تبليغاتX
پایگاه مقاومت بسیج مسجد الرضا ع

87/02/31

افزایش پلکانی حقوق کارمندان دولت مهر تاییدی بر عدالت طلبی دولت

این اقدام دولت در پی تلاشهایی است که در اسفندماه ۸۶ اوج گرفت و امروز خبری که منتشر شدخوشحالی تمامی عدالت طلبان را منجر شد که پس از سالها تبعیض های ناروا در افزایش حقوق کارمندان که اکثرا هم بدون استحقاق و بی منطق انجام میشد برای قشر کم درآمد جامعه احقاق حق شد و به افزایش حقوقهای منیم میلیون تومانی در مقابل چند ده هزار تومانی پایان داد.البته باید توجه داشت که جدلهایی که میان دولت،مجلس و دیوان عدالت اداری انجام شد به خاطر نهادینه شدن این رفتار غیر عادلانه در طول سالهای گذشته طبیعی بود ولی کلیه امور اداری و استخدامی کشور طبق اصول قانون اساسی جزء اختیارات رئیس جمهور است و دخالت در نحوه پرداخت مستخدمین و کارمندان دولت از وظایف مجلس و دیوان خارج است و این بحثها ناشی از بدفهمی از قانون اساسی است.  

نوشته شده توسط بهنود در 15:52 |  لینک ثابت   • 

87/02/31

بیداری اسلامی در جریان لبنان در کشورهای اسلامی

با توافقاتی که در اجلاس دوحه با شرکت وزرای خارجه کشورهای عربی صورت گرفت شاهد اتفاق بدیع و نویی بودیم که کشورهای اسلامی توانستند با اتحاد و تعامل صمیمانه با یکدیگر تصمیمات اساسی را مبنی بر انتخاب میشل سلیمان به ریاست جمهوری لبنان و تشکیل دولت وحدت ملی بگیرند و زنگ خطری را برای اسرائیل در جهت انتخاب رئیس جمهور فلسطین و نابودی اسرائیل بصدا در آورند.این نشانه از قابلیت تصمیم گیریهای سرنوشت ساز در همکاری کشورهای اسلامی و بی تفاوت نبودن این کشورها به سرزمین پهناور اسلام است.

نوشته شده توسط بهنود در 15:39 |  لینک ثابت   • 

87/02/29

انگيزه دورى از گناه

لو لم يتوعد الله على معصيته لكان يجب ان لا يعصى شكرا لنعمه

اگر حتى خداوند، بندگانش را،از نافرمانى كردن و گناه ورزيدن نترسانيده بود، باز هم واجب بود كه انسان ، مرتكب هيچ گناهى نشود، تا به اين وسيله ، در برابر نعمتهاى او سپاسگزارى كرده باشد.


شرح:

كسيكه گناه ميكند و فرمان خداوند را به جاى نمى آورد، در حقيقت ، نعمت هايى را كه خداوند به او داده است ، تباه ميكند. زيرا چنين كسى ، براى آن كه بتواند گناهى را مرتكب شود، ناچار بايد تمام نيروهائى را كه در وجودش هست ، به كار ببرد. در حاليكه خداوند، اين نيروها را، براى گناه و نافرمانى كردن به او نداده است.



خداوند، اين نيروها را، براى گناه و نافرمانى كردن به او نداده است .



فرزند عزيز، كسى را در نظر بگير، كه مى خواهد، بر خلاف فرمان خداوند، مرتكب گناه شود، و بطور مثال ، دست به دزدى بزند:

تمام اعضاء بدن آن شخص ، بايد وظايف خود را، با تمام نيرويى كه دارند انجام دهند، تا او توانايى انجام چنين گناهى را داشته باشد.ششهاى او، بايد بطور مرتب هواى تازه را به خود بگيرند، تا او نفس بكشد و زنده بماند، قلبش بايد بطور منظم در حال تپيدن باشد، تا خون به تمام پيكرش برسد و او را زنده نگاه دارد، چشمهايش بايد توانايى ديدن داشته باشند، تا او راه خود را ببيند، پاهايش بايد قادر به حركت و قدم برداشتن باشند، تا او در مسيرى كه با چشمش مى بيند، پيش برود، گوشهايش بايد توانايى شنيدن داشته باشند، تا او صداى نزديك شدن مردم را تشخيص ‍ بدهد و از خطر فرار كند، دستهايش بايد توانايى كار و حركت داشته باشند، تا او درها را باز كند و اشياى را بردارد، مغزش بايد كار خود را انجام دهد،تا ساير اعضاى بدنش از آن فرمان بگيرند، و وظايف خود را اجرا كنند... و اگر يكى از اين اعضاى ، يعنى يكى از اين نعمتهايى كه خداوند بهانسان داده است ، كار خود را به درشتى انجام ندهد، شخص گناهكار، قادر به انجام گناهنخواهد بود.



پس مى بينى كه گناهكار، براى آنكه در برابر خداوند، مرتكب گناه و نافرمانى ، شود، از همان امكانات و نيروهايى استفاده ميكند، كه خداوند، آنها را، براى انجام كارهاى درست و نيك به او داده است . به اين ترتيب ، آيا شخص گناهكار، با انجام هر كدام از گناهان خود، و نعمتها و نيروهايى را كه خداوند دارد، تباه و حرام نمى كند؟

البته خداوند، به بندگان خود هشدار داده ، و آنها را از گناه و نافرمانى ، بيمناك كرده است . ولى اگر خداوند چنين بيم و هشدارى هم نداده بود، و اگر انسان آسوده خاطر بود كه به خاطر گناهانش كيفر و مجازات نخواهد ديد، باز هم حق نداشت نعمتهاى خداوند را تباه كند. يعنى در برابر نعمتهاى ديدن ، شنيدن ، بوئيدن ، حركت ، تپيدن قلب ، تنفس ششها، انديشيدن ، توانايى انجام كارهاى گوناگون داشتن ، و هزاران نعمت ديگر، انسان بايد قدرشناس باشد، و به - شكرانه اين نعمتهاى بزرگ و با ارزش ، هرگز مرتكب گناه و نافرمانى خداوند نشود.

حكمت / 290
نوشته شده توسط ریحانی در 15:20 |  لینک ثابت   • 

87/02/29

حجاب هاي روحي

بعضي از انسان‌ها روحشان در حجاب است، حقايق را نمي‌بينند، مانند حيوانات فقط ظاهر دنيا را مي‌بينند. خداي تعالي در قرآن مي‌فرمايد: يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَاآن‌ها ظاهري از زندگي دنيا را مي‌بينند و بيشتر از آن، چيزي به فهم و قلبشان وارد نشده است و در ادامه همين آيه خداي تعالي در قرآن مي‌فرمايد: وَهُمْ عَنْ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ»:«و آن‌ها از آخرت حقيقتاً غافل هستند، و به تعبير ديگري خداي تعالي مي‌فرمايد: وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ»خداوند پرده‌اي جلوي رويش و پرده‌اي از پشت سرش انداخته البته پرده مَثَلي است براي نديدن كه حقيقت را نبينند». يعني همان بي ميلي و بي محبتي آن‌ها نسبت به پيام الهي و بي اعتنايي به سخن انبيا(عليهم‌السلام)، پرده‌اي است كه به دست خود آن‌ها، جلوي فهم آن‌ها را گرفته است كه: «فهم لايبصرون»؛ «حقيقت را نمي‌بينند و نمي‌فهمند».

اولين چيزي كه براي روندگان راه حقيقت و در مسير حركت به سوي خدا پيش مي‌آيد، اين است كه در اثر ايمان به پروردگار و كنار گذاشتن چيزي كه دلخواه انسان است و خدا آن را نمي‌خواهد، فهم قلبي انسان، به همان مقداري كه انسان از خواسته‌هاي دل گذشت مي‌كند، به حقايق باز مي‌شود و حقايق را به تدريج مي‌فهمد. به يك معناي دقيق‌تر، مي‌گويند حقايق برايش كشف مي‌شود؛ يعني آن بينايي و بصيرتي كه قبل از ترك گناهان نداشت، پس از آن‌كه در اثر ايمان به پروردگار، خواسته‌هاي نفساني را ترك كرد، يك فهم ديگري پيدا مي‌كند و به تدريج حقايق برايش روشن مي‌شود.

كسي كه از عمق قلبش خدا را شناخته، به سوي خدا حركت مي‌كند، و با تمام وجود به سوي خدا بر مي‌گردد و وقتي چنين شد اين حالت را پيدا مي‌كند؛ چون نمي‌شود انسان قلبش متوجه خدا بشود، اما به سوي او حركت نكند و اعمال و رفتارش خدايي و خداپسندانه نشود، و آن‌گاه حقايق معنوي به قلبش باز نشود و هر روز حقايق جديدي از آيات قرآن نفهمد؛ مثل راننده‌اي كه در جاده حركت مي‌كند، هرچه جلوتر مي‌رود مناظر جديدتري مي‌بيند، لذا سالك الي الله هرچه بيشتر به سوي خدا مي‌رود حقايق بيشتري برايش كشف مي‌شود و پرده‌هاي بيشتري از جلوي چشمش كنار مي‌رود.

البته من نمي‌خواهم كلمه "مكاشفه" را زياد به كار ببرم، زيرا از اين كلمه افراد نا اهل سوء استفاده مي‌كنند. اما مطلبي كه توضيح دادم همان مكاشفه است و اين توضيحات را دادم تا فكر نكنيد هر كس بين خواب و بيداري صحنه‌اي و مطلبي را ديد، اين مكاشفه است و كسي كه آن را ديده اهل معنويت است؛ نه! مكاشفه حقيقي آن است كه انسان در اثر ايمان به پروردگار و عمل صالح، به خدا نزديك مي‌شود و خداوند متعال هم حقايقي را به او، چه در خواب و چه در بيداري، و چه در بين خواب و بيداري، مي‌فهماند و اين فهماندن طوري است كه انسان تقوايش بيشتر مي‌شود و از غفلت دور مي‌شود.

مكاشفه اميرالمؤمنين علي(عليه‌السلام)

يك نمونه از اين مكاشفه، در حد اعلاي آن، از اميرالمؤمنين، علي(عليه‌السلام) نقل شده است البته براي تعليم به ما، نه در حد و مقام آن حضرت كه مي‌فرمايد: من يك شب در يكي از باغ‌هاي فدك بيل دستم بود، مي‌خواستم زمين را بيل بزنم، يك وقت ديدم يك خانم بسيار زيبا، كه من فكر كردم او "بنت عامر"، زيباترين زن قريش است، به من پيشنهاد كرد بيا با من ازدواج كن، تا تمام گنج‌هاي زمين را در اختيارت بگذارم، كه ديگر بيل نزني. گفتم: تو كي هستي.

گفت: من دنيا هستم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 15:11 |  لینک ثابت   • 

87/02/28

28 اردیبهشت در دفاع مقدس

28 اردیبهشت ماه سالروز سقوط منطقه مهران توسط رژيم بعث عراق در جريان جنگ تحميلي (1324ش)
Imageپس از عمليات والفجر8 و9 و انهدام وسيع ارتش عراق، نيروهاي حزب بعث عراق آتش سنگيني را براي تصرف شهر فكه تدارك ديدند كه با عكس‌العمل شايسته نيروهاي هوايي و يگان‌هاي زميني ارتش اسلام دفع شد. در حالي كه نبرد فكه به شدت ادامه داشت، در تاريخ28 ارديبهشت1365، ارتش عراق تهاجمي بسـيار سنگين را به شهـر مهـران آغاز كـرد و با شكستن خطـوط دفاعي ايران، در نهايت اين شهر را با200 كيلومتر مربع از اراضي اطراف آن، به تصرف خود درآورد. در بحبوحه نبرد مهران وفكه، جبهه جديدي در منطقه حاج عمران توسط دشمن گشوده شد و دشمن تلاش كرد تا پيروزي مهران را تكرار كند كه اين حمله با مقاومت بي‌نظير رزمندگان اسلام مواجه شده و دشمن، شكست خورد.
نوشته شده توسط ریحانی در 22:24 |  لینک ثابت   • 

87/02/27

27 اردیبهشت در دفاع مقدس

27 اردیبهشت ماه سالروز آغاز عمليات‌ بيت‌المقدس‌6در سال 1367
Imageعمليات‌ بيت‌المقدس‌6 آخرين‌ نفوذ به‌ جبهه‌ دشمن‌
هنگامي‌ كه‌ شهر «فاو» سقوط‌ كرد، وضعيت‌ موشك‌ باران‌ تهران‌ و شهرهاي‌ ايران‌ از سوي‌ دشمن‌ فروكش‌ كرده‌ بود.
پس‌ از گذشت‌ يك‌ ماه‌ از اين‌ بحران، عمليات‌ «بيت‌المقدس‌6 » در محورهاي‌ كوهستاني‌ و برف‌پوش‌ شمال‌ شهر «ماووت» كردستان‌ عراق‌ و مشخصاً‌ بلندي‌هاي‌   «شيخ‌ محمد»، «آسوس» و «استروك» صورت‌ گرفت‌ كه‌ به‌ آزادي‌ اين‌ بلندي‌هاي‌   مشرف‌ بر سد‌ و شهر «دوكان» عراق‌ و در منطقه‌اي‌ به‌ گستردگي‌65  كيلومترمربع‌ انجاميد. 
 
27 اردیبهشت ماه در دفاع مقدس
Imageپايان استراتژي دفاع متحرك عراق در جريان جنگ تحميلي (1365ش)پس از شكست‌هاي پي‌در‌پي نيروهاي عراق از رزمندگان اسلام در جريان جنگ تحميلي و از دست دادن مناطق استراتژيك جنگ، عراقي‌ها تصميم گرفتند كه استراتژي موسوم به دفاع متحرك را در پيش گيرند.
حمله هواپيماهاي عراق به ناو آمريكايي استارك (1366ش)
در جريان جنگ تحميلي عراق عليه ايران، هواپيماهاي جنگنده عراقي به ناو آمريكايي استارك در خليج‌فارس حمله كرده و 37 نظامي آمريكا را كشتند و تعدادي را مجروح نمودند.
نوشته شده توسط ریحانی در 22:15 |  لینک ثابت   • 

87/02/26

آيا معراج با علوم روز سازگار است؟

‏در گذشته بعضى از فلاسفه كه معتقد به افلاك نه گانه بطلميوسى پوست پيازى بودند مانع مهم معراج را از نظر علمى وجود همين افلاك و لزوم خرق و التيام (1) در آنها مى پنداشتند.
ولى با فرو ريختن پايه هاى هيئت بطلميوسى مسأله خرق و التيام بدست فراموشى سپرده شد، اما با پيشرفتى كه در هيئت جديد به وجود آمد مسائل تازه اى در زمينه معراج مطرح شده و سؤالاتى از اين قبيل:
1 براى اقدام به يك سفر فضائى نخستين مانع نيروى جاذبه است كه بايد با وسائل فوق العاده بر آن پيروز شد، زيرا براى فرار از «حوزه جاذبه زمين» سرعتى لااقل معادل چهل هزار كيلومتر در ساعت لازم است!.
2 مانع ديگر، فقدان هوا در فضاى بيرون جو زمين است كه بدون آن انسان نمى تواند زندگى كند.
3 مانع سوم گرماى سوزان آفتاب و سرماى كشنده اى است كه در قسمتى كه آفتاب مستقيماً مى تابد و قسمتى كه نمى تابد وجود دارد.
4 مانع چهارم اشعّه هاى خطرناكى است كه در ماوراء جوّ وجود دارد، مانند اشعه كيهانى و اشعّه ماوراء بنفش و اشعه ايكس، اين پرتوها هرگاه به مقدار كم به بدن انسان بتابد زيانى بر ارگانيسم بدن او ندارد، ولى در بيرون جوّ زمين اين پرتوها فوق العاده زياد است و كشنده و مرگبار، اما براى ما ساكنان زمين وجود قشر هواى جوّ مانع از تابش آنها است.
5 مشكل بى وزنى است، گرچه انسان تدريجاً مى تواند به بى وزنى عادت كند ولى براى ما ساكنان روى زمين اگر بى مقدمه به بيرون جو منتقل شويم و حالت بى وزنى دست دهد، تحمل آن بسيار مشكل يا غير ممكن است.
6 و سرانجام مشكل زمان ششمين مشكل و از مهمترين موانع است، چرا كه علوم روز مى گويد سرعتى بالاتر از سرعت سير نور نيست و اگر كسى بخواهد در سراسر آسمانها سير كند بايد سرعتى بيش از سرعت سير نور داشته باشد.
در برابر اين سؤالات توجه به چند نكته لازم است:
1 ما مى دانيم كه با آنهمه مشكلاتى كه در سفر فضائى است بالاخره انسان توانسته است با نيروى علم بر آن پيروز گردد، و غير از مشكل زمان همه مشكلات حل شده و مشكل زمان هم مربوط به سفر به مناطق دور دست است.
2 بدون شك مسأله معراج، جنبه عادى نداشته بلكه با استفاده از نيرو و قدرت بى پايان خداوند صورت گرفته است، و همه معجزات انبياء همين گونه است، به عبارت روشنتر معجزه بايد عقلا محال نباشد، و همين اندازه كه عقلا امكان پذير بود بقيه با استمداد از قدرت خداوند حل شدنى است.
هنگامى كه بشر با پيشرفت علم توانائى پيدا كند كه وسائلى بسازد سريع، آنچنان سريع كه از حوزه جاذبه زمين بيرون رود، سفينه هائى بسازد كه مسأله اشعه هاى مرگبار بيرون جوّ را حل كند، لباسهائى بپوشد كه او را در برابر سرما و گرماى فوق العاده حفظ نمايد، با تمرين به بى وزنى عادت نمايد، خلاصه جائى كه انسان بتواند با استفاده از نيروى محدودش، اين راه را طى كند آيا استمداد از نيروى نامحدود الهى حل شدنى نيست؟!
ما يقين داريم كه خدا، مركب سريع السيرى كه متناسب اين سفر فضائى بوده باشد در اختيار پيامبرش گذارده است، و او را از نظر خطراتى كه در اين سفر وجود داشته زير پوشش حمايت خود گرفته، اين مركب چگونه بوده و چه نام داشته؟ براق؟ رفرف؟ يا مركب ديگر؟ در هرحال مركب مرموز و ناشناخته اى است از نظر ما؟.
از همه اينها گذشته فرضيه حداكثر سرعت كه در بالا گفته شد، امروز در ميان دانشمندان متزلزل شده، هر چند «اينشتاين» در فرضيه معروف خودش به آن سخت معتقد بوده است.
دانشمندان امروز مى گويند امواج جاذبه بدون نياز به زمان، در آن واحد از يكسوى جهان به سوى ديگر منتقل مى شوند و اثر مى گذارند، و حتى اين احتمال وجود دارد كه در حركات مربوط به گستردگى جهان (مى دانيم جهان در حال توسعه است و ستاره ها و منظومه ها به سرعت از هم دور مى شوند) منظومه هائى وجود دارند كه با سرعتى بيش از سرعت سير نور از مركز جهان دور مى شوند (دقت كنيد).
كوتاه سخن اينكه مشكلاتى كه گفته شد هيچكدام به صورت يك مانع عقلى در اين راه نيست، مانعى كه معراج را به صورت يك محال عقلى درآورد، بلكه مشكلاتى است كه با استفاده از وسائل و نيروى لازم، قابل حل است.
به هرحال مسأله معراج نه از نظر استدلالات عقلى غير ممكن است و نه از نظر موازين علم روز، و خارق العاده بودن آن را نيز همه قبول دارند بنابراين هرگاه با دليل قاطع نقلى ثابت شود بايد آن را پذيرفت(2)
پي‌نوشت ها:
1 «خرق» به معنى شكافتن و «التيام» به معنى به هم آمدن است. بعضى از فلاسفه قديم معتقد بودند كه اين امر در افلاك امكان پذير نيست.
2 براى توضيح بيشتر به كتاب «همه مى خواهند بدانند» كه در زمينه معراج و شق القمر و عبادت در قطبين بحث كرده ايم مراجعه فرمائيد.
منبع:
جمعي از نويسندگان، زير نظر ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه 12/17
نوشته شده توسط ریحانی در 12:21 |  لینک ثابت   • 

87/02/14

شکوفایی و حرکت در جهت آن ضروریترین بحث کنونی جمهوری اسلامی ایران

نامگذاریهای مقام معظم رهبری که هر ساله در ابتدای سال انجام میشود هر یک حکمتی دارد و نقشه راهی است که اگر بدانها عمل شود سعادت،پیشرفت و آثار مثبت در پی دارد و اگر از آنها تخطی و سستی شود آثار مخرب آن به طور حتم دامنگیر ما خواهد شد.در جهت نوآوری از همان دقایق ابتدایی سال حرکت منسجمی در بین مسئولین آغاز شد ولی باید در جهت شکوفایی وعده ها و طرحها نیز وارد عمل شد و کاری کرد که مسئولین جایگاه خود را نزد خدا و مقام معظم رهبری و مردم ارتقا دهند و ضمن سعادت خود شیرینی حمایت از ارزشهای انقلاب و نظام را مردم بچشند.

نوشته شده توسط بهنود در 11:58 |  لینک ثابت   • 

87/02/10

ضرورت انقلاب فرهنگی با همکاری دولت و بسیج و علما و بهبود معیشت مردم و یاری حسین زمان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

و الشعراء یتبعهم الغاوون (224)ا لم تر انهم فی کل واد یهیمون (225)و انهم یقولون ما لا یفعلون (226)الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و ذکروا الله کثیرا و انتصروا من بعد ما ظلموا و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون (227)(الشعراء: 224- 227).

اما حال ببینیم حسین زمان کیست؟کاملا مشخص است که مشخصه اصلی اما حسین(ع) امام بودن ایشان است.امروزه امام ما حضرت مهدی(عج) میباشند و امام حسین زمان ما ایشان میباشند که یاری کردن ایشان به منزله یاری امام حسین(ع)، و تنها گذاشتن ایشان نیز به منزله تنها گذاشتن امام حسین(ع) میباشد.یعنی همانطور که امام حسین(ع) در عاشورا فریاد میزد و "هل من ناصرینصرنی" میگفت و کسی جواب نمیداد و چنین شد که شد امروز نیز امام زمان(عج) ما را به رستگاری فرا میخواند و اگر جواب مثبت ندهیم ما نیز با آن کوفیان خیانتکار هیچ فرقی نداریم.اما حال ببینیم امام زمان(عج) از ما چه میخواهند؟ایشان از ما میخواهند مقدمات ظهور ایشان را در خودمان فراهم کنیم.انتظار به معنی اینست که تمام آرزوهای امام زمان(عج) آرزوهای ما نیز باشد.همانطور که امام زمان(عج) در پی حاکم شدن سنت محمدی(ص) و عدل در زمین هستند ما نیز باید چنین باشیم وگرنه امام حسین(ع) زمان خویش را تنها گذاشته ایم.در این بین یک سری موانعی درکارند.اولی مانع لقمه حرامی است که اکنون در جامعه ما یک چیز عادی تلقی میشود در حالیکه امام حسین(ع) علت حرف نشنوی و گمراهی و یاری نرساندن بهخود در روز عاشورا را پر شدن شکم ایشان از مال حرام دانسته اند.در جامعه ما نیز چنین است.چون برخی مردم به کم کاری عادت کرده اند در مقابل حقوقی که میگیرند کار نمیکنند.مثلا برای ۸ ساعت کار حقوق میگیرند ولی کار مفید شاید به ۱ ساعت هم نرسد.لذا مال حرامیبه جیبایشان میرود.لذا تولید و چرخه اقتصاد و امور مملکت خوابیده و تورم بیداد میکند.چون هر چه تولید کم شود مسلما کالاها گرانتر میشوند.خوب این علاوه بر مال حرام وری نوعی ظلم است زیرا زیان آن(تورم) به اقشار دیگر جامعه نیز وارد میشود و مصداق این آیه واقع میشود.و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون (227)(سوره شعرا) یعنی هم ظالم محسوب میشویم و ضمنا ظلم به امام زمان(عج) نیز کرده ایم که هم با انجام عمل حرام سنت محمدی(عج) را که امام زمان(عج) سعی در فراگیر شدن آن دارند یاری نکرده ایم و خلاف جهت آن حرکت کرده ایم و ضمنا بجاری اینکه ایشان را در فراگیر شدن عدل در عالم یاری کرده باشیم در جهت فراگیر شدن ظلم تلاش کرده ایم و این بزرگترین فاجعه جامعه ماست.اگر کسی میخواهید امام حسین را تنها بگذارد خوب نوعا یکی از همان کوفیان کهامام را در غربت ۳۰۰۰۰ نفری خود و بی یاوری امام شهید کردند میباشد ولی حق ندارد دوباره جلویامام زمان ما بایستد اینبار وقت یاری رساندن به امام و پیروزی و انتقام خون شهدای کریلا ازظالمان عالم است.الآن اینجا مملکت امام زمان است.لذا باید ابتدا این لقمه حرام را از زندگی حذف کرد.در احادیث داریم که در آخرالزمان خورشید از غرب طلوع میکند.این را در زندگی غربی  میتوان مشاهده کرد ازالآن چینیها که هیچ بویی از اسلام نبرده اند دارند احکام اسلام را عملی میکنند و به قدرت اقتصادی اول دنیا تبدیل شده اند.آنها مفسدان بیت المال را اعدام میکنند.ما نیز در احادیث داریم که معصومین(ع) میفرمایند اگر ممکن بود مردم را با زور به انجام دستورات اسلام ملزم میکردند.اما دلیل اینکار اینست که ما میدانیم که این افرادی که شکمشان از مال حرام پر شده همانطور که امام حسین(ع)  روز عاشورا و در کربلا(کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا) میفرمایند حرف حق و مال حرام و حلال در گوششان نمیرود.لذا ابتدا باید با فرهنگ سازی و حمایت علما سایر مردم را به کار کردن و مال حلال خوردن و تاثیر آن در کاهش تورم آگاه کرد تا قشر فرهیخته و علما و بسیجیان و سایر مردم با ما همراه شوند.سپس باید با زور و حبسهای طولانی جوی را در کشور به وجود آورد و طوریاعمال حاکمیت کرد   تا همانطور که در حدیث است احکام اسلام اجرا شده و کسی جرات نکند مال حرام بخورد و با کم کاری مال حرام درشکمخود و خانواده اش بریزد(مانند کاری که چینیها انجام داده اند یا کاری که رضاخان یکبار انجام داد و آن نانوایی که کم کاری میکرد و نان خمیر دست مردم میداد را درون تنور انداخت.)وقتی که آن دسته از مردم در شکمشان لقمه حرام نماند آنگاه حرف حق را شنیده و دست از کمکاری و حرام خوری برمیدارند.اگر چنین کاری انجام نشود امام زمان(عج) را در مملکت خود غریب و تنها گذاشته ایم و ما نیز به مثابه لشکر یزید خواهیم بود که اماممان را تنها گذاشته ایم و دودش هم در چشم خودمان میرود،بالاخره ما حکومت اسلامی تشکیل داده ایم و اگر در خلاف جهت امام عصر(عج) حرکت کنیم خوب اگر مشروعیت حکومت از بین برود یکپارچه مملکت را در اختیار دنیای کفر قرار داده ایم،حکومت اسلامی به حرف که نیست به عمل است و باید احکام آن به درستی در سراسر ایران اجرا شود.باز تکرار میکنم تا لقمه حرام در شکم اینها است حرف حق را نمیشنوند ابتدا مدتی جو زور و قانون بر کار آنها حاکم میکنیم تا لقمه حرام نخورند آنگاه با حرف و ارشاد میتوانیم آنها را به راه هدایت بیاوریم.در این میان حمایت علما از این کار الزامی میباشد و ضمنا جمعیت ۱۲ میلیونی بسیجیان نیز در این حرکت عمیق فرهنگی باید همکاری کنند.نباید بگذاریم تا چینیها در رعایت احکام و دستورات حکومتی اسلام از ما جلو بیافتند.مطمئن باشید که با کارفرهنگی ، ارشاد ، نمازجمعه، درج در کتب درسی،منبر و مسجد و سخنرانی ها نیز این وضعیت کم کاریها و کم فروشیها وحرام خواریها درست نخواهد شد چون وقتی مال حرام درشکم کسی باشد دیگر فقط پول را میشناسد و حرف و موعظه و ... در وی اثر نخواهد کرد فقط باید از طریق اعمال قانون و زور لقمه حرام را از زندگی وی حذف کرد.حال یا با قطع کردن ۴ انگشت دست یا اعمال حبسهای طولانی و زدن تازیانه.و من الله التوفیق.

                                                                                               والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

نوشته شده توسط بهنود در 10:2 |  لینک ثابت   • 

87/02/09

هشتم اردیبهشت چه شیر دلها که رفتند !!!

هشتم اردیبهشت ماه سالروز شهادت سردار سرلشكرحسن شفيع زاده فرمانده توپخانه نيروي زميني سپاه درسال 1366

تولد و كودكي
در مرداد سال 1336 ه.ش در يك خانواده مذهبي در شهرستان تبريز متولد گرديد و تحت تربيت پدر و مادري مؤمن، متدين و مقلد امام پرورش يافت. از همان كودكي در مجالس ديني از جمله برنامه هاي سوگواري امام حسين(ع) حضور داشت و عشق خدمتگزاري به آستان شهيد پرور حضرت اباعبدالله(ع) در عمق وجودش ريشه دوانيد. سادگي، بي آلايشي و گذشت او در سنين كودكي زبانزد همه بود. حق را مي گفت ولو به ضررش تمام شود. در محله شاخص و محور همسالان خود بود. به مسجد كه مي رفت چون بزرگترها عمل مي نمود و از جمله كساني بود كه در پذيرايي عزاداران حسيني نقش فعالي داشت.

 
هشتم اردیبهشت ماه سالروز شهادت سروان خلبان علی اکبر شیرودی در سال 1360
Imageفرمانده هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی در استان ایلام
شیرودی تمام ساعات خود را وقف کردستان می کند ،لحظه ای آرام نمی گیرد تا کردستان را پاکسازی نماید ،دوشا دوش دکتر مصطفی چمران ،شهر به شهر کردستان را زیر پا می گذارد و کردستان چنان با وجود شیرودی مالوف می شود که اورا ملقب به عنوان « نقشه کامل کردستان » می نمایند .همان گونه که پیش از این خوانده اید ،دشمن از هر سلاحی برای به زانو در آوردن شکار چی یکه تاز ارتش حزب الله استفاده می کند اما نه تطمیع ،نه نهدید و نه ترور ،هیچکدام نمی تواند خللی در عزم راسخ «حر» کربلای ایران به وجود بیاورد.

نوشته شده توسط ریحانی در 22:44 |  لینک ثابت   • 

87/02/04

حمله آمریکا به عراق:احمقانه ترین اقدام یک کشور در قرن 21

با توجه به کشتاری که صدام حسین به راه انداخته بود و حمایت آمریکا از آن به خصوص در جنگ تحمیلی ایران با وی و نیز در کشتارهایی که بر علیه مردم عراق و سکوت مجامع بین المللی که به امر آمریکا بود چهر ای منفور از آمریکا در ذهن مردم عراق ساخته بود.ضمن اینکه آمریکا در جریان کودتا و به سر کار آمدن صدام نقش مستقیم داشت.تا زمانیکه آمریکا به عراق حمله نکرده بود مردم عراق دسترسی به آمریکاییان نداشتند تا انتقام خونهای عزیزانشان را که به توسط صدام کشته میشدند را از آنها بگیرند ولی با وقوع این حمله مردم عراق این قدرت را پیدا کردند که دسترسی مستقیم به سربازان آمریکایی داشته باشند و انتقام خون خواهران و برادران خود را از آنها بگیرند.بسیار جای تعجب دارد که بوش هنگام حمله به عراق بنابر اطلاعات غلطی که داشت خیال میکرد با استقبال مردم عراق از وی مواجه میشود در حالیکه عکس این مطلب کاملا مشخص بود.به نظر میرسد در حال حاضر نسبت به ایران عراق و به خصوص شیعیان عراق برای ارتش آمریکا دشمن خطرناکتری محسوب میشوند و با توجه به حضور آنها در عراق خود را در معرض حملات عراقیها قرار داده اند.تنها راهکار آمریکا در حال حاضر خروج از عراق میباشد زیرا هرگونه اقدام مقابله ای با مردم عراق نیز با توجه به مسئولیتی که آمریکا از نظر دنیا در تامین امنیت عراق به ظاهر به عهده دارد اقدامات مقابله ای نیز به تضعیف مواضع آمریکا در دنیا منجر خواهد شد.

نوشته شده توسط بهنود در 12:25 |  لینک ثابت   •