تبليغاتX
پایگاه مقاومت بسیج مسجد الرضا ع

87/05/15

چرا ظهور نکرد و چه کنم که ظهورش را نزديک کنم

انکه مي بينيم جور وستم تمام زمين را فرا گرفته و فساد عمومي شده و در روح کوچک وبزرگ رسوخ کرده و... ولي تابحال امام ظهور نکرده دليل داره، که اطلاع از آنها براي شما بسيار مفيد بوده مانع انحراف شما در اين جهان پراز ريا مي گردد.

يکي ازدلايل طولاني شدن غيبت آزمودن مردم جهان است.

امتحان وآزمايش يکي از ترفندها وروشهاي قديمي خداوند از آدم تا خاتم انسانهاي روي زمين است.که به وسيله آن استعدادها و ايمان نهفته آدمي را مي سنجد. بطوري که خود در سوره عنکبوت مي فرمايد:آيا مردم گمان کردند(همين اندازه )که اظهار ايمان نمائيد(کافي است)وما آنها را به حال خود رها مي کنيم و آزمايش نخواهند شد؟! وسپس در آيه بعدي همين سوره مي فرمايد:گمان نکنيد که اين آزمايشها فقط براي شما مسلمانان است! خير.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 23:29 |  لینک ثابت   • 

87/05/15

امام زمان (عج)

مهدي جان
ويرانه نه آنست كه جمشيد بنا كرد ويرانه نه آنست كه فرهاد فرو ريخت
ويرانه دل ماست كه هرجمعه به يادت
صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت . براى تعجيل در فرجش صلوات

سلام عليكم
- گل را اثر روي توگل پوش كند.
-جان راسخن خوب تومد هوش كند.
-آتش كه شراب وصل تو نوش كند.
- ازلطف توسوختن فراموش كند.
- اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

نوشته شده توسط ریحانی در 23:18 |  لینک ثابت   • 

87/04/14

عرفان واخلاق در انديشه هاي شهيد استاد مطهري

چكيده‏
در اين مقاله بر آن شده‏ايم تا «عرفان» را از ديدگاه استاد شهيد مطهري بررسي كرده، به تبيين نگرش‏ها وگرايش‏هاي عرفاني او بپردازيم؛ چه اين‏كه استاد، عرفان را از نوع شناخت شهودي و مبتني بر سير و سلوك عملي‏ دانسته تا انسانِ عارفِ سالك، از مرحله «فهميدن» به منزل «رسيدن و ديدن» تكامل يافته، به مقام توحيد درمراتب گوناگون نائل شود كه عرفان را با توحيد ناب و انسان كامل نسبتي تام و تمام خواهد بود و در اين جهت برخي‏ازاصول عرفاني از وحدت شخصي وجود، سلوك و شهود، رياضت و عشق و محبّت بررسي شده و استاد، مقوله«وحدت وجود» را در مقام تصوّر و تصديق از نوع سهل و ممتنع دانسته، معتقد است: بسيار اندكند كساني كه به‏حقيقت معنا و ماهيت آن‏ مي‏پردازند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 0:35 |  لینک ثابت   • 

87/04/14

حجاب هاي روحي

بعضي از انسان‌ها روحشان در حجاب است، حقايق را نمي‌بينند، مانند حيوانات فقط ظاهر دنيا را مي‌بينند. خداي تعالي در قرآن مي‌فرمايد: يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَاآن‌ها ظاهري از زندگي دنيا را مي‌بينند و بيشتر از آن، چيزي به فهم و قلبشان وارد نشده است و در ادامه همين آيه خداي تعالي در قرآن مي‌فرمايد: وَهُمْ عَنْ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ»:«و آن‌ها از آخرت حقيقتاً غافل هستند، و به تعبير ديگري خداي تعالي مي‌فرمايد: وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ»خداوند پرده‌اي جلوي رويش و پرده‌اي از پشت سرش انداخته البته پرده مَثَلي است براي نديدن كه حقيقت را نبينند». يعني همان بي ميلي و بي محبتي آن‌ها نسبت به پيام الهي و بي اعتنايي به سخن انبيا(عليهم‌السلام)، پرده‌اي است كه به دست خود آن‌ها، جلوي فهم آن‌ها را گرفته است كه: «فهم لايبصرون»؛ «حقيقت را نمي‌بينند و نمي‌فهمند».


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 0:26 |  لینک ثابت   • 

87/04/01

سيره اخلاقي و سياسي امام رضا عليه السلام

در تاريخ تولد حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام بين علماي اماميه اختلاف وجود دارد . ولي آنچه مشهور است ايشان در يازدهم ذيقعده سال 148 هجري درمدينه متولد شدند.



مادر اين بزرگوار نقل کرده است که چون فرزند خود را حامله شدم به هيچ وجه سنگيني حمل در خود احساس نمي کردم ، وچون به خواب مي رفتم صداي تسبيح و تحليل ازشکم خود مي شنيدم وگاهي وحشت زده مي شدم وچون بيدار مي گشتم صدايي نمي شنيدم . موقعي که فرزندم متولد شد دستهاي خود را به زمين گذاشت و سرخود را به آسمان بلند کرد ، لبهاي ايشان حرکت مي کرد وسخني مي گفتند که من نمي فهميدم. درهمان ساعت امام هفتم عليه السلام نزد من آمدند وفرمودند : « اي نجمه گوارا باد تو را کرامت پروردگار.» سپس فرزند خود را درجامعه سفيدي پيچيدم وبه آن حضرت دادم ، ايشان در گوش راستش اذان ، ودرگوش چپش اقامه گفتند، وبعد ازآن آب فرات طلبيدند وبا آن آب کام او را برداشتند ، بعد به دست من دادند وفرمودند :« بگير فرزندت را ، که خليفه خداست درروي زمين وحجت اوست بعد ازمن »1


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 1:44 |  لینک ثابت   • 

87/04/01

امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در خطبه غدير

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم در خطبه ي خود که در غدير آن را ايراد فرمودند از موعود جهان حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف چنين سخن به ميان آوردند:

» اي مردم آگاه باشيد او پشتوانه و حامي دين است.

» اي مردم آگاه باشيد او از ستم کاران انتقام خواهد گرفت.

» اي مردم آگاه باشيد او تمامي دژها را فتح و آن ها را ويران خواهد کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 1:6 |  لینک ثابت   • 

87/03/27

ختم صلوات

هم اكنون با توكل به پروردگار يك ختم صلوات بنيت يكصدو بيست وچهار هزار پيامبريكصدو بيست چهار هزار صلوات را با همكاري شما دوستداران اهل بيت عصمت وطهارت انجام مي دهيم

وبلاگ زیر این ختم صلوات را برگزار کرده است :

انتظار فرج

نوشته شده توسط ریحانی در 23:0 |  لینک ثابت   • 

87/03/27

مرورى كوتاه بر عمليات مرصاد

پايان يك توهم
اشاره: برخلاف آنچه در افكار عمومى، عمليات منافقين و مجموعه تحولات در پى آن به نام عمليات مرصاد ناميده مى شود منافقين عمليات خود را فروغ جاويدان ناميدند و بعدها مجموعه تلاش نيروهاى سپاه، بسيج و هوانيروز براى مقابله با دشمن و آزادسازى شهرهاى اسلام آباد و كرند عمليات مرصاد نام گرفت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 22:50 |  لینک ثابت   • 

87/03/27

خاطره جالب جلال طالباني براي سفير آمريكا در عراق

در حالي كه جمعه گذشته «نوري المالكي»، نخست‌وزير عراق، از به بن‌بست رسيدن مذاكرات دولت‌هاي عراق و آمريكا درباره توافقنامه امنيتي خبر داد، خبرنگار «تابناك» از بغداد، از نارضايتي بيشتر مقامات برجسته عراق نسبت به اين پيمان خبر مي‌دهد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 1:57 |  لینک ثابت   • 

87/03/27

اسلام و سلامت روان

روي(ROYCE) داشتن فلسفه اي براي زيستن را يكي از شروط ضروري براي برخورداري از سلامت رواني آرماني ذكر مي كند و مي گويد: كسي كه به خوبي سازش يافته، واجد فلسفه اي مستحكم در زندگي خود است و مي توان موارد ذيل را به او نسبت داد: الف. بايد در جهاني مملو از حس تعهد و مشاركت اجتماعي فعال زندگي كند.
ب. زندگي پديده اي ارزشمند است كه اين ارزشمندي را مي توان به باور داشتن انسانيت يا اعتقاد به هر مذهبي تعبير كرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 1:47 |  لینک ثابت   • 

87/03/27

پشت درهاي سبز انتظار

الهي منجي انسان كي آيد؟ شراب هستي انسان كي آيد ؟

كه تنها من نيم آدم سرايد قرار و صبروآرامم كي آيد؟


روزها از پي هم مي گذرند، سالها مي گذرند و قلب ها در آتش هجرانت مي سوزند. كبوترها ديگر ناي نغمه خواني ندارند، دلها ديگرهوس غزل گفتن نمي كنند. ديگر دلها قصيده سرايي نمي كنند. اينك تمام شعرها به يك مصرع ختم مي شوند " يا اباصالح بيا" ديگر چشمها اشك نمي بارد! حال ديگر ديده ها خون مي بارند."


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 1:35 |  لینک ثابت   • 

87/03/15

مراسم، نوزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (ره)

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع عظیم و پرشور مردم در حرم مطهر امام خمینی (ره) تأکید کردند: انقلاب اسلامی، به فرموده امام راحل عظیم‌الشأن متعلق به همه قشرها و نسل‌های حال و آینده ایران است و این ملت بزرگ، این امانت سنگین الهی را در پرتو عمل به وصیتنامه راهگشای امام خمینی(ره)، حفظ «شعارها، جهت‌گیری‌ها، ارزش‌ها و مبانی انقلاب» و در سایه پیشرفت و نوآوری و تعالی، حفاظت خواهد کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 15:21 |  لینک ثابت   • 

87/03/15

وصیتنامه سیاسی‌ ـ الهی

بسم‌الله الرحمن‌ الرحیم

قالَ رسولُالله ـ صلَّی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلَّم‌: اِنّی‌ تاركٌ فیكُمُ الثّقلَینِ كتابَ اللهِ و عترتی‌ اهلَ بیتی‌؛ فإِنَّهُما لَنْ یفْتَرِقا حَتّی‌ یرِدَا عَلَی الْحَوضَ.

الحمدُلله و سُبحانَكَ؛ اللّهُمَّ صلِّ علی‌ محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِك‌ و جلالِك‌ و خزائنِ اسرارِ كتابِكَ الذی‌ تجلّی‌ فیه‌ الاَحدیه بِجمیعِ أسمائكَ حتّی‌ المُسْتَأْثَرِ منها الّذی‌ لایعْلَمُهُ غَیرُك‌؛ و اللَّعنُ علی‌ ظالِمیهم‌ اصلِ الشَجَره الخَبیثه.

و بعد، اینجانب‌ مناسب‌ می‌دانم‌ كه‌ شمه‌ای‌ كوتاه‌ و قاصر در باب‌ «ثقلین‌» تذكر دهم‌؛ نه‌ از حیث‌ مقامات‌ غیبی‌ و معنوی‌ و عرفانی‌، كه‌ قلم‌ مثل‌ منی‌ عاجز است‌ از جسارت‌ در مرتبه‌ای‌ كه‌ عرفان‌ آن‌ بر تمام‌ دایرة‌ وجود، از ملك‌ تا ملكوت‌ اعلی‌ و از آنجا تا لاهوت‌ و آنچه‌ در فهم‌ من‌ و تو ناید، سنگین‌ و تحمل‌ آن‌ فوق‌ طاقت‌، اگر نگویم‌ ممتنع‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌، از مهجور بودن‌ از حقایق‌ مقام‌ والای‌ «ثقل‌ اكبر» و «ثقل‌ كبیر» كه‌ از هر چیز اكبر است‌ جز ثقل‌ اكبر كه‌ اكبر مطلق‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ گذشته‌ است‌ بر این‌ دو ثقل‌ از دشمنان‌ خدا و طاغوتیان‌ بازیگر كه‌ شمارش‌ آن‌ برای‌ مثل‌ منی‌ میسر نیست‌ با قصور اطلاع‌ و وقت‌ محدود؛ بلكه‌ مناسب‌ دیدم‌ اشاره‌ای‌ گذرا و بسیار كوتاه‌ از آنچه‌ بر این‌ دو ثقل‌ گذشته‌ است‌ بنمایم‌.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 15:16 |  لینک ثابت   • 

87/03/15

امام خمینى از ولادت تا رحلت

در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین   از توابع استان مركزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها، روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 15:9 |  لینک ثابت   • 

87/03/10

وصيتنامه امام خميني رحمه الله عليه

با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر ميكنم. و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم

نوشته شده توسط ریحانی در 15:34 |  لینک ثابت   • 

87/03/02

گالری عکس خرمشهر

نوشته شده توسط ریحانی در 23:28 |  لینک ثابت   • 

87/03/02

آزادی خرمشهر

 

«خرمشهر» فرهنگنامه مقاومت و ایثار، دلیری و شهامت و عشق و ایمان رزمندگان ۸سال جنگ تحمیلی است. آزادی خرمشهر که اینک 25 ساله شده، نقطه عطفی در تاریخ ایران عزیز است و در حقیقت از معدود نقاطی است که فرد فرد شهروندانی ایرانی با تمام گرایش‌ها و دیدگاه‌‌های گاه متضاد و مختلف را به یک اندازه سرافراز و مغرور می‌سازد
خرمشهر كه پس از 35 روز مقاومت، در تاریخ 4 آبان ماه 1359 اشغال شده بود پس از 575 روز در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد سال 1361 آزاد شد. 19 هزار اسیر عراقی و 16 هزار كشته و مجروح بخش کوچکی از هزینه‌ای است که ارتش عراق برای جاه‌طلبی بزرگ اشغال خرمشهر در جریان عملیات بیت‌المقدس متحمل شد. با این حال دستاورد بزرگ بازپس‌گیری خرمشهر نه 35000 کشته و اسیر عراقی و نه حتی آزادی خونین‌شهر بود. دستاورد بزرگ‌تر عملیات بیت‌المقدس بازگشت روحیه و اعتماد به نفس نیروهای مسلح ایران و تحمیل اضطراب و ترس بر ارتشی بود که ماه‌ها در پس‌لرزه‌های فرار از خرمشهر شب را به صبح می‌رساند. ایران البته در جریان این عملیات 6000 شهید (4460 شهید سپاه و 1086 شهید ارتش) و 24 هزار مجروح داد. با این حال اثبات کرد که از قدرتی بزرگ‌تر از معادلات نظامی و پشتوانه‌ای به مراتب عظیم‌تر از مولفه‌های قدرت استراتژیک در حوزه دفاعی برخوردار است. این دستاورد اصلاً چیز کوچکی نبود
امام خمینی (ره) در سوم خرداد 1361 مصادف با 30 رجب 1402 به مناسبت آزادی خرمشهر پیامی خطاب به ملت ایران صادر کردند. متن کامل این پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
با تشكر از تلگرافاتی كه در فتح خرمشهر به این‌جانب شده است، سپاس بی حد بر خداوند قادر كه كشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداكار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود. اینجانب با یقین به آن‌كه ما النصر الا من عندالله از فرزندان اسلام و قوای سلحشور مسلح، كه دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد و كشور بقیه‌الله الاعظم - ارواحنا لمقدمه الفداء - را از چنگ گرگان آدمخوار كه آلت‌هایی در دست ابرقدرتان خصوصا آمریكای جهانخوارند بیرون آورد و ندای «الله اكبر» را در خرمشهر عزیز طنین‌انداز كرد و پرچم پرافتخار «لا اله الا الله» را بر فراز آن شهر خرم - كه با دست پلید خیانتكاران قرن به خون كشیده شده و «خونین شهر» نام گرفت - [بیافراشت] تشكر می‌كنم. و آنان فوق تشكر امثال من هستند. آنان به یقین مورد تقدیر ناجی بشریت و برپاكننده‌ی عدل الهی در سراسر گیتی _ روحی لتراب مقدمه الفداء _ می‌باشند. آنان به آرم ما رمیت اذ رمیت ولكن الله رمی مفتخرند.
مبارك باد و هزاران بار مبارك باد بر شما عزیزان و نور چشمان اسلام این فتح و نصر عظیم كه با توفیق الهی و ضایعات كم و غنایم بی‌پایان و هزاران اسیر گمراه و مقتولین و آسیب‌دیدگان بدبخت كه با فریب و فشار صدام تكریتی، این ابرجنایتكار دهر، به تباهی كشیده شده‌اند، سرافرازانه برای اسلام و میهن عزیز افتخار ابدی به هدیه آورد. و مبارك باد بر فرماندهان قدرتمند كه فرماندهان چنین فداكارانی هستند كه ستاره‌ درخشنده‌ی پیروزی‌های آنان بر تارك تاریخ تا نفخ صور نورافشانی خواهد كرد. و مبارك باد بر ملت عظیم‌الشأن ایران اینچنین فرزندان سلحشور و جان بركفی كه نام آنان و كشورشان را جاویدان كردند. و مبارك باد بر اسلام بزرگ این متابعانی كه در دو جبهه‌ جنگ با دشمن باطنی و دشمنان ظاهری پیروزمندانه و سرافراز امتحان خویش را دادند و برای اسلام سرافرازی آفریدند.

و هان ای فرزندان قرآن كریم و نیروهای ارتش و سپاهی و بسیج و ژاندارمری و شهربانی و كمیته‌ها و عشایر و نیروهای مردمی داوطلب و ملت عزیز، هوشیار باشید كه پیروزی‌ها هرچند عظیم و حیرت‌انگیز است شما را از یاد خداوند كه نصر و فتح در دست اوست غافل نكند و غرور و فتح شما را به خود جلب نكند؛ كه این آفتی بزرگ و دامی خطرناك است كه با وسوسه‌ شیطان به سراغ آدم می‌آید و برای اولاد آدم تباهی می‌آورد. و من با آنكه به همه‌ شما اطمینان تعهد به اسلام دارم، لكن از تذكر، كه برای مومنان نفع دارد، باید غفلت نكنم؛ چنان‌چه از نصیحت به حكومت‌های همجوار و منطقه دریغ ندارم. و آنان می‌دانند امروز با فتح خرمشهر مظلوم، دولت و ملت پیروزمند ما از موضع قدرت سخن می‌گوید. و من به پیروی از آنان به شما اطمینان می‌دهم كه اگر از اطاعت بی چون و چرای آمریكا و بستگان آن دست بردارید و با ما به حكم اسلام و قرآن كریم رفتار كنید، از ما جز خیر و پشتیبانی نخواهید دید. و شما بدانید آن‌قدر كه ابرقدرت‌ها از صدام، این نوكر چشم و گوش بسته، پشتیبانی كردند از شماها كه قدرت‌های كوچك و حكومت‌های ضعیف هستید پشتیبانی نمی‌كنند. و شما عاقبت این جنایتكار و هم‌قطار جنایتكارش شاه مخلوع را به عیان دیده‌اید. قدرت‌های بزرگ بیش از آن‌چه از شما استفاده نمایند از شما طرفداری نمی‌كنند. و شماها را برای منافع خویش به هلاكت می‌كشند. و من نصیحت برادرانه به شما می‌كنم كه كاری نكنید كه قرآن كریم برای برخورد با شما تكلیف نماید و ما به حكم خدا با شما رفتار كنیم. و یقین بدانید كه امثال حسنی مبارك مصری و حسین اردنی و دیگر هم جنایتكاران آنان برای شما نفعی ندارند و دین و دنیای شما را تباه می‌كنند. و اگر با نشست‌های خود بخواهید طرح كمپ دیوید یا فهد را كه مرده‌اند، زنده كنید؛ كه ما خطر بزرگ برای كشورهای اسلامی خصوصا حرمین شریفین می‌دانیم، اسلام به ما اجازه‌ سكوت نمی‌دهد و این‌جانب در پیشگاه مقدس خداوند تكلیف الهی خود را ادا نمودم. اكنون دست تضرع و دعا به سوی خالق یكتا بلند كرده و به قوای مسلح اسلام و فداكاران قرآن كریم و میهن عزیز ایران دعا می‌كنم، و سلامت و سعادت و پیروزی آنان را خواستار هستم.

سلام و درود بی‌پایان بر فرماندهان متعهد قوای مسلح و بر رزمندگان فداكار و بر ملت دلیر ایران عزیز و سرشار از شادی‌ها. والسلام علی عبادالله الصالحین.
روح‌الله الموسوی الخمینی

 

نوشته شده توسط ریحانی در 23:12 |  لینک ثابت   • 

87/02/29

انگيزه دورى از گناه

لو لم يتوعد الله على معصيته لكان يجب ان لا يعصى شكرا لنعمه

اگر حتى خداوند، بندگانش را،از نافرمانى كردن و گناه ورزيدن نترسانيده بود، باز هم واجب بود كه انسان ، مرتكب هيچ گناهى نشود، تا به اين وسيله ، در برابر نعمتهاى او سپاسگزارى كرده باشد.


شرح:

كسيكه گناه ميكند و فرمان خداوند را به جاى نمى آورد، در حقيقت ، نعمت هايى را كه خداوند به او داده است ، تباه ميكند. زيرا چنين كسى ، براى آن كه بتواند گناهى را مرتكب شود، ناچار بايد تمام نيروهائى را كه در وجودش هست ، به كار ببرد. در حاليكه خداوند، اين نيروها را، براى گناه و نافرمانى كردن به او نداده است.



خداوند، اين نيروها را، براى گناه و نافرمانى كردن به او نداده است .



فرزند عزيز، كسى را در نظر بگير، كه مى خواهد، بر خلاف فرمان خداوند، مرتكب گناه شود، و بطور مثال ، دست به دزدى بزند:

تمام اعضاء بدن آن شخص ، بايد وظايف خود را، با تمام نيرويى كه دارند انجام دهند، تا او توانايى انجام چنين گناهى را داشته باشد.ششهاى او، بايد بطور مرتب هواى تازه را به خود بگيرند، تا او نفس بكشد و زنده بماند، قلبش بايد بطور منظم در حال تپيدن باشد، تا خون به تمام پيكرش برسد و او را زنده نگاه دارد، چشمهايش بايد توانايى ديدن داشته باشند، تا او راه خود را ببيند، پاهايش بايد قادر به حركت و قدم برداشتن باشند، تا او در مسيرى كه با چشمش مى بيند، پيش برود، گوشهايش بايد توانايى شنيدن داشته باشند، تا او صداى نزديك شدن مردم را تشخيص ‍ بدهد و از خطر فرار كند، دستهايش بايد توانايى كار و حركت داشته باشند، تا او درها را باز كند و اشياى را بردارد، مغزش بايد كار خود را انجام دهد،تا ساير اعضاى بدنش از آن فرمان بگيرند، و وظايف خود را اجرا كنند... و اگر يكى از اين اعضاى ، يعنى يكى از اين نعمتهايى كه خداوند بهانسان داده است ، كار خود را به درشتى انجام ندهد، شخص گناهكار، قادر به انجام گناهنخواهد بود.



پس مى بينى كه گناهكار، براى آنكه در برابر خداوند، مرتكب گناه و نافرمانى ، شود، از همان امكانات و نيروهايى استفاده ميكند، كه خداوند، آنها را، براى انجام كارهاى درست و نيك به او داده است . به اين ترتيب ، آيا شخص گناهكار، با انجام هر كدام از گناهان خود، و نعمتها و نيروهايى را كه خداوند دارد، تباه و حرام نمى كند؟

البته خداوند، به بندگان خود هشدار داده ، و آنها را از گناه و نافرمانى ، بيمناك كرده است . ولى اگر خداوند چنين بيم و هشدارى هم نداده بود، و اگر انسان آسوده خاطر بود كه به خاطر گناهانش كيفر و مجازات نخواهد ديد، باز هم حق نداشت نعمتهاى خداوند را تباه كند. يعنى در برابر نعمتهاى ديدن ، شنيدن ، بوئيدن ، حركت ، تپيدن قلب ، تنفس ششها، انديشيدن ، توانايى انجام كارهاى گوناگون داشتن ، و هزاران نعمت ديگر، انسان بايد قدرشناس باشد، و به - شكرانه اين نعمتهاى بزرگ و با ارزش ، هرگز مرتكب گناه و نافرمانى خداوند نشود.

حكمت / 290
نوشته شده توسط ریحانی در 15:20 |  لینک ثابت   • 

87/02/29

حجاب هاي روحي

بعضي از انسان‌ها روحشان در حجاب است، حقايق را نمي‌بينند، مانند حيوانات فقط ظاهر دنيا را مي‌بينند. خداي تعالي در قرآن مي‌فرمايد: يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَاآن‌ها ظاهري از زندگي دنيا را مي‌بينند و بيشتر از آن، چيزي به فهم و قلبشان وارد نشده است و در ادامه همين آيه خداي تعالي در قرآن مي‌فرمايد: وَهُمْ عَنْ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ»:«و آن‌ها از آخرت حقيقتاً غافل هستند، و به تعبير ديگري خداي تعالي مي‌فرمايد: وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ»خداوند پرده‌اي جلوي رويش و پرده‌اي از پشت سرش انداخته البته پرده مَثَلي است براي نديدن كه حقيقت را نبينند». يعني همان بي ميلي و بي محبتي آن‌ها نسبت به پيام الهي و بي اعتنايي به سخن انبيا(عليهم‌السلام)، پرده‌اي است كه به دست خود آن‌ها، جلوي فهم آن‌ها را گرفته است كه: «فهم لايبصرون»؛ «حقيقت را نمي‌بينند و نمي‌فهمند».

اولين چيزي كه براي روندگان راه حقيقت و در مسير حركت به سوي خدا پيش مي‌آيد، اين است كه در اثر ايمان به پروردگار و كنار گذاشتن چيزي كه دلخواه انسان است و خدا آن را نمي‌خواهد، فهم قلبي انسان، به همان مقداري كه انسان از خواسته‌هاي دل گذشت مي‌كند، به حقايق باز مي‌شود و حقايق را به تدريج مي‌فهمد. به يك معناي دقيق‌تر، مي‌گويند حقايق برايش كشف مي‌شود؛ يعني آن بينايي و بصيرتي كه قبل از ترك گناهان نداشت، پس از آن‌كه در اثر ايمان به پروردگار، خواسته‌هاي نفساني را ترك كرد، يك فهم ديگري پيدا مي‌كند و به تدريج حقايق برايش روشن مي‌شود.

كسي كه از عمق قلبش خدا را شناخته، به سوي خدا حركت مي‌كند، و با تمام وجود به سوي خدا بر مي‌گردد و وقتي چنين شد اين حالت را پيدا مي‌كند؛ چون نمي‌شود انسان قلبش متوجه خدا بشود، اما به سوي او حركت نكند و اعمال و رفتارش خدايي و خداپسندانه نشود، و آن‌گاه حقايق معنوي به قلبش باز نشود و هر روز حقايق جديدي از آيات قرآن نفهمد؛ مثل راننده‌اي كه در جاده حركت مي‌كند، هرچه جلوتر مي‌رود مناظر جديدتري مي‌بيند، لذا سالك الي الله هرچه بيشتر به سوي خدا مي‌رود حقايق بيشتري برايش كشف مي‌شود و پرده‌هاي بيشتري از جلوي چشمش كنار مي‌رود.

البته من نمي‌خواهم كلمه "مكاشفه" را زياد به كار ببرم، زيرا از اين كلمه افراد نا اهل سوء استفاده مي‌كنند. اما مطلبي كه توضيح دادم همان مكاشفه است و اين توضيحات را دادم تا فكر نكنيد هر كس بين خواب و بيداري صحنه‌اي و مطلبي را ديد، اين مكاشفه است و كسي كه آن را ديده اهل معنويت است؛ نه! مكاشفه حقيقي آن است كه انسان در اثر ايمان به پروردگار و عمل صالح، به خدا نزديك مي‌شود و خداوند متعال هم حقايقي را به او، چه در خواب و چه در بيداري، و چه در بين خواب و بيداري، مي‌فهماند و اين فهماندن طوري است كه انسان تقوايش بيشتر مي‌شود و از غفلت دور مي‌شود.

مكاشفه اميرالمؤمنين علي(عليه‌السلام)

يك نمونه از اين مكاشفه، در حد اعلاي آن، از اميرالمؤمنين، علي(عليه‌السلام) نقل شده است البته براي تعليم به ما، نه در حد و مقام آن حضرت كه مي‌فرمايد: من يك شب در يكي از باغ‌هاي فدك بيل دستم بود، مي‌خواستم زمين را بيل بزنم، يك وقت ديدم يك خانم بسيار زيبا، كه من فكر كردم او "بنت عامر"، زيباترين زن قريش است، به من پيشنهاد كرد بيا با من ازدواج كن، تا تمام گنج‌هاي زمين را در اختيارت بگذارم، كه ديگر بيل نزني. گفتم: تو كي هستي.

گفت: من دنيا هستم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 15:11 |  لینک ثابت   • 

87/02/28

28 اردیبهشت در دفاع مقدس

28 اردیبهشت ماه سالروز سقوط منطقه مهران توسط رژيم بعث عراق در جريان جنگ تحميلي (1324ش)
Imageپس از عمليات والفجر8 و9 و انهدام وسيع ارتش عراق، نيروهاي حزب بعث عراق آتش سنگيني را براي تصرف شهر فكه تدارك ديدند كه با عكس‌العمل شايسته نيروهاي هوايي و يگان‌هاي زميني ارتش اسلام دفع شد. در حالي كه نبرد فكه به شدت ادامه داشت، در تاريخ28 ارديبهشت1365، ارتش عراق تهاجمي بسـيار سنگين را به شهـر مهـران آغاز كـرد و با شكستن خطـوط دفاعي ايران، در نهايت اين شهر را با200 كيلومتر مربع از اراضي اطراف آن، به تصرف خود درآورد. در بحبوحه نبرد مهران وفكه، جبهه جديدي در منطقه حاج عمران توسط دشمن گشوده شد و دشمن تلاش كرد تا پيروزي مهران را تكرار كند كه اين حمله با مقاومت بي‌نظير رزمندگان اسلام مواجه شده و دشمن، شكست خورد.
نوشته شده توسط ریحانی در 22:24 |  لینک ثابت   • 

87/02/27

27 اردیبهشت در دفاع مقدس

27 اردیبهشت ماه سالروز آغاز عمليات‌ بيت‌المقدس‌6در سال 1367
Imageعمليات‌ بيت‌المقدس‌6 آخرين‌ نفوذ به‌ جبهه‌ دشمن‌
هنگامي‌ كه‌ شهر «فاو» سقوط‌ كرد، وضعيت‌ موشك‌ باران‌ تهران‌ و شهرهاي‌ ايران‌ از سوي‌ دشمن‌ فروكش‌ كرده‌ بود.
پس‌ از گذشت‌ يك‌ ماه‌ از اين‌ بحران، عمليات‌ «بيت‌المقدس‌6 » در محورهاي‌ كوهستاني‌ و برف‌پوش‌ شمال‌ شهر «ماووت» كردستان‌ عراق‌ و مشخصاً‌ بلندي‌هاي‌   «شيخ‌ محمد»، «آسوس» و «استروك» صورت‌ گرفت‌ كه‌ به‌ آزادي‌ اين‌ بلندي‌هاي‌   مشرف‌ بر سد‌ و شهر «دوكان» عراق‌ و در منطقه‌اي‌ به‌ گستردگي‌65  كيلومترمربع‌ انجاميد. 
 
27 اردیبهشت ماه در دفاع مقدس
Imageپايان استراتژي دفاع متحرك عراق در جريان جنگ تحميلي (1365ش)پس از شكست‌هاي پي‌در‌پي نيروهاي عراق از رزمندگان اسلام در جريان جنگ تحميلي و از دست دادن مناطق استراتژيك جنگ، عراقي‌ها تصميم گرفتند كه استراتژي موسوم به دفاع متحرك را در پيش گيرند.
حمله هواپيماهاي عراق به ناو آمريكايي استارك (1366ش)
در جريان جنگ تحميلي عراق عليه ايران، هواپيماهاي جنگنده عراقي به ناو آمريكايي استارك در خليج‌فارس حمله كرده و 37 نظامي آمريكا را كشتند و تعدادي را مجروح نمودند.
نوشته شده توسط ریحانی در 22:15 |  لینک ثابت   • 

87/02/26

آيا معراج با علوم روز سازگار است؟

‏در گذشته بعضى از فلاسفه كه معتقد به افلاك نه گانه بطلميوسى پوست پيازى بودند مانع مهم معراج را از نظر علمى وجود همين افلاك و لزوم خرق و التيام (1) در آنها مى پنداشتند.
ولى با فرو ريختن پايه هاى هيئت بطلميوسى مسأله خرق و التيام بدست فراموشى سپرده شد، اما با پيشرفتى كه در هيئت جديد به وجود آمد مسائل تازه اى در زمينه معراج مطرح شده و سؤالاتى از اين قبيل:
1 براى اقدام به يك سفر فضائى نخستين مانع نيروى جاذبه است كه بايد با وسائل فوق العاده بر آن پيروز شد، زيرا براى فرار از «حوزه جاذبه زمين» سرعتى لااقل معادل چهل هزار كيلومتر در ساعت لازم است!.
2 مانع ديگر، فقدان هوا در فضاى بيرون جو زمين است كه بدون آن انسان نمى تواند زندگى كند.
3 مانع سوم گرماى سوزان آفتاب و سرماى كشنده اى است كه در قسمتى كه آفتاب مستقيماً مى تابد و قسمتى كه نمى تابد وجود دارد.
4 مانع چهارم اشعّه هاى خطرناكى است كه در ماوراء جوّ وجود دارد، مانند اشعه كيهانى و اشعّه ماوراء بنفش و اشعه ايكس، اين پرتوها هرگاه به مقدار كم به بدن انسان بتابد زيانى بر ارگانيسم بدن او ندارد، ولى در بيرون جوّ زمين اين پرتوها فوق العاده زياد است و كشنده و مرگبار، اما براى ما ساكنان زمين وجود قشر هواى جوّ مانع از تابش آنها است.
5 مشكل بى وزنى است، گرچه انسان تدريجاً مى تواند به بى وزنى عادت كند ولى براى ما ساكنان روى زمين اگر بى مقدمه به بيرون جو منتقل شويم و حالت بى وزنى دست دهد، تحمل آن بسيار مشكل يا غير ممكن است.
6 و سرانجام مشكل زمان ششمين مشكل و از مهمترين موانع است، چرا كه علوم روز مى گويد سرعتى بالاتر از سرعت سير نور نيست و اگر كسى بخواهد در سراسر آسمانها سير كند بايد سرعتى بيش از سرعت سير نور داشته باشد.
در برابر اين سؤالات توجه به چند نكته لازم است:
1 ما مى دانيم كه با آنهمه مشكلاتى كه در سفر فضائى است بالاخره انسان توانسته است با نيروى علم بر آن پيروز گردد، و غير از مشكل زمان همه مشكلات حل شده و مشكل زمان هم مربوط به سفر به مناطق دور دست است.
2 بدون شك مسأله معراج، جنبه عادى نداشته بلكه با استفاده از نيرو و قدرت بى پايان خداوند صورت گرفته است، و همه معجزات انبياء همين گونه است، به عبارت روشنتر معجزه بايد عقلا محال نباشد، و همين اندازه كه عقلا امكان پذير بود بقيه با استمداد از قدرت خداوند حل شدنى است.
هنگامى كه بشر با پيشرفت علم توانائى پيدا كند كه وسائلى بسازد سريع، آنچنان سريع كه از حوزه جاذبه زمين بيرون رود، سفينه هائى بسازد كه مسأله اشعه هاى مرگبار بيرون جوّ را حل كند، لباسهائى بپوشد كه او را در برابر سرما و گرماى فوق العاده حفظ نمايد، با تمرين به بى وزنى عادت نمايد، خلاصه جائى كه انسان بتواند با استفاده از نيروى محدودش، اين راه را طى كند آيا استمداد از نيروى نامحدود الهى حل شدنى نيست؟!
ما يقين داريم كه خدا، مركب سريع السيرى كه متناسب اين سفر فضائى بوده باشد در اختيار پيامبرش گذارده است، و او را از نظر خطراتى كه در اين سفر وجود داشته زير پوشش حمايت خود گرفته، اين مركب چگونه بوده و چه نام داشته؟ براق؟ رفرف؟ يا مركب ديگر؟ در هرحال مركب مرموز و ناشناخته اى است از نظر ما؟.
از همه اينها گذشته فرضيه حداكثر سرعت كه در بالا گفته شد، امروز در ميان دانشمندان متزلزل شده، هر چند «اينشتاين» در فرضيه معروف خودش به آن سخت معتقد بوده است.
دانشمندان امروز مى گويند امواج جاذبه بدون نياز به زمان، در آن واحد از يكسوى جهان به سوى ديگر منتقل مى شوند و اثر مى گذارند، و حتى اين احتمال وجود دارد كه در حركات مربوط به گستردگى جهان (مى دانيم جهان در حال توسعه است و ستاره ها و منظومه ها به سرعت از هم دور مى شوند) منظومه هائى وجود دارند كه با سرعتى بيش از سرعت سير نور از مركز جهان دور مى شوند (دقت كنيد).
كوتاه سخن اينكه مشكلاتى كه گفته شد هيچكدام به صورت يك مانع عقلى در اين راه نيست، مانعى كه معراج را به صورت يك محال عقلى درآورد، بلكه مشكلاتى است كه با استفاده از وسائل و نيروى لازم، قابل حل است.
به هرحال مسأله معراج نه از نظر استدلالات عقلى غير ممكن است و نه از نظر موازين علم روز، و خارق العاده بودن آن را نيز همه قبول دارند بنابراين هرگاه با دليل قاطع نقلى ثابت شود بايد آن را پذيرفت(2)
پي‌نوشت ها:
1 «خرق» به معنى شكافتن و «التيام» به معنى به هم آمدن است. بعضى از فلاسفه قديم معتقد بودند كه اين امر در افلاك امكان پذير نيست.
2 براى توضيح بيشتر به كتاب «همه مى خواهند بدانند» كه در زمينه معراج و شق القمر و عبادت در قطبين بحث كرده ايم مراجعه فرمائيد.
منبع:
جمعي از نويسندگان، زير نظر ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه 12/17
نوشته شده توسط ریحانی در 12:21 |  لینک ثابت   • 

87/02/09

هشتم اردیبهشت چه شیر دلها که رفتند !!!

هشتم اردیبهشت ماه سالروز شهادت سردار سرلشكرحسن شفيع زاده فرمانده توپخانه نيروي زميني سپاه درسال 1366

تولد و كودكي
در مرداد سال 1336 ه.ش در يك خانواده مذهبي در شهرستان تبريز متولد گرديد و تحت تربيت پدر و مادري مؤمن، متدين و مقلد امام پرورش يافت. از همان كودكي در مجالس ديني از جمله برنامه هاي سوگواري امام حسين(ع) حضور داشت و عشق خدمتگزاري به آستان شهيد پرور حضرت اباعبدالله(ع) در عمق وجودش ريشه دوانيد. سادگي، بي آلايشي و گذشت او در سنين كودكي زبانزد همه بود. حق را مي گفت ولو به ضررش تمام شود. در محله شاخص و محور همسالان خود بود. به مسجد كه مي رفت چون بزرگترها عمل مي نمود و از جمله كساني بود كه در پذيرايي عزاداران حسيني نقش فعالي داشت.

 
هشتم اردیبهشت ماه سالروز شهادت سروان خلبان علی اکبر شیرودی در سال 1360
Imageفرمانده هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی در استان ایلام
شیرودی تمام ساعات خود را وقف کردستان می کند ،لحظه ای آرام نمی گیرد تا کردستان را پاکسازی نماید ،دوشا دوش دکتر مصطفی چمران ،شهر به شهر کردستان را زیر پا می گذارد و کردستان چنان با وجود شیرودی مالوف می شود که اورا ملقب به عنوان « نقشه کامل کردستان » می نمایند .همان گونه که پیش از این خوانده اید ،دشمن از هر سلاحی برای به زانو در آوردن شکار چی یکه تاز ارتش حزب الله استفاده می کند اما نه تطمیع ،نه نهدید و نه ترور ،هیچکدام نمی تواند خللی در عزم راسخ «حر» کربلای ایران به وجود بیاورد.

نوشته شده توسط ریحانی در 22:44 |  لینک ثابت   • 

87/01/31

اول اردیبهشت ماه سالروز آغاز موشك باران شهر دزفول توسط رژيم عراق در سال 1362

Imageپس از آغاز عمليات والفجر1 و پيروزي رزمندگان اسلام در اين عمليات، رژيم حاكم بر عراق، شهر قهرمان‌پرور دزفول را هدف موشك‌هاي خود قرار داد و ضمن ويران ساختن واحدهاي مسكوني متعدد، ده‌ها نفر از مردم بي‌گناه اين شهر را به خاك و خون كشـيد. يك مـاه بعـد، هيـئت اعـزامـي سازمان ملل به دعوت جمهوري اسلامي ايران از مناطق بمباران شده بازديد نمود و گزارشي از اين بازديد و نتايج حاصله از آن را منتشر نساخت. شهر دزفول در طول ساليان جنگ از جانب رژيم بعث قرار گرفت و ويراني‌هاي بي‌شماري در آن به بار آمد.
نوشته شده توسط ریحانی در 22:19 |  لینک ثابت   • 

87/01/31

فرق بين بهشت و جهنم !

فردي از خدا درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد و خدا پذيرفت

او را وارد اتاقي نمود که جمعي از مردم در اطراف يک ديگ بزرگ نشسته بودند

همه گرسنه نا اميد و در عذاب بودند هر کدام قاشقي داشتند که به ديگ ميرسيد ولي دسته قاشقها بلند تر ار بازوي آنها بود به طوري که نميتوانستند قاشق را به دهانشان برسانند!

عذاب آنها وحشتناک بود!

انگاه خداوند گفت:اکنون بهشت را به تو نشان خواهم داد آنها به اتاق ديگري که درست مانند اولي بود وارد شدند ديگ غذا"جمعي از مردم"همان قاشقهاي دسته بلند"ولي در آنجا همه شاد و سير بودند!

آن مرد گفت نمي فهمم چرا مردم در اينجا شادند در حالي که در اتاق ديگر بدبخت هستند با آنکه همه چيزشان يکي است؟

خداوند تبسمي کرد و گفت:خيلي ساده است در اينجا آنها ياد گرفته اند که يکديگر را تغذيه کنندهر کس با قاشق غذا در دهان ديگري ميگذارد چون ايمان دارد که کسي هست در دهانش غذايي بگذارد

محبت از درخت آموز که حتي سايه از هيزم شکن هم بر نمي دارد.
نوشته شده توسط ریحانی در 22:11 |  لینک ثابت   • 

87/01/23

فرازي از نيايش دکتر علي شريعتي

خدايا, مرا ياري ده تا جامعه ام را بر سه پاييه کتاب, ترازو و اهن استوار کنم و دلم را از سر چشمه حقيقت , زيبايي و خير سيراب کن.

خدايا, جامعه ام را از بيماري تصوف و معنويت زدگي شفا بخش, تا به زندگي و واقعيت باز گردد و مرا از ابتزال زندگي و بيماري واقعيت زدگي نجات بخش, تا به ازادي عرفاني و کمال معنوي برسم.

خدايا, اين ايه راکه بر زبان داستايوسکي رانده اي , بر دلهاي روشنفکران فرودار که : (( اگر خدا نباشد , همه چيز مجاز است.)) جهان فاقد معني
و زندگي فاقد هدف و انسان پوچ است و انسان فاقد معني, فاقد مسئوليت نيز هست.

خدايا , در برابر هر چه ماندن را به تباهي ميکشاند , مرا با نداشتن و نخواستن رو يين تن کن.

خدايا , در تمامي عمرم , به ابتذال لحظه اي گرفتارم مکن که به موجوداتي بر خورم که در تمامي عمر , لحظه اي را در ترجيح عظمت , عسيان و رنج,
بر خوشبختي , ارامش و لذت اندکي ترديد کرده اند!

خدايا, به هر که دوست ميداري بياموز که : عشق از زندگي کردن بهتر است و به هرکه , دوست تر ميداري, بچشان که: دوست داشتن از عشق برتر .

خدايا , به من توفيق تلاش در شکست , صبر در نوميدي , رفتن بي همراه , جهاد بي سلاح , کار بي پاداش, فداکاري در سکوت , دين بي دنيا, مذهب بي عوام , عظمت بي نام , خدمت بي نان , ايمان بي ريا , خوبي بي نمود , گستاخي بي خامي , مناعت بي غرور , عشق بي هوس , تنهايي در انبوه جمعيت , دوست داشتن بي انکه دوست بدارند , روزي کن.

خدايا , مرا همواره هشيار و اگاه دار , تا پيش از شناختن درست و کامل کسي يا فکري , مثبت يا منفي قضاوت نکنم .

خدايا , شهرت, مني را که مي خواهم باشم , قرباني مني که مي خواهند باشم, نکند.

خدايا , خود خواهي مرا چنان در من بکش , يا چنان برکش تا خودخواهي ديگران را احساس نکنم , و از ان در رنج نباشم.

خدايا , اتش مقدس شک را انچنان در من بيفروز تا همه يقين هايي را که در من نقش کرده اند , بسوزد و و انگاه از پس توده اين خاکستر
لبخند مهروار بر لبهاي صبح يقيني, شسته از هر غبار طلوع کند.
نوشته شده توسط ریحانی در 22:46 |  لینک ثابت   • 

87/01/23

اصول سياست و آئين کشورداري در کلام اميرالمومنين(قسمت دوم)


نامه حضرت علي عليه السلام به مالک اشتر، هنگامي که او را به فرماندهي مصر برگزيد، آن هنگام که اوضاع محمدبن ابي بکر متزلزل شد. اين نامه از طولاني‎ترين نامه‎هاست که زيبايي‎هاي تمام نامه‎ها را دارد.

بنام خداوند بخشنده و مهربان،

اين فرمان بنده خدا علي اميرمومنان، به مالک اشتر پسر حارث است، در عهدي که با او دارد، هنگامي که او را به فرمانداري مصر برمي‎گزيند تا خراج آن ديار را جمع آورد، و با دشمنانش نبرد کند، کار مردم را اصلاح و شهرهاي مصر را آباد سازد.


ضرورت خودسازي
او را به ترس از خدا فرمان مي‎دهد، و اين که اطاعت خدا را بر ديگر کارها مقدم دارد و آن چه در کتاب خدا آمده؛ از واجبات و سنت‎ها را پيروي کند، دستوراتي که جز با پيروي آن رستگار نخواهد شد، و جز با نشناختن و ضايع کردن آن جنايتکار نخواهد گرديد.

به او فرمان مي‎دهد که خدا را با دل و دست و زبان ياري کند، زيرا خداوند پيروزي کسي را تضمين کند که او را ياري دهد و بزرگ دارد آن کس را که او را بزرگ شمارد و به او فرمان مي‎دهد تا نفس خود را از پيروي آرزوها بازدارد، و به هنگام سرکشي رامش نمايد، که:

«همانا نفس همواره به بدي وامي‎دارد جز آن که خدا رحمت آورد.» (1)

پس اي مالک بدان! من تو را به سوي شهرهايي فرستادم که پيش از تو دولت‎هاي عادل يا ستمگري بر آن حکم راندند و مردم به کارهاي تو چنان مي‎نگرند که تو در کارهاي حاکمان پيش از خود مي‎نگري، و درباره تو آن مي‎گويند که تو نسبت به زمامداران گذشته مي‎گويي، و همانا نيکوکاران را به نام نيکي توان شناخت که خدا از آنان بر زبان بندگانش جاري ساخت. پس نيکوترين اندوخته تو بايد اعمال صالح و درست باشد، هواي نفس را در اختيار گير و از آن چه حلال نيست خويشتن داري کن، زيرا بخل ورزيدن به نفس خويش، آن است که در آن چه دوست دارد، يا براي او ناخوشايند است، راه انصاف پيمايي.


اخلاق رهبري(روش برخورد با مردم)
مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حيوان شکاري باشي که خوردن آنان را غنيمت داني، زيرا مردم دو دسته‎اند، دسته‎اي برادر ديني تو، و دسته ديگر همانند تو در آفرينش مي‎باشند، اگر گناهي از آنان سر مي‎زند، يا علت‎هايي بر آنان عارض مي‎شود، يا خواسته و ناخواسته، اشتباهي مرتکب مي‎گردند، آنان را ببخشاي و بر آنان آسان گير، آنگونه که دوست داري خدا تو را ببخشايد و بر تو آسان گيرد. همانا تو از آنان برتر و امام تو از تو برتر و خدا بر آن کس که تو را فرمانداري مصر داد والاتر است، که انجام امور مردم مصر را به تو واگذارده و آنان را وسيله آزمودن تو قرار داده است، هرگز با خدا مَستيز که تو را از کيفر او نجاتي نيست و از بخشش و رحمت او بي نياز نخواهي بود، بر بخشش ديگران پشيمان مباش، و از کيفر کردن شادي مکن، و از خشمي که تواني از آن رها گردي شتاب نداشته باشد، به مردم نگو، به من فرمان دادند و من نيز فرمان مي‎دهم، بايد اطاعت شود، که اين گونه خود بزرگ‎بيني دل را فاسد، و دين را پژمرده و موجب زوال نعمت‎هاست و اگر با مقام و قدرتي که داري، دچار تکبر يا خود بزرگ‎بيني شدي به بزرگي حکومت پروردگار که برتر از تو است بنگر، که تو را از آن سرکشي نجات مي‎دهد و تندروي تو را فرو مي‎نشاند، و عقل و انديشه‎ات را به جايگاه اصلي بازمي‎گرداند.



پرهيز از غرور و خودپسندي
بپرهيز که در بزرگي خود را همانند خداوند پنداري و در شکوه خداوندي همانند او داني، زيرا خداوند هر سرکشي را خوار مي‎سازد و هر خودپسندي را بي ارزش مي‎کند. با خدا و با مردم، و با خويشاوندان نزديک و با افرادي از رعيت خود که آنان را دوست داري، انصاف را رعايت کن که اگر چنين نکني ستم روا داشتي و کسي که به بندگان خدا ستم روا دارد خدا به جاي بندگانش دشمن او خواهد بود و آن را که خدا دشمن شود، دليل او را نپذيرد، که با خدا سر جنگ دارد، تا آنگاه که باز گردد، يا توبه کند.

و چيزي چون ستمکاري نعمت خدا را دگرگون نمي‎کند، و کيفر او را نزديک نمي‎سازد، که خدا دعاي ستمديدگان را مي‎شنود و در کمين ستمکاران است.


مردم گرايي، حق گرايي
دوست داشتني‎ترين چيزها در نزد تو، در حق، ميانه‎ترين؛ و در عدل، فراگيرترين، و در جلب خشنودي مردم گسترده‎ترين باشد، که همانا خشم عمومي مردم، خشنودي خواص را از بين مي‎برد، اما خشم خواص را خشنودي همگان بي اثر مي‎کند. خواص جامعه همواره بار سنگيني را بر حکومت تحميل مي‎کنند زيرا در روزگار سختي ياريشان کمتر و در اجراي عدالت از همه ناراضي‎تر و در خواسته‎هايشان پافشارتر، و در عطا و بخشش‎ها کم سپاس‎تر، و به هنگام منع خواسته‎ها دير عذرپذيرتر، و در برابر مشکلات کم استقامت‎تر مي‎باشند. در صورتي که ستون‎هاي استوار دين، و اجتماعات پرشور مسلمين، و نيروهاي ذخيره دفاعي، عموم مردم مي‎باشند، پس به آنها گرايش داشته و اشتياق تو با آنان باشد.


ضرورت رازداري
از رعيت، آنان که عيب‎جوترند از خود دور کن، زيرا مردم عيوبي دارند که والي در پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است. پس مبادا آن چه بر تو پنهان است آشکار گرداني، و آن چه که هويداست بپوشاني، که داوري در آن چه از تو پنهان است با خداي جهان مي‎باشد، پس چندان که مي‎تواني زشتي‎ها را بپوشان، تا آن را که دوست داري بر رعيت پوشيده ماند خدا بر تو بپوشاند، گره هر کينه‎اي را در مردم بگشاي، و رشته هر نوع دشمني را قطع کن و از آن چه که در نظر روشن نيست کناره گير، در تصديق سخن‎چين شتاب مکن، زيرا سخن چين گرچه در لباس اندرز دهنده ظاهر مي‎شود اما خيانتکار است.



جايگاه صحيح مشورت
بخيل را در مشورت کردن، دخالت نده، که تو را از نيکوکاري باز مي‎دارد، و از تنگدستي مي‎ترساند. ترسو را در مشورت کردن دخالت نده، که در انجام کارها روحيه تو را سست مي‎کند. حريص را در مشورت کردن دخالت نده، که حرص را با ستمکاري در نظرت زينت مي‎دهد. همانا بخل و ترس و حرص، غرائز گوناگوني هستند که ريشه آنها بدگماني به خداي بزرگ است بدترين وزيران تو، کسي است که پيش از تو وزير بدکاران بوده، و در گناهان آنان شرکت داشت، پس مبادا چنين افرادي محرم راز تو باشند، زيرا که آنان ياوران گناهکاران و ياري دهندگان ستمکارانند، تو بايد جانشيناني بهتر از آنان داشته باشي که قدرت فکري امثال آنها را داشته اما گناهان و کردار زشت آنها را نداشته باشند کساني که ستمکاري را بر ستمي ياري نکرده، و گناهکاري را سبک‎تر، و ياريشان بهتر و مهربانيشان بيشتر، و دوستي آنان جز با تو کمتر است، آنان را از خواص، و دوستان نزديک، و رازداران خود قرار ده، سپس از ميان آنان افرادي را که در حق‎گويي از همه صريح‎ترند و در آن چه را که خدا براي دوستانش نمي‎پسندد، تو را مددکار نباشند، انتخاب کن، چه خوشايند تو باشد يا ناخوشايند.


اصول روابط اجتماعي رهبران
تا مي‎تواني به پرهيزکاران و راستگويان بپيوند و آنان را چنان پرورش ده که تو را فراوان نستايند و تو را براي اعمال زشتي که انجام نداده‎اي تشويق نکنند، که ستايش بي اندازه، خودپسندي مي‎آورد، و انسان را به سرکشي وا مي‎دارد.

هرگز نيکوکار و بدکار در نظرت يکسان نباشند، زيرا نيکوکاران در نيکوکاري بي رغبت، و بدکاران در بدکاري تشويق مي‎گردند، پس هر کدام از آنان را بر اساس کردارشان پاداش ده.


بدان اي مالک! هيچ وسيله‎اي براي جلب اعتماد والي به رعيت بهتر از نيکوکاري به مردم، و تخفيف ماليات، و عدم اجبار مردم به کاري که دوست ندارند، نمي‎باشد، پس در اين راه آنقدر بکوش تا به وفاداري رعيت، خوش‎بين شوي، که اين خوش‎بيني بار سنگين رنج آور مشکلات را از تو برمي‎دارد. پس به آنان که بيشتر احسان کردي بيشتر خوش‎بين باش و به آنان که بدرفتاري نمودي بدگمان‎تر باشد و آداب پسنديده‎اي را که بزرگان اين امت به آن عمل کردند و ملت اسلام با آن پيوند خورده و رعيت با آن اصلاح شدند، بر هم مزن، و آدابي که به سنت‎هاي خوب گذشته زيان وارد مي‎کند، پديد نياور، که پاداش براي آوردنده سنت، و کيفر آن براي تو باشد که آنها را در هم شکستي.
با دانشمندان، فراوان گفتگو کن، و با حکيمان فراوان بحث کن، که مايه آباداني و اصلاح شهرها، و برقراري نظم و قانوني است که در گذشته نيز وجود داشت.

ادامه دارد.
نوشته شده توسط ریحانی در 22:33 |  لینک ثابت   • 

87/01/21

اصول سياست و آئين کشورداري در کلام اميرالمومنين(قسمت اول)

نامه حضرت علي عليه السلام به مالک اشتر، هنگامي که او را به فرماندهي مصر برگزيد، آن هنگام که اوضاع محمدبن ابي بکر متزلزل شد. اين نامه از طولاني‎ترين نامه‎هاست که زيبايي‎هاي تمام نامه‎ها را دارد.

بنام خداوند بخشنده و مهربان،

اين فرمان بنده خدا علي اميرمومنان، به مالک اشتر پسر حارث است، در عهدي که با او دارد، هنگامي که او را به فرمانداري مصر برمي‎گزيند تا خراج آن ديار را جمع آورد، و با دشمنانش نبرد کند، کار مردم را اصلاح و شهرهاي مصر را آباد سازد.


ضرورت خودسازي
او را به ترس از خدا فرمان مي‎دهد، و اين که اطاعت خدا را بر ديگر کارها مقدم دارد و آن چه در کتاب خدا آمده؛ از واجبات و سنت‎ها را پيروي کند، دستوراتي که جز با پيروي آن رستگار نخواهد شد، و جز با نشناختن و ضايع کردن آن جنايتکار نخواهد گرديد.

به او فرمان مي‎دهد که خدا را با دل و دست و زبان ياري کند، زيرا خداوند پيروزي کسي را تضمين کند که او را ياري دهد و بزرگ دارد آن کس را که او را بزرگ شمارد و به او فرمان مي‎دهد تا نفس خود را از پيروي آرزوها بازدارد، و به هنگام سرکشي رامش نمايد، که:

«همانا نفس همواره به بدي وامي‎دارد جز آن که خدا رحمت آورد.» (1)

پس اي مالک بدان! من تو را به سوي شهرهايي فرستادم که پيش از تو دولت‎هاي عادل يا ستمگري بر آن حکم راندند و مردم به کارهاي تو چنان مي‎نگرند که تو در کارهاي حاکمان پيش از خود مي‎نگري، و درباره تو آن مي‎گويند که تو نسبت به زمامداران گذشته مي‎گويي، و همانا نيکوکاران را به نام نيکي توان شناخت که خدا از آنان بر زبان بندگانش جاري ساخت. پس نيکوترين اندوخته تو بايد اعمال صالح و درست باشد، هواي نفس را در اختيار گير و از آن چه حلال نيست خويشتن داري کن، زيرا بخل ورزيدن به نفس خويش، آن است که در آن چه دوست دارد، يا براي او ناخوشايند است، راه انصاف پيمايي.


اخلاق رهبري(روش برخورد با مردم)
مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حيوان شکاري باشي که خوردن آنان را غنيمت داني، زيرا مردم دو دسته‎اند، دسته‎اي برادر ديني تو، و دسته ديگر همانند تو در آفرينش مي‎باشند، اگر گناهي از آنان سر مي‎زند، يا علت‎هايي بر آنان عارض مي‎شود، يا خواسته و ناخواسته، اشتباهي مرتکب مي‎گردند، آنان را ببخشاي و بر آنان آسان گير، آنگونه که دوست داري خدا تو را ببخشايد و بر تو آسان گيرد. همانا تو از آنان برتر و امام تو از تو برتر و خدا بر آن کس که تو را فرمانداري مصر داد والاتر است، که انجام امور مردم مصر را به تو واگذارده و آنان را وسيله آزمودن تو قرار داده است، هرگز با خدا مَستيز که تو را از کيفر او نجاتي نيست و از بخشش و رحمت او بي نياز نخواهي بود، بر بخشش ديگران پشيمان مباش، و از کيفر کردن شادي مکن، و از خشمي که تواني از آن رها گردي شتاب نداشته باشد، به مردم نگو، به من فرمان دادند و من نيز فرمان مي‎دهم، بايد اطاعت شود، که اين گونه خود بزرگ‎بيني دل را فاسد، و دين را پژمرده و موجب زوال نعمت‎هاست و اگر با مقام و قدرتي که داري، دچار تکبر يا خود بزرگ‎بيني شدي به بزرگي حکومت پروردگار که برتر از تو است بنگر، که تو را از آن سرکشي نجات مي‎دهد و تندروي تو را فرو مي‎نشاند، و عقل و انديشه‎ات را به جايگاه اصلي بازمي‎گرداند.

ادامه دارد.

نوشته شده توسط ریحانی در 22:28 |  لینک ثابت   • 

87/01/19

انرژی هسته ایران

روز ۲۰ فروردین روز انرژی هسته ایران را به تمامی هم وطنان ایرانی تبریک عرض می کنیم.

نیروگاه هسته ایران

اینم کیک زرد

 

نوشته شده توسط ریحانی در 22:44 |  لینک ثابت   • 

87/01/19

معرفی سازمان انرژی اتمی ايران در يك نگاه

سازمان انرژي اتمي ايران كه مقدمات ايجاد آن از اوايل سال 1353 فراهم گرديده بود، با تصويب قانون «سازمان انرژي اتمي» در تاريخ 1353/4/16 عملا به صورت يك شخصيت حقوقي رسميت يافت. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اين سازمان با گسترش سريع و بي‌رويه، عهده‌دار تعهدات سنگين از بابت قراردادهاي بيشمار در نقاط مختلف كشور و در راستاي نصب و راه‌اندازي 23000 مگاوات برق هسته‌اي شده بود. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي با تجديد نظر اساسي در كل برنامه‌هاي سازمان و ايجاد تغييرات بنيادي در اهداف و وظايف آن، قدمهاي موثري در جهت كاربرد و استفاده صلح‌آميز از انرژي اتمي در كشور برداشته شده است. اين اقدامات كه از نيمه دوم دهه هفتاد كاملا مشهود بوده است، در جهت دستيابي به خودكفايي نسبي و با توجه به محدوديت‌هاي شديد اعمال شده توسط كشورهاي غربي صورت گرفته است.

عناوين مهم راهبردهاي سازمان كه برنامه‌ها و فعاليتهاي آن در اين چهارچوب در حال انجام مي‌باشند، عبارتند از:

  • توسعه و گسترش علوم و فنون هسته‌اي و ايجاد زيربناي علمي و فني لازم
  • توسعه كاربرد علوم و فنون هسته‌اي در صنعت، كشاورزي، پزشكي و خدمات
  • انجام مطالعات و اقدامات لازم براي مكان‌يابي، طراحي، احداث و بهره‌برداري ايمن از نيروگاه‌هاي اتمي به منظور تامين بخشي از برق مورد نياز كشور
  • تامين بخشي از سوخت مورد نياز برنامه بلندمدت كشور در زمينه بهره‌برداري از 20 هزار مگاوات نيروگاه اتمي و راكتورهاي تحقيقاتي
  • اعمال كليه تمهيدات ضروري جهت جمع‌آوري، نگهداري، تثبيت و دفع پسمان‌هاي هسته‌اي
  • حفاظت و كنترل راديولوژيكي مردم و محيط ‌زيست در برابر اشعه مطابق معيارها و ضوابط بين‌المللي
  • تامين منابع بروز و جامع اطلاعات علمي در زمينه انرژي هسته‌اي
برخي از دستاوردهاي مهم سازمان در سالهاي اخير عبارتند از:
  • پيشرفت قابل ملاحظه در نصب و راه‌اندازي واحد اول نيروگاه اتمي بوشهر
  • دستيابي به چرخه سوخت هسته‌اي در جهت تامين بخشي از سوخت مورد نياز برنامه توسعه نيروگاههاي كشور
  • اكتشاف، استخراج معادن اورانيوم و حفر اولين چاه به عمق 370 متر در ساغند يزد
     
  • توليد كيك زرد در بندرعباس
  • ساخت كارخانه‌ توليد غلاف سوخت (ZPP)
  • ساخت كارخانه تبديل اورانيوم اصفهان (UCF)
  • بهره‌برداري پروژه آب سنگين اراك
  • طراحي راكتور تحقيقاتي 40 مگاواتي آب سنگين و شروع عمليات ساخت آن
  • توليد انواع راديوداروها، راديوايزوتوپ‌ها، ليزرها، ارايه خدمات پرتودهي و ساير محصولات و خدمات در زمينه‌هاي مختلف پزشكي، كشاورزي، صنعتي و خدماتي
نوشته شده توسط ریحانی در 22:28 |  لینک ثابت   •