86/12/08
بسم الله الرحمن الرحیم
۱-در سوره مومنون در صفات مومنان"والذین هم عن اللغو معرضون" یعنی مومنان کسانی هستند که از کار بیهوده پرهیز میکنند.
۲-"و اذا راوا تجارة او لهوا انفضوا اليها و تركوك قائما..." "بگو آنچه نزد خدا استبهتر از لهو و تجارت است..." كاروانى از تجار وارد مدينه شد، و آن روز روز جمعه بود، و مردم در نماز جمعه شركت كردهبودند.رسول خدا(ص)مشغول خطبه نماز بود.كاروانيان به منظور اعلامآمدن خود، طبل و دائره كوبيدند، مردم داخل مسجد، نماز و رسول خدا(ص) را رها نموده، به طرف كاروانيان متفرق شدند.اين آيه شريفه بدين مناسبت نازل شد. وبنا بر اين منظور از"لهو"همان استعمال طبل و دائره و ساير آلات طرب به منظور جمع شدنمردم است.
۳-در احادیث آمده که در آخرالزمان خواننده ها مشهورتر از علما خواهند بود.
۴-در حدیثی از امام معصوم(ع) آمده که خداوند عذابهای سختی برای نوازندگان برخی آلات موسیقی و صاحبان غنا(آوازه خوانی) فراهم آورده است.
۵-در احادیث دیگر امامان(ع) از شنیدن آواز کنیزان و نیز نواختن آلات لهو و ورود آلات لهو به خانه نهی کرده اند.
از آیه اول نتیجه میگیریم اگر گوش دادن به موسیقی کار بیهوده باشد و هدف وقت گذرانی باشد میتواند حرام باشد.
از آیه دوم میتوان نتیجه گرفت اگر موسیقی مانع انجام واجبات یا سست شدن در واجبات یا ترک محرمات باشد و انسان را از خیری باز دارد حرام است.
از آیه سوم میتوان فهمید اگر موسیقی مانع کسب علم یا فکر کردن که برتر از ۷۰ سال عبادت است باشد حرام است.
از آیات بعدی میتوان فهمید چون موسیقی به خودی خود هیچ بار معنایی نداشته و وقت انسان را تلف میکند و هیچ انسان را به فکر کردن هم وا نمیدارد حرام است.این درباره نواختن موسیقی که مشخص شد باید ترک شود ولی درباره گوش دادن به موسیقی اگر برای آن موسیقی معنای خوبی در نظر بگیریم مانند اشعاری که حافظ و مولانا در عشق به خداوند دارند و سایر اشعار عارفانه که میتوانیم از اشعار خوانندگان برداشت کنیم و یا اشعاری باشد که علم به انسان میآموزد و یا دروصف اولیا و امامان(ع) باید به حکم مرجع تقلید خود مراجعه کرده و حرم و یا حلیت گوش دادن به آن را جویا شویم ولی اینکه به قصد عشقهای زمینی و یا اشعاربیهوده ای به قصد تفریح گوش دهین به حکم آیات و روایات بالا حرام است و کسیکه تا بهحال به این قصد گوش میداده اگر توبه نکند از عذاب الهی ایمن نخواهد بود.درضمن نهی از منکر نوازندگانموسیقی به شکلی که آنها را در نواختن آلات موسیقی تشویق نکنیم لازم است
86/11/08
((قوانين و اجتماع))
قوانيني كه قرآن بيان ميفرمايد محصور به هيچ عصر و زمان نخواهد بود و براي ادارة جهان امروز نيز كافي است. مثلاً قرآن اخوت و برادري را به عنوان اصليترين مسئلهاي كه در پيوند اجتماعي انسانها مطرح است بيان ميدارد. اين رفيقو دوست كلمهاي است كليدي در جهان امروز و بهعنوان يك شعار مهم اجتماعي است.
انما المؤمنون اخوه فاصلحوا بين اخويكم
همانا مؤمنان برادر هستند پس برادرانت را به صلح دعوت كن.
واذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداءً فألف بين قلوبكم فَاصبَحْتُم بنعمه اخواناً.
و ياد آوريد نعمت خدا را بر شما هنگامي كه دشمن يكديگر بوديد . پس ميان دلهاي شما دوستي افكند تا به نعمت او برادر شديد.همچنين قرآن اصل عدالت را به عنوان زير بناي همة قوانين اجتماعي پذيرفته است.
و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل.
پس هنگامي كه بين مردم حكم ميكنيد به عدالت حكم كنيد.
و همچنين عدالت به عنوان هدف نهايي بعثت پيامبران پذيرفته و ميگويد:
لقد ارسلنا بالبينات وانزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط.
پيامبران خود را با دلايل آشگار فرستاديم و به همراه آنها كتاب و قانون نازل كرديم تا مردم عدالت را برپا دارند.
86/11/07
((قرآن و تاريخ))
داستانهاي تاريخي قرآن يك شاهكار هستند و حقايق تاريخ را بدون اينكه دستخوش تحريفي شده باشند خردمندانه بيان ميكندو ما را از افسانههاي دروغين تاريخ درامان ميدارد
.در اين مورد به مثالي در مورد حضرت داوود در قرآن و تورات اشاره ميكنيم ، در قرآن آمده است كه حضرت داوود به قضاوت در ميان مردم زمان خود معروف بودند اما در موردي خداوند ايشان را آزمايش كردند و هنگامي كه دو نفر متخاصم جهت قضاوت پيش او آمدند او عجول شد و بدون اينكه حرف دوم را بشنود حكم را به نفع نفر اول صادر نمود و اينجا بود كه اين آيه نازل شد كه :يا داوود انا جعلناك خليفه في الارض فاحكم بين الناس بالحق و لا تتبع الهوي فيضلك عن سبيل الله
.اي داوود ما در زمين تو را جانشين قرار داديم پس ميان مردم به حق حكم ران و از هوس پيروي مكن كه از راه خدا گمراهت كند.
و اين آيه نشان ميدهد كه لغزش داوود در طرز رأي دادن و قضاوتش بوده نه چيز ديگر
.اما در تورات اينچنين آمده كه داوود هنگامي كه در اورشليم بود از پشت بام زني را برهنه ميبيند كه مشغول شست و شوي خويش است و عاشق او شده و با او همبستر ميگردد و او از داوود حامله ميشود . داوود دستور ميدهد شوهر اين زن را كه از افسران پاك نيت لشكر او بوده دور از او در جايي خطرناك بگمارند تا داوود بتواند همسر او را تصاحب كند و اين كار از نظر خداوند ناپسند آمده است.و بسياري از داستانهاي ديگر كه تناقص آنها در تورات و انجيل با قرآن ديده ميشود. در حالي كه به اعتقاد ما و طبق آيات قرآني پيامبران، معصوم و اين اعمال با مقام نبوت سازگار نيست.86/11/05
اعجاز قرآن از دريچة معارف ديني
معجزه يك پيامبر علاوه بر اينكه بايد شكننده قوانين بشري و خارج از حوزة توانمنديهاي آن بوده باشد در عين حال بايد از سنخ اموري باشد كه در عصر آن پيامبر مردم و يا نخبگاني از آنان در آن به نبوغ و كمال بشري رسيده باشند. از اينروست كه معجزة پيامبر خاتم(ص) كتاب است . اين كتاب بزرگ الهي كه ابعاد و جوانب اعجازي آن هزاران اندر هزار مي باشد در لفظ و در معني در امروز و در فردا در ادب و بلاغت و اسلوب و روش تأليف در اثبات نزول قرآن ، در علوم و معارف قرآن ، در برنامه شريعت قرآن و ... در تأثيرگذاري فوقالعاده آن بر فطرت و روان بشري و ... بلاخره اعجاز آن در عرصه علوم كنوني و تجربي. مأموريت اصلي و موضوع اساسي قرآن همانا «انسان» است. وظيفة قرآن اين است كه چهارچوبهاي بنيادين يك جهانبيني كلي از هستي و رابطة آن با آفريدگار آنرا پيريزي نموده و جايگاه انسان در اين ميان را معرفي نمايد و آنگاه براساس اين بينشها و نگرشها يعني براساس اين جهانبيني كلي نظامي را براي زندگي بوجود آورد كه به انسان ميدان ميدهد.
ايدئولوژي مذهبي اسلام در قرآن بيان شده و زير بناي مسائل ديني در آن ذكر شده است . قرآن از مهمترين مسائل زندگي انساني كه مسئله معاد ميباشد و مسائل عقيدتي كه مربوط به اثبات وجود خداست و ابتداييترين مسائل است را بيان ميدارد. آنجايي كه ميگويد:فإذا رَكبَو في الفُلك دَعَوُالله مُخلِصينَ لَهُ الدّين فَلمّا نجاهُم الي البرّ اذاهُم يشركون.
پس چون در كشتي سوار شويد بخوانند خدا را بي غش پس چون نجات داد ايشان را آن گاهه ايشان مشرك ميشويد.
توحيد فكري و استدلالي همگي در قرآن بيان شده . اين آيات كشش و جاذبهاي خاص دارد و خدا را با عظمت بيپايان در اعماق روح انسان جاري ميدهد.
هو الذي لا اله الا هو عالم الغيب و الشهاده هو الرحمن الرحيم هو الله الذي لا اله هو الملك القدوس السلام المؤمن المهين العزيز الجبار المتكبر، سبحان الله عما يشركون، هو الله الخالق الباري المُصوّرتُه الاسماء الحسني سبح ما في السماوات و الارض و هو العزيز الحكيم.
اوست خدايي كه جز او خدايي نيست داناي نهان و هويدا. او بخشنده و مهربان است . او خدايي است كه جز او خدايي نيست . پادشاه پاك، سلام، اماندهندة نگهبان تواناي فرمان فرماي بزرگ و خدا از آنچه شرك ميورزند منزه است. اوست خداوند آفريدگار و پديدآورنده پيكر ساز و صاحب نامهاي نكو آنچه در آسمانها و زمين است.و يا در جايي ديگر ميگويد:
و لو انّما في الارض و من شجَرة اقلامٌ و البَحْرُ بَمُدّهُ مِن بعدهِ سبعه ابحُرٍ ما نفدت كلماتُ الله إنّ الله عزيزٌ حَكيم.
اگر تمام درختان روي زمين قلم شوند و دريا با هفت درياي ديگر مركب، با اينحال كلمات خدا تمـام نميشوند و قــادر به نوشتن نخواهند بود.
و اينجاست كه تصويري از بينهايتي ذات پروردگار معرفي ميكند و يا علم بينهايت او را با جملة
يعلم خائنه الاعينو ما تُخفِي الصدور
از چشمهايي كه به خيانت ديدگان آگاه و از اسرار درون سينهها باخبر است، بيان ميدارد.
و به همين ترتيب بعد از اثبات وجود حق به مسئلة معاد و مرگ ميپردازد
... و تري الارض هامدة فاِذا أنزَلنا عليها الماءَ اهتزّت و رَبت و انْبتت مِن كل زوج بهيج . ذلك بانّالله هو الحقّ و انّهُ يحي الموتي و انّهُ علي كل شيءٍ قدير.
و زمين مرده را ميبيني كه پس از نزول باران تحرك و جنبش مييابد و نمو ميكند و از هر جفت گياهان باطراوت و نشاط انگيز ميروياند. اينها بخاطر اين است كه بدانيد خداوند بر حق است و مردگان را زنده ميكند و بر همه چيز قادر است.
86/11/01
((قرآن و فضا ))
يا مَعْشَر الجِنّ وَ الانسِ اِنِ اسْتَطَعْتُم ان تنفُذوا مِن اقطارِ السّمواتِ وَ الارض. فَانْفُذوا لا تنفذون الا بسلطان . فبَأيّ آلاءِ ربّكُما تُكذِّبان. يُرسَل عليكما شواظ من النار و نحاس فلا تنتصران . فبَأيّ آلاءِ ربّكُما تُكذِّبان. فإذا انشقَّتِ السماءُ فكانَتْ وَردهً كالدِّهان.
اي گروه جن و انس ، اگر ميتوانيد از حدود و اقطار آسمانها تجاوز نماييد و به آسمانها و زمينهاي ديگر نفوذ كنيد ولي بدانيد كه نميتوانيد نفوذ كنيد مگر به وسيلة قدرتي مخصوص پس كداميك از نعمتهاي پروردگارتان را تكذيب ميكنيد. بر شما اشعههايي از آتش و دودي مخصوص فرستاده ميشود و شما هم به يكديگر نميتوانيد كمكي بنماييد پس كداميك از نعمتهاي پروردگارتان را تكذيب ميكنيد موقعي كه آسمان شكافته ميشود و چون مس گداخته قرمز رنگ ميشود.
اين يكي از پيشگوييهاي قرآن است كه ميگويد رنگ آسمان قرمز رنگ خواهد شد آسمان به طور طبيعي وقتي ما به آن مينگريم آبي آرامش بخشي دارد كه ديد هر بيننده را ميآرايد
. اما همين رنگ آرامش بخش براي كساني كه محوطة اتمسفر زمين را ترك كردند و به فضا وارد شدند رنگ قرمز تيرهاي خواهد بود كه حتي و النتنيا تر شكووا اولين زن فضانورد روسي در خاطرات خود به فضا چنين مسئلهاي را خاطرنشان كرده است.ويا درمورد نيروي جاذبة زمين كه قرآن اين را هزارانسال پيشاز نيوتن كشفكرده و بيان ميدارد
:اللهُ الّذي رَفَعَ السّمواتِ بِغَيرِ عَمْد تَرونهَا ثُمّ اسْتَوي عَليَ العَرشِ و سَخّرَ الشّمسَ و القَمَر كُلّ يجري لاجل مُسمّي يُدَبّر الامر يفصل الايات لَعَلّكُم بلقاء ربّكُم توقنون
خداست آنكه بيفراشت آسمانها را بي هيچ ستوني كه آن را ببينيد
. سپس استوار شد بر عرش و رام كرد مهر و ماه را هر كدام روانند تا سرآمدي معين ميپردازد كار را تفصيل ميدهد آيات را شايد شما به ملاقات پروردگار خويش يقين آوريد.عمد به معناي ستون است و نيتجة آن اينست كه آسمان ستونهايي دارد ولي قابل مشاهده نيست و يا در جايي كه ميگويد
:و من آياتة خلق السماوات و الارض و ما بث قبهما من دابه و هو علي جمعهم اذا يشاء قدير
.و از نشانههاي اوست آفرينش آسمانها و زمين و آنچه در آنها پراكنده است از جنبندگان و او بر گرد آوردن آنان زماني كه بخواهد تواناست.
و اينجا نشانههاي قدرت خداوند را موجودات و جنبندگاني ميدانند كه در زمين و آسمان جمعند و كلمة
«دابه» نشان دهندة وجود موجوداتي در آسمانها و ساير كرات ميباشد كه دانشمندان نمونهاي از اين نوع حيات را نيز ثابت كردهاند در حالي كه قرآن آن را سالها پيش آشكارا بيان فرموده بود86/10/30
((اعجاز معنوي قرآن و پيشگويي از آينده ))
ذات انسان به گونهاي است كه هميشه ميخواسته مطلع از حوادث آينده باشد اما هيچ يك از مدعيان پيش گويي نتوانستهاند به اين نياز انسان پاسخگو باشند. اكنون نمونههايي از اخبار غيبي قرآن و پيشگوييهاي آن را بيان ميداريم: شكست روميان و پيروزي مجدد آنها.
الم غلبت الروم في ادني الارض و هم من بعد غلبهم سيغلبون في بضع سنين الله الامر من قبل و من بعد و يومئذ يفرح المؤمنون بنصر الله ينصر من يشاء و هو العزيز الرحيم. وعندالله لا يُخلف الله وَعدهُ ولكن اكثر الناس لا يعلمون
شكست خورد روم در نزديكترين سرزمين و ايشان پس از شكستشان به زودي پيروز شوند، در چند سال براي خداست كار از پيش و از پس و در آن روز خرسند شوند مؤمنان. به ياري خداوند هر كه را خواهد ياري كند و او عزتمند مهربان است. وعدة خداست و نشكند خدا وعدة خويش را و ليكن بيشتر مردم نميدانند.
هنگامي كه مسلمانان در مكه بودند و در ظاهر ناتوان جنگي ميان ايرانيان و روميان صورت گرفت و منجر به شكست روميان شد. دشمنان اسلاماين حادثه را به فال نيك گرفتند. و هنوز 9 سال نگذشته بود كه مطابق اين آيات روميان در نبرد ديگري بر مسلمانان پيروز شدند و مقارن آن جنگ،در جنگبدر مسلمانان بردشمنانغالبگشتند.
پيش بيني فتح مكه:
َقد صَدَقَ الله رَسولهُ الرءْيا بِالحقّ لَتَدْخُلنَّ المسجدِ الحَرامَ إن شاءَالله آمنين مُحلّقينَ رُؤسَكم و مقصّرين لا تخافون فعلم ما لم تعلموا فجعل من دونِ ذلك فتحاً قربياً
همانا راست آورد خدا بر پيامبر خويش خواب را به درست كه درآييد در مسجد الحرام اگر خدا خواهد آسودگان تراشندگان سرهاي خويش و كوتاه كنندة ناخنهاي خويش بيآنكه بيمي داشته باشيد. پس آنچه را ندانستيد خدا دانست و آن پيروزي نزديك را قرار ميدهد.
اين آيه ميفرمايد: مراسم عمره در مكه با كمال آرامش انجام خواهد شد و بعد نيز جريان فتح مكه و مسائل آن كه همگي بيان ميشود. پيش بيني قرآن فقط محدود به اين نخواهد بود و ما در قرآن موارد بسياري را از اين قبيل داريم. مثلاً آيات سورة كوثر كه خبر از كثرت دودمان پيامبر(ص) ميدهد.
86/10/25
((اعجاز قرآن از نظر علوم روز))
قرآن دايره المعارف نيست، بلكه يك كتاب تربيت و هدايت مي باشد، هدايت در همة ابعاد آن و نزلنا عليك الكتاب تبياناً لكل شيء.و قرآن را بر تو نازل كرديم در حالي كه بيان كنندة همة چيزهاست.قرآن يك كتاب علوم طبيعي نيست و بيان اسرار عالم فقط هدف تربيتي و اخلاقي دارد و اين درست نيست كه ما فرضيههاي علمي را اساس آيات قرآني قرار دهيم چـرا كه فرضيههاي علمي هميشه راه فنا را در پي ميگيرند در حالي كه ايات قرآن فناناپذيرنـد. (مانند فرضية لاپلاس.)
مثلاً در مورد گياهان و وجود جنس نر و ماده در آنها يك دانشمند فرانسوي در سال 1731 آن را تصريح كرد در حالي كه قرآن اين حقيقت را صراحتاً در چندين مورد ميفرمايد: و انزل من السماء ماء فاخرجنا به ازواجاً من نبات شتي و از آسمان آبي فرو فرستاديم و بوسيلــة آن جفتهايي از گياهـــان گـوناگون رويانديم.و الارض مددناها و القينا فيها رواسي و انبتنا فيها مِن كُلّ زَوجٍ بهيج و زمين را توسعه داديم و كوههايي در آن انداختيم و از هر گياه زيبا زوجي در آن رويانديم. پس بدين ترتيب حتي در مورد عالم گياهان و نباتات نيز قرآن چيزي را كمنگذاشته استو تمامي قوانين طبيعي در اين زمينه را بيان نموده است. همچنين قرآن ميفرمايد: و القينا في الارض رواسي ما در زمين كوههايي افكنديم اين نشاندهندة پيدايش كوهها بعد از زمين است. در حالي كه دانشمندان امروزه ثابت كردهاند كه چين خوردگيهاي زمين پس از سرد شدن پوستة زمين ايجاد شده است.
86/10/24
((شاهكار ادبي))
قرآن يك شاهكار ادبي است و تحدي خداوند نيز به اين مسئله برميگردد كه اگر تمامي افراد روي زمين جمع گردند نميتوانند كلمهاي مثل قرآن آورند و در اين زمينـه تلاش دروغ پردازهايي چون مسيلمه كذاب بيثمر مانده است. ديوان حافظ به عنوان يكي از مهمترين آثار ادبي نيز مورد تقليد هنرمندان قرار گرفته و اثري مثل او را آوردهاند. مثلاً اديب معاصر ما آقاي الهي قمشهاي. ولي آنچه مسيلمه آورد همانند آوري نيست او فقط چند واژه را جابجا كرد به گمان اينكه همانند قرآن را آورده است. ((انا اعطيناك الكوثر)) را ((انا اعطيناك الجماهر)) آورده و اين يك تحريف است نه همانند سازي. واژة كوثر به معناي سرشار و فراوان است. و مصداق آن نسل گسترده ، نام بلند و آوازة فراگير است ولي «جماهر» يك لغت تك معنايي است. معناي كوثر از لحاظ پيشگويي تاريخي هم مد نظر قرار خواهد گرفت مانند نسل و دودمان گسترده. به طور كلي اعجاز قرآن به دو دستهء لفظي و معنوي تقسيم ميشوند. آن دسته كه از ظاهر كلمات و عبارات قرآن خارج ميشود و آندسته كه از باطن و فراسوي كلمات قرآن ميتوان استخراج كرد.فصاحت و بلاغت جزء اعجاز لفظي قرآن قرار ميگيرد؛ معارف ديني و علوم دانشهاي بشري كه جزئي از اعجاز معنوي ميباشد.تاريخ صحيح كه جزء همان علوم بشري است، اخبار از آينده و قوانين اجتماعي جزء اعجاز معنوي قرآن كريم مطرح ميگردد.ما در اين قسمت بحث چنداني روي اعجاز لفظي نخواهيم داشت و بحث پيرامون اعجاز معنوي قرآن خواهد بود.
86/10/21
((معجزات ریاضی قرآن))
پدیده بی نظیری که در قرآن وجود دارد، در هیچ کتاب نوشته دست بشر یافت نمیشود. هر یک از عناصر قرآن دارای ترکیبی است ریاضی: سوره ها، آیات، لغات، تعداد حروف، تعداد کلمات هم خانواده، تعداد و انواع اسم های الهی، طرز نوشتن بعضی لغات، عدم وجود یا تغییر عمدی بعضی حروف در بعضی لغات و بسیاری از عوامل دیگر قرآن بغیر از محتویاتش، همگی دارای ترکیبی خاص هستند. سیستم ریاضی قرآن دو جنبه مهم دارد: (۱) انشاء ریاضی، و(۲) ساختمان ریاضی قرآن که شامل شماره سوره ها و آیات است. بخاطر این کد ریاضی جامع، کوچگترین تغییر در متن یا ساختمان ترکیبی قرآن، بلافاصله آشکار میشود.
ـ بسادگی قابل درک
ـ غیر قابل تقلید
ادامه مطلب
86/10/18
((اعجاز عددی قرآن))
تساوی عددی و هماهنگی رقمی و تناسب در موضوعات قرآن، موضوعی است كه قدرت بشری از دریافت دقیق آن ناتوان بوده و از توضیح كامل وبیان آن در می ماند. به عنوان نمونه تعدادی از تناسبهای عددی آیات قرآن را بیان می نمائیم.
واژه اجر: مزد): ۱۰۸ (بار در قرآن آمده و به همین اندازه واژه (فعل: كار) آمده است.
كلمه جزاء: پاداش- كیفر ۱۱۷ بار در قرآن به كار رفته و (مغفرت)۳۳۴ بار. پس آمرزش دو برابر كیفر به كار رفته است!
در قرآن لفظ ابلیس ۱۱ بار آمده و عیناً به همین تعداد، یعنی ۱۱ بار، فرمان به استعاذه (پناه بردن به خدا) تكرار شده است.
واژه ( آیات: نشانه ها) ۳۸۲ بار در قران آمده وبا توجه به اینكه واژه ( الناس:مردم) ۲۴۱ بار و (الملائكهٔ: فرشتگان)۸۶ بار و (عالمین: جهانیان) ۷۳ بار در قرآن بكار رفته، كلمه(آیات) به اندازه مجموع واژه های (ناس- ملائكه و عالمین) به كار رفته است.
)ایمان) و مشتقات آن ۸۱۱ بار در قرآن به كار رفته و لفظ (علم) و مشتقات آن ۷۸۲ بار و مترادف (علم) یعنی(معرفت) با مشتقاتش ۲۹ مرتبه در قرآن آمده است. در نتیجه (علم ) و(معرفت) و مشتقات آن دو، مجموعاً ۸۱۱ بار تكرار شده اند كه مساوی با لفظ (ایمان) به كار رفته اند.
لفظ برّ( نیكی) و تمام مشتقاتش ۲۰ بار در قرآن آمده كه با واژه (ثواب) و مشتقاتش برابر است.
كلمه جحیم( دوزخ) ۲۶ بار در قرآن تكرار شده كه برابر با لفظ عقاب (كیفر) می باشد.
واژه حرث( كشت)۱۴ بار در قرآن آمده، و به همین اندازه واژه زراعت ( كشاورزی) به كار رفته است.
(كلمه دنیا) در قرآن ۱۱۵ بار به كار رفته و واژه (آخرت) نیز عیناً 115 بار در قرآن آمده است.
واژه (رسل) ۳۶۸ بار تكرار شده و واژه نبی ۷۵ بار ، بشیر۱۸ بار و نذیر ۵۷ بار كه مجموع ارقام مذكور ۵۱۸ مرتبه است. جای شگفتی است كه این عدد با تعداد مواردی كه اسامی پیامبران آمده برابراست. یعنی اسامی پیامبرن الهی ( آدم- نوح – موسی و...) نیز ۵۱۸ بار در قرآن به كار رفته است.
واژه (صیام: روزه) و (صبر: شكیبایی) و (درجات: بیمناكی) و (شفقت: مهربانی) هر كدام ۱۴ بار در قرآن آمده است.
كلمه (عقل) و مشتقاتش ۸۳ بار در قرآن آمده و با موارد به كار رفته واژه (نور) در قرآن برابر است .
واژه (محبت ) و مشتقاتش ۸۳ بار در قرآن آمده كه به همین تعداد واژه ( طاعت : فرمانبرداری ) در آیات وجود دارد.
كلمه ( لسان: زبان) ۲۵ بار در قرآن آمده است كه با تعداد ( موعظه: پند و اندرز) برابر است.
مطالب فوق برگرفته از كتاب (اعجازعددی قرآن) متعلق به عبدالرزاق نوفل می باشد.
86/10/17
اعجاز رنگها در قرآن :
1- جلوههايي جديد از اعجاز علمي قرآن نوشته عبدالرؤف مخلص
زندگی بشر از بدو خلقت تحت تاثیر دو عامل مهم شب و روز بوده است. انسان با مشاهده علامت شب (تاریکی) به سر پناه خود روی میآورد و با آشکار شدن صبح و روشنایی به سوی تلاش و فعالیت میشتابد. خدای متعال از دو عامل فوق به عنوان نعمتی بزرگ یاد میکند و در کنار سایر نعمتهایش میفرماید:"و جعلنا اللیل لباسا و جعلنا النهار معاشا" (یعنی شب را برای شما پوششی قرار دادیم و روز را برای معاش شما قرار دادیم.) این عملکرد فطری در انسان بیانگر این است که انسان ناخودآگاه تحت تاثیر رنگها قرار میگیرد و با کشیده شدن پرده آبی تیره بر آسمان احساس نیاز به استراحت و آرامش در او به وجود میآید؛ و با طلوع صبح و آشکار شدن نور و روشنایی زرد رنگ به انسان نیروی تکاپو و فعالیت دست میدهد. بنابراین پیشینه شناخت رنگها و احساس نیاز به آنها به صورت تکوینی در خلقت وجود داشته است. از این رو خداوند رنگها را صفت مشترک بین موجودات اعم از زنده و غیر زنده قرار داده و میفرماید: "آیا ندیدی که خدا باران را از آسمان فرود آورد و با آن انواع میوههای گوناگون و رنگارنگ پدید آورد و در زمین کوهها و طرق زیاد و اصناف و رنگهای مختلف سفید، سرخ، سیاه خلق فرمود و از اصناف انسان (مرد و زن) و اجناس حیوانات نیز به همین گونه مختلف آفرید". خداوند متعادل در آیه مذکور به وسیله رنگها و تنواع موجودات جاندار و بیجان توجه انسان را به مساله توحید جلب میکند تا نشانگر این باشد که چگونه از آب بیرنگ صدها هزاران رنگ پدید آورده و از عناصر محدود و معین موجودات کاملا متنوع و زیبا را آفریده است. جهت تبیین شگفتی رنگها، به خواص آنها از منظر آیات و روایات اشاره میکنیم.
●
خواص رنگ سبزدر قرآن کریم، از میان همه رنگها به رنگ سبز به عنوان رنگ لباس بهشتیان معرفی شده است: "ویلبسون شباباًَ خضراً من سندس و استبرق" لباسهای سبز حریر و دیبا بپوشند. ▪ مسرّت بخشی و شادآورد بودن اگر آب مایه حیات است، رنگ سبز نشانگر طراوت و زندگی میباشد چرا که طبیعت با این رنگ لباس حیات به تن میکند. خداوند متعال این شگفتی را به صورت زیبا ترسیم کرده و میفرماید:
"و جعلنا من الماء کل شیء حی"یعنی به وسیله آب هر چیزی را زنده قرار دادیم. "فاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه حقیراء" به وسیله آب هر گونه گیاه برآوردیم و از آن گیاه جوانه سبزی خارج ساختیم. رنگ سبز، رنگ گیاهان وطبیعت است و خداوند آنها را مظهر مسرت و شادی معرفی میکند: "فأنبتنا به حدائق ذات بهجهٔ" پس به وسیله آب باغهای بهجت انگیز رویانیدیم. در تعریف بهجت آورده که البهجهٔ حسن اللون و ظهور السرور فیه" بهجت بهترین رنگ است و شادی و نشاط در آن ظهور دارد. امام صادق علیه السلام در بیان خاصیت رنگ سبز میفرماید:"سه چیز غم و غصه را از بین می برد
۱- آب
۲- رنگ سبز
۳- خوشرویی.
● تقویت تحمل پذیری و صبر
امروزه علم با گذشت قرنهای متمادی خاصیت تقویت تحمل پذیری این رنگ را اثبات کرده است. دانشمندان جهت اثبات این امر آزمایشی را به شرح زیر بر روی کارگران انجام دادند. ارگران را به دو گروه تقسیم کردند، به گروه اول صندوقهای سبز و به گروه دوم صندوقهای سیاه رنگ جهت حمل دادند. کسانی که صندوقهای سبز را حمل میکردند بدون هیچ گونه شکایتی با صبر و حوصله کار خود را به اتمام رسانند، ولی حمل کنندگان صندوقهای سیاه هموزن با صندوقهای سبز از خستگی زیاد، کمردرد، ناراحتی کلیه و ... شکایت میکردند. علاوه بر اینکه این رنگ بر سلامتی روح انسان تاثیر دارد، بر رشد و سلامتی جسم نیز موثر است.
● یافتههای دانشمندان
با توجه به یافتههای دانشمندان میتوان به موارد زیر به عنوان فواید دیگر سبز اشاره کرد. تسکین درد میگرن، از بین بردن بیخوابی، پایین آوردن فشار خون، درمان یا تسکین بعضی از بیماریهای عصبی، بالابردن ادراک. خواص مثبت این رنگ تا زمانی است که از ۲۰۰ لوکس تجاوز نکند، بنابراین رنگ سبز گیاهان بهترین و معتدل ترین نوع این رنگ است، و تمام خواص فوق را دارد.
86/10/14
((چشماندازی بر اعجاز علمی قرآن))
قرآن كریم كتاب آسمانی مسلمانان و سند حقانیت آخرین فرستادهی خداوند، محمد مصطفی(ص) است. به اعتقاد ما مسلمانان، قرآن كریم معجزهی جاویدانی است كه به منظور هدایت و راهنمایی بشر برقلب مبارك رسول اكرم(ص) نازل شده است. قرآن عزیز كلامی است كه همواره خداوند به وسیلهی آن انسانها را مورد خطاب قرار داده است. از آنجا كه پیامبر اكرم(ص) آخرین فرستادهی خداوند و شریعت وی آخرین شریعت و تا ابد پابرجاست؛ مخاطبین قرآن نیز باید همهی نسلها در همهی عصرها باشند. به ناچار اعجاز قرآن نیز باید وجوهی را شامل گردد كه برای انسانها در هر زمان و مكانی حجت باشد. بنابراین علاوه بر فصاحت و بلاغت قرآن كه یكی از جنبههای اعجاز قرآن به شمار میرود و به «اعجاز بیانی» مشهور است و تنها برای اعراب، آن هم اعراب صدر اسلام قابل فهم است، قرآن كریم باید شامل جلوههای دیگری از اعجاز نیز باشد. لذا از دو قرن اخیر، «اعجاز علمی قرآن» به عنوان یكی از جنبههای اعجاز مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است. در قرآن كریم مثالها و مطالب علمی فراوانی به چشم میخورد كه با جدیدترین قوانین و نظریات اثبات شدهی علمی موافقت دارد و این نكته به قدری مورد توجه دانشمندان مسلمان و غیرمسلمان واقع گشت كه بسیاری از غربیها، مجذوب این بعد قرآن شده و به حقانیت اسلام پی برده و به دین اسلام مشرف شدند. در اینجا به برخی از مطالب موجود در قرآن دربارهی اسرار و شگفتیهای آفرینش اشاره میشود:
ادامه مطلب
86/10/13
((تشخیص اعجاز قرآن ))
(1) معجزه باید به گونهای انجام گیرد تا كارشناسان همان دوره به خوبی تشخیصدهند كه آنچه ارائه شده به درستی نشانه ما ورای جهان طبیعت و بیرون از توانبشریت است و هیچ گونه ظاهر سازی و رویه كاری در كار نیست.
(2) و این واقعیتبایدبرای همیشه محفوظ بماند.لذا انبیا كارهایی انجام دادند كه از توان ماهرترینكارشناسان آن دوره بیرون بوده تا این كه به خوبی این تشخیص صورت گیرد و برایهمیشه این برتری و تفوق روشن باشد. از همین رو معجزه اسلام قرآن است كه با شیواترین سبك و رساترین بیان و استوارترین محتوا بر عرب آن زمان عرضه شد،در حالی كه یگانه مهارت عرب آندوره در زبان و بیان آنان بوده و به خوبی تشخیص دادند كه این سخن نمیتواندساخته بشر باشد كه این گونه آنان را از هم آوردی ناتوان سازد.البته این بلندای شیوه قرآنی-چه از لحاظ نظم و چه از لحاظ محتوا-هم چنان پا بر جا است. ولید بن مغیره مخزومی كه سخنوری نیرومند و از سران بلند پایه و سرشناسعرب به شمار میرفت درباره قرآن چنین میگوید: یا عجبا لما یقول ابن ابی كبشهٔ
(3) ،فو الله ما هو بشعر و لا بسحر و لا بهذی جنون و ان قوله لمن كلام الله...،آن چه فرزندابن ابی كبشه میسراید،به خدا سوگند!نه شعر است و نه سحر و نه گزاف گویی بیخردان،بیگمان گفته او سخن خداست . هم او-موقعی كه از كنار پیامبر میگذشت و آیاتی چند از سوره مؤمن را كه درنماز تلاوت میفرمود شنید-گفت: و الله لقد سمعت من محمد آنفا كلاما ما هو منكلام الانس و لا من كلام الجن،و الله ان له لحلاوهٔ،و ان علیه لطلاوهٔ،و ان اعلاهلمثمر،و ان اسفله لمغدق.و انه یعلو و ما یعلی،به خدا سوگند!چندی پیش ازمحمد صلی الله علیه و آله سخنی شنیدم كه نه به سخن آدمیان میمانست و نه به سخن پریان.بهخدا سوگند!سخن او شیرینی ویژهای و رویه زیبایی دارد.هم چون درختی برومند وسر بر افراشته، كه بلندای آن پر ثمر و اثر بخش و پایه آن استوار است و ریشهمستحكم و گسترده دارد.همانا بر دیگر سخنان برتری خواهد یافت و سخنی دیگربر آن برتر نخواهد گردید
(4 (طفیل بن عمرو دوسی كه مردی شاعر پیشه و با اندیشه و از اشراف قریشبه شمار میرفت،عازم خانه خدا گردید.كسانی از قریش به گرد او آمدند تا او را از حضور و شنیدن سخن پیامبر باز دارند،گوید: محمد صلی الله علیه و آله را در مسجد یافتم و سخناو را شنیدم،خوش آیندم آمد.به دنبال او روانه شدم و با خود گفتم:وای بر تو،گوشفرا ده،اگر سخن راست گوید بپذیر و اگر نادرستبود ناشنیده بگیر.در خانه بهخدمت او شتافتم و عرضه داشتم:آن چه داری بر من عرضه كن.او اسلام را بر منعرضه كرد و آیاتی چند از قرآن بر من تلاوت نمود،به خدا سوگند!چنین سخنیشیوا و جالب نشنیده بودم و مطالبی ارجمندتر از آن نیافته بودم.از اینرو اسلامآوردم و شهادت به حق را از دل و جان بر زبان جاری ساختم».آن گاه به سوی قومخود شتافت و سر گذشتخود را بر ایشان بازگو كرد و همگی اسلام را پذیرفتند و اویكی از داعیان بلند آوازه اسلام شناخته شد.
(5( نضر بن حارث بن كلده از سران قریش و تیزهوشان عرب شناخته میشد كه باپیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دشمنی آشكار داشت.لذا شهادت مانند او درباره عظمت قرآن ونیرومندی آن در پیش رفت دعوت،قابل توجه است. و الفضل ما شهدت بهالاعداء، بزرگی همان بس كه دشمنان بر آن گواه شوند». او از در چاره اندیشی درباره پیامبر صلی الله علیه و آله با سران قریش چنین گوید : به خداسوگند!پیش آمدی برایتان رخ داده كه تا كنون چارهای برای آن نیاندیشیدهاید. محمد در میان شما جوانی بود آراسته،مورد پسند همگان،در سخن راستگوترینو در امانت داری بزرگ وارترین شما بود.تا هنگامی كه مویهای سفید در دو طرفگونهاش هویدا گشت و آورد آن چه را كه آورد،آن گاه گفتید:ساحر است.نه به خداسوگند! هرگز به ساحری نمیماند.گفتید:كاهن است.نه به خدا سوگند!هرگز سخناو به سخن كاهنان نمیخورد.گفتید:شاعر است:نه به خدا سوگند!هرگز سخن اوبر اوزان شعری استوار نیست.گفتید:دیوانه است.نه به خدا سوگند!هرگز رفتار اوبه دیوانگان نمیماند. پس خود دانید و درستبیاندیشید،كه رخ داد بزرگی پیشآمد كرده كه نباید آن را ساده گرفت.
(6) ابو الولید عتبهٔ بن ربیعه،كه بزرگ قریش محسوب میشد،روزی با سران قریش در مسجد الحرام نشسته بود.پیامبر اسلام نیز در گوشه دیگر مسجد نشسته بود.عتبهرو به اشراف قریش كرده و گفت: آیا روا میدارید كه اكنون محمد صلی الله علیه و آله را تنها یافته بااو سخن گویم،باشد تا او را قانع سازم،او را تطمیع نموده از دعوت خویش دستبردارد؟« البته این موقعی بود كه امثال حمزهٔ بن عبد المطلب»و جمعیت انبوهی بهپیامبر اسلام گرویده بودند و روز به روز رو به افزونی بودند!همگی به او گفتند: اگرمیتوانی با او سخن گو و به هر گونهای میتوانی او را قانع ساز». عتبه نزد پیامبر آمده گفت: ای فرزند برادر!-عرب را چنین عادت بود كه افرادهر قبیله به افراد قبیله دیگر یا ابن اخی»ای فرزند برادر خطاب میكردند-تو دارایشرف خانوادگی هستی،ولی چیزی را مدعی هستی كه موجب برخورد و تفرقهمیان قوم خود گردیده است.اكنون گوش فرا ده تا مطلبی را بر تو عرضه دارم!»پیامبرفرمود: بگو،گوش فرا میدهم».عتبه گفت: ای فرزند برادر! اگر هدف تو اندوختنثروت است،آن اندازه اموال برای تو فراهم میسازیم تا ثروت مندترین مردم قریشگردی.اگر تشنه مقامی،تو را رئیس خود میگردانیم.و اگر خواسته باشی تو رافرمان روای خود میسازیم».سپس گفت: آن كه بر تو ظاهر میگردد و چیزهایی باتو زمزمه میكند،خللی است كه بر اعصاب تو اثر گذارده،حاضریم تو را با خرجخود كاملا مداوا كنیم و از بذل مال در این زمینه دریغ نورزیم...»عتبه میگفت وپیامبر كاملا ساكت،به تمام گفتههایش گوش فرا داد.آن گاه پیامبر صلی الله علیه و آله به او گفت: آیااز گفتن مطالب خود پایان یافتی؟«گفت: آری».فرمود: پس اكنون به سخن منگوش فرا ده»عتبه گفت: با جان و دل آمادهام»پیامبر صلی الله علیه و آله در این هنگام لب بهتلاوت قرآن گشود و از ابتدای سوره فصلتشروع به خواندن نمود: بسم اللهالرحمن الرحیم...كتاب فصلت آیاته قرآنا عربیا لقوم یعلمون.بشیرا و نذیرا.
(7) و هم چنانادامه داد و عتبه با تمام وجود گوش فرا میداد،دستها را به عقب سر بر زمین تكیهداده،مجذوب تلاوت پیامبر گردیده بود،تا موقعی كه به آیه سجده رسید وپیامبر صلی الله علیه و آله سجده نمود.سپس گفت: ای ابو الولید!شنیدی آن چه را كه بر تو تلاوتكردم،اكنون این تو و اندیشه خود تا چگونه قضاوت نمایی!»در این هنگام عتبه از حالت جذبه روحی كه به او دست داده بود،بیرون آمد و بدون آن كه چیزی بگوید بهسوی دوستانش روانه گشت.او را دگرگون دیدند و میان خود گفتند:عتبه با آنحالتی كه رفتبا حالتی دیگر میآید.موقعی كه نزد آنان نشست گفتند: چه خبرآوردهای؟»گفت: آن چه آوردهام آن است كه سخنی شنیدم،به خدا سوگند!هرگزچنین سخنی شیوا نشنیده بودم،به خدا سوگند!نه شعر است و نه سحر و نهكهانت،آن گونه كه شما میپندارید.ای گروه قریش!از من بپذیرید و به من واگذاركنید.این مرد را به حال خود رها سازید و با او كاری نداشته باشید.به خدا سوگند! سخنی كه من از وی شنیدم پی آمد كلانی به دنبال دارد.اگر عرب با دستدیگران[جز قریش]كار او را ساختند از دست او آسوده شدهاید و اگر بر عرب پیروزآید-كه آینده چنین مینماید-پس پیروزی او پیروزی شماست و فرمان روایی اوفرمان روایی شما و عزت و آبروی او عزت و آبروی شماست.آن گاه شما به وسیله اوخوش بختترین مردم جهان خواهید گردید».بدو گفتند: ای ابو الولید! محمد صلی الله علیه و آلهتو را با بیان خود سحر كرده است.»گفت: آن چه به شما گفتم نظر من است،اكنونهر گونه خواهید رفتار كنید»
(8( « ابوذر غفاری،جندب بن جناده،برادری داشتبه نام انیس»كه شاعری توانا وهم آورد طلب بود و در مسابقات شعری شركت مینمود و بر اقران (هم آوردان) خود هم واره برتری داشت.ابوذر گوید: نیرومندتر از برادرم انیس شاعری را نیافتم،با دوازده شاعر نامی در دوران جاهلیت مسابقه داد و بر همه برتری یافت.او عازممكه بود،به او گفتم:تو از سخن و سخنوری سر رشته داری،باشد از پیامبری كه درآن جا به دعوت بر خواسته خبری برایم بیاوری.مدتی طولانی گذشت و از سفر آمدبه او گفتم:چه كردی؟گفت:مردی را در مكه دیدم كه بر شیوه تو بود-ابوذر بیش ازسه سال بود كه خدا را عبادت میكرد و از بتان بیزاری میجست-و بر این گمان بودكه خداوند او را به پیامبری فرستاده است.ابوذر گوید:به او گفتم:مردم چهمیگویند؟گفت:میگویند شاعر یا كاهن یا ساحر است.ولی من سخنان ناهنجاركاهنان را شنیدهام و اوزان شعری را خوب یاد دارم،هرگز بدان نمیماند،به خدا سوگند!او راست میگوید و مردم درباره او دروغ میگویند»
(9( از این گواهیها از بزرگان و سخن دانان عرب درباره قرآن فراوان است كه تاریخآن را ضبط كرده و در بستر تاریخ این گواهیها زنده بوده و برای همیشه جاویدانخواهد ماند .
86/10/09
((جلوه های اعجاز قرآن))
ولید بنمغیرهمردیتوانگر بود و در بینكفار قریشبهدانایی و تجربهشهرت داشت و اعرابعموماً برایحلمشكلاتخود بهویمراجعهمیكردند. یكیاز مشكلاتیكه- بهزعماعرابمشركو صاحبقدرت - در مكهرخنمودهبود، نفوذ و گسترشاسلامبود. روزیقریشو كفار از ولید دربارهحضرتمحمد (ص) داوریخواستند. ولید از آنانمهلتخواست. سپساز جایخود برخاستو به سوی حضرترسول(ص) كهدر (حجر اسماعیل) نشستهبود رفتو گفت: پارهایاز اشعارترا برایمنبخوان. پیامبر (ص) فرمود: آنچهمنمیگویمو میخوانم شعر نیستبلكهكلامخداستكهبرایهدایتشما نازلشدهاست. سپسولید تقاضا كرد مقداریاز آیاترا تلاوتكند. پیامبر (ص) سیزدهآیهاز آغاز سوره فصلترا خواند. هنگامیكهبهاینآیهرسید: «فاناعرضوا فقلانذرتكم صاعقهٔمثلصاعقهٔعاد و ثمود. » «هرگاهرویبرگردانند، پسبگو شما را از صاعقهایمانند صاعقهعاد و ثمود؛ بر حذر میدارم.» ولید سختبهخود لرزید و موهایشبر بدنشراستشد. همچونبهتزدهایراهخانهدر پیشگرفتو چند روزیبیروننیامد؛ تا بدانجا كهقریشپنداشتند از دیننیاكاندستبرداشته و راه«محمد(ص)» را پیشگرفتهاست. و نیز نوشتهاند: روزیكهسورهغافر بر پیامبر مكرم(ص) نازلشد، پیامبر با صداییجذاببهمنظور ابلاغآیات الهیآنرا میخواند. از اتفاق، ولید نزدیكپیامبر (ص) نشستهبود آیاترا استماعكرد: «حم، تنزیلالكتابمناللهالعزیز العلیمغافر الذنبو قابل التوب...» «اینكتاباز سویخداوند قادر دانا فرو فرستادهشدهاست، خدایی كهبخشایندهگناهانو پذیرندهتوبههاست. خداییكهكیفرشسنگینو نعمتش فراواناست. جز او خدایینیست. سرانجامهر چیزیبهسویاوست. درباره آیاتالهیجز كافرانمجادلهنمیكنند. [ ایپیامبر (ص) ] فعالیتو رفتو آمد آناندر شهرها تو را نفریبد» . اینآیاتولید را سختتحتتأثیر قرار داد. وقتیافراد قبیلهبنیمخزومدور او را گرفتند و از ویخواستند كه دربارهقرآنمحمد (ص) داوریكند، او قرآنرا چنینستود: «و انلهلحلاوهٔ و انعلیهلطلاوهٔو اناعلاهالمثمر و اناسفلهلمغدقو انهیعلو و ما یعلیعلیه.» «یعنیكلامیكهمحمد آوردهاست، شیرینیخاصیدارد و زیبایی ویژهای، شاخسار آنپر میوهاستو ریشههایآنپربركت. سخنیاستبرجسته و هیچسخنیاز آنبرجستهتر نیست» . ولید اینجملهها را گفتو راهخود را در پیشگرفت. كفار قریشچنانپنداشتند كهتحتتأثیر آیاتقرآنیقرار گرفتهو بهآیینمحمد گرویدهاست. برخیاز دانشمندانسخنانولید را نخستینتقریظیمیدانند كهبر زبانفردیرفتهاست. در یكیاز متوننثر فارسیبهناممجمعالنوادر معروفبهچهار مقالهنظامیعروضیداستانولید بنمغیرهبدینصورتنقلشدهاست: (...آوردهاند كهیكیاز اهلاسلام، پیشولید بنالمغیرهاینآیتهمیخواند: «قیلیا ارضابلعیمائكو یا سماء اقلعیو غیضالماء و قضیالامر و استوتعلیالجودیو گفتهشد ای زمین! فرو بر. آبخود را وایآسمان! باز گیر [ آبخویشرا ] و كمكردهشد آب، و كار گزاردهشد و [ كشتی] بر كوهجودیقرار گرفت» (سورههود/۴۶) فقال الولید بنالمغیره: و اللهانعلیهلطلاوهٔو انلهلحلاوهٔو اناعلاه لمثمر و اناسفلهلمغدقو ما هو قولالبشر. » چوندشمناندر فصاحتقرآنو اعجاز او در میادینانصافبدینمقامرسیدند، دوستانبنگر تا خود بهكجا برسند والسلام .
86/09/30
(( اعجاز محتواي قرآن ))
انسان در روند تكامل زندگي و حيات خود نيازمند تغيير و دگرگوني در زندگي است و اينگونه است كه شعرا و هنرمندان پيوسته آثار خود را مورد تصحيح و نقد قرار ميدهند.اما قرآن اينگونه نيست. هيچ تضاد و اختلافي در معناي آن وجود ندارد.
افلا تدبّرون القرآن وَ لَو كانَ مِن عندَ غيرِ الله فوجدوا فيه اختلافاً كثيراً.
آيا پس تأمل نميكنند در قرآن و اگر از نزد خدا نبود هر آينه در آن اختلافي زياد يافته بودند.
1- اعجاز در قرآن نوشته حسن عرفان
آسان فهمي قرآن:
يكي ديگر از اعجاز قرآن آسان فهمي قرآن است پس چرا در حالي كه غني ترين كتاب جهان است فهمش آسان و بدور از هرگونه مشكلي ميسر است؟
ولقد يَسرنا القرآن للٍذّكر
آري قرآن كتابي است اجتماعي ـ فرهنگي و سياسي براي ساخت زندگي بشر. و بشر را با تمام ابعاد فهمش در نظر ميگيرد پس بايد قابل فهم باشد.
يُريد الله بِكُم اليُسر و لا يُريد بكمُ العُسـر
خداوند آساني شما را ميخواهد نه سختي شما را.
86/09/29
(( دلايل اعجاز قرآن چيست؟))
1- قرآن زمان و مكان را در هم شكسته است. اين معجزة جاويدان امروزه همان است كه 1400 سال پيش توسط رسول اسلام(ص) آورده شد. مسائل و حوادث قرآن با اين كه مربوط به هزاران سال پيش است در اصلشان هيچگونه ترديدي ايجاد نشده است اين معجزة قرآن است كه در محدودة زمان و مكان قرار نگرفته و از 1400 سال پيش بدون هيچ گونه تخريبي باقي مانده است.
2ـ قرآن يك معجزة روحاني :
قرآن معجزهاي است كه با عقلها و انديشهها و ارواح انسانها سرو كار دارد. بنا براين اين معجزة روحاني از معجزات ديگر كه اغلب جسمي هستند برتر خواهد بود.اينجاست كه گفته ميشود قرآن معجزهايست كه بشر در برابر آن زانوي ناتواني بر زمين زده است و بنابراين آنجا كه خداوند تحدي ميكند هيچكس نتوانسته پاسخگوي او باشد. خداوند در ميان اعراب كه زبان آنها از گستردهترين زبانهاي دنيا بوده و در فصاحت و بلاغت كسي به پاي آنها نميرسيده تحدي ميكند و اينست اعجاز لفظي قرآن كه با اعجاز معنوي آن همراه است.
3ـ اعجاز قرآن بر چند دسته هستند؟
الف) از نظر رسا بودن تعبيرات، موزون بودن كلمات و جمله بنديها و به طور كلي فصاحت و بلاغت.
ب) از نظر معارف ديني و معرفي مبدأ و معاد.
ج) از نظر علومو دانشهايي كه در آن وجود دارد.
د) از نظر طرح قوانين اجتماعي.
هـ) از نظر اخبار از حوادث آينده.
86/09/27
(( قرآن و تحدي(مبارزه طلبي) ))
قرآن كتاب مقدس خاتم رسولان عالم است . اين كتاب از روز اول نزولش در مكه با سورههاي كوچك تلاش براي اثبات حقانيت خود داشت و در اين آيات رسماَ از تمامي منكران خود تحدي (مبارزه طلبي) كرده است . رسول خدا(ص) مدعي شده است كه اين جملات از من نيست و گفتههاي خداوند است و نه من بلكه اگر تمامي عالم جمع شوند نميتوانند آيهاي مانند آن بياورند.
وَ اِنْ كُنْتُمْ في رَيْبٍ مِمّا نَزَّلْنا عَلي عَبْدِنا فَاْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مثْلِه
(( اگر در آنچه بر بندة خويش فرود آوردهايم ترديد داريد سورهاي مانند آن را بياوريد ))
سوره بقره آيه 23
اگر باور نداريد آزمايش نماييد و از هر كسي كه ميخواهيد كمك بگيريد ولي بدانيد كه اگر همه افراد و نيروها را به كمك بطلبيد كه ماننده آن را بياورند قادر نخواهند بود . مخالفان پيغمبر اكرم (ص) نه در آن زمان و نه در زمانهاي بعد كه اكنون 14 قرن از آن ميگذرد نتوانسته اند به اين مبارزه طلبي پاسخ گويند . آخرين سخن مخالفان آن عصر اين بود كه قرآن جادو است خود اين اتهام اعتراف ضمني به خارق العاده بودن قرآن كريم و نوعي اظهار عجز و ناتواني در برابر قرآن بود . در تاريخ كساني چيزهاي گفته اند و فكر ميكردند كه مانند قرآن آورده اند ولي زماني كه از آنان پرسيده ميشد كه شأن نزول چيست ؟ جوابي براي اين پرست نداشتند.
86/09/25
(( قرآن معجزه جاويد ))
در بحث از اختصاصات پيامبران ، معجزه به عنوان يكي از مهمترين اين اختصاصات مطرح شد كه مردم هر عصري از پيامبر خود تقاضا ي معجزه ميكردند تا با مشاهده آن به پيامبري وي ايمان پيدا كنند . اينك در پي بحث ختم نبوت و با توجه به اينكه ما در عصر خاتميت قرار داريم و امت آخرين پيامبر خدا محسوب ميشويم ميخواهيم بدانيم معجزه پيامبر اين امت چيست؟ و آيا ما راهي بر مشاهده اين معجزه و درك اعجاز آن داريم؟ و همچنين اگر رسالت پيامبر اسلام يك رسالت جاوداني است آيا معجزه او نيز جاودانه است؟ قرآن كريم ، معجزه جاويدان خاتم پيامبران است ، پيامبران پيشين از قبيل ابراهيم ، موسي و عيسي كه هم كتاب آسماني داشتهاند و هم معجزه ، زمينه اعجازشان چيزي غير از كتاب آشمانيشان بوده است از قبيل تبديل شدن آتش به گلستان و يا اژدها شدن چوب خشك و يا زنده كردن مردگان . مستحضر هستيد كه تمامي اين معجزات موقتي و زودگذر بوده است و اگر در همين زمان شما اگر معجزه بخواهيد چه و يا اگر تاريخ اشكال داشته باشد و يا اگر معجزاتي كه در مورد باقي پيامبران ميگويند دروغي باشد تكليف چيست ؟ انسان چيزي را كه با چشم ميبيند را بالاجبار باور ميكند تا اينكه مطلبي را كه در 2600 سال پيش اتفاق را بشنود . حال نياز به يك معجزه جاودان است تا با آن بتوان در تمامي زمانها به اثبات دين پرداخت. معجزه جاودان پيامبر خاتم كتاب گرانبها آسماني او است (البته اين كتاب در كنار حداقل 17000 معجزه عيني كه از حضرت رسول(ص) مشاهده شده قراردارد مثلاَ پيامبر سايه نداشته و يا پشت سر خود را ميديدند) . به همين دليل معجزه ختميه بر خلاف ساير معجزات ، جاويدان و باقي است نه موقتي و زودگذر.
86/09/25
(( قرآن مركز همه عرفانها و باب معرفت ا.. ))
چون قرآن كريم براي تمامي بشر با تفكرات متفاوت آمده است ليكن چون براي عموم نوشته شده است به صورتي گفته شده است كه همه خواص آن را درك نمايند . اين كتاب مركز تمامي عرفانها و مبداء تمامي معرفتها است . بركات و عرفان قرآن چيزي نيست كه با زبان و يا ذكر بتوان آن را بيان نمود و بقدري ابعاد آن زياد است(مادي و معنوي) كه نميتوان در حول آن نيز حركت نمود . اگر با كمي تفكر وبا روجوع به تاريخ وسير كردن در فلاسفه پيش از اسلام در ميابيم كه عارفان با رياضت كشيدن هاي بسيار خود را به درجاتي رسانده كه به خيالات خود به معبود خويش نزديكتر مي شوند به طور مثال مرتاضان هندي كه معبود خويش را مشخص ننموده وفقط به آزار جسم وروح مي پردازند ويا عابدان زرتشت وبودا سعي مي كنند كه خود را به خداي خويش برسانند اما قافل از اين مي باشند كه در اصل توحيد دچار انحراف گرديده اند حال اسلام با تعاليم صحيح وعاقلانه به سمت معبود حركت داده تابه سر مقصد توحيد برسيم دراين مسير انسان نياز به راه نما دارد كه قرآن با تمامي رازها ورمزهاي خود كاشف حقايق وراهنماي گمراهان بوده است بسياري از بزرگان دين گمان مي كنند كه مي توانند قرآن را درك نمايند زيرا بعدي كه آنها از قرآن مي بينند بعدي است كه قرآن اينگونه به آنها فهمانده است وهنوز ابعادي در پس اين بعد به آنها نشان داده نشده است . در فلسفه يوناني يك باب ديگر است كه در محل خويش بسيار ارجمند بوده اما فقط استدلال را ثابت مي كند ولي معرفت حاصل نمي شود ذات عقدس باري تعالي معرفت غير از اثبات وجود است وقرآن آمده است وهم اثبات بكند وهم طريقه هاي متعارف را آموزش بدهد كه اين قسمت پرده ديگر از عرفان قرآن است كه اين مطالب در هيچ كتابي بغير از قرآن نمي باشد واين باعث گرديده كتب عرفاني اسلامي نسبت به كتب گذشته از جايگاه ويژه اي برخوردار باشد در قرآن به ما آموزش داده شده است كه چگونه خدا را عبادت كنيم ، چگونه وبه كدام سمت سجده كنيم چگونه معامله كنيم وچطورخوبي هاي عالم را جامع عمل به پوشانيم .
86/09/25
((قرآن هيچ تغييري نكرده است))
پيامبران اولي العزم كه ازجانب باري تعالي مأمور هدايت بشريت شدهاند هركدام راه كارهايي را جهت هدايت اعمال نمودند وخداوند نه آنها ، بلكه تمامي انبيا را به سلاح هاي زمان خود مجهز ومسلح نمود به طور مثال به موسي(ص) نيروي جادوگري وبه عيسي (ص) شفاء بيماران وبه رسول اكرم(ص) تلفيقي ازمعجزات را الهام نموده است حال زماني كه عمربابركت پيامبران اولي العزم به پايان رسد چه چيزي از آنها به يادگار خواهد ماند به درستي كه آنان كتبي را به عنوان راهنما از خود به جاي گماردهاند تفاوت پيامبر اسلام وپيامبران ديگر در اين بود كه كسي به عنوان نبي دنبال رو ايشان نبود كه هم جبرائيل براو نازل شود وهم معجزه به او اهدا شود حال بعد از پيامبراني كتب آنها دست خوش تغييراتي شده است كه قرآن كريم نيز از اين مقوله مستثناء نمي باشد اما تفاوت قرآن با كتب آسماني ديگر دراين است كه در آنها به اصل مطلب صدمه رسيده واز صراط توحيد واحكام تا حدودي به بيراهه رفته است ولي قرآن فقط در شرح توالي تغيير كرده واصل آيات برپايه خود استوار ميباشد .
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد :
(( مااين قرآن را برشما نازل نموديم وخود از آن محافظت وحراست مي نماييم ))
هم اكنون كتاب موسي وعيسي از بين رفته است وكتبي كه هم اكنون دردست پيروان آنهاست دلالت بر اين دارد كه اينها تورات وانجيل اصلي نيستند ليكن كتاب آسماني اسلام به حمدا... از روز پيدايشش تابه حال هيچ تغييري نكرده ومحفوظ مانده است حتي قرآنهايي كه به خط امام علي(ع) ويا حضرت سجاد (ع) موجود است كه با كتب قرآني امروزي هيچ تفاوتي ندارد واين دليل مبين حفاظت خداوند ازاين كتاب آسماني است.
86/09/22
((قرآن حاوي همه نيازهاي بشري))
مذهب اسلام كه سندش قرآن است ودر قالب آن محفوظ مانده و حتي كلمه اي تغيير نكرده است اين كتاب آسماني مشتمل برهمه چيز بوده وتنها راه رستگاري وانسان سازي است همينطور كه انسان همه چيز است يعني معنويت ، ماديت ، ظاهري وباطني بوده نياز به هدايتي دارد كه اين همه چيز را به مقصد برساند اين كتاب تمامي مقاصد واحتياجات معنوي ومادي انسان را برطرف نموده و ارتباطي بين حضرت حق وبشر ميباشد در اين موحبت الهي هم مسائل سياسي واجتماعي وجنگ با كفار احكام پزشكي و
… مطرح گرديده است وطريقه جنگ با ظالمان را بدرستي به تصوير كشيده است و به درستي كه اين كتاب انسان را در برابر ظلم به تحرك جهاد فرا ميخواند .انسان مي بايست مورد تربيت قرآني قرار گيرد تا اين كتاب مقدس با گوشت پوست واستخوان انسان اجين گرددتا نيازهاي مادي ومعنوي انسان را برطرف سازد . انسان زماني كه قرآن مي خواند ذاتاً شادمان وخرسند مي شوند وخود را به معبود خود نزديكتر احساس ميكند وبه اين واقعيت مي رسد كه معبود اورا دوست داشته كه اجازه سخن گفتن رابه وي داده است همانا كه در سوره واقعه آمده است(( لا يَمَسُّـهُ الَّا الْمُطَهَّرُونَ)) بجز دست پاكان بدان(قرآن) نرسد. عليهذا تعدادي ازمنابع وآيات كه جهت استفاده هاي معنوي ومادي كاربرد دارد بيان مي نمايند .1
ـ كتاب درمان باقرآن نوشته محمد رضا كريمي2
ـ دارالشفاء قرآن نوشته جابر رضواني3
ـ مجمع الاحاديث نبوي نوشته آيت ا.. فضل ا.. كمپاني86/09/20
(( خلاصهاي از تاريخ قرآن ))
قرآن كريم ، آخرين كتاب آسماني است كه از طريق وحي و از سوي خداوند تبارك و تعالي ، بمنظور نجات بشر از طغيان و سرپرچي و هدايت او به سوي نور بر پيامبر اسلام محمد بن عبدالله (ص) نازل گرديده است.
((نزول اين كتاب مقدست بدون ترديد در شب قدر آغاز و كيفيت نزول آيات شريفه بصورت تدريجي بود تا بدينوسيله موجبات استمرار قوت قلب مبارك آن حضرت فراهم آيد)) فرقان-32
از نامهاي شريفه اين كتاب ميتوان فرقان ، ذكر ، تنزيل و نور را نام برد. قرآن به سوره و آيات تقسيم بندي شده كه حدود آنها توسط شخص پيامبر اكرم(ص) معين گرديده است . تعداد سورهها 114 و عدد آيات آن كمتر از 6300 آيه بوده و مطابق حديثي كه امام علي (ع) از رسول اكرم (ص) نقل نموده است شماره آيات قرآن 6236 آيه است . آيات به دو دسته كلي (مكي) و (مدني) تقسيم ميشود كه اين تقسيم بندي كمك شايان توجهي در كار يك محقق بشمار ميرود. رسول مكرم اسلام(ص) خود امي و بيسواد بوده وبه كتابت وقرائت آشنايي نداشته وليكن در جهت حفظ وصيانت كتاب مقدس اسلام از برخي افراد به عنوان ((كُتاب وحي)) استفاده فرموده و در سدر اسلام علاوه در نگارش آيات الهي حفظ آيات توسط مسلمين نيز شيوه ديگري در جهت حفظ اين موحبت الهي و مصونيت از دست خوردگي و تحريف به شمار ميرفته است .در مورد امر تدوين و ترتيب سوره و آيات در زمان حيات ارزشمند رسول ختمي مرتبت (ص) اقوال گوناگون مطرح و از اين امر ميباشد كه سورههاي كلام الله در زمان حيات ايشان مرتب شده بود اما متأسفانه اين ترتيب در مصاحف مختلف تغييراتي در تقدم و تأخير سوره قرآن مشاهده ميشد ، لذا حضرت علي بن ابيطالب (ع) به عنوان نخستين جامع و مدون قرآن كريم ، بعد از رحلت حضرت رسول خدا (ص) و با در نظر گرفتن ترتيب نزول قرآن كريم اقدام به تدوين آن فرمودند كه مورد پذيرش واقع نشد.در زمان عثمان اقدام مجددي در اين زمينه صورت گرفت وقرآن كريم با ترتيب فعلي وتحت نظارت امير مؤمنان علي (ع) تدوين ودر اختيار مسلمانان قرار گرفت كه مورد تأييد كليه فرق اسلامي است . لازم به توضيح است كه آيات جمع آوري شده در آن زمان ،فاقد نشانه ها وعلامتي از قبيل اعراب ونقطه بوده وهمين امر مي توانست در دراز مدت به تشتّت قرائت كلمات قرآني منجر گردد. بمنظور پيشگيري از وقوع چنين مسئله اي نخستين بار «ابي الاسود دوئلي» متوفي سال 69 هجري ، دست اندركار اعراب گذاري كلمات قرآن شد. اما هنوز حروف متشابه، فاقد نقطه هاي مشخص كننده بود واين كار نيز سرانجام با همت دوتن از شاگردان ابي الاسود به نام هاي «يحيي بن يعمور» و«نصربن عاصم » به سامان رسيد ودر قرن سوم هجري ، شيوه نگارش قرآن از نظر تكامل وپختگي به مرحله قابل ملاحظه اي رسيد . در ارتباط با نقطة آغاز تعليم قرائت قرآن، تاريخ حاكي از اين است كه زمان حيات پيامبر (ص) ، مركزي شبيه به كانون تعليم قرائت وحفظ وتمرين آن به وجود آمد كه شخص ايشان برآن نظارت داشته ومردم را به فراگيري قرائت وحفظ آيات كلام الله تشويق وترغيب مي فرمودند تاحدي كه گاهي از صحابه خويش ميخواستند كه براي آن حضرت قرآن بخوانند .

