرت، با ابتكار، با استفاده از خلاقيت خود و با جوشش درونى به وجود بياورد، چشمها را خيره كرده است. در زمينههاى گوناگون علمى و فناورى و پيشرفتهاى گوناگون هم كه جاى خود دارد و روشن است، كه يك نمونهاش اين مسألهى انرژى هستهاى است. اينها همه در دوران تحريم و در دوران فشار، به دست ملت ايران آمد. يعنى تحريمها نه فقط اثرى نكرد، بلكه اثر عكس كرد؛ نيروهاى درونى را به فكر واداشت و به حركت وادار كرد.
حالا حرف اصلىاى كه من ميخواهم در جملات كوتاهى امروز عرض كنم، اين است كه سركوب انقلاب و شكست انقلاب - كه يك پروژهى استكبارى بود - در اين منطقه شكست خورده است و بعكس، مهاجمين به انقلاب، حتّى در حجم دولت حجيم و قدرتمندى مثل امريكا، روزبهروز به شكست و انهزام نزديكتر ميشوند. امروز ما نشانهها و علائم واضح شكست را در سياستهاى امريكائى در منطقه مشاهده ميكنيم. اينها براى ملت ما و براى جوانان ما و براى تحليلگران ما سرفصلهاى مهمى است كه بايد روى آن واقعاً تدبر كنند. يعنى بحث عظيم مواجههى نيروهاى مردمىِ متكى به معنويت با نيروهاى مادىِ متكى به زور و تهديد، يك بحث بسيار مهم و جديدى است كه بايد در مباحث علوم اجتماعى و روانشناسى ملتها و روانشناسى اجتماعى مورد توجه قرار بگيرد؛ اين كاملاً مغفولٌعنه است. ملتى مثل ملت ما كه نه بمب اتم دارد، نه از لحاظ علمى به او فرصت داده شده در طول صد سال كه همپاى پيشروان قافلهى علمى حركت كند و مواقع زيادى عقب مانده، هم از لحاظ ثروتها به پاى آن كشورهاى ثروتمند نمىرسد، اما در عين حال اين كشور و اين ملت توانسته است توطئههاى مجموعهى كشورهاى قدرتمندِ برخوردار از سلاح و تكنولوژى و ثروت مادى و رسانهاى را در مهمترين ميدانها به عقبنشينى وادار كند و شكست بدهد. اين علتش چيست؟ اين در خور تأمل و تدقيق است. اين را بايد دانشمندان علوم سياسى و علوم اجتماعى تحليل كنند؛ ببينند نقش اين معنويتها چگونه خود را نشان ميدهد، كه امروز در ايران نشان داده. لذا نگاه به اين صحنه، نگاه عبرتآموز و درسآموزى است. صحنه، صحنهى شكست قدرت استكبارى امريكاست. نميخواهيم ادعاى واهى بكنيم؛ نه، اينها چيزهاى واضحى است و خودشان هم ميگويند.
امريكائىها قضيهى 20 شهريور، يعنى همان 11 سپتامبرِ چهار پنج سال قبل را بهانهاى قرار دادند براى اينكه مطامع خودشان را در خاورميانه پيش ببرند. هدف اصلى آنها هم اين بود كه بتوانند خاورميانهاى درست كنند بر محور منافع اسرائيل؛ به تعبيرى كه آن روز ما ميكرديم، خاورميانهاى با پايتختى اسرائيل؛ اينطور چيزى مورد نظرشان بود. اشغال عراق و حملهى به عراق، جزئى از نقشههاى اين پروژه بود. عراق يكى از ثروتمندترين كشورهاى اين منطقه و كشورهاى عربى است؛ كشورى كه امروز متأسفانه مردمش اينطور در فقر و حالت دردآورى زندگى ميكنند. امريكائىها ميخواستند اين كشور را در مشت بگيرند - صدام كافى نبود، غير قابل محاسبه بود - دولتى را در آنجا سر كار بياورند كه هم ظاهر مردمى داشته باشد، هم توى مشت آنها باشد. اين يكى از قدمهاى مهم ايجاد خاورميانهى جديد بود كه بايد بر محور منافع اسرائيل به وجود بيايد. آن وقت چنين خاورميانهاى ميتواند ايران اسلامى را در محاصره قرار بدهد؛ هدفشان اين بود. شما حالا جزء جزء اين نقشه را مورد ملاحظه قرار بدهيد. در فلسطين اين نقشه شكست خورد. فلسطين كه يك نقطهى اصلى و محورى بود، اين نقشه در آنجا شكست خورد. چرا؟ بهخاطر اينكه در فلسطين گروه حماس كه بزرگترين و اصلىترين هستهى مقاومت در مقابل اسرائيل است، با آراء مردم دولت تشكيل داد و سر كار آمد. تودهنى به امريكا و اسرائيل از اين بالاتر؟ از آن روزى هم كه اين دولت به وجود آمده است، مرتب دارند كارشكنى ميكنند كه از ميدان خارجش كنند؛ اما تا امروز نتوانستهاند. متأسفانه از خود بعضى از فلسطينىها هم كمك گرفتند براى به زانو در آوردن دولت مردمىِ فلسطين؛ اما تا امروز بحمداللَّه نتوانستهاند، اميدواريم بعد از اين هم نتوانند. اين مربوط به فلسطين.
خود رژيم صهيونيستى هم - كه هدف، تقويت اين رژيم بود - ضربه خورد و امريكائىها هم تودهنى خوردند. چگونه تودهنى خوردند؟ تابستان سال گذشته، اين نيروى نظامىِ پرهياهوى پرمدعا - ارتش اسرائيل كه ادعا ميشد قوىترين ارتش اين منطقه است - با ساز و برگِ مفصل وارد جنگ با لبنان شد؛ آن هم نه با يك كشور، نه با يك دولت؛ با يك نيروى منظم، با چند هزار نيروهاى حزباللَّه و مقاومت اسلامى. سىوسه روز اين جنگ طول كشيد، كه در اين منطقه سابقه ندارد. چندين جنگى كه اسرائيل با اعراب داشته است، از چند روز - حداكثر يكى دو هفته - تجاوز نكرده است. اين جنگ، سىوسه روز طول كشيد و با شكست كامل و مفتضحانهى ارتش اسرائيل تمام شد. كى تصور ميكرد؟ امريكائىها اصلاً فكرش را نميكردند، اما اتفاق افتاد. اين هم يك تودهنى. آنها قصد داشتند در لبنان حزباللَّه را خلع سلاح كنند؛ اما حزباللَّه نه فقط خلع سلاح نشد، بلكه آنچنان قوى و مقتدر شد كه توانست ارتش اسرائيل را كه به صورت افسانهاى شكستناپذير ميدانستند، شكست بدهد.
پس در مورد دولت فلسطين شكست خوردند، در مورد دولت جعلى صهيونيستى شكست خوردند، در مورد قطع كردن دست جوانان رشيد لبنانى از كمك به فلسطين شكست خوردند، در مورد عراق هم شكست خوردند. عراق را آمدند اول با فتح نظامى اشغال كردند. اين، قدم اول بود و بخش آسان مسئله بود. امروز بيش از چهار سال از اشغال عراق به وسيلهى امريكائىها و همپيمانانشان مىگذرد. همه در دنيا قضاوتشان اين است كه امريكا در عراق شكست خورده. همهى تحليلگران دنيا مىدانند كه امريكا امروز با سراسيمگى دنبال راهى ميگردد كه آبرومندانه از عراق خارج شود. همه مىدانند كه امريكا در عراق به بنبست رسيده. هدف امريكائىها اين بود كه يك دولت دستنشانده به وجود بياورند. دولتى كه مردم عراق روى كار آوردهاند، دولتى است كه با هدفهاى امريكائى خيلى فاصله دارد؛ در مقابل امريكائىها مىايستد؛ دستنشاندهى آنها و تسليم آنها نيست. امريكائىها خيلى به اين در و آن در زدند، بلكه بتوانند دولت مردمى را ساقط كنند و دولت خودشان را سر كار بياورند، اما نتوانستند؛ تا امروز هم نتوانستهاند. اگر ملت عراق انشاءاللَّه هوشيارىشان را حفظ كنند، بعد از اين هم نخواهند توانست.
در مورد تضعيف جمهورى اسلامى و محاصرهى جمهورى اسلامى هم قضيه بعكس شده. به همت مردم ايران، به توفيق الهى، به حول و قوهى پروردگار، اين ملت نردبان اعتلاء و ترقى را همينطور پىدرپى، پله بعد از پله پيموده و بالا رفته است. امروز ما از لحاظ موقعيت سياسى از چهار سال قبل و پنج سال قبل كه امريكائىها آن هدف را شروع كردند، بالاتريم. امروز ما از لحاظ تمكن علمى بالاتريم؛ از لحاظ منابع مالى جلوتريم. امروز ملت ما از لحاظ نشاط و آمادگى روحى جلوترند. امروز ملت ما از لحاظ حاكميت ارزشهاى انقلابى و مبانى امام بزرگوار، جلوتر از گذشته است. در طول اين چهار پنج سال هرچه تلاش كردند، بعكس، ملت ايران زندهتر، هوشيارتر، بانشاطتر و در صحنهترند و در هيچ مسألهاى نيست كه انسان ببيند ملت ايران از خودشان بىتفاوتى نشان ميدهند، در حالى كه جاى حضور آنهاست. محصول امريكا اين است: شكست كامل در قضيهى اهداف خود. علاوه بر اين، امريكائىها امروز از طرف امت اسلامى مورد سؤالند و استيضاح ميشوند. امروز امريكا در افكار عمومى ملت اسلام و امت اسلامى محكوم است. مىشنويد اين نظرخواهىها و نظرسنجىهاى گوناگون را در اطراف دنياى اسلام؛ همه حكايت ميكند از منفوريت امريكا و محكوميت امريكا؛ اينها مورد سؤالند.
من اعتقاد راسخ دارم كه روزى خواهد آمد كه همين رئيس جمهور كنونى امريكا و مسئولين امريكائى در يك دادگاه عادلانهى بينالمللى به خاطر فجايعى كه در عراق به وجود آوردهاند، گريبانشان گرفته شود و محاكمه شوند. امريكائىها بايد جواب بدهند چرا از اشغال عراق دست برنمىدارند؛ بايد جواب بدهند كه چرا عراق را اينطور امواج ناامنى و طوفانهاى ناامنى و تروريستى فراگرفته. تروريسم را امريكائىها آوردند به عراق تحميل كردند. بايد جواب بدهند كه در اين كشور ثروتمند چرا پنجاه درصد مردم امروز بيكارند؛ چرا از خدمات عمومى در اين كشور اثرى نيست. مردم مشكل برق دارند، مشكل سوخت دارند، مشكل آب سالم و آب آشاميدنى دارند، مدارسشان ويران شده، دانشگاههايشان ويران شده، مدرسهاى ساخته نشده، بيمارستانهايشان از حيّز انتفاع خارج شده. مردم نيازمند به بيمارستانند؛ كدام بيمارستان را امريكائىها ساختند؟ كدام بيمارستان را تجهيز كردند؟ كدام دانشگاه را ساختند يا تعمير كردند؟ كدام جاده را درست كردند؟ كدام خط لوله را كشيدند؟ كدام آب آشاميدنى را وصل كردند؟ اينها جواب لازم دارد؛ اينها را بايستى امريكائىها جواب بدهند؛ نميتوانند شانه خالى كنند. حالا امروز يك چهار صباح با بىاعتنائى با اين قضايا برخورد كنند، اما هميشه اينطور نخواهد ماند؛ گريبان اينها را ميگيرند؛ مثل اينكه گريبان خيلىها گرفته شد. قدرتمندانى كه گريبانشان گرفته شد، كم نيستند. گريبان هيتلر يك روز گرفته شد، گريبان صدام يك روز گرفته شد، گريبان بعضى از رؤساى اروپائى گرفته شد. ملتها با اين روش مخالفند، ملت امريكا هم مخالفند. ملت انگليس هم از بودن انگليسىها در عراق ناراحت بودند و بدشان مىآمد، كه مجبور شدند انگليسىها بگذارند از بصره خارج شوند. مردم اسپانيا و ايتاليا هم كه دولتهايشان كمك امريكا در جنگ به عراق بودند، آن دولتها را ساقط كردند؛ دولتهاى ديگرى در هر دو كشور سر كار آمدند. مردم دنيا از اين وضع ناراحتند. آنچه پيش مىرود، خواست ملتهاست؛ خواست آحاد مردم است. قدرتنمائى قدرتمندان ديرى نميپايد. امريكا شكست خورد. در اين حركتى كه از چند سال پيش در اين منطقه راه انداختند، كه هدفش خاورميانه بود و به نظر ما هدف نهائى و غائىاش جمهورى اسلامى بود، نه خاورميانه را توانستند به دست بياورند، نه جمهورى اسلامى را توانستند تضعيف كنند؛ عراق هم كه وضعشان اينطورى است.
امريكائىها دچار مشكلند. حالا فرافكنى و طلبگار شدن رسانهاى كه اهميتى ندارد. حالا ايران يا كشور ديگرى را متهم بكنند، كه مايهاى ندارد. اما در خود اين گزارشهايشان، ضعف و فروماندگى و پاى در گلى كاملاً آشكار است. همين نمايندگان سياسى و نظامى امريكا در عراق كه رفتند به كنگرهى امريكا گزارش جنگ عراق را بدهند، چيزى كه توانستند به عنوان دستاورد ذكر بكنند، اين بود كه گفتند عراق به بازار تسليحاتى امريكا ملحق شد. خاك بر سرتان! يك كشور را گرفتند، اينطور مردم را لگدمال كردند، اينطور منافع ملت را از بين بردند، آنطور به ملت خودشان دروغ گفتند كه ما به اين نيت داريم ميرويم، اين كارها را مىخواهيم بكنيم، حالا نتيجه اين است كه تسليحات امريكا در عراق قابل فروش رفتن است! اين، نشاندهندهى نهايت ضعف و عقبماندگى است؛ نشاندهندهى اين است كه حقيقتاً ناكامند.
برادران و خوهران عزيز! ملت بزرگ ايران! قدر خودتان را بدانيد؛ قدر اين راه را بدانيد؛ قدر اين صراط مستقيمى كه شما را قدرتمند و عزيز كرد و دشمن شما را در مقابل شما كوچك و حقير كرد، بدانيد. اين راه، راه خداست؛ دعوت پيامبران خداست؛ راه حاكميت اسلام است.
ما مسائل فراوانى در زمينهى امور داخلى كشورمان داريم كه ميتوانيم دربارهى آنها بحث كنيم؛ اما مجال نيست. من تنها چيزى كه عرض ميكنم، اين است كه ملت ما هوشيار باشند، بيدار باشند. شما به بركت اين بيدارى و هوشيارى كارهاى زيادى كردهايد، عرصههاى زيادى پيش رفتهايد و تصرف كردهايد، موفقيتهاى بزرگى به دست آوردهايد؛ باز هم در سايهى همين بيدارى و هوشيارى است كه خواهيد توانست قلهها را فتح كنيد، خواهيد توانست خود را از آسيبپذيرى بيرون بياوريد. كارى كنيد كه ديگر كسى جرأت نكند ملت ايران را تهديد هم بكند.
جمعهى آخر ماه، روز قدس را داريم كه حالا احتمال دارد در ماه رمضانِ امسال يك جمعه جلوتر بيفتد، براى اينكه همهى كشورهاى اسلامى بتوانند شركت كنند. حالا اين مسئوليتش با مسئولينى است كه اين كارها را تدبير ميكنند. جمعهى قدس را به ياد داشته باشيد و فراموش نكنيد. انشاءاللَّه همهى ما بتوانيم از فرصتهاى اين ماه حداكثر استفاده را بكنيم.
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
اذا جاء نصراللَّه والفتح. و رأيت النّاس يدخلون فى ديناللَّه افواجا.
فسبّح بحمد ربّك واستغفره انّه كان توّابا.
86/06/23
ظهر امروز، رويت هلال ماه رمضان در ايران اعلام شد
تنها دقايقي مانده به ظهر شرعي امروز به افق تهران، صداو سيماي جمهوري اسلامي ايران بر اساس اطلاعيه دفتر رهبر انقلاب، امروز را اول ماه مبارک رمضان اعلام کرد.
متن پيام دفتر آيتالله خامنهاي به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
به اطلاع عموم برادران و خواهران ايماني و ملت شريف ايران ميرساند که بنا بر گزارشهاي موثق از گروههاي راصد، حلول ماه مبارک رمضان براي رهبر معظّم انقلاب، حضرت آيتالله خامنهاي ـ مدظلهالعالي ـ به اثبات رسيد و امروز پنجشنبه، 22 شهريور 86، اول ماه رمضان ميباشد.
دفتر مقام معظّم رهبري
تاکنون پايگاههاي اطلاعرساني ديگر مراجع تقليد مطلبي درباره ثبوت اول ماه اعلام نکرده اند که در تماس با دفاتر ایشان هم آن را اعلام نکرده اند. گویا اول ماه برای آیت الله سیستانی ثابت نشده است. همچنین در سایت آيت الله صافي آمده که حلول هلال ماه مبارک رمضان براي روز پنج شنبه 22/6/86 نزد ایشان ثابت نگرديده و روز پنج شنبه يوم الشک است.
اين در حالي است که صبح امروز سيماي جمهوري اسلامي، امروز پنجشنبه را «يومالشک» اعلام کرده بود. طبق نظر تمامی فقها، روزه یوم الشک واجب نیست و از همین رو برخی مردم امروز را روزه نگرفته اند، اما بر اساس نظر اکثر مراجع تقلید، امساک از مبطلات روزه، نظیر خوردن و آشامیدن، پس از ثبوت اول ماه حتی بر کسانی که تا کنون روزه نبوده اند، واجب است.
اعلام روز اول ماه رمضان در آستانه ظهر، نگرانيهايي را در برخي مردم پديد آورد. آيتالله موسوي، امام جماعت يکي از مساجد مرکز تهران، با اشاره به اين موضوع گفت: با وجود آن که از رسيدن ماه مبارک رمضان خوشحاليم، از اين که دير متوجه آن شديم و اعمال شب اول ماه مبارک را از دست داديم، نگرانيم. وي اظهار کرد که چه بسا بروز چنين مسائلي ناشي از برخي گناهان باشد
86/06/22
عکسهای مربوط به حلول ماه مبارک رمضان



ادامه مطلب
86/06/20
ملاقات با امام زمان (عليه السلام)(قسمت 11 از مجموعه مهدی شناسی)
برای مشاهده قسمت های پیشین به قسمت آرشیو مراجعه کنید.
ملاقات با امام زمان (عليه السلام)
آيا در دوره غيبت كبرى ملاقات با امام زمان (عليه السلام) ممكن است و چه افرادى و تحت چه شرايطى مى توانند حضرت را ملاقات كنند؟
با توجه به رواياتى كه در مورد ملاقات با امام زمان (عليه السلام) وارد شده است، نظر علماء بر اين است كه در دوره غيبت كبرى ملاقات با امام زمان (عليه السلام)ممكن است. و حكايت هاى زيادى كه در زمينه ديدار با امام زمان (عليه السلام) در كتاب ها نقل شده است، مؤيد امكان ملاقات با حضرت است.
ديدار و رو يا رويى با حضرت به سه صورت ممكن است پيش آيد:
1 ـ ديدار حضرت با عنوان غير واقعى ايشان، به طورى كه كاملا براى ديدار كننده، نا شناس باشند.
2 ـ ديدار حضرت با عنوان حقيقى ايشان، بدون اينكه اين امر را ملاقات كننده متوجه شود ـ مگر پس از پايان ديدار ـ متوجه باشد.
3 ـ ديدار حضرت با عنوان حقيقى ايشان، و به صورت اختيارى در حالى كه ديدار كننده نيز در اثناى ملاقات متوجه اين امر باشد، اين گونه ديدار بسيار كم نقل شده است مانند
ملاقات سيد بن طاووس و علامه بحرالعلوم.
آرى هر شيعه پاك سرشتى مى تواند آن حضرت را ملاقات كند ولى بايد توفيق رفيقش شود، از گناهان و موارد شبهه دار و مشكوك پرهيز كرده و درون خويش را از آلودگى هاى روحى پاك كند، و از طرفى به ايمان و يقين و صفات پسنديده، انجام واجبات و مستحبات نظير استمرار بر نماز شب، زيارت عاشورا، زيارت جامعه، دعاى عهد، دعاى فرج، دعاى ندبه، زيارت آل يس و ... و ذكر حق تعالى جان خود را آراسته كرده و در رفع نيازمنديهاى مردم و اصلاح جامعه كوشا باشد، تا نور ولايت در دل او بتابد و توفيق ديدار حضرت نصيبش گردد. مشتاق ديدار امام زمان (عليه السلام) علاوه بر اينكه در خود زمينه ملاقات با حضرت را ايجاد مى كند، بايد به نكاتى چند توجه داشته باشد:
الف ـ ديدار حضرت يك اصل اساسى و ضرورى نيست; يعنى اين گونه نيست كه اگر شخصى توفيق ديدار حضرت را پيدا نكرد، مورد عنايت آن حضرت نيست يا از پيروان صادق و شيعيان راستين آن حضرت محسوب نمى شود، زيرا حتى در زمان حضور پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) وائمه (عليه السلام) هم شيعيان راستينى بودند كه حتى براى يك بار توفيق ديدار نيافتند. آنچه در دوران غيبت اصل اساسى براى يك شيعه است، انتظار صادقانه، ايجاد زمينه براى ظهور حضرت و عمل به تكاليف دينى است. در روايت است كه:
« هر كس با انتظار قائم (عليه السلام) از دنيا رود، همچون كسى است كه در خيمه امام زمان (عليه السلام) و در خدمت او باشد».
(بحارالانوار، ج 52، ص 125)
ب ـ دل خود را با نور محبت و ولايت ايشان آشنا سازد و براى اطاعت از خداوند به شدت تلاش كند و در راه تحقق اين هدف گام بردارد.
ج ـ انگيزه هاى مادى و دنيا گرايانه را ترك كند.
د ـ از افراط و تفريط و اقداماتى كه ضرر قطعى براى روح و جسم او دارد پرهيز كند.
هـ ـ از عزلت و كناره گيرى و بى توجهى به مسئوليت هاى اجتماعى دورى گزيند.
و ـ از تماس گرفتن با افرادى كه در لباس هاى گوناگون، اين ابزار مقدّس را دستمايه اهداف دنيايى خويش قرار مى دهند دورى گزيند.
ز ـ از تأخير فيض ديدار به خاطر مصلحت هايى خاص و الهى نااميد نگردد.
86/06/19
فوايد امام غايب (قسمت 10 از مجموعه مهدی شناسی)
برای مشاهده قسمت های پیشین به قسمت آرشیو مراجعه کنید.
فوايد امام غايب
بركات امام مهدى (عليه السلام) در زمان غيبت چگونه ارزانى اهل زمين مى شود؟
اگر چه ممكن است حضور شخصى امام زمان (عليه السلام) در بين مردم سبب شود كه مسلمانان از بركات بيش ترى بهره مند شوند، ولى اين گونه نيست كه اگر شخص ايشان غايب بود، هيچ گونه فايده اى براى امت اسلامى و مردم نداشته باشد. در روايات فوآيد گوناگونى براى حضرت در حال غيبت آمده است; از جمله:
1 ـ امام غائب (عليه السلام) واسطه فيض و امان اهل زمين: امام معصوم(عليهم السلام)امان اهل زمين اند، و اگر زمين از اين حجت هاى الهى خالى بماند دنيا و اهلش نابود خواهند شد.
امام سجاد (عليه السلام) فرمود:
« ما پيشواى مسلمانان و حجت بر اهل عالم و سادات مؤمنان و رهبر نيكان و صاحب اختيار مسلمانان هستيم; ما امان اهل زمين هستيم چنان كه ستارگان امان اهل آسمانند. به واسطه ى ماست كه آسمان بر زمين فرود نمى آيد، مگر وقتى كه خدا بخواهد; به واسطه ى ما باران رحمت حق نازل و بركات زمين خارج مى شود. اگر ما روى زمين نبوديم اهلش را فرو مى برد.»
و آن گاه فرمود:
« از روزى ك خدا آدم را آفريده تا حال هيچ گاه زمين از حجتى خالى نبوده است، ولى آن حجت گاهى ظاهر و مشهور و گاهى غايب، و مستور بوده است، تا قيامت نيز از حجت خالى نخواهد شد، و اگر امام نباشد خدا پرستش نمى شود.» سليمان مى گويد عرض كردم: مردم چگونه از وجود امام غايب، منتفع مى شوند؟ فرمود: «همان طور كه از خورشيد پشت ابر بهره مى برند.» ينابيع المودة، ج 2، ص 217.
2 ـ اميد بخشى به مسلمانان: ايمان و اعتقاد به امام غايب (عليه السلام) سبب اميدوارى مسلمانان نسبت به آينده ى پر مهر و صفاى خويش در عصر ظهور امامشان مى گردد. جامعه ى شيعى، طبق اعتقاد خويش به وجود امام شاهد و زنده، همواره انتظار بازگشت ايشان را دارد. هر چند او را در ميان خود نمى بيند، اما خود را جداى از او نمى داند. حضرت همواره مراقب حال و وضع شيعيان خويش هستند، و اين باعث مى شود تا شيعان به اميد لطف و عنايت حضرتش براى رسيدن به يك وضع مطلوب جهانى تلاش كرده و در انتظار ايشان بسر ببرند.
3 ـ پاسدارى از آيين اسلام و دين خدا: يكى ديگر از فوآيد امام غايب اين است كه عاشقان و سربازان آن حضرت، به اميد عصر ظهور خود را براى دفاع از دين آماده مى نمايند.
حضرت على (عليه السلام) در اين خصوص مى فرمايد:
« به بركت آن امام گروهى از مردم براى دفاع از دين و درهم كوبيدن فتنه ها آماده مى شوند، چنان كه شمشير و تير به دست آهنگر تيز مى گردد; چشم آن ها به واسطه ى قرآن روشن است. تفسير و معانى قرآن در گوششان گفته مى شود و شب و روز از جام حكمت و علوم الهى سيراب مى شوند.» نهج البلاغه صبحى صالح، خطبه 15.
86/06/18
مبانی اقتصاد به زبان ساده
بسم الله الرحمن الرحیم
مبانی اقتصاد به زبان ساده
کاری از کار گروه اقتصادی آموزش سیاسی بسیج مسجد الرضا
همانطور که می دانیم ما برای زندگی حداقل باید نیازهای اساسی مادی خود را در جامعه تامین کنیم: پوشاک خوراک و مسکن.بنابراین تولید ما یحتاج زندگی و تهیه وسایل لازم زندگی از بنیانهای اساسی نظام اجتماعی است که از آن تعبیر به فعالیت اقتصادی می شود.
فعالیت اقتصادی سه گونه است:
الف:تولید:تلاش کشاورزان در زمینهای کشاورزی و فعایت کارگران و مهندسان در کارخانجات
ب:خدمات:فعالیت معلمان و فعالیت کارمندان
ج:توزیع و مبادلات کالا و خدمات:فعالیت بنگاهها و موسسات مشاوره ای مانند مشاوره املاک و...
رابطه اقتصادی:رابطه ای که میان افراد در یک مجموعه اقتصادی و در محیط اجتماعی بر اساس روابط کاری برقرار میشود را رابطه اقتصادی میگویند.مانند رابطه ای که میان افراد یک کارخانه برقرار میشود.مانند کارگران بایکدیگر و یا با مهندسان و سرکارگران و مدیر و صاحب کارخانه
در این رابطه هدف تولید کالا و خدمات یا مبادله آنهاست که بر اساس انجام کار بهتر و جذب مشتری یا کارفرما و در نتیجه کسب سود و منفعت بیشتر میباشد.در این رابطه رابطه دوستی و خویشاوندی از رابطه اقتصادی جدا میباشد و بر اساس حسابگریهای اقتصادی وبه اصطلاح((حساب حساب است کاکا برادر)) روابط استوار است و انجام دادن بهتر کار و جذب مشتری ملاک روابط است.
قاعده مالکیت:کسب سود در رابطه اقتصادی و فعالیت اقتصادی ممکن است در جاهایی موجب درگیری میان افراد شود بدین منظور قواعدی برای حفظ یکپارچگی جامعه و عدم درگیری که منافع هر شخص را تعیین میکند معین شده که به قاعده مالکیت مشهور است.
حدود استفاده از امکانات جامعه و حدود تصرف و مالکیت افراد به وسیله این قواعد مشخص میشود.
نظام اقتصادی:مجموعه روابطی که حول تولید یا مبادله کالا و خدمات و بر اساس قواعد تعیین شده توسط جامعه(قاعده مالکیت)شکل میگیرد نظام اقتصادی را به وجود می آورد.
اجزای نظام اقتصادی:هر نظام اقتصادی به سه قسمت و جزء تقسیم میشود که به هر یک خرده نظام میگویند:
الف:نظام تولیدی:به مجموعه نقش های افراد جامعه و اجزای اقتصادی که حول تولید کالا و خدمات شکل میگیردو به سه بخش صنعت کشاورزی و خدمات تقسیم میشود.از مصادیفق و مثالهای آن می توان به صنایع کارخانه ها کارگاهها مزارع کشت و صنعت ها و مراکز آموزشی اشاره کرد.
ب:نظام توزیع(بازار):حول مبادله کالا و خدمات به وجود می آید که به صورت شبکه ای در سطح کشور از یک سو بخش های تولیدی را به یکدیگر مرتبط می سازد و از یک سو واسطه میان تولید کنندگان و مصرف کنندگان است.مانند بازار پایتخت(بازار تهران) بازارهای اصلی استانها بازارهای محلی بنادر آزاد بازارهای فصلی و ....مغازه دار هم کوچکترین واحد نظام توزیع است که مصرف کننده را به تولید کننده متصل میسازد.
از یکی از متفکران صهیونیست ها سوال شد که وسیله تسلط شما صهیونیستها بر اقتصاد جهان چیست؟ گفت:بازار.با توجه به اینکه دلیل مهم فرستادن صهیونیستها به فلسطین و ایجاد محلی خارج از کشورهای اروپایی و آمریکا برای سکونت آنها به خاطر نظام ربوی آنها بود که اقتصاد این کشورها را فلج میکرد بود و در واقع مجبور به اسکان آنها در سرزمین اشغالی با دخالت انگلیس شدند علت سلطه صهیونیسم بر اقتصاد جهانی چیست؟قبل از به وجود آمدن صهیونیسم مبادلات اقتصادی چگونه انجام میشد؟
ج:نظام پولی و بانکی:پیدایش پول(اسکناس چک و سفته و..)موجب شده نظامی درون نظام اقتصادی به وجود آید که هدف آن تهیه توزیع و حفظ ارزش پول رایج یک کشور و اسناد معتبر و نظارت بر گردش آنهاست.در مرکز این نظام بانک مرکزی هر کشور قرار دارد و بانکها و موسسات اعتباری مااند صندوقهای قرض الحسنه خرده نظامهای آن هستند.شعبه بانک محله شما آخرین حلقه زنجیر این مجموعه است که می توانید در آن پس انداز کنید.بانک حافظ پول شماست و از آن در جهت بازرگانی یا تولید استفاده میکند.نظام بانکی نقش عمده ای در جامعه دارد.مثلا تنظیم قیمت و تورم از راه دست کاری بر حجم پول در گردش و خرید و فروش اوراق قرضه و استقراض دولت از بانک مرکزی و...
چگونگی کنترل قیمتها تورم به وسیله بانکها:
تورم:عبارتست از عدم تعادل بین مقدار پول منتشر شده و مقدار نیازی که مردم برای انجام مبادلات خود به آن دارند.به عبارت دیگر وقتی تورم یا افزایش قیمتها اتفاق می افتد که عرضه یک محصول در بازار کم شده و تقاضا برای آن زیاد شود.
فرض کنید سود اختصاص یافته به سپرده های بلند مدت از 15 درصد در سال به 20 درصد تغییر یابد.در اینصورت:
-مردم را تشویق میکند که سرمایه های خود را در بانک پس انداز کنند.
-از پولهای محدود مردم سرمایه های عظیمی برای بانک ایجاد میشود که از آنها در بخش های تولیدی یا بازرگانی سرمایه گذاری کند.
- پول از میان مردم جمع شده تقاضا برای کالا کم میشود و بازار رکد می گردد.پس یا فروشنده و تولید کننده قیمتها را کاهش می دهد تا اجناسش به فروش برسد و یا قیمتها ثابت نگه داشته میشود.(البته در صورت ثابت بودن دیگر عوامل سیاسی فرهنگی نظامی و....)
تصور کنید در وامها بجای پول از طلا استفاده شود و طلا برای خرید مسکن و... قرض داده شود آیا مشکل ربوی بودن نظام بانکی حل میشود؟
ربا چیست؟در مورد این سوالها فکر تحقیق و نتیجه گیری کنید.بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
86/06/15
نيمه شعبان خونين کربلا به روايت شاهد عيني
ادامه مطلب
86/06/15
حضرت مهدى (عج) و كسانى كه او رادر كودكى زيارت كرده اند
حضرت مهدى (عج) و كسانى كه او رادر كودكى زيارت كرده اند
از آنجاكه خلفاى بنى عباس دانسته بودند ; دوازدهمين امام شيعيان همان مهدى موعود است كه زمين را پر از عدل و داد مى كند و دژهاى گمراهى و فساد را درهم مى كوبد و نيز مى دانسته كه او از فرزندان امام حسن عسكرى ع است ; در صد برآمدند اين نور را خاموش كنند، از اين رو امام مهدى ع از نخستين روز ولادت در پنهان مى زيست و مردم به طور عموم او را نمى ديدند ولى با اين وجود عده اى از اصحاب امام حسن عسكرى ع بودند كه توفيق شرفيابى و معرفى را يافته بودند. برخى از آنها عبارتند از:
1 ـ حكيمه خاتون; دختر امام جواد، خواهر امام هادى و عمه امام حسن عسكرى ع كه شب تولد امام مهدى ع او را زيارت كرد. تا آن كودك متولد شد به خاك سجده كرد و انگشت سبابه را رو به آسمان بلند نمود و عطسه زد و گفت: « الحمد الله رب العالمين و صَلّى الله على محمد و آله.»
2 ـ ابو بصير خادم گفت: بر صاحب الزمان (عج) وارد شدم در حالى كه درون گهواره بود، نزديك رفتم و سلام كردم. حضرت فرمود مرا مى شناسى؟ عرض كردم: آرى تو بزرگ و سيد من، فرزند امام من هستى. حضرت فرمود: « اَنا خاتَمُ الاوصياء و بى يُرفع البلاء من اهلى و شيعتى.»
3 ـ سعد بن عبدالله قمى ـ با نامه هاى فروان با جمعى براى زيارت آن حضرت به سامراء رفته و طرف راست امام حسن ع كودكى را ديدند كه چون ماه درخشان بود، پرسيدند: اين كيست؟
گفته شد: مهدى قائم آل محمد ص است.
4 ـ روزى جمعى از شيعيان (چهل نفر) نزد امام يازدهم آمدند و از آن امام تقاضا كردند تا حجت پس از خويش را به آنان بنماياند و بشناساند و امام چنان كرد. آنان پسرى را ديدند كه بيرون آمد همچون پاره ماه ـ شبيه به پدر خويش.
امام حسن عسكرى ع فرمود:
پس از من اين پسر امام شماست و خليفه من در ميان شماست. امر او را اطاعت كنيد از گرد رهبرى او پراكنده نگرديد كه هلاك مى شويد و دينتان تباه مى گردد. اين را هم بدانيد كه شما او را پس از امروز نخواهيد ديد تا اينكه زمان طولانى بگذرد، بنابراين از نايب او عثمان بن سعيد اطاعت كنيد.
86/06/13
گزارش مثبت البرادعي: مختومه شدن پرونده يا دريافت اطلاعات فلهاي؟
در حالي كه به باور تحليلگران پرونده هستهاي، گزارش اخير ماه آگوست محمد البرادعي، يكي از مثبتترين گزارشهاي مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي به شمار ميرود، تحليلهاي متفاوتي درباره كارآيي و پيامدهاي اين گزارش مطرح شده است.به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در حالي كه اين گزارش با واكنش منفي رسمي سخنگويان وزارت خارجه آمريكا و فرانسه روبهرو شده، برخي كارشناسان، انتشار اين گزارش را زمينهساز شكاف ميان كشورهاي «1+5» ميدانند.«تام کيسي»، سخنگوي وزارت خارجه آمريکا، در واكنش به اين گزارش مدعي شده است: «ايران از عمل به تعهدات بينالمللي خود طفره رفته است و در نتيجه، جامعه بينالمللي به افزايش فشار بر اين کشور ادامه خواهد داد».«پاسکال آندرياني»، سخنگوي وزارت خارجه فرانسه، گفته است: تا زماني که ايران صراحتا تصميم نگيرد فعاليت در زمينه غنيسازي اورانيوم را متوقف کند، فرانسه در بررسي عملي بودن تحريمهاي بيشتر با ديگر کشورها همکاري خواهد كرد.به نوشته روزنامه آمريكايي «هرالد تريبون»، اظهارات «محمد البرادعي» به منزله تغيير در رويکرد آژانس است، به گونهاي که با سوءظن کمتري با ايران برخورد کند، در حالي که اين تغيير جهت با انتقاد مقامات آمريکايي، فرانسوي و بريتانيايي روبهرو شده و برخي از مقامات آمريکايي گفتهاند که اظهارات و اقدامات البرادعي، خارج از حوزه اختيارات اوست.بنا بر اين گزارش، تاكنون همواره البرادعي درباره پرونده اتمي ايران، گزارشهاي دوپهلو تنظيم كرده و گزارش اخير را نيز نميشود از آنها استثنا كرد، با اين تفاوت كه بخشهاي مثبت آن براي ايران به وضوح و بيش از گذشته پررنگتر است.در اين حال دو نوع رويكرد خوشبينانه و بدبينانه درباره نتيجه همكاري اخير ايران با آژانس و گزارش مثبت البرادعي در ميان تحليلگران ديده ميشود.بر اساس رويكرد اول، كمترين دستاورد اين گزارش كه نتيجه رايزني اخير ايران با آژانس است، كاركرد تبليغاتي است كه ميتواند به افكار عمومي منصف دنيا، نشان دهد برنامه اتمي ايران مشكل فني و حقوقي ندارد و صرفا نوعي رويكرد سياسي موجب فشار بر آن شده است.
از سوي ديگر، اين گزارش ميتواند موجب ايجاد اختلاف بين اعضاي شوراي امنيت و تا اندازهاي تقويت موضع چين و روسيه در مخالفت با صدور قطعنامه چهارم و تشديد تحريمها شود، چراكه اكنون اين دو كشور ميتوانند با قاطعيت با اشاره به همكاري سطح بالاي ايران با آژانس انرژي اتمي، برابر صدور قطعنامه جديد مقاومت كنند.بنا بر اين نگاه خوشبينانه كه از سوي برخي مسئولان نيز مطرح شده، مختومه شدن پرونده هستهاي ايران و سرانجام، بازگشت پرونده ايران از شوراي امنيت به آژانس، ميتواند آخرين نتايج جالب توجه اين روند باشد و موفقيت بزرگي را براي تيم كنوني هستهاي رقم زند.
اما عده ديگري از تحليلگران نيز معتقدند گزارش اخير آژانس كه در آن ضمن تصريح بر حل ابهام مربوط به پلوتونيم، بارها خواستار همكاري تمام و كمال ايران در ارايه اطلاعات هستهاي شده، ميتواند اقدامي فرصتطلبانه براي دريافت اطلاعات فلهاي برنامه هستهاي و حتي نظامي ايران باشد.
اين گزارش تصريح دارد كه ايران در ارايه اطلاعات و پذيرش بازرسان، سطح بالايي از همكاري را نشان داده و همچنين در چند مورد، خواستار تصويب و اجراي پروتكل الحاقي شده است كه قاعدتا تغييري مهم در رويكرد ايران است كه پس از صدور قطعنامههاي تحريم و با تصويب مجلس، سطح همكاريها با آژانس را كاهش داده بود.به باور اين گروه، اين بار هم آژانس در نقش پليس خوب، سعي در گرفتن اطلاعات برنامه اتمي و كنترل ايران دارد تا اقدامات آمريكا و كشورهاي عضو شوراي امنيت را تكميل كند و مسئولان تيم مذاكرهكننده هستهاي نيز بايد مراقب اين ترفند احتمالي باشند.اين دسته از كارشناسان ميگويند: اگر زد و بندهاي سياسي پنج كشور عضو شوراي امنيت براي تصويب تشديد تحريم ايران به نتيجه برسد، ممكن است آنها اندكي سختتر و با هزينه بيشتر به صدور قطعنامه عليه ايران اقدام كنند، اما نكته مهم آنكه دستاويز تحريم، عدم موافقت ايران با درخواست غيرحقوقي شوراي امنيت مبني بر تعليق غنيسازي است كه بنا بر اعلام ايران و تأييد گزارش اخير آژانس محقق نشده و از اين نگاه، به نظر نميرسد گزارش اخير البرادعي، مانعي حقيقي در برابر صدور قطعنامه تحريم جديد باشد.
خبرنگار «بازتاب» در پايان ميافزايد: اينكه كدام يك از دو رويكرد فوق واقعبينانهتر است، در ماههاي آينده به وضوح روشن خواهد شد. چنانچه قطعنامه تشديد تحريمهاي ايران صادر نشده و پرونده ايران حتي در يك فرايند شش ماهه به آژانس انرژي اتمي بازگردد، نشانه درستي تحليل نخست است و در غير اين صورت، تفسير گروه دوم به واقع نزديكتر است.
86/06/13
وظايف منتظران (قسمت 9 از مجموعه مهدی شناسی)
برای مشاهده قسمت های پیشین به قسمت آرشیو مراجعه کنید.
وظايف منتظران
در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) منتظران آن حضرت چه وظايفى بر عهده دارند؟
در تفكر شيعى انتظار موعود به عنوان يك اصل مسلّم پذيرفته شده، و از آن به عنوان برترين اعمال ياد شده و تأكيد شده است كه منتظر فرج باشيد و از رحمت خدا مأيوس نباشيد (به جهت طولانى شدن غيبت) چرا كه بهترين اعمال در پيش خداوند انتظار فرج است.
از بررسى اخبار و روايات معصومين(عليهم السلام)وظايفى چند در عصر غيبت براى منتظران استفاده مى شود:
1 ـ شناخت حجت خدا و امام زمان (عليه السلام): مهم ترين وظيفه ى يك فرد منتظر تلاش براى كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام زمان (عليه السلام) است; چرا كه انسان بدون شناخت امام و منزلت او نمى تواند وظيفه ى خود را در رابطه ى با او تشخيص دهد. در روايت آمده است:
«من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية».
«هر كس بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.»
2 ـ تهذيب نفس و كسب فضايل اخلاقى (خود سازى فردى): منتظر واقعى هميشه در صدد كسب فضايل اخلاقى و آراسته شدن به صفات خوب انسانى است.
3 ـ تلاش براى اصلاح جامعه (خود سازى اجتماعى): تلاش براى برطرف كردن مفاسد اجتماعى از طريق امر به معروف و نهى از منكر و اهتمام براى تربيت نسل مهذّب و كارا و خلاصه آماده سازى زمينه براى ظهور امام زمان (عليه السلام)يكى از وظايف منتظر واقعى است، چون تا زمينه ى ظهور فراهم نگردد امكان ظهور امام زمان (عليه السلام)ميسر نخواهد شد.
4 ـ كسب آمادگى هاى فكرى و فرهنگى و نظامى براى يارى امام زمان (عليه السلام): چرا كه آن حضرت پس از قيام به يارانى نياز دارند كه حداقل در يكى از عرصه ها بتواند مفيد واقع گردد.
5 ـ توبه از گناهان
6 ـ اطاعت و پيروى از نايبان امام زمان (عليه السلام): همان طور كه مى دانيم در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) مردم موظفند در تمام كارها و حوادث، به توصيه ى ائمه ى اطهار(عليهم السلام)بويژه امام زمان (عليه السلام) به فقهاى جامع الشرايط ـ كه نواب عام آن حضرت هستند ـ مراجعه كنند و به احكامى كه آن ها طبق موازين شرعى صادر مى كنند، عمل نمايند.
7 ـ دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام) و تعجيل فرج ايشان: منتظر واقعى در هر صبح و شام با خلوص نيت از پيشگاه خداى مهربان سلامتى و ظهور امام زمان (عليه السلام)را درخواست مى نمايد.
8 ـ صدقه دادن براى سلامتى امام زمان (عليه السلام)
9 ـ انجام اعمال عبادى مانند خواندن نماز و قرآن، زيارت نمودن به نيابت از امام زمان (عليه السلام)
10 ـ توجه به اماكنى كه مورد عنايت امام زمان (عليه السلام) است نظير مشاهد مشرفه، مسجد سهله، مسجد جمكران و ...
11 ـ توسل به امام زمان (عليه السلام) و زيارت آن حضرت با زيارت ها و دعاهايى كه در كتب ادعيه مانند مفاتيح الجنان آمده و از آن جمله موارد ذيل است:
الف) دعاى عهد كه هر روز صبح بعد از نماز خوانده مى شود: اللهم رب النور العظيم و رب الكرسى الرفيع ... ،
ب) دعاى اللهم عرفنى نفسك فانك لم ان لم تعرفنى نفسك ... اين دعا در عصر روز جمعه خوانده مى شود،
ج) دعاى كه براى برآورده شدن حاجات ذكر شده است و با اين عبارت شروع مى شود: الهى عظم البلاء و برح الخفاء ...،
د) دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام): اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن ...،
هـ) دعاى حضرت مهدى (عليه السلام) كه با اين عبارت آغاز مى شود: اللهم ارزقنا توفيق الطاعة و بعد المصيبته ...،
و) زيارت آل ياسين.
جهت توضيح بيشتر به كتابهاى (وظيفة الانام) و (شيوه هاى يارى قائم آل محمد عليه السلام) مراجعه شود
86/06/13
انتظار و مباحث آن(قسمت 8 از مجموعه مهدی شناسی)
برای مشاهده قسمت های پیشین به قسمت آرشیو مراجعه کنید.
انتظار و مباحث آن
انتظار: كلمه اى ژرف و معنايى ژرفتر;
انتظار: خط بطلان بر همه ى كفرها و نفاق ها و ظلمها;
انتظار: خونى در رگ زندگى و قلبى در سينه ى تاريخ;
انتظار: صلابت در درون تاريكيها و سرديها;
به دميدن سپيده دمان چشم داشتن و به اميد طلوع خورشيد زيستن، در برابر كوه مشكلات زمانه قرار گرفتن و چون كوه مقاوم بودن;
در تراكم هواهاى كشنده ى اختناقها، بهوزيدن نسيمهاى حياتبخش رهايى اميد بستن;
و به آرزوى پديدار گشتن روزهاى طلايى ارزشهاى جاويد زنده ماندن.
انتظارشناسى
در تربيت اسلامى «شناخت» اهميّت بسيار دارد. و شناخت در منطق اسلام محدود به شناخت نظرى نيست; بلكه هم شناخت نظرى و هم شناخت عملى هر دو را در بر مى گيرد هر عقيده اى كه انسان در هر باره اى دارد، بايد از روى شناخت و بصيرت باشد و هر فعلى و تركى كه از انسان سر مى زند، بايد بر پايه ى شناخت و تشخيص باشد. اين مسأله در عصر غيبت بيشتر از وقتهاى ديگر اهميّت پيدا مى كند. و اين داشتن شناخت صحيح از كوشش در عبادات و مستحبات افضل بوده و اهميّت اين شناخت در تبلور دو مرحله است.
1 ـ پايدارى: هنگامى كه انسان حق و راه حق را بدرستى شناخت، در آن راه پايدارى مى كند و در برابر شدائد دست از راه حق خود بر نمى دارد. امام صادق ـ عليه السلام ـ در اين باره مى فرمايند: هر كس اين امر ـ قيام قائم آل محمّد ـ عليهم السلام ـ ـ را شناخت و پيش از قيام قائم مرد، پاداش او چون كسى است كه همراه او كشته شده است(1).
2 ـ پيروى از خط امام معصوم: بديهى است كه انسانى صاحب شناخت ـ در مقام عمل و اقدام و درجميع شؤون زندگى ـ پيروى محض از دستورات معصوم را پيشه ى خود مى سازد.
معناى انتظار
معنا و حقيقت انتظار بر حسب مفهوم لفظى آن ضد يأس است ـ و آن قطع اميد از امرى بواسطه ى يقين و اطمينان به عدم وجود يا عدم وقوع آن است ـ پس مراد از انتظار داشتن امرى، آن است كه يقين به وقوع آن داشته و چشم به راه او نشسته و اميدوار به زمان وقوعش باشد.
انتظار يك حالت درونى است كه چيزى جز آثار آن قابل مشاهده نيست; و مهمترين اثر انتظار آمادگى براى استقبال از محبوبى است كه انتظارش مى رود. ضد انتظار نيز نااميدى است، آن كه اميد به آمدن كسى ندارد هيچگاه انتظارش را نيز نمى كشد. آنچه كه مورد اهميّت است اين كه بدانيم همانطور كه انسانِ منتظِر خود را براى منتظَر آماده مى كند، مؤمنى كه منتظر آمدن مولايش صاحب العصر والزمان ـ ارواحنا فداه ـ است، خود را آماده و مهيّا براى آمدن او مى كند. البته چنين آمادگى به امورى كه در برخى روايات بدان اشاره شده است، بستگى دارد.
ابعاد انتظار
ابعاد انتظار را مى توان در دو محور مشاهده كرد: نخست محدوده ى قلب و روح و ديگر عرصه عمل و اقدام.
ابعادقلبى
اگر چه بعد قلبى انتظار خود در سه مرحله به كمال خود مى رسد:
اول: ظهور و فرج حضرت بقية اللّه ـ ارواحنا فداه ـ را باور كردن; بدين معنا كه آن قطعى بوده و بيقين تحقّق خواهد يافت كه البته چنين باورى بنا بر گفته هاى خداوند و اولياى معصوم او لازم الاعتقاد بوده و منكر آن كافر است.
دوم: آنكه ظهور را موقت به وقتى نكند كه در نتيجه قبل از فرا رسيدن آن هنگام مأيوس باشد. و اين نيز به مقتضاى ادلّه واجب است; وليكن به گونه اى كه اگر نباشد موجب فسق است نه كفر. زيرا وى گرفتار يأسى است كه حرام بوده و مى توان آن را از احاديث بسيارى از جمله رواياتى كه وقت گذاران را دروغگو شمرده است(2)، استفاده نمود.
سوم: آنكه حالت انتظار لحظه بلحظه در قلب او موج زند كه مى توان آن را از رواياتى چون «انتظر الفرج صباحاً ومساءً»(3) صبح و شام منتظر ظهور ـ امام زمان ـ باشيد. و هم چنين در سخن زيبايى كه فرمود: «يأتي بغتةً كالشهاب الثاقب»(4) او ناگهانى چون شهاب ظاهر خواهد شد. و اين مقتضاى كمال ايمان و عدم آن نقص ايمان است كه به مقتضاى اين درجه، مؤمن بايد مانند كسى باشد كه خبر آمدن مسافر را به او داده اند و مسافر در راه است و هر لحظه ممكن است برسد.
اينك برخى ابعاد اين باور را بر مى شمريم:
توحيد:
يكى از ابعاد مهم انتظار كه پيوسته بايد مورد توجه باشد، بُعد توحيدىِ آن است. انتظار، در ماهيت خود، انسانِ منتظر را متوجّه مبدأ عالم، و خداى جهان و سرچشمه ى همه ى هستها و هستيها مى كند. انسان منتظر، همواره، چشم به راه فرجى است كه به قدرت مطلقه ى الاهى تحقق خواهد يافت. منتظران ديده به راه حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ مى باشند; او كيست؟ او بنده ى خدا، خليفه ى خدا در زمين كه به قدرت خدا زنده است و مشغول عبادت خدا و واسطه ى فيض الاهى است و روزى به امر خدا براى استقرار بخشيدن دين خدا ظاهر خواهد شد.
اين بُعد توحيدى انتظار و توجه به خدا و طلب فرج از درگاه خدا، از مهمترين اصول اين اعتقاد و باور است. پيغمبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ مى فرمايد:
أفضل أعمال أُمّتي، انتظار
الفرج من اللّه عزّ وجلّ» ارزشمندترين كردار امت من انتظار گشايشى از جانب خداوند عزّ وجلّ است(5).
ادامه مطلب
86/06/11
علت و فلسفه غيبت (قسمت 7 از مجموعه مهدی شناسی)
برای مشاهده قسمت های پیشین به قسمت آرشیو مراجعه کنید.
علت و فلسفه غيبت
علت غيبت امام زمان (عليه السلام) چيست؟
بنابر آنچه در برخى از روايات آمده است، علت واقعى غيبت امام زمان (عليه السلام) بر ما پوشيده است كمال الدين و تمام النعمة، ص 482.; در عين حال با استفاده از روايات به عواملى چند در اين زمينه پى مى بريم:
1 ـ امتحان و آزمايش: غيبت آن حضرت سبب مى شود تا نفاق پنهان عده اى آشكار شود، و ايمان حقيقى محبان و شيعيان واقعى امام (عليه السلام) در كوره ى ولايت امام غايب (عليه السلام) از ناخالصى ها و دورويى ها جدا و پاك گردد و مؤمن از منافق تميز داده شود.
حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) مى فرمايد: « هنگامى كه پنجمين فرزند امام هفتم (عليه السلام) غايب شد، مواظب دين خويش باشيد، تا مبادا كسى شما را از دين خارج كند! اى پسرك من! براى صاحب الامر بناچار غيبتى خواهد بود، به طورى كه عده اى از مؤمنان از عقيده ى خود بر مى گردند، همانا خدا به وسيله ى غيبت، بندگانش را امتحان مى نمايد » بحارالانوار، ج 51، ص 113.
2 ـ بيعت نكردن با ستمكاران: حسن فضّال مى گويد: على بن موسى الرضا (عليه السلام) فرمود: « گويا شيعيان را مى بينم كه هنگام مرگ سومين فرزندم (امام حسن عسكرى (عليه السلام)) در جست و جوى امام خود همه جا را مى گردند، اما او را نمى يابند » عرض كردم: به چه دليل؟ فرمود: « زيرا امامشان غايب مى شود » عرض كردم: چرا غايب مى شود؟ فرمود: « براى اين كه وقتى با شمشير قيام نمود بيعت كسى در گردنش نباشد » بحارالانوار، ج 51، ص 113.
3 ـ حفظ جان حضرت:
زراره مى گويد: حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمود: « اى زراره! قائم ما ناچار است كه غيبت كند » عرض كردم: براى چه؟ فرمود: « از جان خود بيم و ترس دارد » پس حضرت با دست به شكم خود اشاره كرد اثبات الهداة، ج 6، ص 437.
امام زمان (عليه السلام) از كشته شدن و مرگ بيم و هراس ندارند، بلكه حفظ جان ايشان به خاطر اين است كه مبادا پرچمِ هدايت زمين بماند، و رشته ى هدايتى كه به پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) متصل است، قطع شود.
86/06/11
ادامه مطلب درباتره اهداف انقلاب و وظیفه ما
بسم الله الرحمن الرحیم
" انقلاب اسلامى براى تحقق برنامه سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى اسلام در ايران برپا شده و در عرصه روابط جهانى نيز با تكيه بر آموزه هاى اسلامى، نظام ظالمانه سلطه را رد و «صلح و امنيت و سعادت همه ملتها» را پيگيرى
مى كند" مقام معظم رهبری
حال باید دید چگونه می توان برنامه اسلام برای سعادت همه جانبه بشر را در ایران تحقق بخشید.چیزی که مشخص است این است که اول باید برنامه اسلام را بناسیم تا آن را اجرا کنیم.اینجاست که معنی سخن امام(ره) مشخص میشوند که دستور می فرمایند:"حوره علمیه و دانشگاه باید چارچوب های اصیل اسلام را در اختیار تمامی اعضای بسیج قرار دهند."
86/06/10
نسب امام مهدى (عليه السلام)(قسمت 6 از مجموعه مهدی شناسی)
نسب امام مهدى (عليه السلام)
او از خاندان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) است:
1 ـ امام على (عليه السلام): اَلْمَهْدِىُّ مِنّا فى آخِرِ الزَّمانِ.(1)
مهدى (عليه السلام) از خاندان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) است.
او فرزند على (عليه السلام) است:
3 ـ امام على (عليه السلام): صاحِبُ هذَا الاَْمْرِ مِن وُلْدى.(3)
مهدى (عليه السلام) از ما اهل بيت است كه در آخر الزمان مى آيد.
2 ـ امام على (عليه السلام): هُوَ مِن عِتْرَةِ النَّبِىِّ (صلى الله عليه وآله وسلم).(2)
صاحب الزمان از فرزندان من است.
4 ـ امام على (عليه السلام): مِن وُلدى مَهْدِىُّ هذِهِ الاُْمَّة.(4)
« مهدى » اين امت از فرزندان من است.
------------------------------------------------------------
1 ـ دلائل الامامة، ص 256; موسوعه احاديث امير المؤمنين (عليه السلام) ـ الجزء الاول، ص 60.
2 ـ فتن ابن حماد، ص 103; موسوعه احاديث امير المؤمنين (عليه السلام) ـ الجزء الاول، ص 63.
3 ـ غيبة النعمانى، ص 156; موسوعه احاديث امير المؤمنين (عليه السلام) ـ الجزء الاول، ص 68.
4 ـ معانى الاخبار، ص 58; موسوعه احاديث امير المؤمنين (عليه السلام) ـ الجزء الاول، ص 81.
------------------------------------------------------------
5 ـ امام على (عليه السلام): اَلْمَهْدِىُّ مِن ذُرِّيَّتى.(1)
مهدى از ذريه من است. او فرزند فاطمه (عليها السلام) است:
6ـ رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم): اَلْمَهْدِىُّ مِن عِتْرَتى مِن وُلْدِ فاطِمَةَ.
مهدى (عليه السلام) از خاندان من و از فرزندان فاطمه (عليها السلام) است.
7 ـ رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم): يا فاطِمَةُ! اَبْشِرى فَاِنَّ الْمَهْدِىَّ مِنكِ.(2)
اى فاطمه! بشارت ده كه مهدى از توست.
8 ـ امام على (عليه السلام): اَلمَهْدِىُّ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ فاطِمَة.(3)
مهدى مردى از فرزندان فاطمه است.
------------------------------------------------------------
-1 ـ اثبات الهداة، ج 7، ص 175; موسوعه احاديث اميرالمؤمنين (عليه السلام)ـ الجزء الاول، ص 54.
2 ـ كنز العمال ـ حديث 32408.
3 ـ كنز العمال، ج 6، ص 34; موسوعه احاديث امير المؤمنين (عليه السلام) ـ الجزء الاول، ص 90.
------------------------------------------------------------
9 ـ امام باقر (عليه السلام): اَلْمَهْدِىُّ رَجُلٌ مِن وُلدِ فاطِمَة.(1)
مهدى مردى از فرزندان فاطمه است.
او فرزند حسين (عليه السلام) است:
10 ـ امام على (عليه السلام):
اَلتّاسِعُ مِن وُلْدِكَ يا حُسَيْنُ هُوَ الْقائِمُ بِالْحَقِّ، اَلْمُظْهِرُ لِلدّينِ، وَ الْباسِطُ لِلْعَدْلِ.(2)
اى حسين! نهمين فرزند توست كه حق را بپاى مى دارد، دين را آشكار مى سازد و عدالت را گسترش مى دهد.
11 ـ امام حسين (عليه السلام):
سُئِلَ اَميرُ الْمُؤْمِنينَ ـ صَلَواتُ اللهِ عَلَيهِ ـ عَن مَعْنى قَوْلِ رَسُولِ اللهِ (صلى الله عليه وآله وسلم): « اِنّى مُخَلِّفٌ فيكُمُ الثِّقْلَينِ: كِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتى » مَنِ الْعِتْرَةُ؟ فَقالَ: اَنَا وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ الاَْئِمَّةُ التِّسْعَةُ مِن وُلْدِ الْحُسَيْنِ تاسِعُهُمْ مَهدِيُّهُم وَ قائِمُهُم.(3)
از اميرمؤمنان (عليه السلام) درباره اين سخن پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) كه مىفرمايد:
« من در ميان شما دو چيز گرانسنگ مى گذارم، يكى كتاب خدا و ديگر عترتم »
سؤال شد كه عترت كيستند؟ حضرت فرمود: عترت پيامبر من و حسن و حسينيم و نُه امام از فرزندان حسين. نهمين آن امامان « مهدى » و « قائم » آنان است.
------------------------------------------------------------
1 ـ بحارالانوار، ج 51، ص 43.
2 ـ كشف الغمة، ج 3، ص 311; موسوعه احاديث امير المؤمنين (عليه السلام)ـ الجزء الاول، ص 93.
3 ـ كمال الدين، ج 1، ص 240; موسوعه احاديث امير المؤمنين (عليه السلام) ـ الجزء الاول، ص 54.
86/06/10
حضرت مهدى (عج) و شباهتهاى او با پيامبران(قسمت 4 از مجموعه مهدی شناسی)
حضرت مهدى (عج) و شباهتهاى او با پيامبران
در خصوص اين موضوع به چند روايت از ائمه معصومين ع توجه نماييد.
1 ـ امام زين العابدين ع فرموده است:
در قائم ما چند سنت از سنتهاى پيغمبران است. اّما سنتى كه از آدم ونوح دارد، طول عمر است و سنتى كه از حضرت ابراهيم دارد، پنهان بودن ولادتش و دورى گزيدن از مردم است. سنتى كه از موسى دارد ترس و غيبت از مردم و از عيسى، اختلافى كه مردم درباره او دارند از ايوب فرج بعد از شدّت، اما سنتى كه از محمد ص دارد قيام با شمشير است.
2 ـ محمد بن مسلم روايت نموده كه:
خدمت امام باقر ع رسيدم تا درباره قائم آل محمد از آن حضرت پرسشى كنم، پيش از آن كه سؤالى بنمايم، فرمود: اى محمد بن مسلم در قائم آل محمد پنج شباهت از پيغمبران است. شباهت يونس بن متى، يوسف بن يعقوب، موسى، عيسى و محمدص .
1 ـ شباهتى كه به يونس دارد، غيبت اوست كه بعد از پيرى به صورت جوانى به سوى قومش بازگشت .
2 ـ شباهتى كه به يوسف دارد، غيبت و پنهانى او از خواص خود و عموم مردم و برادرانش است.
3 ـ شباهتى كه به موسى دارد، ترس مُمتد او از مردم و غيبت طولانى و مخفى بودن ماجراى ولادتش و پنهان گشتن پيروان او به واسطه آزار و خوارى كه بعد از او به آنها رسيد تا جايى كه خداوند متعال فرمان را صادر كرد و بر دشمنانش پيروز داشت.
4 ـ شباهت او به عيسى ; اختلافى است كه مردم درباره او دارند ; زيرا جماعتى گفتند كه او متولد نشده، عده اى گفتند او مُرده است و گروهى نيز گفتند: او را كشتند و به دار آويختند.
5 ـ امّا شباهتى كه به جّد خويش حضرت محمد ص دارد، قيام با شمشير و كشتن دشمنان خدا و رسول و جباران و گردنكشان و پيروزى وى به وسيله شمشر و رعبى است كه در دلها پديد مى آورد.از جمله علامات او خروج سفيانى از جانب شام و شخص يمنى از يمن و صداى آسمانى در ماه مبارك رمضان و ندا كننده اى است كه او را به نام و نام پدرش صدا مى زند.
86/06/10
نامها و القاب و کنیه امام زمان(عج)(قسمت 3 از مجموعه مهدی شناسی)
نامها و القاب و کنیه امام زمان(عج)
نامها و القاب امام :
حضرت مهدي عليه السلام به نام هاي متعددي ناميده شده است. اين تعدد اسامي به جهات و مناسبت هاي گوناگوني صورت گرفته است. و اين، شأن و منزلت بزرگان است، به طوري كه اسامي متعدد ايشان بيانگر صفات گوناگون و جوانب خاصي است كه در وجود آنها مي باشد. في المثل اين تعدد اسماء براي خاتم النبيين محمد مصطفي صل الله عليه و آله در قرآن كريم و انجيل يافت مي شود، مثل (محمد ، احمد ، طاها ، ياسين ، بشير ، نظير) و در انجيل اينگونه از ايشان نام برده شده است (فارقليطا به زبان سرياني ، و بركلوتوس به لغت يوناني) .
همچنان كه اسامي متعددي براي حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي باشد، مثل (علي ، حيدر ، مرتضي ، و ايليا به لغت سرياني) و اسامي ديگر
همچنين در مورد حضرت زهرا سلام الله عليها اسامي متعددي را مي توان نام برد از جمله (فاطمه ، زهرا ،بتول ، مباركه ، محدثه ، طاهره، صديقه ) و اسامي ديگر.
احاديث گوناگوني از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام در مورد حضرت مهدي عليه السلام وارد شده كه از ايشان به نامه هاي (مهدي ، حجه ، قائم ، منتظر ، خلف صالح ، صاحب الامر ، سيد و امام ثاني عشر) نام برده اند و تصريح دارند بر اينمه نام وي محمد نام پيامبر و كنيه اش ابوالقاسم كنيه پيامبر، است ذيلا به برخي از اين اسامي و رواياتي كه درباره آنها وارد شده است اشاره داريم:
1 – مهدي
از ابوسعيد خدري روايت شده است كه: پيامبر گرامي خدا صل الله عليه و آله فرمودند:
نام مهدي نام من است.
و از اميرالمؤمنين علي عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
نام مهدي محمد است.1
روشن است كه تسميه ايشان به اسامي متعدد، به جهات مختلفي صورت گرفته است. مثلا علت ناميده شدنش به مهدي آن است كه خداي تعالي وي را به امور و پنهاني كه هيچ كس را بر آن اطلاعي نيست هدايت و ارشاد كرده است، و اينك حديثي در اين مورد:
در كتاب عقد الدرر از جابر بن عبدالله رضي الله عنه نقل شده كه مي گويد:
حضرت باقر عليه السلام فرمودند: زماني كه مهدي ما اهل بيت قيام نمايد، مال را بطور يكسان تقسيم نموده، و در ميان رعيت به عدالت رفتار كند، و هر كه وي را اطاعت نمايد از خدا اطاعت نموده و هر كه نافرماني وي را نمايد خداي را نافرماني كرده است، و او مهدي ناميده شده است به اين جهت كه وي را به امر پنهاني هدايت نموده اند.2
2 – قائم
علت ناميده شدنش به قائم آن است كه وي به بزرگترين قيامي كه تاريخ بشري نظيرش را سراغ ندارد به حق قيام مي فرمايد، آنگونه كه باطل در آن راه ندارد. و اين، امتياز و برتري قيام حضرت مهدي عليه السلام است، چرا كه تاريخ قيام ها و جنبشهاي را كه توسط بعضي افراد صورت گرفته، ثبت كرده است ولي تمام اين قيام ها بر باطل بوده است، مگر قيام حضرت مهدي عليه السلام كه به حق خواهد بود و اينك حديثي در اين مورد:
از ابو حمزه ثمالي روايت شده است كه مي گويد از حضرت باقر عليه السلام سؤال كردم:
اي فرزند رسول خدا، آيا همه شما قائم ( و بپادارنده ) حق نيستيد؟ فرمودند بلي عرض كردم چرا حضرت مهدي عليه السلام را قائم ناميده اند؟ فرمودند هنگامي كه جد من حضرت سيد الشهدا حسين ابن علي عليه السلام شهيد شدند، ملائكه به درگاه خداوند ضجه و ناله نمودند و نزد پروردگار شكايت كردند ... تا آنكه فرمودند: سپس خداي عزوجل ائمه از فرزندان حضرت امام حسين عليه السلام را به انها نشان داد، و ملائكه از ديدن انها خوشحال شدند. در ان هنگام ديدند كه يكي از ايشان در حال قيام است و نماز مي خواند. پس خداوند عزوجل فرمود: به وسيله اين قائم از آنان (يعني از قاتلان حضرت حسين عليه السلام ) انتقام خواهم گرفت.3
از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند:
او را از اين جهت قائم گفته اند كه به حق قيام خواهد كرد.
3 – منتظر
علت ناميده شدنش به منتظر آن است كه انسانها در گذشته و اكنون منتظر ظهور و خروجش هستند تا كره زمين را از هر ظلم و جور پاك گرداند و اينكه حديثي در اين مورد:
از امام محمد جواد عليه السلام سؤال شد:
اي فرزند رسول خدا به چه دليلي امام زمان را قائم ناميده اند؟ فرمودند: زيرا او، بعد از اينكه يادش از ميان ميرود و اكثر مردمي كه قائل به امامتش هستند ازاو برميگردند، قيام خواهد كرد. پس عرض كردند: به چه دليلي منتظر ناميده شده است؟ فرمودند: به اين علت كه براي حضرت مهدي عليه السلام غيبتي است كه روزهايش زياد ميباشد، و مدتش بسيار طول مي كشد، پس مخلصون از شيعيان انتظار ظهورش را مي كشند و شكاكان او را منكر خواهند شد ...
4- صاحب الامر
علت ناميده شدنش به صاحب الامر ان است كه او امامي بر حق است كه خداي عزوجل، طاعتش را بر بندگان واجب كرده، زيرا در قرآن آمده است:
.اَطيعُوا اللهَ وَ اطيعُوا الرَّسولَ وَ اُولي الامْرِ مِنْكُم.
خدا و رسولش و صاحبان امر از خود را اطاعت كنيد
به طوري كه در احاديث صحيح ، از (اولي الامر) به ائمه اهل البيت عليه السلام تعبير شده است.
5-حجّت
علت ناميده شدنش به حجت آن است كه وجود مقدّسش، حجت خدا بر دو عالم مي باشد، و به اوست كه خداوند متعال بربندگانش احتجاج خواهد فرمود.
کنیه امام:
امام زمان همنام پيامبر اسلام(ص) {م ح م د } و هم كنيه آن حضرت (ابوالقاسم) است.
86/06/09
ماه پرفضيلت شعبان 1428 و اعیاد خجسته آن فرخنده باد.
بزرگان، پيوسته ماه شعبان را مقدمه ورود به «ضيافة الله» در ماه رمضان دانسته اند. از اينرو، كسب آمادگيهاى فكرى و روحى براى درك هر چه بيشتر فيض معنوى از اين «مهمانى خدا»، لازم است.

ادامه مطلب
