تبليغاتX
پایگاه مقاومت بسیج مسجد الرضا ع

87/05/15

چرا ظهور نکرد و چه کنم که ظهورش را نزديک کنم

انکه مي بينيم جور وستم تمام زمين را فرا گرفته و فساد عمومي شده و در روح کوچک وبزرگ رسوخ کرده و... ولي تابحال امام ظهور نکرده دليل داره، که اطلاع از آنها براي شما بسيار مفيد بوده مانع انحراف شما در اين جهان پراز ريا مي گردد.

يکي ازدلايل طولاني شدن غيبت آزمودن مردم جهان است.

امتحان وآزمايش يکي از ترفندها وروشهاي قديمي خداوند از آدم تا خاتم انسانهاي روي زمين است.که به وسيله آن استعدادها و ايمان نهفته آدمي را مي سنجد. بطوري که خود در سوره عنکبوت مي فرمايد:آيا مردم گمان کردند(همين اندازه )که اظهار ايمان نمائيد(کافي است)وما آنها را به حال خود رها مي کنيم و آزمايش نخواهند شد؟! وسپس در آيه بعدي همين سوره مي فرمايد:گمان نکنيد که اين آزمايشها فقط براي شما مسلمانان است! خير.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 23:29 |  لینک ثابت   • 

87/05/15

امام زمان (عج)

مهدي جان
ويرانه نه آنست كه جمشيد بنا كرد ويرانه نه آنست كه فرهاد فرو ريخت
ويرانه دل ماست كه هرجمعه به يادت
صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت . براى تعجيل در فرجش صلوات

سلام عليكم
- گل را اثر روي توگل پوش كند.
-جان راسخن خوب تومد هوش كند.
-آتش كه شراب وصل تو نوش كند.
- ازلطف توسوختن فراموش كند.
- اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

نوشته شده توسط ریحانی در 23:18 |  لینک ثابت   • 

87/04/01

امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در خطبه غدير

پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم در خطبه ي خود که در غدير آن را ايراد فرمودند از موعود جهان حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف چنين سخن به ميان آوردند:

» اي مردم آگاه باشيد او پشتوانه و حامي دين است.

» اي مردم آگاه باشيد او از ستم کاران انتقام خواهد گرفت.

» اي مردم آگاه باشيد او تمامي دژها را فتح و آن ها را ويران خواهد کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 1:6 |  لینک ثابت   • 

86/10/16

انتظار و شناخت بهتر امام عصر(عج)

انتظار و شناخت بهتر امام عصر(عج)

قبل از پرداختن به اينكه انتظار مايه شناخت بهتر ولايت امام عصر(عج) مى گردد توجه به نكات ذيل لازم است:
1 - از مهمترين وظيفه ى هرشيعه ى منتظر، شناخت امام زمان است. در روايات بسيارى كه به طريق شيعه و اهل سنّت از پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) و امامان معصوم عليهم السلام، نقل شده آمده است كه:
«هركس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است».
[1]
2 - شناخت امام زمان(عج) از شناخت امامان معصوم ديگر جدا نيست; اگر كسى به طور كلّى به شأن و جايگاه ائمه هدى واقف شد، صفات و ويژگى هاى آنها را شناخت و به مسئوليت خود در برابر آنها پى برد قطعاً نسبت به امام عصر(عج) نيز به شناختى شايسته مى رسد.
3 - مراد از شناخت امام شناختن نام و نسب امام(عليه السلام) و صفات و ويژگى هاى امام مى باشند; مؤلف مكيال المكارم مى فرمايند:
«بدون ترديد مقصود از شناختى كه امامان ما كه تحصيل آن را نسبت به امام زمانمان امر فرموده اند، اين است كه ما آن حضرت را آن چنان كه هست بشناسيم، به گونه اى كه اين شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهه هاى ملحدان و مايه نجاتمان از اعمال گمراه كننده ى مدعيان دروغين باشد، و چنين شناختى، جز به دو امر حاصل نمى گردد: اول شناختن شخص امام(عليه السلام) به نام و نسب و دوم شناخت صفات و ويژگى هاى او و به دست آوردن اين دو شناخت از اهم واجبات است».
[2]
با توجه به مطالب بيان شده انتظار مايه شناخت بهتر ولايت امام عصر(عج) مى گردد زيرا كسى كه منتظر شد و نام و ياد امام زمان(عج) در دل او تجلّى كرد صاحب دل بى قرار مى شود و با تمام وجود و از همه ى راه هاى ممكن براى شناخت بيشتر و رسيدن به قرب محبوبش گام بر مى دارد و هر گامى را كه بر مى دارد، او را بهتر درك مى كند در مى يابد كه غير از حضرت مهدى(عج) كسى نمى تواند وارث همه ى فضايل باشد و پرچم عدل را در سراسر جهان به اهتزاز در بياورد به تمام معنا شيفته و عاشق حضرت حجت مى شود و براى رسيدن به وصال و يا شناخت بيشتر او لحظه شمارى مى كند و با سوز و گدازى كه دارد از راه هاى ذيل بر معرفت خويش مى افزايد:
1. در ابتدا از عنايات خداوند متعال مدد مى جويد و از اين درگاه نيز توفيق شناخت حجتش را درخواست مى كند چرا كه خدا سرچشمه ى توفيق است.
2. از دستورها
[3] و روش هايى كه از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و ائمه معصومين عليم السلام براى شناخت بيشتر و بهتر امام رسيده است، استفاده مى كند مثلاً در باب سيرت دينى حضرت در مى يابد كه:
«مهدى(عج) در برابر خداوند و جلال خداوندى، فروتن است، بسيار فروتن، همچون عقاب، به هنگامى كه بالِ خويش فرو گشايد، و سر به زير انداخته، از اوج آسمان فرود آيد. مهدى در برابر جلال خداوند اينسان خاشع و فروتن است. خدا و عظمت خدا، در وجود او متجلّى است، همه ى هستى او را در خود فرو برده است; مهدى(عج) عادل است و خجسته و پاكيزه. او ذره اى از حق را فرو نگذارد. خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند... مهدى همواره بيم خداوند را به دل دارد، و به مقام تقربى كه نزد خداوند دارد مغرور نشود، او به دنيا دل نبندد و سنگى روى سنگ نگذارد. در حكومت او، به احدى بدى نرسد مگر آن كه حد خدايى جارى گردد».
[4]
يا اينكه از امام رضا(عليه السلام) مى آموزد كه وقتى خدا اراده كرد فردى را براى امور بندگانش انتخاب كند، شرح صدرى به وى عطا نموده قلبش را چشمه ى حقايق و حكمت ها، مى گرداند و علوم خودش را همواره به او الهام مى كند بعد از آن از هيچ جوابى عاجز نخواهد ماند و در بيان حقايق و راهنمايى صحيح به ظلالت و گمراهى مبتلا نمى گردد. از خطا معصوم است و از تأييدات و توفيقات و راهنمايى هاى خداوندى همواره برخوردار مى باشد. خدا او را به اين مقام برگزيده تا بر بندگانش، حجت و گواه باشد.
[5]
و از امام صادق(عليه السلام) مى آموزد كه فرمود:
«خدا ما را به نيكوترين خلقت آفريد و در آسمان و زمين خزانه دار علوم خويش قرار داد. درخت با ما، تكلم كرد و به عبادت كردن ما، خدا عبادت مى شود. اگر ما نبوديم خدا عبادت نمى شد».
[6]
آرى شخص منتظر مى آموزد كه امامان به نيكوترين خلقت آفريده شده اند و به اين نتيجه مى رسد كه بىولايت آنها هرگز نمى توان به درجات قرب الهى رسيد و اين شناخت، بهتر در سايه ى گفتار معصومين عليهم السلام، حاصل مى شود.
3. از برهان عقلى استفاده مى كند كه:
«هميشه بايد در بين نوع انسان، فرد كاملى وجود داشته باشد كه به تمام عقائد حقه ى الهى عقيده مند بوده تمام اخلاق و صفات نيك انسانى را به كار بسته و به تمام احكام دين عمل نمايد و همه را بدون كم و زياد بداند و در تمام اين مراحل، از خطائ و اشتباه و عصيان معصوم باشد، و اگر نوع انسان، زمانى از چنين فرد ممتازى خاطى گردد لازم مى آيد كه احكام الهى كه به منظور هدايت انسان نازل گشته است، از بين برود و افاضات و امدادهاى غيبى حق تعالى، منقطع شود و بين عالم ربوبى و عالم انسانى، ارتباطى برقرار نباشد».
[7]
4. مطالعه در راستى مهدى(عج):
1 - منتظران امام عصر(عج) با مطالعاتى كه دارند در مى يابند كه: او امام عصر و زمان و حجت حىّ و حاضر و ناظر خداوند است.
2 - آن حضرت وارث همه فضايل و شايستگى هايى هستند كه در خاندان رسالت وجود داشته است.
توجه و عشق به مهدى منتظران را به تحقيق وادار مى كند و آنان درك مى كنند كه آن امام احياء كننده ى مكتب اهل بيت عليهم السلام، بلكه احياء كننده ى دين و دين باورى در سراسر جهان هستند.
مطالعه درباره امام مهدى(عج)، مى آموزد كه حضرت حجت(عج) در بين امامان پيش از خود نيز از جايگاه ويژه اى برخوردار بوده ند. تا آنجا كه امام صادق(عليه السلام) در پاسخ كسى كه از ايشان مى پرسد: آيا قائم(عج) متولد شده است؟ مى فرمايد:
«.. لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَيّامَ حَياتى»
[8] ... اگر او را دريابم در طول زندگيم خدمتگذارش خواهم بود.
5. علاوه بر آنچه كه گفته شد، محبان كوى امام زمان(عج) براى رسيدن به محبوب خود، از تجربه ديگر داده هاى امام عصر(عج) استفاده مى برند و در پرتو راهنمايى هاى سالكان ديدار دوست، به مراحلى از شناخت مى رسند و رسيدن به اين مراحل بخشش خدادادى است.


[1] - مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج 8، ص 368، و ج 32، ص 321 و 333.
[2] - الموسوى الاصفهانى، ميرزا محمد تقى، مكيال المكارم، ج 2، ص 107.
[3] - محمدرضا حكيمى، خورشيد مغرب، ص 29 - 30 به نقل از المهدى الموعود، ج 1، ص 280 - 300.
[4] - همان، ص 281 - 300.
[5] - محمد بن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج 1، ص 390.
[6] - همان، ج 1، ص 368.
[7] - ابراهيم امينى، دادگستر جهان، چاپ 81، انتشارات شفق، ص 78.
[8] - النعمانى، محمد بن ابراهيم، الغيبة، ص 245 - 246.

نوشته شده توسط ریحانی در 22:30 |  لینک ثابت   • 

86/10/05

انتظار و شناخت بهتر امام عصر(عج)

انتظار و شناخت بهتر امام عصر(عج)

قبل از پرداختن به اينكه انتظار مايه شناخت بهتر ولايت امام عصر(عج) مى گردد توجه به نكات ذيل لازم است:
1 - از مهمترين وظيفه ى هرشيعه ى منتظر، شناخت امام زمان است. در روايات بسيارى كه به طريق شيعه و اهل سنّت از پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) و امامان معصوم عليهم السلام، نقل شده آمده است كه:
«هركس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلى مرده است».
[1]
2 - شناخت امام زمان(عج) از شناخت امامان معصوم ديگر جدا نيست; اگر كسى به طور كلّى به شأن و جايگاه ائمه هدى واقف شد، صفات و ويژگى هاى آنها را شناخت و به مسئوليت خود در برابر آنها پى برد قطعاً نسبت به امام عصر(عج) نيز به شناختى شايسته مى رسد.
3 - مراد از شناخت امام شناختن نام و نسب امام(عليه السلام) و صفات و ويژگى هاى امام مى باشند; مؤلف مكيال المكارم مى فرمايند:
«بدون ترديد مقصود از شناختى كه امامان ما كه تحصيل آن را نسبت به امام زمانمان امر فرموده اند، اين است كه ما آن حضرت را آن چنان كه هست بشناسيم، به گونه اى كه اين شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهه هاى ملحدان و مايه نجاتمان از اعمال گمراه كننده ى مدعيان دروغين باشد، و چنين شناختى، جز به دو امر حاصل نمى گردد: اول شناختن شخص امام(عليه السلام) به نام و نسب و دوم شناخت صفات و ويژگى هاى او و به دست آوردن اين دو شناخت از اهم واجبات است».
[2]
با توجه به مطالب بيان شده انتظار مايه شناخت بهتر ولايت امام عصر(عج) مى گردد زيرا كسى كه منتظر شد و نام و ياد امام زمان(عج) در دل او تجلّى كرد صاحب دل بى قرار مى شود و با تمام وجود و از همه ى راه هاى ممكن براى شناخت بيشتر و رسيدن به قرب محبوبش گام بر مى دارد و هر گامى را كه بر مى دارد، او را بهتر درك مى كند در مى يابد كه غير از حضرت مهدى(عج) كسى نمى تواند وارث همه ى فضايل باشد و پرچم عدل را در سراسر جهان به اهتزاز در بياورد به تمام معنا شيفته و عاشق حضرت حجت مى شود و براى رسيدن به وصال و يا شناخت بيشتر او لحظه شمارى مى كند و با سوز و گدازى كه دارد از راه هاى ذيل بر معرفت خويش مى افزايد:
1. در ابتدا از عنايات خداوند متعال مدد مى جويد و از اين درگاه نيز توفيق شناخت حجتش را درخواست مى كند چرا كه خدا سرچشمه ى توفيق است.
2. از دستورها
[3] و روش هايى كه از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و ائمه معصومين عليم السلام براى شناخت بيشتر و بهتر امام رسيده است، استفاده مى كند مثلاً در باب سيرت دينى حضرت در مى يابد كه:
«مهدى(عج) در برابر خداوند و جلال خداوندى، فروتن است، بسيار فروتن، همچون عقاب، به هنگامى كه بالِ خويش فرو گشايد، و سر به زير انداخته، از اوج آسمان فرود آيد. مهدى در برابر جلال خداوند اينسان خاشع و فروتن است. خدا و عظمت خدا، در وجود او متجلّى است، همه ى هستى او را در خود فرو برده است; مهدى(عج) عادل است و خجسته و پاكيزه. او ذره اى از حق را فرو نگذارد. خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند... مهدى همواره بيم خداوند را به دل دارد، و به مقام تقربى كه نزد خداوند دارد مغرور نشود، او به دنيا دل نبندد و سنگى روى سنگ نگذارد. در حكومت او، به احدى بدى نرسد مگر آن كه حد خدايى جارى گردد».
[4]
يا اينكه از امام رضا(عليه السلام) مى آموزد كه وقتى خدا اراده كرد فردى را براى امور بندگانش انتخاب كند، شرح صدرى به وى عطا نموده قلبش را چشمه ى حقايق و حكمت ها، مى گرداند و علوم خودش را همواره به او الهام مى كند بعد از آن از هيچ جوابى عاجز نخواهد ماند و در بيان حقايق و راهنمايى صحيح به ظلالت و گمراهى مبتلا نمى گردد. از خطا معصوم است و از تأييدات و توفيقات و راهنمايى هاى خداوندى همواره برخوردار مى باشد. خدا او را به اين مقام برگزيده تا بر بندگانش، حجت و گواه باشد.
[5]
و از امام صادق(عليه السلام) مى آموزد كه فرمود:
«خدا ما را به نيكوترين خلقت آفريد و در آسمان و زمين خزانه دار علوم خويش قرار داد. درخت با ما، تكلم كرد و به عبادت كردن ما، خدا عبادت مى شود. اگر ما نبوديم خدا عبادت نمى شد».
[6]
آرى شخص منتظر مى آموزد كه امامان به نيكوترين خلقت آفريده شده اند و به اين نتيجه مى رسد كه بىولايت آنها هرگز نمى توان به درجات قرب الهى رسيد و اين شناخت، بهتر در سايه ى گفتار معصومين عليهم السلام، حاصل مى شود.
3. از برهان عقلى استفاده مى كند كه:
«هميشه بايد در بين نوع انسان، فرد كاملى وجود داشته باشد كه به تمام عقائد حقه ى الهى عقيده مند بوده تمام اخلاق و صفات نيك انسانى را به كار بسته و به تمام احكام دين عمل نمايد و همه را بدون كم و زياد بداند و در تمام اين مراحل، از خطائ و اشتباه و عصيان معصوم باشد، و اگر نوع انسان، زمانى از چنين فرد ممتازى خاطى گردد لازم مى آيد كه احكام الهى كه به منظور هدايت انسان نازل گشته است، از بين برود و افاضات و امدادهاى غيبى حق تعالى، منقطع شود و بين عالم ربوبى و عالم انسانى، ارتباطى برقرار نباشد».
[7]
4. مطالعه در راستى مهدى(عج):
1 - منتظران امام عصر(عج) با مطالعاتى كه دارند در مى يابند كه: او امام عصر و زمان و حجت حىّ و حاضر و ناظر خداوند است.
2 - آن حضرت وارث همه فضايل و شايستگى هايى هستند كه در خاندان رسالت وجود داشته است.
توجه و عشق به مهدى منتظران را به تحقيق وادار مى كند و آنان درك مى كنند كه آن امام احياء كننده ى مكتب اهل بيت عليهم السلام، بلكه احياء كننده ى دين و دين باورى در سراسر جهان هستند.
مطالعه درباره امام مهدى(عج)، مى آموزد كه حضرت حجت(عج) در بين امامان پيش از خود نيز از جايگاه ويژه اى برخوردار بوده ند. تا آنجا كه امام صادق(عليه السلام) در پاسخ كسى كه از ايشان مى پرسد: آيا قائم(عج) متولد شده است؟ مى فرمايد:
«.. لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَيّامَ حَياتى»
[8] ... اگر او را دريابم در طول زندگيم خدمتگذارش خواهم بود.
5. علاوه بر آنچه كه گفته شد، محبان كوى امام زمان(عج) براى رسيدن به محبوب خود، از تجربه ديگر داده هاى امام عصر(عج) استفاده مى برند و در پرتو راهنمايى هاى سالكان ديدار دوست، به مراحلى از شناخت مى رسند و رسيدن به اين مراحل بخشش خدادادى است.


[1] - مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج 8، ص 368، و ج 32، ص 321 و 333.
[2] - الموسوى الاصفهانى، ميرزا محمد تقى، مكيال المكارم، ج 2، ص 107.
[3] - محمدرضا حكيمى، خورشيد مغرب، ص 29 - 30 به نقل از المهدى الموعود، ج 1، ص 280 - 300.
[4] - همان، ص 281 - 300.
[5] - محمد بن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج 1، ص 390.
[6] - همان، ج 1، ص 368.
[7] - ابراهيم امينى، دادگستر جهان، چاپ 81، انتشارات شفق، ص 78.
[8] - النعمانى، محمد بن ابراهيم، الغيبة، ص 245 - 246.

 

نوشته شده توسط ریحانی در 22:24 |  لینک ثابت   • 

86/10/03

آشنايي اجمالي با امام زمان(عج)

آشنايي اجمالي با امام زمان(عج)

حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ دوازدهمين پيشواي معصوم, بنابر نظرية مشهور, سحرگاهان پانزدهم شعبان سال 255 (هـ . ق) در سامراء متولد شد.
او هم نام پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ( م ح م د ) و هم كنية آن حضرت يعني ابوالقاسم است.
از جمله لقب هاي او, حجت, قائم, خلف صالح, صاحب الزمان و بقيه الله به شمار مي آيد اما مشهورترين آن ها مهدي ـ عليه السلام ـ است.
پدر بزرگوارش, حضرت امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ و مادر گراميش نرجس خاتون است كه او را «سوسن», «ريحانه» و «صقيل» نيز ناميده اند.
[1]
امام زمان ـ عليه السلام ـ زماني تولد يافت كه عباسيان حاكم بر سامراء و بغداد, زندگي امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ را كنترل كرده و براي يافتن آخرين حجت الهي و نابودي او سخت مي كوشيدند از اين رو تولد آن حضرت, بسيار مخفيانه و معجزه آسا صورت گرفت. البته برخي وكلاي امام عسكري ـ عليه السلام ـ و شيعيان و خدمتگزاران مطمئنش, از اين تولد آگاهي داشتند. مانند محمد بن عثمان عمري, محمد بن اسماعيل بن موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ حكيمه خاتون دختر امام جواد ـ عليه السلام ـ ابو علي بن مطهر, عمرو اهوازي و ابو نصر طريف.
آري! يازدهيمن پيشواي معصوم ـ عليه السلام ـ در فرصت هاي مناسب, فرزند و جانشين خود را به ديگران مي نماياند و به آنان معرفيش مي كرد. چنان كه وقتي محمد بن عثمان عمري با چهل نفر ديگر از شيعيان به حضور امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ شرفياب شدند, آن حضرت, مهدي ـ عليه السلام ـ را به آنان نشان داد و فرمود: اين, پس از من, امام شما و جانشين من بين شما است. با وجود اين, حضرت حجت ـ عليه السلام ـ پس از ولادتش همچنان پنهان مي زيست تا آن كه امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ در سال 260 (هـ . ق) يعني 28 سالگي با دسيسة معتمد عباسي, مسموم و شهيد شد و حضرت صاحب الزمان ـ عليه السلام ـ به امامت رسيد.
ابوالأديان مي گويد: من از خدمتگزاران امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ بودم و نامه هاي او را به مناطق مختلف مي بردم. روزي آن حضرت به من نامه هايي داد و فرمود: اين ها را به «مدائن» ببر, تا پانزده روز در سامراء نخواهي بود, پس از آن وقتي برگردي خواهي يافت كه ناله و شيون از خانة من بلند است و جسدم را در محل غسل گذاشته اند.
گفتم: سرورم! اگر چنين شود, چه كسي پس از شما امام است؟ فرمود: هر كس بر جنازه ام نماز بخواند. گفتم: نشانة ديگري ذكر بفرماييد! فرمود: هر كس از آن چه ميان هميان است خبر دهد. ابهت امام ـ عليه السلام ـ آن چنان بود كه ديگر نتوانستم از او بپرسم مقصودشان از اين نشانه چيست.
نامه هاي آن حضرت را به «مدائن» بردم و پاسخشان را گرفتم. پس از پانزده روز وقتي به سامراء وارد شدم به خانة امام ـ عليه السلام ـ آمدم, ناگاه صداي ناله و شيون از آن جا شنيدم و ديدم برادرش جعفر (كذاب) كنارخانه نشسته است و برخي شيعيان, رحلت امام ـ عليه السلام ـ را به او تسليت و به امامت رسيدش را تبريك مي گويند. از اين موضوع در شگفت شدم زيرا من با چشمانم ديده بودم جعفر, شراب مي خورد, قمار بازي مي كرد و اهل تار و طنبور بود به هر حال من نيز جلو رفتم و رحلت برادرش را به او تسليت و پيشوائيش را تبريك گفتم اما او چيزي از من نپرسيد. ناگاه «عقيد» خادم حضرت عسكري ـ عليه السلام ـ حاضر شد و به جعفر گفت: جنازة برادرتان را كفن كردند بياييد بر آن نماز بگذاريد. جعفر, همراه برخي شيعيان وارد خانه شدند جسد پاك امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ, ميان تابوتي در حيات خانه بود. جعفر پيش رفت تا بر جنازة مطهر امام ـ عليه السلام ـ نماز بخواند. وقتي خواست تكبير بگويد ناگاه كودك گندم گون و سياه موي كه دندان هاي پيشينش قدري از هم فاصله داشت, ظاهر شد, جعفر را كنار زد و گفت: عمو! كنا برو! من بايد بر پدرم نماز بخوانم, او با چهره اي درهم كشيده كنار رفت و آن كودك بر پيكر پاك امام ـ عليه السلام ـ نماز خواند و او را در خانه اش, جوار قبر امام هادي ـ عليه السلام ـ دفن فرمود.
ابو الأديان در ادامه مي گويد: آن كودك به من رو زد و گفت: اي مرد بصري! پاسخ نامه هايي را كه همراهت است بده! آن ها را به او دادم و با خود گفتم: اينها (اقامة نماز بر جسد پاك امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ و در خواست پاسخ نامه ها) دو نشانة امامت اوست و منتظر ماندم تا نشانة ديگر يعني خبر دادن از آن چه ميان هميان است را نيز بيابم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریحانی در 22:28 |  لینک ثابت   •