تبليغاتX
پایگاه مقاومت بسیج مسجد الرضا ع

87/03/27

مرورى كوتاه بر عمليات مرصاد

پايان يك توهم
اشاره: برخلاف آنچه در افكار عمومى، عمليات منافقين و مجموعه تحولات در پى آن به نام عمليات مرصاد ناميده مى شود منافقين عمليات خود را فروغ جاويدان ناميدند و بعدها مجموعه تلاش نيروهاى سپاه، بسيج و هوانيروز براى مقابله با دشمن و آزادسازى شهرهاى اسلام آباد و كرند عمليات مرصاد نام گرفت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 22:50 |  لینک ثابت   • 

87/03/10

وصيتنامه امام خميني رحمه الله عليه

با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر ميكنم. و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم

نوشته شده توسط ریحانی در 15:34 |  لینک ثابت   • 

87/03/02

آزادی خرمشهر

 

«خرمشهر» فرهنگنامه مقاومت و ایثار، دلیری و شهامت و عشق و ایمان رزمندگان ۸سال جنگ تحمیلی است. آزادی خرمشهر که اینک 25 ساله شده، نقطه عطفی در تاریخ ایران عزیز است و در حقیقت از معدود نقاطی است که فرد فرد شهروندانی ایرانی با تمام گرایش‌ها و دیدگاه‌‌های گاه متضاد و مختلف را به یک اندازه سرافراز و مغرور می‌سازد
خرمشهر كه پس از 35 روز مقاومت، در تاریخ 4 آبان ماه 1359 اشغال شده بود پس از 575 روز در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد سال 1361 آزاد شد. 19 هزار اسیر عراقی و 16 هزار كشته و مجروح بخش کوچکی از هزینه‌ای است که ارتش عراق برای جاه‌طلبی بزرگ اشغال خرمشهر در جریان عملیات بیت‌المقدس متحمل شد. با این حال دستاورد بزرگ بازپس‌گیری خرمشهر نه 35000 کشته و اسیر عراقی و نه حتی آزادی خونین‌شهر بود. دستاورد بزرگ‌تر عملیات بیت‌المقدس بازگشت روحیه و اعتماد به نفس نیروهای مسلح ایران و تحمیل اضطراب و ترس بر ارتشی بود که ماه‌ها در پس‌لرزه‌های فرار از خرمشهر شب را به صبح می‌رساند. ایران البته در جریان این عملیات 6000 شهید (4460 شهید سپاه و 1086 شهید ارتش) و 24 هزار مجروح داد. با این حال اثبات کرد که از قدرتی بزرگ‌تر از معادلات نظامی و پشتوانه‌ای به مراتب عظیم‌تر از مولفه‌های قدرت استراتژیک در حوزه دفاعی برخوردار است. این دستاورد اصلاً چیز کوچکی نبود
امام خمینی (ره) در سوم خرداد 1361 مصادف با 30 رجب 1402 به مناسبت آزادی خرمشهر پیامی خطاب به ملت ایران صادر کردند. متن کامل این پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
با تشكر از تلگرافاتی كه در فتح خرمشهر به این‌جانب شده است، سپاس بی حد بر خداوند قادر كه كشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداكار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود. اینجانب با یقین به آن‌كه ما النصر الا من عندالله از فرزندان اسلام و قوای سلحشور مسلح، كه دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد و كشور بقیه‌الله الاعظم - ارواحنا لمقدمه الفداء - را از چنگ گرگان آدمخوار كه آلت‌هایی در دست ابرقدرتان خصوصا آمریكای جهانخوارند بیرون آورد و ندای «الله اكبر» را در خرمشهر عزیز طنین‌انداز كرد و پرچم پرافتخار «لا اله الا الله» را بر فراز آن شهر خرم - كه با دست پلید خیانتكاران قرن به خون كشیده شده و «خونین شهر» نام گرفت - [بیافراشت] تشكر می‌كنم. و آنان فوق تشكر امثال من هستند. آنان به یقین مورد تقدیر ناجی بشریت و برپاكننده‌ی عدل الهی در سراسر گیتی _ روحی لتراب مقدمه الفداء _ می‌باشند. آنان به آرم ما رمیت اذ رمیت ولكن الله رمی مفتخرند.
مبارك باد و هزاران بار مبارك باد بر شما عزیزان و نور چشمان اسلام این فتح و نصر عظیم كه با توفیق الهی و ضایعات كم و غنایم بی‌پایان و هزاران اسیر گمراه و مقتولین و آسیب‌دیدگان بدبخت كه با فریب و فشار صدام تكریتی، این ابرجنایتكار دهر، به تباهی كشیده شده‌اند، سرافرازانه برای اسلام و میهن عزیز افتخار ابدی به هدیه آورد. و مبارك باد بر فرماندهان قدرتمند كه فرماندهان چنین فداكارانی هستند كه ستاره‌ درخشنده‌ی پیروزی‌های آنان بر تارك تاریخ تا نفخ صور نورافشانی خواهد كرد. و مبارك باد بر ملت عظیم‌الشأن ایران اینچنین فرزندان سلحشور و جان بركفی كه نام آنان و كشورشان را جاویدان كردند. و مبارك باد بر اسلام بزرگ این متابعانی كه در دو جبهه‌ جنگ با دشمن باطنی و دشمنان ظاهری پیروزمندانه و سرافراز امتحان خویش را دادند و برای اسلام سرافرازی آفریدند.

و هان ای فرزندان قرآن كریم و نیروهای ارتش و سپاهی و بسیج و ژاندارمری و شهربانی و كمیته‌ها و عشایر و نیروهای مردمی داوطلب و ملت عزیز، هوشیار باشید كه پیروزی‌ها هرچند عظیم و حیرت‌انگیز است شما را از یاد خداوند كه نصر و فتح در دست اوست غافل نكند و غرور و فتح شما را به خود جلب نكند؛ كه این آفتی بزرگ و دامی خطرناك است كه با وسوسه‌ شیطان به سراغ آدم می‌آید و برای اولاد آدم تباهی می‌آورد. و من با آنكه به همه‌ شما اطمینان تعهد به اسلام دارم، لكن از تذكر، كه برای مومنان نفع دارد، باید غفلت نكنم؛ چنان‌چه از نصیحت به حكومت‌های همجوار و منطقه دریغ ندارم. و آنان می‌دانند امروز با فتح خرمشهر مظلوم، دولت و ملت پیروزمند ما از موضع قدرت سخن می‌گوید. و من به پیروی از آنان به شما اطمینان می‌دهم كه اگر از اطاعت بی چون و چرای آمریكا و بستگان آن دست بردارید و با ما به حكم اسلام و قرآن كریم رفتار كنید، از ما جز خیر و پشتیبانی نخواهید دید. و شما بدانید آن‌قدر كه ابرقدرت‌ها از صدام، این نوكر چشم و گوش بسته، پشتیبانی كردند از شماها كه قدرت‌های كوچك و حكومت‌های ضعیف هستید پشتیبانی نمی‌كنند. و شما عاقبت این جنایتكار و هم‌قطار جنایتكارش شاه مخلوع را به عیان دیده‌اید. قدرت‌های بزرگ بیش از آن‌چه از شما استفاده نمایند از شما طرفداری نمی‌كنند. و شماها را برای منافع خویش به هلاكت می‌كشند. و من نصیحت برادرانه به شما می‌كنم كه كاری نكنید كه قرآن كریم برای برخورد با شما تكلیف نماید و ما به حكم خدا با شما رفتار كنیم. و یقین بدانید كه امثال حسنی مبارك مصری و حسین اردنی و دیگر هم جنایتكاران آنان برای شما نفعی ندارند و دین و دنیای شما را تباه می‌كنند. و اگر با نشست‌های خود بخواهید طرح كمپ دیوید یا فهد را كه مرده‌اند، زنده كنید؛ كه ما خطر بزرگ برای كشورهای اسلامی خصوصا حرمین شریفین می‌دانیم، اسلام به ما اجازه‌ سكوت نمی‌دهد و این‌جانب در پیشگاه مقدس خداوند تكلیف الهی خود را ادا نمودم. اكنون دست تضرع و دعا به سوی خالق یكتا بلند كرده و به قوای مسلح اسلام و فداكاران قرآن كریم و میهن عزیز ایران دعا می‌كنم، و سلامت و سعادت و پیروزی آنان را خواستار هستم.

سلام و درود بی‌پایان بر فرماندهان متعهد قوای مسلح و بر رزمندگان فداكار و بر ملت دلیر ایران عزیز و سرشار از شادی‌ها. والسلام علی عبادالله الصالحین.
روح‌الله الموسوی الخمینی

 

نوشته شده توسط ریحانی در 23:12 |  لینک ثابت   • 

87/02/28

28 اردیبهشت در دفاع مقدس

28 اردیبهشت ماه سالروز سقوط منطقه مهران توسط رژيم بعث عراق در جريان جنگ تحميلي (1324ش)
Imageپس از عمليات والفجر8 و9 و انهدام وسيع ارتش عراق، نيروهاي حزب بعث عراق آتش سنگيني را براي تصرف شهر فكه تدارك ديدند كه با عكس‌العمل شايسته نيروهاي هوايي و يگان‌هاي زميني ارتش اسلام دفع شد. در حالي كه نبرد فكه به شدت ادامه داشت، در تاريخ28 ارديبهشت1365، ارتش عراق تهاجمي بسـيار سنگين را به شهـر مهـران آغاز كـرد و با شكستن خطـوط دفاعي ايران، در نهايت اين شهر را با200 كيلومتر مربع از اراضي اطراف آن، به تصرف خود درآورد. در بحبوحه نبرد مهران وفكه، جبهه جديدي در منطقه حاج عمران توسط دشمن گشوده شد و دشمن تلاش كرد تا پيروزي مهران را تكرار كند كه اين حمله با مقاومت بي‌نظير رزمندگان اسلام مواجه شده و دشمن، شكست خورد.
نوشته شده توسط ریحانی در 22:24 |  لینک ثابت   • 

87/02/27

27 اردیبهشت در دفاع مقدس

27 اردیبهشت ماه سالروز آغاز عمليات‌ بيت‌المقدس‌6در سال 1367
Imageعمليات‌ بيت‌المقدس‌6 آخرين‌ نفوذ به‌ جبهه‌ دشمن‌
هنگامي‌ كه‌ شهر «فاو» سقوط‌ كرد، وضعيت‌ موشك‌ باران‌ تهران‌ و شهرهاي‌ ايران‌ از سوي‌ دشمن‌ فروكش‌ كرده‌ بود.
پس‌ از گذشت‌ يك‌ ماه‌ از اين‌ بحران، عمليات‌ «بيت‌المقدس‌6 » در محورهاي‌ كوهستاني‌ و برف‌پوش‌ شمال‌ شهر «ماووت» كردستان‌ عراق‌ و مشخصاً‌ بلندي‌هاي‌   «شيخ‌ محمد»، «آسوس» و «استروك» صورت‌ گرفت‌ كه‌ به‌ آزادي‌ اين‌ بلندي‌هاي‌   مشرف‌ بر سد‌ و شهر «دوكان» عراق‌ و در منطقه‌اي‌ به‌ گستردگي‌65  كيلومترمربع‌ انجاميد. 
 
27 اردیبهشت ماه در دفاع مقدس
Imageپايان استراتژي دفاع متحرك عراق در جريان جنگ تحميلي (1365ش)پس از شكست‌هاي پي‌در‌پي نيروهاي عراق از رزمندگان اسلام در جريان جنگ تحميلي و از دست دادن مناطق استراتژيك جنگ، عراقي‌ها تصميم گرفتند كه استراتژي موسوم به دفاع متحرك را در پيش گيرند.
حمله هواپيماهاي عراق به ناو آمريكايي استارك (1366ش)
در جريان جنگ تحميلي عراق عليه ايران، هواپيماهاي جنگنده عراقي به ناو آمريكايي استارك در خليج‌فارس حمله كرده و 37 نظامي آمريكا را كشتند و تعدادي را مجروح نمودند.
نوشته شده توسط ریحانی در 22:15 |  لینک ثابت   • 

87/02/09

هشتم اردیبهشت چه شیر دلها که رفتند !!!

هشتم اردیبهشت ماه سالروز شهادت سردار سرلشكرحسن شفيع زاده فرمانده توپخانه نيروي زميني سپاه درسال 1366

تولد و كودكي
در مرداد سال 1336 ه.ش در يك خانواده مذهبي در شهرستان تبريز متولد گرديد و تحت تربيت پدر و مادري مؤمن، متدين و مقلد امام پرورش يافت. از همان كودكي در مجالس ديني از جمله برنامه هاي سوگواري امام حسين(ع) حضور داشت و عشق خدمتگزاري به آستان شهيد پرور حضرت اباعبدالله(ع) در عمق وجودش ريشه دوانيد. سادگي، بي آلايشي و گذشت او در سنين كودكي زبانزد همه بود. حق را مي گفت ولو به ضررش تمام شود. در محله شاخص و محور همسالان خود بود. به مسجد كه مي رفت چون بزرگترها عمل مي نمود و از جمله كساني بود كه در پذيرايي عزاداران حسيني نقش فعالي داشت.

 
هشتم اردیبهشت ماه سالروز شهادت سروان خلبان علی اکبر شیرودی در سال 1360
Imageفرمانده هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی در استان ایلام
شیرودی تمام ساعات خود را وقف کردستان می کند ،لحظه ای آرام نمی گیرد تا کردستان را پاکسازی نماید ،دوشا دوش دکتر مصطفی چمران ،شهر به شهر کردستان را زیر پا می گذارد و کردستان چنان با وجود شیرودی مالوف می شود که اورا ملقب به عنوان « نقشه کامل کردستان » می نمایند .همان گونه که پیش از این خوانده اید ،دشمن از هر سلاحی برای به زانو در آوردن شکار چی یکه تاز ارتش حزب الله استفاده می کند اما نه تطمیع ،نه نهدید و نه ترور ،هیچکدام نمی تواند خللی در عزم راسخ «حر» کربلای ایران به وجود بیاورد.

نوشته شده توسط ریحانی در 22:44 |  لینک ثابت   • 

87/01/31

اول اردیبهشت ماه سالروز آغاز موشك باران شهر دزفول توسط رژيم عراق در سال 1362

Imageپس از آغاز عمليات والفجر1 و پيروزي رزمندگان اسلام در اين عمليات، رژيم حاكم بر عراق، شهر قهرمان‌پرور دزفول را هدف موشك‌هاي خود قرار داد و ضمن ويران ساختن واحدهاي مسكوني متعدد، ده‌ها نفر از مردم بي‌گناه اين شهر را به خاك و خون كشـيد. يك مـاه بعـد، هيـئت اعـزامـي سازمان ملل به دعوت جمهوري اسلامي ايران از مناطق بمباران شده بازديد نمود و گزارشي از اين بازديد و نتايج حاصله از آن را منتشر نساخت. شهر دزفول در طول ساليان جنگ از جانب رژيم بعث قرار گرفت و ويراني‌هاي بي‌شماري در آن به بار آمد.
نوشته شده توسط ریحانی در 22:19 |  لینک ثابت   • 

86/11/13

انقلاب اسلامي ايران مقدمه ظهور امام زمان(عج)

انقلاب اسلامي ايران مقدمه ظهور امام زمان(عج)
انقلاب اسلامي ايران نهضتي مبارك و انفجار نوري است كه در شبستان ديجور گمراهي‌ها وسرگردانيها رخ داده است. و رعدي بوده است كه بر تارك طاغوتيان فرود آمده است كه از آن تولد دوباره يك ملت پديدار گشته است و آرزوي ديرينة همة انبياء و اوصياء الهي به وسيلة آن نهضت برآورده گشته است و چقدر زيباست كه بيان شود اين انقلاب ظهور صغرا است و زمينه ساز ظهور كبري حضرت صاحب الزمان (عج) است. و به فرموده‌ آن سلالة پيامبر، رهبر و ناخداي اين انقلاب كه فرمود: «انقلاب ما نقطة شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام، به پرچمداري حضرت حجت ارواحنا فداه است كه خداوند بر همة مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور فرجش را در عصر حاضر قرار دهد».[1]
و اين كه اين انقلاب از جمله مقدمات ظهور و زمينه‌ساز حكومت جهاني حضرت ولي عصر (عج) مي‌باشد. ريشه در معاني روايي ما دارد كه اجمالاً به برخي از آنها اشاره مي‌گردد.
1. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: «خداوند متعال در شب معراج به من فرمودند: يا محمد از جمله عطاهايي كه به تو مرحمت فرموده‌ايم آن است كه يازده مهدي از نسل تو مي‌باشند و آخر آنها كسي است كه عيسي بن مريم پشت سر او نماز مي‌خواند و به وسيلة او زمين پر از عدل و داد مي‌گردد. عرض كردم اينها چه وقت ظاهر مي‌شود، پروردگار متعال علايمي را فرمود، از جمله: و خروج رجلٍ من ولد الحسين ابن علي مردي از اولاد حسين پيش از ظهور حضرت مهدي قيام و انقلاب خواهد نمود.
[2] قابل توجه است كه در اين روايت خبر دهنده خالق هستي و مخاطب و شنونده پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ . معلوم است وقتي كه خداوند متعال خبر از انقلاب كسي بدهد او فرد عادي نيست و انقلاب او هم بايد انقلاب عظيمي بوده باشد و در تاريخ حداقل تاكنون مانند اين انقلاب چنين به وقوع نپيوسته است. و از قرائن ديگري كه دراينجا اشاره مي‌شود مي‌توان اين خبر را مصدق انقلاب اسلامي ايران دانست.
2. امام باقر مي‌فرمايند: در يكي از روزها عمر و ابابكر و زبير و ابن عوام و عبدالرحمن بن عوف در منزل رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ جمع شدند. رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در جمع آنان نشست، در حالي كه نعلين حضرت پاره شده بود. به علي ـ عليه السلام ـ داد تا اصلاحش نمايد، در اين حالت حضرت فرمود گروهي از ما در طرف راست عرش خدا بر منبرهايي از نور قرار دارند كه صورتهايشان نوراني و لباسهايش نيز نوراني است و نور صورتشان چشم بينندگان را خيره مي‌كند. ابوبكر و زبير وعبدالرحمن سؤال كردند آنها چه كساني هستند، ‌پيامبر سكوت كرد، ‌علي ـ عليه السلام ـ پرسيد پيامبر فرمودند: آنها كساني هستند كه به واسطة روح الله دوست هم مي‌گردند و متحد مي‌شوند بدون آن كه اغراض مادي يا خويشاوندي داشته باشند و آنان شيعيان تو هستند يا علي و تو امام آنها مي‌باشي».
[3] پس از پيروزي انقلاب اسلامي آيت الله صدوقي در ملاقاتي خدمت امام عرض كرده بودند. آقا اين روح الله كه در حديث (تحابوا بروح الله) شما هستيد؟ زيرا امروز تمام اقشار مردم به واسطة رهبري دوستي شما متحد شدند،‌ امام با لبخندي گذشت.[4]
3. پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: مردم از مشرق قيام مي‌كنند و زمينه را براي انقلاب جهاني مهدي (عج) فراهم مي‌سازند.
4. امام صادق ـ عليه السلام ـ : خداوند سبحان قم و اهلش را براي رساندن پيام اسلام قائم مقام حضرت ولي عصر مي‌گرداند و دانش از اين شهر به شرق و غرب عالم منتشر مي‌گردد و آن گاه قائم ظهور مي‌كند.
[5]
5. امام باقر ـ عليه السلام ـ : مي‌بينم گروهي از مشرق زمين قيام مي‌كنند و طالب حق مي‌باشند امّا آنان را اجابت نمي‌كنند، مجدداً بر خواسته‌هايشان پافشاري مي‌كنند امّا مخالفان نمي‌پذيرند وقتي چنين وضعي را مشاهده مي‌كنند، شمشيرها را به دوش كشيده و در مقابل دشمن مي‌ايستند. اين جاست كه پاسخ مثبت مي‌گيرند امّا اين بار هم نمي‌پذيرند تا اين كه همگي با هم قيام مي‌كنند و آن چه به دست مي‌آورند (انقلاب) جز به دست تواناي صاحب شما (حضرت مهدي (عج)) به كس ديگري نمي‌سپرند. كشته‌هاي آنان شهيد محسوب مي‌گردد، اگر من آن زمان را درك مي‌كردم خويشتن را براي صاحب اين امر نگه مي‌داشتم.
[6]
اين روايت معجزه آسا فرازهاي انقلاب اسلامي را بيان مي‌كند. و مژده اتصال اين انقلاب را به انقلاب جهاني حضرت ولي عصر (عج) مي‌دهد.
در روايات ذكر شده است كه هنگام ظهور امام زمان،‌جنگ و خونريزي و فساد فراوان روي مي‌دهد، و از طرفي گفته مي‌شود كه بايد زمينه را براي ظهور ايشان فراهم كرد با اعمال نيك، اين تناقض چگونه حل ميشود
از جمله نشانه‌هاي غير حتمي ظهور، گسترش فساد و تباهي است و نبايد اين فساد و تباهي‌ها را جزو زمينه‌ها و عوامل ظهور دانست. ما در مقابل اين سؤال پاسخ‌هايي ارايه مي‌دهيم و قضاوت را به عهدة خود شما مي‌گذاريم.
الف. براي شكل گرفتن و تحقق هر پديده، چه طبيعي و چه اجتماعي، عوامل وشرايط چندي لازم است و معمولاً اين پديده‌ها با يك سري نشانه‌ها و علايم همراه است. از اين رو، عوامل و نشانه‌هاي پديده را بايد شناخت و تفاوت ميان آن دو را بايد دانست تا در هنگام بيان عوامل و نشانه‌ها، دچار سردرگمي و اشتباه نشويم.
عوامل و شرايط ايجاد هر پديده، يك سري چيزهاست كه با پديده، ارتباط استلزامي و انفكاك ناپذير دارند و بايد آنها تحقق پيدا كنند تا پديده محقق شود. اينها در شكل گرفتن پديده نقش دارند و بدون اينها، پديده تحقق نخواهد يافت.
امّا نشانه‌هاي يك پديده، علامت‌هايي است كه از وقوع پديده يا نزديكي وقوع آن، مردم را آگاه مي‌كند و فايده آن، علم پيدا كردن به وقوع پديده يا نزديكي وقوع آن است؛ نه اين كه نقشي در ايجاد پديده داشته باشند. يعني با آشكار نشدن نشانه و اتفاق نيفتادن آن نيز پديده مي‌تواند شكل بگيرد.
بنابراين، نسبت ميان شرايط يك پديدة مشروط با پديده، نسبت استلزامي و انفكاك ناپذير است، در حالي كه نسبت ميان نشانه با پديده نشاندار، نسبت غير استلزامي و انفكاك پذير است.
پديده ظهور و تشكيل حكومت جهاني حضرت حجت ـ عليه السلام ـ نيز از اين قاعده مستثني نيست. و شرايط و عوامل و نشانه‌هايي دارد. شرايط و عواملي مانند وجود قانون جامع و كامل (قرآن وسنت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ)، مجري قانون (حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ )، آماده بودن عده‌اي از اهل ايمان براي ياري آن حضرت و جانبازي در راه اهداف او، و.... و نشانه‌هايي مانند خروج سفياني، نداي آسماني، فرو رفتن زمين در منطقة بيداء، خروج يماني، قتل نفس زكيّه، و زياد شدن فساد و تباهي در اين عصر و....

[1] . صحيفة نور، ج 21، ص 180.
[2] . كمال الدين و اتمام النعمه، شيخ صدوق، با تحقيق علي اكبر غفاري، چ اسلامي، ج 1، ص 283.
[3] . بحار الانوار، محمد باقر مجلسي، ج 68، ص 139، چاپ اسلامي.
[4] . آينده سازان، محمد دشتي، ص 70.
[5] . سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، حديث 4088؛ و عقد الدرر، ص 125.
[6] . بحار الانوار، محمد باقر مجلسي، ج 52، ص 243، چ اسلاميه.
نوشته شده توسط ریحانی در 22:57 |  لینک ثابت   • 

86/08/28

تحول ايمان

تحول ايمان

ساعت 10 شب بود و سوز و سرماى زمستانى همه ما را در گوشه زندان جمع كرده بود، در همين حين ، متوجه سرباز عراقى شدم كه با اشاره دست مرا مى خواند. با شك و دودلى جلو رفتم ، امّا وقتى مقابلش ايستادم در چهره اش موجى از عاطفه ديدم . لحظات عجيبى بود و نگاه او حكايت از حادثه اى عجيب مى كرد. گويى در پى يافتن گم شده بود. او پس از چند لحظه سكوت گفت : آيا مى توانى نماز خواندن را به من ياد بدهى ؟ چيزى را كه مى شنيدم باورم نمى شد، او دوباره حرفش را تكرار كرد. در حالى كه اشك شوق در چشمانم حلقه زده بود، جواب مثبت دادم . مدّتى طول كشيد تا خواندن نماز را ياد گرفت و پس از آن نه تنها اذيتمان نمى كرد، بلكه تا حد توان هواى ما را نگه مى داشت . او شيعه مذهب بود. يك روز ديگر همين نگهبان از من پرسيد كه نيمه شبها چه مى خوانيم و من به او فهماندم كه نماز شب اقامه مى كنيم . او با اشتياق تمام ، طريقه اقامه نماز شب را نيز ياد گرفت . به تدريج خود را در دنياى ديگر احساس مى كردم و جوانه هاى اميد در دلم شكوفه مى شد حالت غير قابل وصفى بود. و من در زيباترين لحظات عمرم ، در پيشگاه خدا سجده شكر به جا مى آوردم . اين سرباز عراقى طورى متحول شده بود كه وقتى خبر ارتحال حضرت امام قدّس سرّه را شنيد، اشك از چشمانش سرازير شد.

 

نوشته شده توسط ریحانی در 22:27 |  لینک ثابت   • 

86/08/25

جنایت صدام در استفاده از سلاح های شیمیایی

اشاره:
اگر لختي به اطرافمان بنگريم، مي‌بينيم هر روز گلي از باغ يادگاران جنگ و دفاع مقدس بر اثر جراحات شيميايي، پس از سالها درد و رنج، در باغ شهادت را مي‌گشايند و به ياران و همسنگران خود مي‌پيوندند.
اين حاصل جنايتي است كه صدام در طول جنگ مرتكب آن شده و هيچ كدام از كشورهايي كه امروز ادعاي دفاع از حقوق بشران گوش فلك را كر كرده ، چه آن روزها و چه امروز نه تنها از اين موضوع و جنايت ياد نكردند بلكه سكوت اختيار نموده و دست همكاري به سوي حزب بعث دراز نمودند.

 

آنچه در پي مي‌آيد تحقيقي است اجمالي بر كاربرد سلاح شيميايي توسط حزب بعث عراق در طول جنگ تحميلي كه از نظر شما بزرگواران و خوبان مي‌گذرانيم.

رژيم بعث عراق هرگاه در طول جنگ احساس شكست مي‌كرد به طور ناجوانمردانه‌اي از سلاح‌هاي شيميايي استفاده مي‌نمود تا از شكست حتمي نجات پيدا نمايد.
عراق براي اولين بار عمليات در خيبر به طور گسترده از اين سلاح كشتار جمعي استفاده كرد كه تعداد زيادي شهيد و مجروح بر جاي گذاشت و تنها در يك مورد در هورالهويزه در تاريخ 8/12/62 حدود هزار و يكصد نفر مصدوم شدند.
براي دومين بار نيز در عمليات بدر از تاريخ 63/12/20 تا 64/1/29 قريب به 50 مورد اقدام به اين جنگ نابرابر و ناجوانمردانه نمود.

 

اين موارد طبق گفته سروان عراقي، حميد حسين فلك در كتاب «عمليات عبور» با نظر سرهنگ هشام معدوم صورت گرفت كه خودش اعتراف نمود که: عمليات گلوله باران شيميايي در هور و عمليات بدر با نظر من انجام گرفت.
در عمليات والفجر هشت نيز كه در تاريخ 20 بهمن سال 64 انجام گرفت، عراق در هشت مورد دست به بمباران شيميايي زد كه در يك مورد آن در جاده فاو ـ بصره درحمله به محل تجمع نيروها، حدود هشت هزار و پانصد نفر مصدوم و مجروح شدند.
در اين عمليات ارتش بعثي عراق از گازهاي خردل، سيانور، اعصاب و خون استفاده كرد!
سروان عراقي حميد حسين فلك اعترافاتي دارد كه مطلب را از زبان خود او مي‌خوانيد:
او مي‌گويد: وقتي نيروهاي ما در عمليات «والفجر8» حمله شيميايي خود را آغاز كردند، در آن لحظات احساس مي‌كردم كه ما چه قدر جنايتكار هستيم و فرماندهي ملعون ما چقدر در حق انسانيت جنايت مي‌كند!

گلوله‌هاي شيميايي به صورت انبوه به سوي نيروهاي اسلامي شليك مي‌شد.
گازهاي خردل و اعصاب كه به هيچ كس رحم نمي‌كنند، در منطقه پخش شد.
در اين باره تلگرافي به دست ما رسيد: نيروهاي ايراني حاضر در فاو ، براي تكميل پيروزي خود از سلاح‌هاي شيميايي استفاده خواهند كرد، از اين رو لازم است تا اطلاع بعدي از تجهيزات مقابله با حمله شيميايي استفاده شود. هر موقع كه نيروهاي ما قصد حمله شيميايي داشتند از اين تلگراف‌ها استفاده مي‌كردند، فرماندهي مي‌گفت: دشمن قصد حمله شيميايي دارد.
هدف فرماندهي اين بود كه به افسران و سربازان عراقي بگويد كه نيروهاي ايراني پايبند به اصول انساني نيستند و رحم و مروتي ندارند.

اما در اين ميان يك معجزه به وقوع پيوست، اين عبارت را با ايمان كامل مي‌گويم.
اداره هواشناسي عراق، قبل از استفاده از سلاح‌هاي شيميايي شرايط جوي و جهت باد را مورد بررسي و مطالعه قرار داده بود. اما با تغيير جهت وزش باد، همه چيز به هم ريخت و گازهاي سمي را به سمت نيروهاي خودي آورد. اين يك درس الهي بود. خداوند مي‌خواست به دست خودمان، ما را مجازات كند!
سرهنگ دوم صبحي السراج مسئول فني جنگ شيميايي در سپاه هفتم مي‌گفت: چند روز قبل از حمله، شرايط جوي را بررسي كرده بودم، نبايد وزش باد تغيير مي‌كرد. تعجب مي‌كنم كه چنين شد! من هرگز اشتباه نمي‌كنم.

سرهنگ سراج به ماهر عبدالرشيد گفت: من تمام سعي خود را كردم و از همه اطلاعاتم استفاده كردم، اما به نظر مي‌آيد تقدير الهي چيز ديگري بوده است.
سرتيپ عبدالرزاق الحلي گفت: هنگامي كه سرهنگ دوم السراج صحبت مي‌كرد و عمليات شيميايي را كه عليه نيروهاي ايراني ترتيب داده بود، براي ماهر عبدالرشيد شرح مي‌داد. حاضر و شاهد بودم. ماهرالرشيد سرش را تكان مي‌داد و سرهنگ از فداكاري‌ها و قهرماني هايش مي‌گفت: بالاخره سرهنگ گفت: تيمسار! من بايد چه كنم؟
ماهر عبدالرشيد جواب داد: من چيزي نمي‌گويم، بايد از فرمانده كل نيروهاي مسلح سئوال كرد.
آيا خودت مي‌خواهي بشنوي؟ سرهنگ جواب داد: بله، ماهر عبدالرشيد گفت: سرورم! سرهنگي كه شرايط جوي را بررسي كرده بود، الان مقابل من ايستاده، مي‌فرماييد با او چه كنيم و صدام گفت:
من چيزي نمي‌خواهم، جز اين كه به منطقه عملياتي شيميايي برود و در رنج و دردي كه برادرانش به آن گرفتار شدند، سهيم شود.

سرهنگ السراج چاره‌اي جز پذيرش دستور نداشت، با يك خودرو حامل مواد شيميايي به منطقه اعزام شد، اما با هوش و ذكاوتي كه داشت، تسليم نيروهاي ايراني شد و خودرو پر از مواد شيميايي را آتش زد.
سروان حميد حسين فلك تلفاتي را كه به واحد ارتش عراق وارد شد را اين گونه مي‌شمارد:
1 ـ تيپ پنجم گارد رياست جمهوري، هفتاد درصد
2 ـ تيپ شش گارد رياست جمهوري، هفتاد و پنج درصد
3 ـ تيپ زرهي، شصت درصد
4 ـ تيپ تكاور از سپاه چهارم ، پنجاه در صد

«ومكروا و مكرالله والله خيرالماكرين» آيه 54 سوره مباركه آل عمران
شديدترين و گسترده ترين و بالاترين ارقام شيميايي عراق مربوط به عمليات كربلاي 5 است.
قبل از اين عمليات هواپيماهاي عراقي در 10 مورد و توپخانه در پنج مورد محورهاي مختلف را مورد حمله شيميايي قرار دادند و پس از شروع عمليات نيز در 28/10/65 تا اسفند ماه 65 بار ديگر نيز از تسليحات شيميايي استفاده كرد. متجاوز از هفت هزار گلوله توپ و خمپاره حاوي مواد سمي!

اقدام ديگر عراق در تاريخ هفتم تيرماه سال 66 صورت گرفت كه چهار نقطه از شهر سردشت را مورد حمله شيميايي قرار داد و بر اثر اين حملات هشت هزار نفر مصدوم شدند و بالغ بر 130 تن جان باختند و شهر سردشت به عنوان نخستين شهر قرباني تسليحاتي شيميايي در جهان بعد از هيروشيما شناخته شد.
در فروردين و ارديبهشت همان سال نيز هشت روستاي كردنشين در شمال عراق و شانزده روستاي ديگر در شرق استان اربيل و شمال سليمانيه هدف حمله قرار گرفت.

اما حكومت عراق در ددمنشانه ترين اقدام جنگي، شهر كردنشين حلبچه را در 27 اسفند ماه 66 مورد هدف بمباران شيميايي قرار داد كه بيش از پنج هزار كودك و زن و مرد كرد در اين حمله ناجوانمردانه جان خود را از دست دادند.

اگر چه گاهي جنگ به حلبچه و نواحي اطراف آن نيز كشيده مي‌شد، اما زندگي نسبتاً عادي در آن جريان داشت و مردم مظلوم و بي دفاع آن به زندگي روزمره خود مشغول بودند، غافل از اين كه حكومت افلقي سردار قادسيه به هيچ كس رحم نمي‌كند و در زماني كوتاه همه هستي شهرشان را در كام اژدهاي سلاح شيميايي فرو مي‌برد.
خبر ، بسيار دردناك و فاجعه آميز بود ، به طوري كه تمام شنوندگان را بي اختيار در هاله‌اي از بهت و سردرگمي قرار مي‌داد و تنها اين كلام را به لب مي‌گرفت: «باي ذنب قتلت» به چه گناهي كشته شدند.

دو تن از عكاسان دفاع مقدس از اولين دقايق ورود خود به شهر حلبچه مي‌گويند.
مهدي جمشيدي: مردماني را ديدم كه بر زمين ريخته بودند. من پدران و مادراني را ديدم دست در دست فرزندانشان، من مادراني را ديدم كه كودكانشان را به سينه مي‌فشردند. من همه جا آنان را ديدم. در اتاق‌ها، زيرزمين‌ها، كوچه‌ها و خيابان‌ها.
من آنان را ديدم همچون برگهاي خزان، با لكه‌هايي به رنگ زرد و قرمز و قهوه‌اي كه بر اندامشان نقش بسته بود. نقش‌هايي كه اينك نماي رنگ پريده‌اي از آن پيش روي شماست.

احمد ناطقي: در يكي از كوچه‌هاي شهر حلبچه از خانه‌اي، بچه‌اي را سالم بيرون آورديم.
بچه ناگهان خود را بر روي مردي در خيل شهدا انداخت. هيچ كس نمي‌توانست بچه را از آن مرد جدا كند. او دست‌هايش را بر گردن آن مرد در هم مي‌فشرد.
آري! اين‌گونه قامت سبزپوش سروها و صنوبرهاي حلبچه در آستانه بهار به زردي پاييز گراييد و حلبچه در دود مرگ و مردمش در خاك مدفون شدند.

اين قطره‌اي بود از درياي جنايت كافران بعثي.
و لعنت الله علي القوم الظالمين

منابع:
1. روزنامه اطلاعات، فروردين 1367، به ويژه گزارش روزهاي 9 و 10 و 11/1/1367. ص5.
2. روزنامه کيهان، 8/1/1367، ص آخر.
3 محمود يزدان فام : «نظام سياسي عراق و تصميم گيري­هاي امنيتي در جنگ»
4- مجيد مختاري، چند مسئله راهبردي (مجموعه مقالات)، تهران، مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ، 1380، ص21- 48.

 

اقدام ديگر عراق در تاريخ هفتم تيرماه سال 66 صورت گرفت كه چهار نقطه از شهر سردشت را مورد حمله شيميايي قرار داد و بر اثر اين حملات هشت هزار نفر مصدوم شدند و بالغ بر 130 تن جان باختند و شهر سردشت به عنوان نخستين شهر قرباني تسليحاتي شيميايي در جهان بعد از هيروشيما شناخته شد.
در فروردين و ارديبهشت همان سال نيز هشت روستاي كردنشين در شمال عراق و شانزده روستاي ديگر در شرق استان اربيل و شمال سليمانيه هدف حمله قرار گرفت.

اما حكومت عراق در ددمنشانه ترين اقدام جنگي، شهر كردنشين حلبچه را در 27 اسفند ماه 66 مورد هدف بمباران شيميايي قرار داد كه بيش از پنج هزار كودك و زن و مرد كرد در اين حمله ناجوانمردانه جان خود را از دست دادند.

اگر چه گاهي جنگ به حلبچه و نواحي اطراف آن نيز كشيده مي‌شد، اما زندگي نسبتاً عادي در آن جريان داشت و مردم مظلوم و بي دفاع آن به زندگي روزمره خود مشغول بودند، غافل از اين كه حكومت افلقي سردار قادسيه به هيچ كس رحم نمي‌كند و در زماني كوتاه همه هستي شهرشان را در كام اژدهاي سلاح شيميايي فرو مي‌برد.
خبر ، بسيار دردناك و فاجعه آميز بود ، به طوري كه تمام شنوندگان را بي اختيار در هاله‌اي از بهت و سردرگمي قرار مي‌داد و تنها اين كلام را به لب مي‌گرفت: «باي ذنب قتلت» به چه گناهي كشته شدند.

دو تن از عكاسان دفاع مقدس از اولين دقايق ورود خود به شهر حلبچه مي‌گويند.
مهدي جمشيدي: مردماني را ديدم كه بر زمين ريخته بودند. من پدران و مادراني را ديدم دست در دست فرزندانشان، من مادراني را ديدم كه كودكانشان را به سينه مي‌فشردند. من همه جا آنان را ديدم. در اتاق‌ها، زيرزمين‌ها، كوچه‌ها و خيابان‌ها.
من آنان را ديدم همچون برگهاي خزان، با لكه‌هايي به رنگ زرد و قرمز و قهوه‌اي كه بر اندامشان نقش بسته بود. نقش‌هايي كه اينك نماي رنگ پريده‌اي از آن پيش روي شماست.

احمد ناطقي: در يكي از كوچه‌هاي شهر حلبچه از خانه‌اي، بچه‌اي را سالم بيرون آورديم.
بچه ناگهان خود را بر روي مردي در خيل شهدا انداخت. هيچ كس نمي‌توانست بچه را از آن مرد جدا كند. او دست‌هايش را بر گردن آن مرد در هم مي‌فشرد.
آري! اين‌گونه قامت سبزپوش سروها و صنوبرهاي حلبچه در آستانه بهار به زردي پاييز گراييد و حلبچه در دود مرگ و مردمش در خاك مدفون شدند.

اين قطره‌اي بود از درياي جنايت كافران بعثي.
و لعنت الله علي القوم الظالمين

منابع:
1. روزنامه اطلاعات، فروردين 1367، به ويژه گزارش روزهاي 9 و 10 و 11/1/1367. ص5.
2. روزنامه کيهان، 8/1/1367، ص آخر.
3 محمود يزدان فام : «نظام سياسي عراق و تصميم گيري­هاي امنيتي در جنگ»
4- مجيد مختاري، چند مسئله راهبردي (مجموعه مقالات)، تهران، مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ، 1380، ص21- 48.

 

نوشته شده توسط فرهنگی در 22:58 |  لینک ثابت   • 

86/08/25

کشف پیکر مطهر شهدا

پيكر مطهر شهدا متعلق به لشكر 81 ارتش جمهوري اسلامي ايران مي باشند كه براي شناسايي به ستاد معراج شهدا منتقل شدند.

 

مقارن ظهر امروز پيكرهاي مطهر 14 تن از شهداي دفاع مقدس كه در عمليات ظفرمند خيبر به درجه رفيع شهادت نايل شده بودند، توسط كميته جستجوي مفقودين ستاد كل نيروهاي مسلح كشف شد.

به گزارش خبرنگارتابناك، سردار ميرفيصل باقرزاده، فرمانده كميته مفقودين در اين باره گفت: اين شهدا در جريان جستجوي قرارگاه عملياتي كميته جستجوي مفقودين و يگان تخريب گروه مهندسي 47 سلمان نيروي زميني سپاه پاسداران به دست آمده و پيكر مطهر شهدا متعلق
به لشكر 81 ارتش جمهوري اسلامي ايران مي باشند كه براي شناسايي به ستاد معراج شهدا منتقل شدند.

نوشته شده توسط فرهنگی در 22:34 |  لینک ثابت   • 

86/08/25

در جبهه چه می گذرد

رادیو را روشن کرده بودیم و داشتیم صبحانه می خوردیم . گوینده رادیو با یک آب و تاب و رنگ و آهنگی مهیج شروع کرده بود که : در جبهه ..! چه می گذرد ! و بعد دوباره شلوغ و پلوغ می کرد تا حسابی توجه همه جلب شود به نحوی که هرکس خودش جبهه نبود لابد بیچاره تصور می کرد از صبح تا شب ، آنجا یکسره دعوا و مرافعه و زد و خورد و بگیر و ببند است و صدای توپ و تانک و توپولف  یک لحظه قطع نمی شود و تیر و ترکش است که مانند نقل و نبات از زمین و آسمان می بارد و بر سر و روی بچه ها می ریزد و در نتیجه گر و گر برادرا شهید می شوند . و ما که خودمان حاضر و ناظر و در صحنه بودیم کلی به این حرفها می خندیدیم .

از جمله صبح وقتی این برنامه پخش می شد و اتفاقاْ صبحانه هم کره و عسل داشتیم ، در پاسخ لحن و آهنگ خاص مجری که : (( در جبهه چه می گذرد ؟ )) با همان زبان و بیان همه یکصدا و بلند می گفتند : (( هیچی ، والله به حضرت عباس داریم صبحانه می خوریم ، می خواهی باور کن می خواهی باور نکن . )) و بعد یکی از بچه ها اضافه می کرد : البته چرا دروغ بگوئیم ، برای رضای خدا اگر ریا نشود .

از کتاب فرهنگ جبهه

نوشته شده توسط فرهنگی در 22:22 |  لینک ثابت   • 

86/08/23

اولين هاي دفاع مقدس

اولين هاي دفاع مقدس

v اولين شهيد روحاني: حجه الاسلام محمد حسن قنواتي(شريف)

v اولين شهيد مجلس : دکتر مصطفی چمران (نماینده مردم تهران)

v اولين شهيد گروه تفحص : سرباز وظیفه یحیی عبد المحمدی

v اولين خبرنگار عکاس شهيد : حاج داریوش (کریم) گودرزی کیا

v اولين شاعر شهيد : حسین ارسلان متخلص به رخشا

v اولين فرمانده لشکر شهيد : حاج ابراهیم همت

v اولين گزارشگر شهید شهيد صدا و سیما : علی اصغر رهبر

v اولين شهيد غیر ایرانی : علی خفاجی (شیعه عراق)

v اولين فرمانده اسیر : حبیب شریفی(فرمانده سپاه پاسداران سوسنگرد)

v اولين زن اسیر : فاطمه ناهیدی (عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران)

v اولين شهر بزرگ اشغال شده : قصر شیرین

v اولين لشکر سپاه : لشکر امام حسین (علیه السلام)

v اولين شبیخون به دشمن : حمیدیه 9/7/1359

v اولين پیروزی بعد از عزل بنی صدر : فتح دهلاویه

v اولين عملیات منظم : عملیات امام مهدی (عج) 26/12/1359- غرب سوسنگرد

v  اولين عملیات برون مرزی : عملیات رمضان 23/4/1361شلمچه

v اولين عملیات با نام یکی از آیات قرآنی : عملیات والفجر – فکه18/11/1361

اولين قرارگاه عملیاتی : در عملیات فتح المبین شکل گرفت .
نوشته شده توسط فرهنگی در 11:19 |  لینک ثابت   • 

86/08/08

نماز همه چيز ماست

نماز همه چيز ماست

يكى از اسراء نمازش كه تمام شد، سربازش عراقى صدايش كرد و گفت :
- شماها از نماز خواندن خسته نمى شويد؟ هميشه مى بينم چند نفر در حال نماز هستيد، حتى شبها و نيمه شبها، شما خواب نداريد؟ آن برادر با آرامش رو به سرباز عراقى كرد و جواب داد: - ما به خاطر همين نماز اينجا اسير شده ايم . نماز همه چيز ماست . نماز نور چشم ماست.

نوشته شده توسط ریحانی در 21:30 |  لینک ثابت   • 
 

 


Runtime Error

Server Error in '/' Application.

Runtime Error

Description: An application error occurred on the server. The current custom error settings for this application prevent the details of the application error from being viewed remotely (for security reasons). It could, however, be viewed by browsers running on the local server machine.

Details: To enable the details of this specific error message to be viewable on remote machines, please create a <customErrors> tag within a "web.config" configuration file located in the root directory of the current web application. This <customErrors> tag should then have its "mode" attribute set to "Off".


<!-- Web.Config Configuration File -->

<configuration>
    <system.web>
        <customErrors mode="Off"/>
    </system.web>
</configuration>

Notes: The current error page you are seeing can be replaced by a custom error page by modifying the "defaultRedirect" attribute of the application's <customErrors> configuration tag to point to a custom error page URL.


<!-- Web.Config Configuration File -->

<configuration>
    <system.web>
        <customErrors mode="RemoteOnly" defaultRedirect="mycustompage.htm"/>
    </system.web>
</configuration>