88/08/28
ايجاد رعب، ترفند دشمن در مسئله اقتصاد
[مسئولين آمريكا] را ببينيد، راجع به جمهوري اسلامي كه حرف ميزنند، نفرت و بغض و دشمني ملت ايران و جمهوري اسلامي، از سر و صورتشان ميبارد. اما چرا با اين همه نفرت، نميتوانند هيچ غلطي بكنند؟ چرا؟ علت چيست؟ چه دليلي دارد؟ كي شما را نگهداشته است؟ كي مانع از ضربه زدن آنها شده است؟ كي مانع شده است از اينكه محاصره اقتصادي كامل و تام و تمامي بكنند و به تعبير خودشان، پدر ملت ايران در بياورند؟ آن وقت بعضي از اين آدمهاي سادهلوح ضعيفالنفس هم، همينها را تكرار ميكنند كه آقا، پدر ملت ايران را در ميآورند. غلط ميكنند. مگر ميتوانند پدر ملت ايران را در بياورند؟ اينها كساني هستند كه ملت ايران پدرشان را درآورده است. بنا بر اين، ضعف دارند. قدرت آنچنان ندارند. البته، شرطش اين است كه ملت ايران، همين جور كه بحمدالله تا امروز در صحنه بوده است، در صحنه باشد. شرطش اين است كه خناسها و وسواسها نيفتند توي مردم، دل آنها را خالي كنند كه آقا چنين شد، آقا چنان شد. آقا ميزنند، آقا ميبرند. نه آقا، اين حرفها چيست؟ ما يك ملت قوي و مستحكم هستيم. ما كه فلان كشور دو ـ سه ميليوني فلان گوشه آفريقا نيستيم كه هر غلطي دلشان خواست، بتوانند با ما بكنند. ما ملتي در مركز مدنيت تاريخي دنيا، و امروز هم در سر يك چهار راه مهم، از چهار راههاي جهاني، هستيم.
88/08/05
نتیجه اصلاح طلبها
-و چون به آنان گفته شود در زمين فساد مكنيد مىگويند ما خود اصلاحگريم (۱۱)
أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ يَشْعُرُونَ ﴿۱۲﴾
- بهوش باشيد كه آنان فسادگرانند ليكن نمىفهمند (۱۲)
( سوره بقره )
87/04/14
عرفان واخلاق در انديشه هاي شهيد استاد مطهري
چكيده
در اين مقاله بر آن شدهايم تا «عرفان» را از ديدگاه استاد شهيد مطهري بررسي كرده، به تبيين نگرشها وگرايشهاي عرفاني او بپردازيم؛ چه اينكه استاد، عرفان را از نوع شناخت شهودي و مبتني بر سير و سلوك عملي دانسته تا انسانِ عارفِ سالك، از مرحله «فهميدن» به منزل «رسيدن و ديدن» تكامل يافته، به مقام توحيد درمراتب گوناگون نائل شود كه عرفان را با توحيد ناب و انسان كامل نسبتي تام و تمام خواهد بود و در اين جهت برخيازاصول عرفاني از وحدت شخصي وجود، سلوك و شهود، رياضت و عشق و محبّت بررسي شده و استاد، مقوله«وحدت وجود» را در مقام تصوّر و تصديق از نوع سهل و ممتنع دانسته، معتقد است: بسيار اندكند كساني كه بهحقيقت معنا و ماهيت آن ميپردازند.
ادامه مطلب
87/04/14
حجاب هاي روحي
بعضي از انسانها روحشان در حجاب است، حقايق را نميبينند، مانند حيوانات فقط ظاهر دنيا را ميبينند. خداي تعالي در قرآن ميفرمايد: يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَاآنها ظاهري از زندگي دنيا را ميبينند و بيشتر از آن، چيزي به فهم و قلبشان وارد نشده است و در ادامه همين آيه خداي تعالي در قرآن ميفرمايد: وَهُمْ عَنْ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ»:«و آنها از آخرت حقيقتاً غافل هستند، و به تعبير ديگري خداي تعالي ميفرمايد: وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ»خداوند پردهاي جلوي رويش و پردهاي از پشت سرش انداخته البته پرده مَثَلي است براي نديدن كه حقيقت را نبينند». يعني همان بي ميلي و بي محبتي آنها نسبت به پيام الهي و بي اعتنايي به سخن انبيا(عليهمالسلام)، پردهاي است كه به دست خود آنها، جلوي فهم آنها را گرفته است كه: «فهم لايبصرون»؛ «حقيقت را نميبينند و نميفهمند».
ادامه مطلب
87/04/01
سيره اخلاقي و سياسي امام رضا عليه السلام
در تاريخ تولد حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام بين علماي اماميه اختلاف وجود دارد . ولي آنچه مشهور است ايشان در يازدهم ذيقعده سال 148 هجري درمدينه متولد شدند.
مادر اين بزرگوار نقل کرده است که چون فرزند خود را حامله شدم به هيچ وجه سنگيني حمل در خود احساس نمي کردم ، وچون به خواب مي رفتم صداي تسبيح و تحليل ازشکم خود مي شنيدم وگاهي وحشت زده مي شدم وچون بيدار مي گشتم صدايي نمي شنيدم . موقعي که فرزندم متولد شد دستهاي خود را به زمين گذاشت و سرخود را به آسمان بلند کرد ، لبهاي ايشان حرکت مي کرد وسخني مي گفتند که من نمي فهميدم. درهمان ساعت امام هفتم عليه السلام نزد من آمدند وفرمودند : « اي نجمه گوارا باد تو را کرامت پروردگار.» سپس فرزند خود را درجامعه سفيدي پيچيدم وبه آن حضرت دادم ، ايشان در گوش راستش اذان ، ودرگوش چپش اقامه گفتند، وبعد ازآن آب فرات طلبيدند وبا آن آب کام او را برداشتند ، بعد به دست من دادند وفرمودند :« بگير فرزندت را ، که خليفه خداست درروي زمين وحجت اوست بعد ازمن »1
ادامه مطلب
87/03/27
ختم صلوات
هم اكنون با توكل به پروردگار يك ختم صلوات بنيت يكصدو بيست وچهار هزار پيامبريكصدو بيست چهار هزار صلوات را با همكاري شما دوستداران اهل بيت عصمت وطهارت انجام مي دهيم
وبلاگ زیر این ختم صلوات را برگزار کرده است :
87/03/27
اسلام و سلامت روان
ب. زندگي پديده اي ارزشمند است كه اين ارزشمندي را مي توان به باور داشتن انسانيت يا اعتقاد به هر مذهبي تعبير كرد.
ادامه مطلب
87/02/29
انگيزه دورى از گناه
اگر حتى خداوند، بندگانش را،از نافرمانى كردن و گناه ورزيدن نترسانيده بود، باز هم واجب بود كه انسان ، مرتكب هيچ گناهى نشود، تا به اين وسيله ، در برابر نعمتهاى او سپاسگزارى كرده باشد.
شرح:
كسيكه گناه ميكند و فرمان خداوند را به جاى نمى آورد، در حقيقت ، نعمت هايى را كه خداوند به او داده است ، تباه ميكند. زيرا چنين كسى ، براى آن كه بتواند گناهى را مرتكب شود، ناچار بايد تمام نيروهائى را كه در وجودش هست ، به كار ببرد. در حاليكه خداوند، اين نيروها را، براى گناه و نافرمانى كردن به او نداده است.
خداوند، اين نيروها را، براى گناه و نافرمانى كردن به او نداده است .
فرزند عزيز، كسى را در نظر بگير، كه مى خواهد، بر خلاف فرمان خداوند، مرتكب گناه شود، و بطور مثال ، دست به دزدى بزند:
تمام اعضاء بدن آن شخص ، بايد وظايف خود را، با تمام نيرويى كه دارند انجام دهند، تا او توانايى انجام چنين گناهى را داشته باشد.ششهاى او، بايد بطور مرتب هواى تازه را به خود بگيرند، تا او نفس بكشد و زنده بماند، قلبش بايد بطور منظم در حال تپيدن باشد، تا خون به تمام پيكرش برسد و او را زنده نگاه دارد، چشمهايش بايد توانايى ديدن داشته باشند، تا او راه خود را ببيند، پاهايش بايد قادر به حركت و قدم برداشتن باشند، تا او در مسيرى كه با چشمش مى بيند، پيش برود، گوشهايش بايد توانايى شنيدن داشته باشند، تا او صداى نزديك شدن مردم را تشخيص بدهد و از خطر فرار كند، دستهايش بايد توانايى كار و حركت داشته باشند، تا او درها را باز كند و اشياى را بردارد، مغزش بايد كار خود را انجام دهد،تا ساير اعضاى بدنش از آن فرمان بگيرند، و وظايف خود را اجرا كنند... و اگر يكى از اين اعضاى ، يعنى يكى از اين نعمتهايى كه خداوند بهانسان داده است ، كار خود را به درشتى انجام ندهد، شخص گناهكار، قادر به انجام گناهنخواهد بود.
پس مى بينى كه گناهكار، براى آنكه در برابر خداوند، مرتكب گناه و نافرمانى ، شود، از همان امكانات و نيروهايى استفاده ميكند، كه خداوند، آنها را، براى انجام كارهاى درست و نيك به او داده است . به اين ترتيب ، آيا شخص گناهكار، با انجام هر كدام از گناهان خود، و نعمتها و نيروهايى را كه خداوند دارد، تباه و حرام نمى كند؟
البته خداوند، به بندگان خود هشدار داده ، و آنها را از گناه و نافرمانى ، بيمناك كرده است . ولى اگر خداوند چنين بيم و هشدارى هم نداده بود، و اگر انسان آسوده خاطر بود كه به خاطر گناهانش كيفر و مجازات نخواهد ديد، باز هم حق نداشت نعمتهاى خداوند را تباه كند. يعنى در برابر نعمتهاى ديدن ، شنيدن ، بوئيدن ، حركت ، تپيدن قلب ، تنفس ششها، انديشيدن ، توانايى انجام كارهاى گوناگون داشتن ، و هزاران نعمت ديگر، انسان بايد قدرشناس باشد، و به - شكرانه اين نعمتهاى بزرگ و با ارزش ، هرگز مرتكب گناه و نافرمانى خداوند نشود.
حكمت / 290
87/02/29
حجاب هاي روحي
بعضي از انسانها روحشان در حجاب است، حقايق را نميبينند، مانند حيوانات فقط ظاهر دنيا را ميبينند. خداي تعالي در قرآن ميفرمايد: يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَاآنها ظاهري از زندگي دنيا را ميبينند و بيشتر از آن، چيزي به فهم و قلبشان وارد نشده است و در ادامه همين آيه خداي تعالي در قرآن ميفرمايد: وَهُمْ عَنْ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ»:«و آنها از آخرت حقيقتاً غافل هستند، و به تعبير ديگري خداي تعالي ميفرمايد: وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ»خداوند پردهاي جلوي رويش و پردهاي از پشت سرش انداخته البته پرده مَثَلي است براي نديدن كه حقيقت را نبينند». يعني همان بي ميلي و بي محبتي آنها نسبت به پيام الهي و بي اعتنايي به سخن انبيا(عليهمالسلام)، پردهاي است كه به دست خود آنها، جلوي فهم آنها را گرفته است كه: «فهم لايبصرون»؛ «حقيقت را نميبينند و نميفهمند».
اولين چيزي كه براي روندگان راه حقيقت و در مسير حركت به سوي خدا پيش ميآيد، اين است كه در اثر ايمان به پروردگار و كنار گذاشتن چيزي كه دلخواه انسان است و خدا آن را نميخواهد، فهم قلبي انسان، به همان مقداري كه انسان از خواستههاي دل گذشت ميكند، به حقايق باز ميشود و حقايق را به تدريج ميفهمد. به يك معناي دقيقتر، ميگويند حقايق برايش كشف ميشود؛ يعني آن بينايي و بصيرتي كه قبل از ترك گناهان نداشت، پس از آنكه در اثر ايمان به پروردگار، خواستههاي نفساني را ترك كرد، يك فهم ديگري پيدا ميكند و به تدريج حقايق برايش روشن ميشود.
كسي كه از عمق قلبش خدا را شناخته، به سوي خدا حركت ميكند، و با تمام وجود به سوي خدا بر ميگردد و وقتي چنين شد اين حالت را پيدا ميكند؛ چون نميشود انسان قلبش متوجه خدا بشود، اما به سوي او حركت نكند و اعمال و رفتارش خدايي و خداپسندانه نشود، و آنگاه حقايق معنوي به قلبش باز نشود و هر روز حقايق جديدي از آيات قرآن نفهمد؛ مثل رانندهاي كه در جاده حركت ميكند، هرچه جلوتر ميرود مناظر جديدتري ميبيند، لذا سالك الي الله هرچه بيشتر به سوي خدا ميرود حقايق بيشتري برايش كشف ميشود و پردههاي بيشتري از جلوي چشمش كنار ميرود.
البته من نميخواهم كلمه "مكاشفه" را زياد به كار ببرم، زيرا از اين كلمه افراد نا اهل سوء استفاده ميكنند. اما مطلبي كه توضيح دادم همان مكاشفه است و اين توضيحات را دادم تا فكر نكنيد هر كس بين خواب و بيداري صحنهاي و مطلبي را ديد، اين مكاشفه است و كسي كه آن را ديده اهل معنويت است؛ نه! مكاشفه حقيقي آن است كه انسان در اثر ايمان به پروردگار و عمل صالح، به خدا نزديك ميشود و خداوند متعال هم حقايقي را به او، چه در خواب و چه در بيداري، و چه در بين خواب و بيداري، ميفهماند و اين فهماندن طوري است كه انسان تقوايش بيشتر ميشود و از غفلت دور ميشود.
مكاشفه اميرالمؤمنين علي(عليهالسلام)
يك نمونه از اين مكاشفه، در حد اعلاي آن، از اميرالمؤمنين، علي(عليهالسلام) نقل شده است البته براي تعليم به ما، نه در حد و مقام آن حضرت كه ميفرمايد: من يك شب در يكي از باغهاي فدك بيل دستم بود، ميخواستم زمين را بيل بزنم، يك وقت ديدم يك خانم بسيار زيبا، كه من فكر كردم او "بنت عامر"، زيباترين زن قريش است، به من پيشنهاد كرد بيا با من ازدواج كن، تا تمام گنجهاي زمين را در اختيارت بگذارم، كه ديگر بيل نزني. گفتم: تو كي هستي.
گفت: من دنيا هستم.
ادامه مطلب
87/02/26
آيا معراج با علوم روز سازگار است؟
ولى با فرو ريختن پايه هاى هيئت بطلميوسى مسأله خرق و التيام بدست فراموشى سپرده شد، اما با پيشرفتى كه در هيئت جديد به وجود آمد مسائل تازه اى در زمينه معراج مطرح شده و سؤالاتى از اين قبيل:
1 براى اقدام به يك سفر فضائى نخستين مانع نيروى جاذبه است كه بايد با وسائل فوق العاده بر آن پيروز شد، زيرا براى فرار از «حوزه جاذبه زمين» سرعتى لااقل معادل چهل هزار كيلومتر در ساعت لازم است!.
2 مانع ديگر، فقدان هوا در فضاى بيرون جو زمين است كه بدون آن انسان نمى تواند زندگى كند.
3 مانع سوم گرماى سوزان آفتاب و سرماى كشنده اى است كه در قسمتى كه آفتاب مستقيماً مى تابد و قسمتى كه نمى تابد وجود دارد.
4 مانع چهارم اشعّه هاى خطرناكى است كه در ماوراء جوّ وجود دارد، مانند اشعه كيهانى و اشعّه ماوراء بنفش و اشعه ايكس، اين پرتوها هرگاه به مقدار كم به بدن انسان بتابد زيانى بر ارگانيسم بدن او ندارد، ولى در بيرون جوّ زمين اين پرتوها فوق العاده زياد است و كشنده و مرگبار، اما براى ما ساكنان زمين وجود قشر هواى جوّ مانع از تابش آنها است.
5 مشكل بى وزنى است، گرچه انسان تدريجاً مى تواند به بى وزنى عادت كند ولى براى ما ساكنان روى زمين اگر بى مقدمه به بيرون جو منتقل شويم و حالت بى وزنى دست دهد، تحمل آن بسيار مشكل يا غير ممكن است.
6 و سرانجام مشكل زمان ششمين مشكل و از مهمترين موانع است، چرا كه علوم روز مى گويد سرعتى بالاتر از سرعت سير نور نيست و اگر كسى بخواهد در سراسر آسمانها سير كند بايد سرعتى بيش از سرعت سير نور داشته باشد.
در برابر اين سؤالات توجه به چند نكته لازم است:
1 ما مى دانيم كه با آنهمه مشكلاتى كه در سفر فضائى است بالاخره انسان توانسته است با نيروى علم بر آن پيروز گردد، و غير از مشكل زمان همه مشكلات حل شده و مشكل زمان هم مربوط به سفر به مناطق دور دست است.
2 بدون شك مسأله معراج، جنبه عادى نداشته بلكه با استفاده از نيرو و قدرت بى پايان خداوند صورت گرفته است، و همه معجزات انبياء همين گونه است، به عبارت روشنتر معجزه بايد عقلا محال نباشد، و همين اندازه كه عقلا امكان پذير بود بقيه با استمداد از قدرت خداوند حل شدنى است.
هنگامى كه بشر با پيشرفت علم توانائى پيدا كند كه وسائلى بسازد سريع، آنچنان سريع كه از حوزه جاذبه زمين بيرون رود، سفينه هائى بسازد كه مسأله اشعه هاى مرگبار بيرون جوّ را حل كند، لباسهائى بپوشد كه او را در برابر سرما و گرماى فوق العاده حفظ نمايد، با تمرين به بى وزنى عادت نمايد، خلاصه جائى كه انسان بتواند با استفاده از نيروى محدودش، اين راه را طى كند آيا استمداد از نيروى نامحدود الهى حل شدنى نيست؟!
ما يقين داريم كه خدا، مركب سريع السيرى كه متناسب اين سفر فضائى بوده باشد در اختيار پيامبرش گذارده است، و او را از نظر خطراتى كه در اين سفر وجود داشته زير پوشش حمايت خود گرفته، اين مركب چگونه بوده و چه نام داشته؟ براق؟ رفرف؟ يا مركب ديگر؟ در هرحال مركب مرموز و ناشناخته اى است از نظر ما؟.
از همه اينها گذشته فرضيه حداكثر سرعت كه در بالا گفته شد، امروز در ميان دانشمندان متزلزل شده، هر چند «اينشتاين» در فرضيه معروف خودش به آن سخت معتقد بوده است.
دانشمندان امروز مى گويند امواج جاذبه بدون نياز به زمان، در آن واحد از يكسوى جهان به سوى ديگر منتقل مى شوند و اثر مى گذارند، و حتى اين احتمال وجود دارد كه در حركات مربوط به گستردگى جهان (مى دانيم جهان در حال توسعه است و ستاره ها و منظومه ها به سرعت از هم دور مى شوند) منظومه هائى وجود دارند كه با سرعتى بيش از سرعت سير نور از مركز جهان دور مى شوند (دقت كنيد).
كوتاه سخن اينكه مشكلاتى كه گفته شد هيچكدام به صورت يك مانع عقلى در اين راه نيست، مانعى كه معراج را به صورت يك محال عقلى درآورد، بلكه مشكلاتى است كه با استفاده از وسائل و نيروى لازم، قابل حل است.
به هرحال مسأله معراج نه از نظر استدلالات عقلى غير ممكن است و نه از نظر موازين علم روز، و خارق العاده بودن آن را نيز همه قبول دارند بنابراين هرگاه با دليل قاطع نقلى ثابت شود بايد آن را پذيرفت(2)
پينوشت ها:
1 «خرق» به معنى شكافتن و «التيام» به معنى به هم آمدن است. بعضى از فلاسفه قديم معتقد بودند كه اين امر در افلاك امكان پذير نيست.
2 براى توضيح بيشتر به كتاب «همه مى خواهند بدانند» كه در زمينه معراج و شق القمر و عبادت در قطبين بحث كرده ايم مراجعه فرمائيد.
منبع:
جمعي از نويسندگان، زير نظر ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه 12/17
87/01/23
فرازي از نيايش دکتر علي شريعتي
خدايا, جامعه ام را از بيماري تصوف و معنويت زدگي شفا بخش, تا به زندگي و واقعيت باز گردد و مرا از ابتزال زندگي و بيماري واقعيت زدگي نجات بخش, تا به ازادي عرفاني و کمال معنوي برسم.
خدايا, اين ايه راکه بر زبان داستايوسکي رانده اي , بر دلهاي روشنفکران فرودار که : (( اگر خدا نباشد , همه چيز مجاز است.)) جهان فاقد معني
و زندگي فاقد هدف و انسان پوچ است و انسان فاقد معني, فاقد مسئوليت نيز هست.
خدايا , در برابر هر چه ماندن را به تباهي ميکشاند , مرا با نداشتن و نخواستن رو يين تن کن.
خدايا , در تمامي عمرم , به ابتذال لحظه اي گرفتارم مکن که به موجوداتي بر خورم که در تمامي عمر , لحظه اي را در ترجيح عظمت , عسيان و رنج,
بر خوشبختي , ارامش و لذت اندکي ترديد کرده اند!
خدايا, به هر که دوست ميداري بياموز که : عشق از زندگي کردن بهتر است و به هرکه , دوست تر ميداري, بچشان که: دوست داشتن از عشق برتر .
خدايا , به من توفيق تلاش در شکست , صبر در نوميدي , رفتن بي همراه , جهاد بي سلاح , کار بي پاداش, فداکاري در سکوت , دين بي دنيا, مذهب بي عوام , عظمت بي نام , خدمت بي نان , ايمان بي ريا , خوبي بي نمود , گستاخي بي خامي , مناعت بي غرور , عشق بي هوس , تنهايي در انبوه جمعيت , دوست داشتن بي انکه دوست بدارند , روزي کن.
خدايا , مرا همواره هشيار و اگاه دار , تا پيش از شناختن درست و کامل کسي يا فکري , مثبت يا منفي قضاوت نکنم .
خدايا , شهرت, مني را که مي خواهم باشم , قرباني مني که مي خواهند باشم, نکند.
خدايا , خود خواهي مرا چنان در من بکش , يا چنان برکش تا خودخواهي ديگران را احساس نکنم , و از ان در رنج نباشم.
خدايا , اتش مقدس شک را انچنان در من بيفروز تا همه يقين هايي را که در من نقش کرده اند , بسوزد و و انگاه از پس توده اين خاکستر
لبخند مهروار بر لبهاي صبح يقيني, شسته از هر غبار طلوع کند.
87/01/16
ناگفته هايي در مورد آب زمزم
اين دانشمند تحقيقات بسياري را بر روي آب زمزم انجام داده و به اين نتيجه رسيده است که آب زمزم، آبي با برکت و منحصر به فرد است و بلورهاي آن شبيه هيچ آب ديگري نيست و به هيچ وجه خواص آن تغيير نمي کند.
وي که پايه گذار نظريه تبلور ذرات آب است، مي گويد: جمله "بسم الله الرحمن الرحيم" که در قرآن کريم وجود دارد و مسلمانان آن را در ابتداي کارهاي خود يا در هنگام غذاخوردن و يا موقع خواب بر زبان مي آورند، تأثير عجيبي بر بلورهاي آب دارد.
به گزارش سايت محيط، وي مي افزايد: زماني که بسم الله الرحمن الرحيم گفته مي شود، تغييرات عجيبي در بلورهاي آب رخ داده و آنها بسيار زيباتر مي شوند، لذا مي توان با گذاشتن کاستي از تلاوت قرآن کريم در کنار آب، آن را زيباتر و با صفاتر نمود

87/01/16
کشف معجزه ریاضی قرآن از طریق کامپیوتر
- يکى از بزرگترين معجزات
پديده بى نظيرى که در قرآن وجود دارد، در هيچ کتاب نوشته دست بشر يافت نميشود. هر يک از عناصر قرآن داراى ترکيبى است رياضى: سوره ها، آيات، لغات، تعداد حروف، تعداد کلمات هم خانواده، تعداد و انواع اسم هاى الهى، طرز نوشتن بعضى لغات، عدم وجود يا تغيير عمدى بعضى حروف در بعضى لغات و بسيارى از عوامل ديگر قرآن بغير از محتوياتش، همگى داراى ترکيبى خاص هستند. سيستم رياضى قرآن دو جنبه مهم دارد: (۱) انشاء رياضى، و(۲) ساختمان رياضى قرآن که شامل شماره سوره ها و آيات است. بخاطر اين کد رياضى جامع، کوچگترين تغيير در متن يا ساختمان ترکيبى قرآن، بلافاصله آشکار ميشود.
بسادگى قابل درک
غير قابل تقليد
براى اولين بار در تاريخ، ما کتابى داريم با اثبات نويسندگى الهى_ ترکيب رياضى ماوراء انسانى.
خوانندگان اين کتاب به آسانى ميتوانند معجزه رياضى قرآن را بررسى کنند. کلمه خدا (الله) در سراسر قرآن با حروف بزرگ و پر رنگ نوشته شده است. در گوشه سمت چپ پايين هر صفحه، مجموع تعداد دفعاتى که کلمه ''خدا'' از ابتداى قرآن تا آن صفحه تکرار شده است، نوشته شده. شماره نوشته شده در گوشه سمت راست پايين صفحه، مجموع شماره آياتى است که کلمه ''خدا'' در آنها تکرار شده است. آخرين صفحه کتاب، يعنى صفحه ۶۰۴، جمع کل تعدد تکرار کلمه ''خدا'' را در قرآن نشان ميدهد که ۲۶۹۸ مرتبه است، يا ۱۴۲۱۹. مجموع شماره آياتى که دارى کلمه ''خدا'' است، ميشود ۱۱۸۱۲۳، اين عدد هم بر ۱۹ قابل قسمت است: (۱۱۸۱۲۳=۱۹۶۲۱۷).
عدد نوزده مخرج مشترک سراسر سيتم رياضى قرآن است.
اين پديده بتنهايى اثبات غير قابل تقليدى است که نشان ميدهد قرآن پيغام خدا است به دنيا. هيچ بشرى نميتوانسته حساب ۲۶۹۸ تکرار کلمه ''خدا'' و تعداد شماره آياتى را که کلمه ''خدا'' در آنها تکرار شده است، داشته باشد. اين پديده خصوصا غير ممکن است وقتيکه در نضر داشته باشيم (۱) که قرآن در زمان جهالت و نادانى آشکار شد، و (۲) سوره ها و آيات وحى شده از نظر زمان و مکان وحى با هم فاصله بسيارى داشتند. ترتيبى که سوره ها و آيات در ابتدا فرستاده شد، بکلى با آخرين ترتيب قرار گرفتن شان (ضميمه ۲۳) فرق داشت. اما، سيستم رياضى قرآن تنها به کلمه ''خدا'' محدود نيست؛ بلمه بسيار گستره، بسيار پيچيده، و کاملا جامع است.
حقايق ساده
مانند خود قرآن، کد رياضى قرآن از بسيار ساده تا بسيار مشگل تغيير ميکند. حقايق ساده مشاهداتى است که بدون هيچ وسايلى ميتوان آنها را بررسى کرد. حقايق پيچيده به کمک ماشين حساب يا کامپيوتر قابل رويت است. بررسى حقايق زير به هيچ وسيله اى احتياح ندارد، اما خواهشمند است بخاطر داشته باشيد که همه اينها به متن عربى اصلى اشاره دارد:
۱. اولين آيه (۱:۱)، معروف به ''بسم الله، شامل......................۱۹ حرف است.
۲. قرآن داراى ۱۱۴ سوره است که ميشود................................۱۹۶ .
۳. مجموع آيات در قرآن ۶۳۴۶ است که ميشود......................۱۹۲۳۴ .
[۶۲۳۴ آيه شماره گذارى شده است و ۱۱۲ آيه (بسم الله) شماره گذارى نشده است که ميشود ۶۲۳۴ =۱۱۲+۶۲۳۴] توجه کنيد که ۶+۴+۳+۶ ميشود...........۱۹ .
۴. بسم الله ۱۱۴ مرتبه تکرار شده است، با وجود غيبت مرموز آن در سوره ۹ (درسوره ۲۷ دو بار تکرار شده است ) و ۱۱۴ = ..................................۱۹۶ .
۵. از غيبت بسم الله در سوره ۹ تا بسم الله اضافى در سوره ۲۷، دقيقا.......... ۱۹ سوره است.
۶. مجموع شماره سوره ها از ۹ تا ۲۷ (۲۷+۲۶+......+۱۲+۱۱+۱۰+۹) = ۳۴۲ يا ............۱۹۱۸.
۷. اين مجموع (۳۴۲) همچنين مساوى است با مجموع کلمات بين دو بسم الله سوره ۲۷، و ۳۴۲ =.................................۱۹۱۸.
۸. اولين آيات معروفى که اول وحى شد (۵-۱:۹۶) شامل ...........۱۹ کلمه است.
۹. اين اولين وحى ۱۰ کلمه اى، داراى ۷۶ حرف است ..................۱۹ ۴.
۱۰. سوره ۹۶ که از نظر ترتيب زمانى اولين سوره است، داراى ..........۱۹ آيه است.
۱۱. اين اولين سوره از نظر ترتيب زمانى، از آخر قرآن ...............۱۹ همين است.
۱۲. سوره ۹۶ شامل ۳۰۴ حرف عربى است، و ۳۰۴ ميشود............۱۹۱۶.
۱۳. آخرين سوره فرستاده شده(سوره ۱۱۰) شامل................۱۹ کلمه است.
۱۴. اولين آيه از آخرين سوره وحى شده (۱:۱۱۰) شامل ........۱۹ حرف است.
۱۵. ۱۴ حرف مختلف عربى، ۱۴ ''پاراف قرآنى'' مختلف (مانند ا . ل. م، از ۲:۱) را تشکيل ميدهند که در ابتداى ۲۹ سوره قرار دارند. مجموع اين اعداد ميشود ۱۴+۱۴+۲۹=۵۷ يا ۱۹۳.
۱۶. مجموع ۲۹ سوره اى که ''پارافهاى قرآن'' در آنها آمده است ميشود:
۸۲۲=۶۸+۵۰+..........+۷+۳+۲، و ۸۲۲+۱۴ (۱۴ مجموعه پارافها) ميشود ۸۳۶، يا ۱۹۴۴.
۱۷. بين اولين سوره پاراف دار(۲) و آخرين سوره پاراف دار (۶۸)، ۳۸ سوره بدون پاراف وجود دارد.........................۱۹۳۸.
۱۸. بين اولين و آخرين سوره هاى پاراف دار...................۱۹ مجموعه پاراف دار و بدون پاراف وجود دارد.
۱۹. ۳۰ عدد مختلف در قرآن تکرار شده است: ۱،۲،۳،۴،۵،۶،۷،۸،۹،۱۰،۱۱،۱۲، ۱۹،۲۰،۳۰،۴۰،۵۰،۶۰،۷۰،۸۰، ۹۹،۱۰۰،۲۰۰،۳۰۰،۱۰۰۰،۲۰۰۰،۳۰۰۰،۵۰۰۰،۵۰۰۰۰، ۱۰۰۰۰۰، مجموع اين اعداد ميشود ۱۶۲۱۴۶، که ميشود ......۱۹۸۵۳۴.
اين خلاصه فشرده اى بود از معجزات ساده.
87/01/16
بهشت و قرآن
برای پاسخ به این سوال از مثالی قرآنی استفاده می کنم...آمده است که حوض کوثر در بهشت رنگی سفیدتر از شیر وطعمی شیرین تر از عسل دارد وحال آنکه.... میدانیم که کتاب قرآن کتاب حق است و خالق آن خداست.خدایی که عالم مطلق است و رها از هر عیبی... وچون خدا بی عیب است مخلوق و آفریده ی دست او هم بی عیب است و با حقیقت منافق نیست...اما.....
هنگامی که عاقلی بر فردی رسد که علمش اندک...گنجایشش محدود و درکش پایین باشد..هنگام بیان سوال به مقدار حد ودرک وی او را تفهیم می کند حال که این کار بسی مشکل و طاقت فرساست.پس ذات مقدس الهی همچون عاقلی است که می خواهد سفیهی را راهنما باشد. در این بازه از زمان مطالب را با حد علم شخص تبیین می کند و بر وی قرار می دهد....حال آن که..... کتاب قرآن بر شخصی خاص فرستاده نشد و بر عام تعیین شد که عوام هم آن را بخوانند و آن را رهنما و برنامه ی خود قرار داده و به سعادت برسند ....
بارالها علمم اندک...ظرفیتم محدود و توانم بر حد است....حال تو خود خدایی و وصفت چه بسیار.
نگوییم کجا هست...زیرا حد ندارد....نگوییم چه شکل است...چون وصف ندارد و نگوییم که چیست ....چون جسم نیست ....پس آن خداست(خود+آ) .
86/12/20
کتاب «اسلام در بريتانيا»
نويسنده در کتاب "اسلام در بريتانيا" به تنشهاي فکري و عقيده اي ميان جهان اسلام و امپراطوري بريتانيا مي پردازد و مي گويد: کم نيستند کساني که به اهميت اسلام و تمدن اسلام در جامعه غربي تأکيد مي کنند. تأثير مثبتي که اين فرهنگ بر فرهنگ غربي گذاشته بر کسي پوشيده نيست.
نويسنده اشاره مي کند که پس از اشغال کشورهاي اسلامي و غير اسلامي از سوي بريتانيا، مسلمانان در اين کشورها افقهاي جديدي را با آموزش دين اسلام گشودند که ضمن مطالعه کتابهاي اسلامي به ترويج اين دين اقدام کردند.
محمدصادق کرباسي در ادامه به چگونگي توزيع مسلمانان در بريتانيا اشاره مي کند و مي آورد که حدود 30 درصد از جمعيت 5 ميليوني مسلمانان بريتانيا شيعه هستند و در ادامه به چگونگي ورود اسلام به بريتانيا از طرق مختلف چون سفر، آموزش زبان عربي، اطلاع از اسلام، مطالعه کتاب و ديگر راهها اشاره مي کند.
اين کتاب دومين کتاب از سلسله کتابهاي اسلام در جهان است که پيش از اين کتاب " اسلام در اسپانيا" از همين نويسنده منتشر شده بود.
86/12/20
قبرستان يادآور مرگ
((وهر كس بايد بنگرد تا براي فردايش چه چيز از پيش فرستاده است ))
پس اي دوستان و اي اهل تقوا بياييد در كنار برنامه روزانه ساعاتي را به زيارت اهل قبور و ديدار از گورستان و تعمق در اعمال و سنجش آن با دنياي پس از مرگ اختصاص دهيم . مخصوصا ليالي الجمعه ((شب هاي جمعه )) كه ثواب آن نيز دوچندان است . امام صادق مي فرمايد : از نفس خود حساب بكشيد قبل از اينكه در قيامت از شماحساب بكشند.
اعتقاد به معاد :
ياد مرگ و تفكر و انديشه در خصوص سراي باقي و اخروي از نعمات الهي است كه سبب مي شود انسان خود را براي ملاقات پروردگارش مهيا سازد و لذايذ زودگذر دنياي فاني او را غافل نكند .
تفكر دربارة مرگ و باور كردن معاد موجب آباداني سراي آخرت و موجب بيداري ديده دل مي شود و سبب مي شود انسان با انجام اعمال صالح و دوري نمودن از معاصي و طغيان و عصيان ، مساله وحشت از مرگ را براي خويش حل كند و به مرگ بعنوان يك غول وحشتناك ننگرد ، اگر انسان به حقيقت زندگي پي ببرد مرگ را پايان زندگي نخواهد پنداشت و تمام پل ها را پشت سر خود خراب نخواهد كرد ، بلكه به فكر توشه و آذوقه براي يوم تبلي السرائر و روشني و آباداني خانه ابدي خواهد بود ، چرا كه مرگ را شروع زندگي واقعي و جاودان پنداشته و در پي انجام فرائض و واجبات و اوامر الهي و ترك نواهي و معاصي خواهدبود .
لقمان مي گويد : دو چيز را به ياد داشته باش و دو چيز را فراموش كن . اما آن دوچيزي را كه بايد همواره بياد داشته باشي عبارتند از : خداي تعالي و مرگ و اما آن دو چيزي كه بايد بدان فراموش كني عبارتند از : خوبي تو در حق ديگران و بدي ديگران در حق تو .
چگونه به ياد مرگ باشيم :
تدبر در آيات قرآن كريم كه در زمينة بازگشت انسان بسوي خدا و جهان ابدي هستند :
((بازگشت همگان بسوي خداست ))
((حد آگاهي از غيب و اسرارپنهان آسمانها و زمين ، تنها از آت خداست وهمه كارها به سوي او بازگردانده مي شود ، پس او را پرستش كن و بر او توكل نما و پروردگارت از كارهايي كه مي كنيد ، هرگز غافل نيست ))
((مالكيت آسمانها و زمين از آن اوست و همه امور بسوي او باز مي گردند ))
((سپس بازگشت همة شما به سوي پروردگارتان است ، آري تدبر در آيات قرآن كريم انسان را از غفلت ها و خواب هاي شيرين و زودگذر بيدار مي كند ))
2) تفكر و تدبر در حوادث مختلف كه در زندگي انسان و يا ديگران رخ ميدهد :
گاهي مواقع اتفاقاتي در زندگي انسان رخ ميدهد كه اين اتفاقات براي انسان و ديگران درس عبرت و آموزنده و سبب بيداري است ، البته براي كساني كه در خواب غفلت نيستند و روح بيدار دارند .
انسان عاقل از اين حوادث مي تواند استفاده هاي خوب و ارزنده اي براي خود كسب كند مرگ هايي ناگهاني كه طبق روايات در آخر الزمان براي اتفاق مي افتد در اين زمان ما فراوان است . براي مثال شما روزي دوست و رفيق خود را سالم و سرحال مشاهده مي كنيد ، پس از مدت كوتاهي عكس همان شخصي را روي در و ديوار در اعلاميه اي مي نگريد ، باورتان نمي شود و تعجب مي كنيد . اينگونه اتفاقات درس بيداري از خواب غفلت هستند و انسان زرنگ و متدين مي بايست از اين حوادث و اتفاقات ناگهاني درس عبرت بگيرد . چون دير يا زود از دم اين داس بزرگ گذر بايد كرد .
3)تفكر و تدبر د خلقت انسان و بازگشت او :
دنيا محل گذر است ، هر روز جمعي در آن چشم مي گشايند و جمعي ديگر از آن رخت بر بسته و رهسپار سراي آخرت مي شوند .تنها چيزي كه از انسانها باقي خواهد ماند نام نيك و اعمال صالح آنهاست . همانند تربيت فرزند صالح كه اهل خير است ، ساختن مسجد ي مدرسه اي كه مردم از آن بهره مند شوند و نام او را به نيكي ياد كنند يا كسي كه اختراع يا اكتشافي كرده كه به درد بشريت خورده و دردي از دردهاي انسان را علاج كرده ، آبي جاري كرده كه مردم از آن استفاده مي كنند ، كتابي نوشته كه مردم از آن بهره مند هستند هستند نام چنين كساني تا زماني كه دنيا باقي است ماندگار و جاويد خواهد بود. پس اگر انسان قدري در خلقت و مرگ تفكر نمايد ، تدبر به خرج دهد ، همواره بياد مرگ خواهد بود و در انديشة آخرت و جهان ابدي بر خواهد آمد كه نتيجه آن همانا عايد خودش خواهد شد .
86/12/20
بهشت و قرآن
برای پاسخ به این سوال از مثالی قرآنی استفاده می کنم...آمده است که حوض کوثر در بهشت رنگی سفیدتر از شیر وطعمی شیرین تر از عسل دارد وحال آنکه.... میدانیم که کتاب قرآن کتاب حق است و خالق آن خداست.خدایی که عالم مطلق است و رها از هر عیبی... وچون خدا بی عیب است مخلوق و آفریده ی دست او هم بی عیب است و با حقیقت منافق نیست...اما.....
هنگامی که عاقلی بر فردی رسد که علمش اندک...گنجایشش محدود و درکش پایین باشد..هنگام بیان سوال به مقدار حد ودرک وی او را تفهیم می کند حال که این کار بسی مشکل و طاقت فرساست.پس ذات مقدس الهی همچون عاقلی است که می خواهد سفیهی را راهنما باشد. در این بازه از زمان مطالب را با حد علم شخص تبیین می کند و بر وی قرار می دهد....حال آن که..... کتاب قرآن بر شخصی خاص فرستاده نشد و بر عام تعیین شد که عوام هم آن را بخوانند و آن را رهنما و برنامه ی خود قرار داده و به سعادت برسند ....
بارالها علمم اندک...ظرفیتم محدود و توانم بر حد است....حال تو خود خدایی و وصفت چه بسیار.
نگوییم کجا هست...زیرا حد ندارد....نگوییم چه شکل است...چون وصف ندارد و نگوییم که چیست ....چون جسم نیست ....پس آن خداست(خود+آ) .
86/12/19
آداب عزاداري
- سياهپوشي :
از نظر فقهي پوشيدن لباس سياه مکروه است ولي در عزاداري امام حسين (عليه السلام ) وائمه معصومين (عليهم السلام ) استثناء شده است زيرا اين کار نشانه حزن و اندوه و نمودار شعائر و حماسه ها است .
2- تسليت گويي :
اصل تسليت گفتن در شرايط مصيبت و اندوهي که بر کسي وارد شده در اسلام مستحب است.
پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) : هرکس مصيبت ديده اي را تسليت گويد ، پاداشي همانند او دارد.
(سفينةالبحار، ج2، ص188 )
* اين سنت در بين شيعيان رايج است و با جمله « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَکُم » همديگر را تسليت مي دهند.
* امام باقر (عليه السلام ) : وقتي شيعيان به هم مي رسند در مصيبت ابا عبدالله (عليه السلام )اين جمله را تکرار نمايند : « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا بالحُسَين (عليه السلام ) وَ جَعَلَنا وَ اِياکُم مِنَ الطالبينَ بثاره مع وَليهِ الاِمام المَهدي مِن الِ مُحَمَدٍ عليهمُ السَلامُ.» خداوند اجر ما را به سوگواري و عزاداري بر امام حسين (عليه السلام ) بيفزايد و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولي خود امام مهدي از آل محمد (عليهم السلام ) قرار بدهد .
(مستدرک الوسايل،ج2،ص216)
3- تعطيلي کار در روز عاشورا :
امام صادق (عليه السلام ) : کسي که روز عاشورا را تعطيل کند ، يعني عقب کسب و کارش نرود و به کوري چشم بني اميه که روز عاشورا را متبرک مي دانستند، اگر کسي براي معيشت روزانه اش هم فعاليتي نکند، خداوند حوائج دنيا و آخرتش را بر آورد و کسي که روز عاشورا روز حزن و اندوه او باشد، در عوض فرداي قيامت که براي همه روز هول و ترس است براي او روز شادي خواهد بود.
(امالي شيخ صدوق ، ص129)
4- زيارت و زيارت خواني :
علقمة بن حضرمي از امام باقر (عليه السلام ) در خواست نمود که مرا دعايي تعليم بفرما که از راه نزديک يا دور و از خانه ام در اين روز (روز عاشورا ) بخوانم .
امام فرمودند : اي علقمه ! هرگاه خواستي (دعا بخواني ) دو رکعت نماز بخوان بعد از آن اين زيارت (عاشورا ) را بخوان .
پس اگر تو اين زيارت را بخواني ، دعا کرده اي به آنچه که ، ملائکه براي زائر حسين (عليه السلام ) دعا مي کنند و خداوند صد هزار هزار درجه براي تو بنويسد و مثل کسي هستي که با حسين (عليه السلام ) شهيد شده باشد تا مشارکت کني ايشان را در درجات ايشان و شناخته نشوي مگر در جمله شهيداني که شهيد شده اند با آن حضرت و نوشته شود براي تو ثواب زيارت هر پيغمبري و رسولي و ثواب زيارت هر که زيارت کرده حسين (عليه السلام ) را از روزي که شهيد شده است .
(مصباح المتهجد ، ص714)
[اگر مي توانيد زيارت عاشوراي معروفه را با صد لعن و صد سلام بخوانيد و اگر وقت نداريد براي صد لعن و صد سلام ، زيارت عاشوراي غير معروفه را که در اجر و ثواب با زيارت معروفه يکسان است ، هر روز بخوانيد. (هر دو زيارت در مفاتيح الجنان هست.)]
5 - تباکي و گريستن :
در حديث قدسي آمده که خداوند به حضرت موسي (عليه السلام) فرموند : اي موسي ! هر يک از بندگانم در زمان شهادت فرزند مصطفي (صلي الله عليه و آله و سلم) (روز عاشورا) گريه کند يا حالت گريه به خود بگيرد و بر مصيبت سبط پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) تعزيت گويد همواره در بهشت خواهد بود. (مستدرک سفينه البحار، ج7، ص235)
6- برگزاري مجالس عزاداري :
امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد : مجلس گرفتن شما را من دوست مي دارم . در مجالس خود « امر ما را » زنده بداريد . خداوند رحمت کند کسي که امر ما را زنده بدارد. (وسايل الشيعه، ج10، ص235)
7 – نماز جماعت ظهر عاشورا :
سيد الشهداء و ياران با وفاي او همه کشته راه نماز شدند.از اين رو در زيار ت مطلقه امام حسين خطاب به امام
مي گوييم : اشهد انک قد اقمت الصلاة و اتيت الزکاة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنکر .
1 تا 7 – سوگنامه عاشورا ، ص 80- 67
8 - بايد مقدارى از لذائذ زندگى را كه از خوردن و نوشيدن و حتّى خوابيدن و گفتن بدست مىآيد ترك نموده ( مگر آن كه لازم باشد ) و ديدار با برادران دينى را ترك كرده و آن روز را روز گريه و اندوه خود قرار دهد.و مانند كسى باشند كه پدر يا فرزند خود را از دست داده است .
* امام صادق (عليه السلام) : در روز (عاشورا) از کارهاي لذتبخش دوري شود و آداب و سنن سوگواري بر پا گردد و تا زوال خورشيد از خوردن و آشاميدن خودداري شود و بعد از آن همان غذايي خورده شود که سوگوارن مي خورند.
(ميزان الحکمه ، ج8 ، ص3783)
[ يکي از علما مي فرمودند : از روز 7 محرم که آب را بر امام حسين (عليه السلام) بستند تا روز عاشورا سعي کنيد آب نياشاميد، نوشيدني هاي ديگر بياشاميد ولي به احترام آقا و اهل بيتش آب نياشاميد. ]
9- رعايت اخلاص:
عزاداري را بخاطر رسم و عادت انجام نداده و سعى كنيم اين كارها را با نيتى خالص و براى رضاى خدا انجام داده و در خلوص خود نيز صادق باشيم. زيرا كار كوچكى كه با نيت خالصانه و صادقانه همراه باشد بهتر از كارهاى زيادى است كه خلوص و صداقت در آن نباشد ، حتى اگر چندين هزار برابر باشد. و اين مطلب بخوبى از عبادتهاى حضرت آدم عليه السّلام و شيطان فهميده مىشود ، زيرا عبادتهاى چندين هزار ساله شيطان او را از جاودانگى در آتش نجات نداد ولى يك توبه حضرت آدم عليه السّلام باعث بخشش خطا و برگزيدن او شد.
در هنگام انجام اعمال نيز بايد مواظب باشد كه رياء و دوستىِ ستايش مردم در نيت او وارد نشود.
10- در آخر روز عاشورا زيارت تسليت را بخواند، و روز عاشورا را با توسلى ...اصلاح حال و پذيرش عزادارى را [ از خداوند] خواسته و از كوتاهى خود معذرت بخواهد. 8 تا10 – ترجمه المراقبات ، ص53 – 47
86/12/19
راهنمايي علامه طبا طبايي به يک جوان براي خودسازي
ستمداد:
محضر مبارک حضرت آيتالله العظمي جناب آقاي طباطبايي
سلام عليکم و رحمةالله و برکاته
جواني هستم 22ساله، که تنها ممکن است شما باشيد که به اين سوال من پاسخ گوييد. در محيط و شرايطي زندگي ميکنم که هواي نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسير خود ساختهاند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوي الله شدهاند. درخواستي که از شما دارم اين است که بفرماييد بدانم به چه اعمالي دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و اين طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفاً نصيحت نميخواهم، بلکه دستورات عملي براي پيروزي لازم دارم.
دستگيري:
جوابي كه حضرت آيت الله در پشت همان نامه مرقوم كردند:
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
براي موفق شدن و رسيدن به منظوري که در پشت ورقه مرقوم داشتهايد لازم است همتي بر آورده و توبه نموده، به مراقبه و محاسبه بپردازيد.
به اين نحو که:
هر روزه طرف صبح که از خواب بيدار ميشويد، قصد جدي کنيد که هر عملي پيش آيد، رضاي خدا- عَزَّ اسْمُهُ- را مراعات خواهم کرد. آن وقت در هر کاري که ميخواهيد انجام دهيد، نفع آخرت را منظور خواهيد داشت، به طوري که اگر نفع اخروي نداشته باشد، انجام نخواهيد داد، هر چه باشد. و همين حال را تا شب، وقت خواب، ادامه خواهيد داد.
وقت خواب، چهار- پنج دقيقهاي در کارهايي که روز انجام دادهايد، فکر کرده و يکي يکي از نظر خواهيد گذرانيد، هر کدام مطابق رضاي خدا انجام يافته، شکر کنيدو هر کدام، تخلف شده استغفار کنيد و اين رَويه را هر روز ادامه دهيد.
اين روش اگر چه در بادي حال[اولِ كار]، سخت و در ذائقه نفس تلخ ميباشد، ولي کليد نجات و رستگاري است.
و هر شب، پيش از خواب توانستيد سُوَر مُسبِّحات [سورههايي كه با تسبيح خداوند آغاز ميشوند] يعني: "سورههاي حديد و حشر و صف و جمعه و تغابن" را بخوانيد و اگر نتوانستيد، تنها "سوره حشر" را بخوانيد و پس از بيست روز از حال اشتغال،حالات خود را براي بنده در نامه بنويسيد. انشاءالله موفق خواهيد بود.
محمد حسين طباطبايي
86/12/19
راهنماي عبور از پل زمان (صراط)
- ترک حرام: " انسان لازم است سعي کامل در ترک حرام که موجب توليد امواج منفي است بنمايد."
- تحقيق و مطالعه: " پويايي شيعه، به گشت و گذار در نظام طبيعي است، تا بتواند راهي به فرا طبيعت بيابد."
- چشم چراني انسان را از لقاء دوست محروم مي کند.لقمه حرام يا شبهه ناک اجرِ اعمال صالحه را نابود مي کند .
- خشم و شهوت دو قلّادة فولادين است که مانع صعود به مراتب بالا مي شود.
- اگر از من بپرسيد:«آسانترين و راحت ترين و لذيذ ترين راه بسوي فرازمان چيست ؟» مي گويم :« تفکر ،تفکر، تفکر»
- بهترين وسيله اي که بعد از مرگ ما را بجاي امن مي رساند، عفو و گذشت در دنياست.
- زيباترين صحنه اي که در بهشت از تماشاي آن سير نمي شويم، مربوط به حُسن خُلق است.
- سفرهاي شبانه راه صد ساله را يک شبه مي کند .
- تقلّب در هر زمينه اي پل عبور را به فرازمان سست مي کند. (حتي در رانندگي)
- گفتن 19 «بسم الله الرحمن الرحيم» صبح ها موقع خروج از منزل، از تمام بيمه ها مقرون بصرفه تر است .
- بررسي سيره و سنت معصومين عليهم السلام از آدم تا 14 معصوم، عاليترين روش زندگي دنيا و آخرت را آموزش مي دهد .
- آگاه باشيد که به اندازه لياقت هر فرد، در دنيا به او امتحان و بلا هديه مي کنند.
- آن کس که سقوط هايش مانع حرکت او شد، مرد نيست
- سفر،چه آفاقي و چه انفسي، کار مردان بزرگ است .
- شايد تأثير هيچ ذکري به اندازه لااله الاهو نباشد .
- هرکس ولايت باطني و ظاهري معصومين عليهم السلام را نپذيرفت، بالا نرفت.
- عبادت را براي گرفتن پاداش واجر انجام ندهيد تا حلاوت عبادت چشيده شود.
- فكر زيبا قلب را بانشاط و فكر نازيبا قلب را مكدر مي كند.
- بدانيد عالم به علوم باطني شبيه باريتعالي است
- مباحثات علمي، مثل كوهنوردي، عضلات علمي را قوي مي سازد
- ورزش و نرمش، تن را آماده ي كسب علوم نقلي و عقلي مي كند.
- آدم بي كار و بي فكر چون هيزم خشكيده اي است.
- سه روز روزه در هر ماه قمري انسان را متعادل مي كند:
- پنجشنبه اول و آخر و 4شنبه بعد از دهم هر ماه قمري
- نفس به خاطر لطافتي كه دارد به هرچه بنگرد رنگ و شكل آنرا مي گيرد؛ لذا بر شما باد كم نگاه كردن به غير ضروريات.
- آنچه در سفر نسبت به حَضَر، نصيب انسان مي شود، تناسب 100 به يك ميباشد .
- خواهران، خوشبويي در منزل و استعمال عطر جهت عبادت و همسرداري پسنديده است.
- برادران، خوشبوئي و استعمال عطر از صفات بارز حضرت رسالت صلي الله عليه و آله و سلم است.
- هيچگاه درصدد انتقام از كسي نباشيد.
- هر كس به شما بدي كرد از او بگذريد و برايش دعا كنيد.
- عزيزان:در جواني كن نثار دوست جان رو(عوان بين ذلك) را بخوان
پير چون گشتي گران جاني مكن گوسفند پير قرباني مكن
- ساعات خواب خود را كمتر كنيد. (حداقل در شبانه روز 4 ساعت و حداكثر 7 ساعت)
- در موقع نماز، دعا و مناجات «دل شكسته» به خدا هديه كنيد.
- خوشروترين افراد در خانواده و محل كار باشيد.
- صبوري كار انبياء است.هركجا اهل علمي چه علوم طبيعي، چه علوم الهي ديديد، محترمانه و خاضعانه از او كسب علم كنيد
- غذاهاي جور واجور كمتر بخوريد و كاملاً سير نخوريد.
- مسلمان مقدس نباشيد، مومن عاقل باشيد.
- ديگران از خلق خدا رادوست داشته باشيد، حتّي حيوانات را.
- سكوت تا حد امكان، حرف زدن در حد واجب و لازم.
- اهل شب زنده داري (حداقل 10 دقيقه) باشيد.
- اهل تماشاي فيلم هاي غيراسلامي تلوزيون و ... نباشيد، ولي تماشاي فيلم هاي طبيعي، حيواني، كيهاني و تخيّلي توصيه مي شود.
- نسبت به نظريات دانشمندان و بزرگان از هر دين و مسلكي در رابطه با عالم خلقت بي تفاوت نباشيد.
- برنامه ي دقيق علمي – عملي ديني داشته باشيد.
- نسبت به كوچكترين انسان ها فروتن باشيد.
- افتخارات طايفه اي، قومي، منطقه اي و علمي را كنار بگذاريد.
- وابسته به هيچ حزب، دسته، گروه سياسي و تيم هاي ورزشي نباشيد.
86/12/19
كسى كه با چشم بصيرتبه آن بنگرد بينايش كند
چگونه توصيف كنم سر منزلى را كه ابتداى آن سختى و مشقت است،و پايان آن فناو نيستى، در حلال آن حساب است و در حرامش عقاب،ثروتمندش فريب مىخورد،وفقير و گدايش محزون مىگردد چه بسيار كسانى كه به دنبالش بدوند و به آن نرسند،و چهبسيار كسانى كه رهايش سازند و به آنها روى آورد،هر كس با چشم بصيرت و عبرت بهآن بنگرد به او بصيرت و بينائى بخشد؟و آن كس كه چشمش به دنبال آن باشد و فريفته آنگردد از ديدن حقايق نابينايش كند!.[1]سيد رضى مىگويد:
اگر خوب در اين جمله امام(ع)«و من ابصر بها بصرته»(كسى كه با چشم بصيرتبه آن بنگرد بينايش كند)تامل شود،در آن معنى شگفتآور و مقصود ژرفى يافتخواهدشد كه به پايانش نتوان رسيد مخصوصا اگر جمله«من ابصر اليها اعمته»(كسى كه منتهىآرزوى خود را دنيا قرار دهد كورش خواهد كرد)كنار جمله بالا گذارده شود،در اينصورتبه خوبى فرق واضحى بين آن دو يافتخواهد شد،فرقى روشن،شگفتانگيزو آشكار!
خطبه ي 82نهج البلاغه
86/12/10
''سجده'' باعث پيش گيري از سکته مي شود
به گزارش پايگاه خبري تقريب ، محمد زهار همچنين تاکيد کرد :در نماز همه بخش هاي بدن به تحرک درآمده و همين موضوع باعث حفظ و تقويت آنها مي شود.
به نقل از شبکه خبري محيط، دکتر زهار عنوان کرد: سجده فشار خون را پايين آورده و هرچه زمان سجده طولاني شود به همان نسبت فشار خون پايين مي آيد. وي معتقد است انسان در طول روز به خاطر پوشش جوي مقاديري از انرژي الکترواستيک بارگيري مي کند که بر دستگاه عصبي وي فشار آورده و بايد از آن رهايي يابد . قرار گرفتن در حالت سجده به خاطر ارتباط با زمين اين حجم انرژي را دفع مي کند
86/12/10
پنجاه صفت از مومن
پنجاه صفت از مومن در کلام امام صادق (ع) :«ابو سليمان حلواني» از حضرت امام صادق (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود:
صفت مومن نيرومندي است در دين، و احتياط است در نرمش، و ايمان است در باور و يقين، و حرص و علاقه شديد در فهم و فقه، و نشاط و جديّت در هدايت، و نيكي در پايداري و استقامت، و چشم پوشي و خودداري هنگام شهوت و هوس، و دانش در حلم و بردباري، و شكرگزاري در مدارا، و بخشندگي در حقّ، و ميانه روي در غني و بي نيازي، و آراستگي در فقر و بي چيزي، و گذشت در نيرومندي، و طاعت و بندگي در خيرخواهي، و پارسائي در خواهش و ميل، و رغبت شديد در جهاد، و نماز در گرفتاري، و شكيبائي در سختي، و در سختي ها بامتانت، و در ناخوشايندي ها شكيبا، و در رفاه و خوشي ها شكرگزار است؛ غيبت نمي كند، و تكبّر نمي ورزد، و تعدّي و تجاوز نمي نمايد و اگر بر او تعدّي و ستمي شود شكيبائي مي كند، و از خويشاوند نمي بُرد، و سست و ضعيف، و سخت دل و خشن و بدخُلق نيست، نگاهش از كنترل او خارج نمي شود، و شكمش او را به رسوائي نمي كشاند، و عورتش بر او چيره نمي گردد، و به مردم حسد نمي ورزد، و سستي نمي كند، و تبذير و تلف و اسراف و زياده روي نمي نمايد، بلكه ميانه روي مي كند، و به ستمديده ياري و به مستمندان مهرباني مي نمايد، نَفسش از او در زحمت و مردم از او در راحت هستند، در جاه دنيا رغبت و از رنج آن بي تابي نمي كند؛ مردم كاري و مهمّي دارند (دنيا) كه به آن روي آورده اند و او مهّم ديگري دارد (دين و آخرت) كه او را به خود مشغول ساخته است؛ در حلم و بردباريش نقصاني و در راي و انديشه اش سستي و در دينش تباهي ديده نمي شود؛ كسي را كه با او مشورت نمايد راهنمائي مي كند، و هركس را كه به او كمك كند ياري مي نمايد، از باطل و فحش و جهالت مي ترسد و مي گريزد؛ و اينهاست صفت مومن.
86/11/27
آيتالله محمدرضا توسلي درگذشت
آيت الله محمدرضا توسلي، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام، صبح امروز درگذشت. مجيد انصاري در گفت و گو با خبرنگار سياسي ايرنا، درگذشت آيت الله توسلي را تاييد كرد. آيت الله توسلي رييس دفتر حضرت امام خميني (ره)، يكي از نامزدهاي مياندورهاي دوره چهارم مجلس خبرگان رهبري بود. خبرگزاري جمهوري اسلامي درگذشت آيت الله توسلي را تسليت مي گويد.
86/11/18
چيستي و ضرورت دين
| چيستي و ضرورت دين |
| الف: چيستي دين واژة دين در لغت كاربردهاي مختلفي دارد برخي از كاربردهاي آن كه در فرهنگهاي لغت عربي ذكر شده است، عبارتند از: جزا و مكافات، حساب و بررسي، اطاعت و انقياد، ملت و آيين، روش و عادت، چيرگي و برتري، تدبير امور، و آنچه وسيلة پرستش خداوند است.[1] به گفتة بعضي از پژوهشگران، واژة دين در ادبيات عرب قبل از اسلام در معاني اطاعت، طريقه و آيين، مكافات و جزا به كار رفته است.[2]در هر حال واژة دين در قرآن كريم در معاني زير به كار رفته است: 1. مكافات و جزا: «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ»[3] «أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ»[4] 2. تسليم و انقياد: «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ»[5] «أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[6] 3. توحيد و يگانه پرستي: «قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصاً لَهُ دِينِي فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ»[7] «أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى»[8] 4. هر گونه پرستش (خواه پرستش خداي يكتا باشد، يا پرستش غير خدا): «لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ»[9] 5. هر گونه قانون و دستورالعمل زندگي: «ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ»[10] 6. احكام و قوانين اسلامي: «فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ»[11] «وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ»[12] تعريف دين جامعهشناسان دين، فيلسوفان دين و متكلمان براي دين تعاريف گوناگوني ذكر نمودهاند، كه اين كتاب گنجايش بررسي آنها را ندارد.[13] در هر حال، به طور اجمال ميتوان گفت: دين مورد نظر ما عبارت است از: «مجموعة معارف و احكام الهي كه از طرف خداوند براي هدايت بشر مقرر گرديده است» و از مطالعة قرآن كريم و روايات اسلامي به روشني به دست ميآيد كه در طول تاريخ بشر پنج دين و شريعت آسماني توسط پيامبران الهي ـ عليهم السلام ـ به بشر ابلاغ شده است كه عبارتند از: شريعت حضرت نوح، شريعت حضرت ابراهيم، شريعت حضرت موسي، شريعت حضرت عيسي، و شريعت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليهم اجمعين ـ كه آخرين شريعت آسماني است. اينك نمونههايي از تعاريف متكلمان اسلامي را از دين يادآور ميشويم: 1. ابن ميثم بحراني ـ رحمةاللهعليه ـ در تعريف اصطلاحي دين گفته است: «دين در اصطلاح و عرف شرع به شرايعي گفته ميشود كه از جانب خداوند و به واسطة پيامبران ـ عليهم السلام ـ براي بشر آورده شده است.»[14] |
ادامه مطلب
86/11/17
پاسخ استاد حسین انصاریان به شبهات پیرامون علامات هیئات عزاداری

در پی سئوالات مکرر پیرامون مصاحبه استاد حسین انصاریان با اخبار سیمای جمهوری اسلامی ایران که در روز پنجم محرم از شبکه اول سیما پخش شد، ایشان در پاسخ به شبهات مطرح شده در رابطه با علامات هیئات عزاداری گفت: ذات وجود این وسائل و ابزار مخالف حکمی از احکام الهی نیست و استفاده از آنها در عزاداری بعنوان وسیله و ابزار عزا بلامانع است. لکن حواشی این نوع عزاداری و دستهجات که متأسفانه اخیراً منجر به اختلاط محرم و نامحرم و بعضی امور خلاف شرع میشود، مرضی رضای اهلبیت(ع) نمیباشد و نکته مهم این است که اهلبیت(ع) در قضیه اقامه عزا برای حضرت سیدالشهداء(ع) به ذکر مصائب اتفاق افتاده آن حضرت و بکاء (گریه) بر آن حضرت تأکید داشتهاند. نوع مجالسی که اهلبیت(ع) تشکیل میدادهاند تعلیم دین توأم با ذکر مصائب و تشویق بر گریه بوده است. پسندیده است که مؤمنین در برگزاری مجالس تأسی کامل به شیوه عزاداری حضرات معصومین(ع) که در روایات نقل شده است، داشته باشند.
86/11/10
فضيلت قرآن
| فضيلت قرآن |
| در عالم هستي هيچ كتابي در فضيلت و برتري به پاية قرآن نميرسد؛ زيرا نه تنها قرآن خلاصه و عصارة تعليمات همة انبياء الهي است، بلكه از همة موجودات آفرينش برتر و والاتر است. پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين باره فرمود: القُرْآنُ اَفْضَلُ كَلِّ شَيءٍ دُونَ الله؛ فضيلت قرآن به جز خدا از همه چيز برتر و بالاتر است.[1] فضيلت قرآن از همه كتابهاي آسماني بيشتر و بالاتر است؛ زيرا كتابهاي ديگر آسماني براي برههاي از زمان و مردم خاصّي فرود آمده بود. امّا قرآن براي همة زمانها تا روز قيامت و براي همه انسانها در همه مكانها حتي براي غير انسانها مانند جنّ نازل شده و همه موظّف هستند به دستورات آن عمل كنند. قرآن بهترين كلام و هديه اوست، و نيز تكلم خدا با بشر است. انسان عاقل و فهميده به هيچ عنوان حاضر نيست بين او و قرآن فاصله بيفتد. مگر نه اين است كه گوش و چشم انسان ميخواهند لذت ببرند. چرا لذّت را با شنيدن و ديدن آيات و كلام الهي تأمين نكنند تا بخواهند از راه باطل چشم و گوش را به لذّت مادّي سرگرم كنند. اگر براي انسان، روشن و واضح شد كه قرآن، هم كلام الهي و هم تكلم خداوند با بشر است ، چرا به استقبال آن نميشتابد! اگر كسي مزاج روحي خود را با گناه مسموم كند از شهد و شيريني قرآن لذّت نميبرد. همان طور كه انسان معتادي كه مزاجش را مسموم كرده است، نميتواند از عسل لذّت ببرد و فقط از آن سمّ، لذت ميبرد لذا كسي هم كه مزاج روحي خود را مسموم كند از تلاوت قرآن لذّت نميبرد؛ چرا كه گناهان مانع ميشوند وي طعم گواراي كلام الهي را بچشد. قرآن اثر جود و بخشش الهي است كه بر قلب بهترين افراد بشر نازل شده است، و پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ هم در رساندن اين بخشش الهي كوتاهي نكرده، بلكه همة آن عطايا و مواهب الهي را به انسانهاي مستعد و قابل، ابلاغ كرده است. قرآن به منزلة يك تكليف محض نيست، بلكه عطاي خاص الهي است و چون آن حضرت در رساندن بخشش و بذل خداوند كوتاهي نكرده است، شما هم در پذيرش و فهميدن آن كوتاهي نورزيد. پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: قرآن در گمراهي، ماية هدايت و در نابينايي، ماية روشني و موجب بخشش لغزشها است. قرآن انسان را از نابودي حفظ ميكند و از انحراف رهايي ميبخشد، فتنهها را روشن ميسازد، آدمي را از دنيا به آخرت ميرساند، و كمال دين در آن نهفته است. هر كس از قرآن فاصله گرفت در آتش افتاده است.[2] قرآن همان قانون خدايي و ناموس آسماني است كه اصلاح دين و دنياي مردم را به عهده گرفته و سعادت جاوداني آنان را تضمين كرده است. آيات آن سرچشمة هدايت، راهنمايي و كلماتش معدن ارشاد و رحمت است. كسي كه به سعادت هميشگي علاقمند است، و سعادت و خوشبختي هر دو جهان را ميخواهد داشته باشد، بر وي لازم است كه روز و شب با قرآن تجديد عهد كرده و ارتباطش را با آن محكم و استوارتر سازد، و آياتش را به حافظة خود سپرده و با مغز و فكر خويش در آميزد تا در پرتو آن كتاب آسماني، به سوي رستگاري و سعادت جاوداني رهنمون شود. [1] . مستدرك الوسايل، ج 4، ص 236. [2] . مستدرك حاكم، ج 1، ص 571. |
86/11/10
آشنايي اجمالي با نهج البلاغه
|
آشنايي اجمالي با نهج البلاغه |
|
آشنايي اجمالي با نهج البلاغه [1]. كتابنامه نهجالبلاغه: رضا استادى، البته اين كتاب در سال 1395 به چاپ رسيده است و در طول بيستسال پس از آن قطعا شروح و ترجمههاى زيادى تاليف شده است . در اين زمينه بنياد نهجالبلاغه اثرى تدوين كرده استبنام كتابشناسى امير المؤمنين (ع) و نهجالبلاغه كه در آن به كليه ترجمهها و شروح و در مورد نهجالبلاغه نيز اشاره شده است . |
86/11/07
مرگ، قبر و برزخ
|
مرگ، قبر و برزخ |
|
مرگ، گذرگاهي[1] به سراي ديگر [1] . اين واژه اقتباس از كلام امام حسين ـ عليه السلام ـ است كه به ياران خود فرمود: «صَبْراَ بَني الكِرام، فَمَّا الموتُ الا قَنَطَرة تَعُبَربِكُم عنِ البؤْسِ و الضَّراءِ الي الجُنان الواسعةِ و النعيمِ الدائِمةِ». |
86/11/07
قيامت و تجسم اعمال
|
قيامت و تجسم اعمال |
|
مسأله تجسم اعمال از مسايل مربوط به جهان پس از مرگ است. اين مسأله، گرچه شاخهاي از كيفر و پاداش اخروي است، ولي در بحث شهود و گواهان قيامت نيز ميتواند راهگشا باشد؛ زيرا هر گاه كردار انسان گناهكار در سراي ديگر تجسم يابد، خود بهترين شاهد و گواه بر جرم بوده و راه هرگونه انكار را بر او ميبندد. به همين دليل، اين بحث را پس از بحثهاي گوناگون قيامت يادآور ميشويم. [1] . فـباعتبـار خـلقه الانسان ملك او اعـجبم او شـيطان [1] . «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ». (ابراهيم/ 48) |

